تبليغاتX

پادشاه فرزانه ايران اعلاحضرت همايوني رضا شاه دوم پهلوي ! حقير در کلبه فقيرانه ام جواهر پربهايي را دارم که شما در جاه و جلال کبريايي تان آن را نداريد. من چون شما را دارم و شما چون خودتان نداريد

سال 1387 سال پرچم شيروخورشيد "> تحریم انتخابات وظیفه ملی است! پاسارگاد2

دهم امرداد دو هزار و پانصد و شصت و هفت شاهنشاهی

    

   کسی اگر تاکنون به صدا درآمدن زنگ های خطربرای ایران را نشنیده باشد دیگر با تحریم های اخیر، تهدیدهای صورت گرفته از جانب اسراییل ، اولتیماتوم های خاویرسولانا و...برایش مسجل و آشکار است که امروز ایران با تمام متعلقاتش دارد بر لبه تیغ راه می رود.

   بدیهی است که رژیم دیکتاتوری ولایت فقیه و ابواب مزدور رسانه یی اش به آسانی ضعف و شکست خود را اعلام نکرده و یا تمایل خود رابه عقب نشینی(حال در زمینه هسته یی ویاغیرهسته یی)ابراز ندارند.آنچه رابه روشنی می دانیم این است که سیستم و طرزفکرحکومت عمامه داران از ابتدا بر پایه لجاجت و کوته فکری(شایدکودک مغزی تلفظ زیباتری باشد)بناگذاشته شده شد و ایران ما جزو معدود کشورهایی بود که انقلاب آن جای آنکه بویی حتاازحماسه و شجاعت برده باشد-بسیارشبیه غلیانی جنون وار و یا یک وقاحت آشکاربود.حکومت اسلامی ازنخست و بابه گروگان گرفتن کارمندان سفارت امریکابه این کشور اعلان جنگ داد.یاوه گویی های روح الله خمینی درمورد محو کشور اسراییل و رویای" فتح قدس" و تکرار دیوانه ماب هواخواهان مزدور وی باشعار"کربلا کربلا٬ماداریم می آییم"همه و همه دال برپا گرفتن تفکر بی ارزشی بودند که مشتی از سطوح پایین و لاابالی جامعه نیز پرچمدارش شده و خبر از آمدن روزها و سال های سیاهی را به ایران می دادند.

  البته با ریشه دواندن حکومت اسلامی ،دیری نگذشت که همین بنای بی بنیان شبیه غده سرطانی بی مهاری دربندبند ایران رخنه کرد و ملایان که درس فریبکاری و شیادی را از ازل درنهاد پلشت خود داشتند امروزه به مانندافعیان مارخورده یی گشته اند که هرگز و به هیچ قیمتی حاضربه از دست دادن مسند قدرت خود نیستند و غافلندکه اضمحلال دیدگاه و پوچ بودن ماهیت و سنگ بنای حضورشان را با سرکوب ملت و ستم بر آزادی خواهان نمی توانند ازچشم واقع بینان دورنگاه دارند و سرنوشت دیر یا زود لاشخورصفتان دستار به سر،نابودی و سرازیر شدن به زباله دانی تاریخ است.

   این مطلب جهت آگاهی دوستداران ایران است تا هوشیارباشند زیراکشورعزیزما درخطری جدی واقع شده است و اگرعنان اختیار وتصمیم گیری هرچه زودتر در دست خودملت نیافتد٬با وجود تمام آنچه گفته شدمیهن مان درخطر ویرانی وسقوط است.

   خطر بسیار نزدیک است و باید بدانیم میان مسلح شدن سپاه و رژیم تروریست اسلامی به بمب اتم یا حمله نظامی خارجی به ایران ،هیچ تفاوتی وجود ندارد. تجهیز نظام بیگانه صفتی چون حکومت اسلامی وقت به کلاهک هسته یی، با حمله بیگانه ها از بیرون مرزها به ایران هر دو حاصلی جز ویرانی و جزمرگ و نیستی برای وطن مان ایران ندارد. کاش چشمان مان را در این شرایط حساس و بحرانی باز می کردیم و دست توانمند"خرد"را از آستین همت بیرون می کشیدیم. هر روزی که می گذرد ایران و ملت ایران به لبه پرتگاه نزدیک ترمی شوند. اکنون روزها و ساعات نیز درسرنوشت مانقش آفرینی می کنند. البته به دست آوردن آزادی و عبور از رژیم دیکتاتوری ولایت فقیه بی پرداختن بها میسر نیست اما اگر هرچه زودترحرکتی جدی را به ثمر برسانیم هزینه ی کمتر و بازدهی بیشتری خواهد داشت. ایرانیان داخل مرز اگر قدم به صحنه بگذارند، ازخارج مرز و توسط اقتدار رسانه یی جهانی و جوامع حقوق بشرحمایت معنوی خواهند شد و از جانب متفکرین ایرانی دور از وطن نیز پشتیبانی فکری و عملی دریافت خواهند داشت.

  شاید دیگر فرصتی برای بحث کردن٬دست دست کردن و یاچانه زدن و فکرکردن نباشد.تنها راهی که به نجات ایران خاتمه خواهدیافت ٬سرنگون سازی رژیم حاکم است پس باید بکوشیم راه نخستین را سریع و صحیح طی کنیم تا در زمان لازم به موضوعات دیگربپردازیم.بهتر است درک کنیم فرصت چندانی باقی نیست پس...

  ایران متعلق به تمام ایرانیان است و آنهایی که در این سوی آب ها و درجامعه آزاد حضوردارند درکنار ایرانیان عزیزی که در داخل مرز و دربند رژیم سرکش اسلامی هستند باید دوشادوش و به یک اندازه برای نجات ایران گام بردارند.

   گاهی وقت ها تلخی و گزنده بودن لحن کلام ٬دال برنگرانی و بیم ازسرنوشتی است که به فرد فرد مان ارتباط مستقیم دارد.بدنیست بدانیم گاهی یک سیلی به موقع ٬سودمندتر ازیک دلداری دادن بی موقع است.

 

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

دهم تیر دو هزار و پانصد و شصت و هفت شاهنشاهی

           

    ایران در مرزجنگی نابوده کننده است، اگرچه همه چیزدال بر این مساله است هنوز هم درمیان اپوزوسیون چند دستگی و عدم اتحاد دیده می شود.

    ژنرال اسحاق بن اسراییل رییس حزب حاکم بر کابینه اسراییل، سه روز پیش درگفتگویی بانشریه اشپیگل آلمان اظهار کرد که حمله به تاسیسات اتمی ایران٬ همین امروز نیزبرای ما میسر است.

وی به گفته هایش چنین افزود که اگر اقدامات کنونی یعنی روش های دیپلماسی و تحریم هایی که برضد رژیم وقت ایران صورت می گیرد نتیجه نبخشند و به نقطه بحرانی برسیم از آخرین گزینه یعنی حمله نظامی استفاده خواهیم کرد.

    آیا معنای این گفته هاچیست؟ جملات بالا از زبان فردی بیان شده که بی شک دست قدرتمندی در سیاست کشورش دارد و پیشتر نیز طراح نابود کردن تاسیسات هسته یی مشکوک عراق بود. این ژنرال اسراییلی کاملن منطقی تصریح کرده که حکومت اسلامی ایران مجاز نیست بمب هسته یی داشته باشد.

    از سوی دیگر و در پشت صحنه رژیم مستبدحاکم، تروریست بزرگ و فقیه کارآزموده در زمینه آدم کشی به عبارتی شخص "علی خامنه یی" در اندیشه و سودای دست یابی به کلاهک هسته یی است تا به خیال خام خودش جهان اسلام!!! را قدرتمند سازد و از آنجا که معیارهای یک نظام دین سالار، بر دنیای پس از مرگ و به واقع برمرگ بشریت پایه ریزی شده است این به اصطلاح رهبر، در گوشه یی از مغزش هم به خطرات و عواقب شوم این بلند پروازی جاهلانه نظام خود نمی اندیشد.

   چند روز پیش تاسیسات راکتورهای اتمی کره شمالی-کشوری که تا چندی پیش در کنار ایران و در لیست کشورهای تروریست جا داشت-توسط امریکا منهدم و با خاک یکسان شد. چه بخواهند و چه نخواهند سرنوشت دیر یا زود تاسیسات اتمی مخوف جمهوری حاکم بر ایران چیزی جز این نخواهد بود.

ایران ما در چند قدمی یک حمله نظامی سنگین و جدی قرار دارد و گریزی از این واقع نیست. آنچه آزارنده به نظرمی رسد قربانی شدن مردم بیگناه و خسارات مالی و طبیعی بیشماری است که به کشورمان واردخواهدشد.

   چاره چیست؟

    به ایران امروز بیاندیشیم. جایی برای تردید نگذاریم که حمله نظامی اسراییل به تاسیسات اتمی این دژخیمان برابر با واکنشی احمقانه و کوته فکرانه یعنی مقابله به مثل و هدف قرار دادن اسراییل ازسوی حکومت الله خواهد بود و این به واقع جرقه جنگی تمام عیار و خان و مان سوز است جنگی به مراتب مهلک تر از جنگ ایران با عراق که خسارات جانی و مالی و حشتناک و غیرقابل برگشتی به ایران و به پیکره میهن عزیزمان وارد خواهدساخت.

    پس بیاییم و چند دستگی های تاسف آور امروز را به کناری نهیم. ما امروز تنها یک دشمن داریم و آنهم نظام متعفن و لاشخور صفت ملایان است. نظامی که می خواهد رویاروی تمام دنیا بایستد و در رویاهای احمقانه اش نوع بشر را به کام مرگ بفرستد تا در این کره خاکی تنها نسل کثیف تازی برجای بماند و در این رهگذر قطعن ایران و ایرانی را پامال خواهد کرد و دم تیغ افکار پلید خود خواهد گذراند. چنانچه تاکنون نیز رویه یی جز این نداشته است.

   جای تاسف و افسوس فراوان است اگر امروز و در این شرایط بحرانی وحساس، عده یی همچنان بخواهند به کینه های قدیمی چنگ زنند و تنها امید و دلخوشی دستاربندان را(یعنی همان تفرقه درمیان اپوزوسیون)تحقق ببخشند.

    به عنوان یکی از مبارزان کوچک راه بزرگ آزادی،این حقیر تمام ذهن و اعماق روحم متبلور ازشکوه اهورایی پادشاه و معبود ایران ذات همایونی اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی است. شکی در این واقع نیست که ایران را جز رفتن به زیرسایه شکوهمند خاندان جلیل سلطنت پهلوی٬ هرگزحکومتی شایسته نیست...اما امروز فقط باید به اتحاد اندیشید و بحث برسر اینکه نظام آینده ایران چه باشد را به زمان خود موکول کرد.

    آنهایی که مدام در ساز مخالف می دمند و با جسارت هرچه تمام تر، اتهامات دروغین و رنگارنگ به پادشاهان بزرگ پهلوی نسبت می دهند و درعین حال نیز عوام فریبانه دم از مردم گرایی و دموکراسی می زنند، اگر به واقع از ملی بودن و بهره از اقبال مردمی خود مطمئن و خاطرجمع هستند، مانده ایم چرا نمی گذارند تا دست توانای اتحاد، نظام ملایان را سرنگون سازد و یک رفراندوم آزاد به میان آید؟ نکند برخلاف ادعای مردم گرایی شان، ملت ایران را در آنچنان جایگاهی نمی بینند که اجازه یابند در یک رفراندوم آزاد شرکت کنند؟ یا نکند بیم دارند که ملت آنها را به عنوان آلترناتیو در رژیم آینده گزین نکنند؟ نکند فهمیده اند که حنای شان بیرنگ است و ترجیح می دهند ایران و مردمش در زیرسم ددمنشان حاکم ٬نیست و نابود شوند اما شرایط همچنان همین بماند تا خدای ناکرده آن داغ کهنه و بی مرهمی که حکومت مردمی و پر از رافت آریامهربزرگ، بر قلب اینان نشانده با بازگشت و بر اریکه شاهنشاهی نشستن فرزند ارشد و تاجدار ایشان دوباره سرریز نکند و یا حس شرمساری بیش از اندازه از کارنامه سیاه این مثلن حامیان دموکراسی٬ وادارشان می سازد تا همچنان که سی سال پیش خمینی را در به مسند قدرت نشستن یاری دادند، امروز هم با لگدپرانی و افاضات بزرگ تر از دهان شان بر عمر شوم حکومت نجس ولایت فقیه بیافزایند؟

    به نظر می رسد آنهایی که سرمویی ازشرافت ومیهن پرستی در وجودشان باقی مانده است –از هر مسلک و فرقه و مرامی-جز سرنگونی و براندازی رژیم غاصب و غیرمردمی اسلامی فکری در سر نداشته باشند و برای این مهم دست یاری و اتحاد را با یکدیگر بفشارند و مسیر آزادی ایران را هموار و کم هزینه کنند زیرا خطری جدی و ضایعه یی دردناک در شرف وقوع برای میهن ماست و اگر شرایط  همین گونه ادامه یابد شاید به قدری همه چیز سریع رخ بدهد که فرصتی برای عقب رفت و جبران آن درکف نمانَد.

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

بیست و نهم اردیبهشت دو هزار و پانصد و شصت و هفت شاهنشاهی

  

        سخنان اخیر پرزیدنت بوش در آستانه سفرش به منطقه،اگرچه چندان تازه نبوده -و پیش تر نیزخطرات وجود رژیم مرگبار اسلامی را گوشزد و تاکیدکرده بود تکلیف جمهوری وقت ایران باید به زودی مشخص شود-اما با توجه به اوضاع اخیر جهان و تقریبن انزجار تمام ملل و دولت ها نسبت به رژیم حاکم بر ایران، اظهارات اخیر آقای بوش می تواند تهدیدی جدی برای حمله نظامی امریکا و اسراییل به ایران باشد.

پرزیدنت جورج دبلیو بوش ریاست جمهوری شصت و دو ساله امریکا،در بخشی از سخنانش صراحتن گفت:"رژیم ایران ٬مرکز بسیاری از مشکلات درخاورمیانه است" و با تاکید یادآور شد:"رژیم ایران و سوریه، دو مانع مهم بر سر راه صلح و ثبات در خاورمیانه هستند".

اگر بخواهیم معقولانه و منصفانه قضاوت کنیم ،بی تردید آقای بوش یکسری واضحات را تصریح کرده است.بر چه کسی امروز نهان است که جمهوری منفور و کینه افروز اسلامی،آتش جنگ را در نقطه به نقطه خاورمیانه برافروخته ساخته است.این نظام نامشروع با تاخت و تاز بین المللی اش ننگ تروریسم ایدئولوژیک خود را حتا به فرانسه،ایالات متحده ،امریکای لاتین ،هلند،آلمان و...بسیاری از ممالک دنیا آشکار کرده و با قربانی گرفتن از بسیاری انسان ها،باعث نفرت ملل جهان از ایران و ایرانی شده است.دنیا و بسیاری از مردمانش چندان از محدودیت ها و محرومیت های ملت شریف ایران و در عین حال حس غضب شان نسبت به حکومت تحمیلی اسلامی ٬باخبر و آگاه نیستند و نمی دانند اکثریت قاطع مردم کشورمان از سایه شوم و پلید اسلام گرایان جائر بر سر میهن شان بیزار هستند و پیوسته برای نجات وطن از دست اهریمنان در تلاشند.این واقعیت تلخی است که بیشتر ملت ها و حکام دنیا،مردم ایران و حاکمین نامردم اش را به یک چوب می رانند و تمایزی میان این دو نمی توانند قایل شوند.

اگرچه در اهمیت تمامیت ارضی میهن مان ایران شکی نداریم و مرگ هر ایرانی-بر اثر وقوع جنگی که دیگر بسیار نزدیک به نظر می رسد-تاسف آور و دردناک است اما گذشته از این مساله بد نیست کمی واقع بین باشیم.ایران ما به زودی مورد حمله نظامی قرار خواهد گرفت و این تنها ثمرسکوت چندین و چند ساله ما در برابر وقاحت حاکمین دجالی است که بر سرموطن ما آوار شدند.جنگی که رخ خواهد داد عقبات اشتباه جانکاه و غیرقابل گذشتی است که سی سال پیش مرتکب آن شدیم و با راندن پدر،سرور و صاحب مان آریامهرفقید و نمک ناشناسی مان درحق ایشان و سپستر این همه سال اهمال و کوتاهی مان در امر مبارزه و درحالیکه جانشین و میراث دار آریامهر٬ذات اقدس همایونی اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی پیگیرانه و بی لحظه یی درنگ ٬درصحنه بلاانکار نبرد قرار داشته و پیام های مهرآمیزشان را در حمایت از مبارزین درون مرز و برون مرز ابلاغ می فرمودند- که هماره نیز چنین می کنند-بار دیگر در پیشگاه خاندان جلیل سلطنت همانان که معنای وزین حق و حقیقتند، کم فهمی و عدم فرمانبرداری و غیرت مان را ثابت کردیم تا مشخص شود هنوز از جفای سی سال پیش مان شرمنده و خجلت زده نیستیم. بله این جنگ سیاه عاقبت و در آینده یی بسیار نزدیک ایران ما را به ویرانه بدل خواهدساخت و بر خلاف تصور کج اندیشانی که فکر می کنندهمان شور بی خاصیت- که در اثنای جنگ ایران با عراق میان تنی از مردم وجود داشت- لاشه فرسوده یی از آن به اصطلاح شور"جنگ جنگ تا پیروزی" و "تنها ره سعادت، ایمان جهاد شهادت"امروز نیز قابل یافتن است حال آنکه آن حس و شور،یک دوپین را می ماند که به علت رخدادهای اوباش مابانه ی انقلابیون و در پیامدش جوخاصی که به طور موقت در میان برخی از مردم به وجود آمده و با بخشیدن یک انرژی کاذب و غیر واقعی ٬به شکلی مقطعی و گذرا آنان را به حفظ پایه های حکومت اسلامی شایق ساخته بود هرچند همان "جو زدگان" نیز امروز یا به کام مرگ رفته و یا از ژرفای نادانی و بلاهت خود پشیمان هستند.

     باید این را باور کنیم که حمله نظامی به ایران مساوی با نابودی ما و نابودی ایران ماست. بیاییم و درک کنیم فرصت برای نجات کشورمان بسیاراندک است و به قولی" یاتن رسد به جانان یا جان ز تن درآید"و در واقع یا ما میهن را آزاد کرده و با پس دادن آن به قدوم مبارک پادشاه مان ،ایران را به ساختارطبیعی و منطقی اش بازخواهیم گرداند و یا اینکه باز اجازه می دهیم عنان قدرت در دست حاکمان نالایق دین فروش بماند و آنقدر به این وضعیت شوم ادامه می دهیم تا به زودی کشور ما را با خاک یکسان کنند و از میهن محبوب مان چیزی باقی نگذارند.

 

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

 
<