تبليغاتX

پادشاه فرزانه ايران اعلاحضرت همايوني رضا شاه دوم پهلوي ! حقير در کلبه فقيرانه ام جواهر پربهايي را دارم که شما در جاه و جلال کبريايي تان آن را نداريد. من چون شما را دارم و شما چون خودتان نداريد

سال 1387 سال پرچم شيروخورشيد "> تحریم انتخابات وظیفه ملی است! پاسارگاد2

هفتم ارديبهشت دو هزار و پانصد و شصت و هشت شاهنشاهي

      والاحضرت شاهزاده عليرضا پهلوي دوم

    در آستانه زادروزي خجسته و فرخنده قرار داريم. ولادت باسعادت مردي بس والاتبار كه ديدن رخسار تابنده ايشان، يادآور فروغ مهرآفرين آريامهر بزرگ است.

    فردا ولادت شكوهمند شاهزاده يي والامقام مي باشد. فرزند شاهنشاه فقيد محمد رضا شاه پهلوي، برادر كوچك پادشاه بزرگ ايران رضاشاه دوم و نيكو سرشتي برخاسته از دامان علياحضرت شهبانوي پاك نهاد ايران فرح پهلوي...

    هشتم ارديبهشت ماه برابر است با فرخنده ميلاد والاحضرت شاهزاده عليرضا پهلوي نور چشم برادر تاجدار و محبوب خاندان بزرگ سلطنت پهلوي.  

    همايون باد زادروز ابرمردي از سلاله ي خورشيد...

  

   رواق منظر چشم من آشيانه ي توست

   كَرَم نما و فرود آ كه خانه خانه ي توست

 

   دلت به وصل ِگُل اي بلبل صبا خوش باد

   كه در چَمَن همه گلبانگ عاشقانه ي توست

   

   علاج ضعف دل ما به لَب حوالت كن

   كه اين مُفرح ياقوت در خزانه ي توست

    والاحضرت شاهزاده عليرضا پهلوي در هشتم ارديبهشت ماه سال يكهزار و سيصد و چهل و پنج خورشيدي ديده گان مبارك را به جهان خاكي گشودند. زايش اين طفل نو رسيده به عنوان سومين فرزند شاهنشاه فقيد آريامهر اعلاحضرت محمدرضا پهلوي و علياحضرت شهبانو، سبب خوشنودي آن نيك نامان و شادماني فراوان آحاد مردم در سراسر ايران گرديد.

    مقارن با شورش منحوس سال 57 والاحضرت شاهزاده عليرضا در آغاز نوجواني ناگزير به ترك ديار شده و ضايعه وفات پدر اهورايي شان در همان ساليان نوجواني، ضربه سختي بر روح و جان ايشان بود. گرچه والاحضرت علاقه و اشتياقي ژرف به وجود مبارك پدر تاجدارشان داشتند اما بي آنكه بگذارند چنين داغ بزرگي مانع از مسير تعالي ايشان گردد، شاهپور عليرضا پهلوي درس آموختن در مقاطع راهنمايي و دبيرستان را پي گرفته و سپس تحصيلات دانشگاهي را با استواري تمام آغاز كردند. ايشان از دانشگاه پرينستون در مقطع كارشناسي فارغ التحصيل شده و براي كسب فرمودن مدرك كارشناسي ارشد وارد دانشگاه كلمبيا شدند. شاهزاده عليرضا با اهتمام و كوششي كم مانند، سرانجام توانستند تا از دانشگاه هاروارد مدرك دكتراي "ايران شناسي پيش از اسلام" را دريافت بدارند.

    شاهزاده عليرضا اگرچه تنهايي گُزيدن را براي بهتر گام برداشتن در جاده پيشرفت هاي علمي مناسب يافته بودند اما در عين حال تعلقي ويژه و خاص نسبت به ساير اعضاي دودمان سلطنت از جمله خواهر كوچكترشان شاهدخت ليلا داشتند كه همين سبب مي شد اوقات فراغت را در كنار خاندان بزرگوارشان سپري كنند. شوربختانه دست پليد روزگار در سال هشتاد خورشيدي گل شكوفاني چون شاهدخت ليلا پهلوي را از بوستان پرنكهت خاندان سلطنت ربود و اين فاجعه در روح و خاطر والاحضرت شاهزاده، اندوهي جاودانه را ناخوانده مهمان ساخت.

    شاهزاده عليرضا پهلوي فرزند برومند آريامهر فقيد اراده كردند تا با رقم زدن يك ازدواج - كه بر اساس عشق و شناخت متقابل صورت گرفته باشد- تحولي تازه در زندگاني خويش ايجاد فرمايند. ايشان دوشيزه سارا طباطبايي را گزينه يي شايسته براي قدم نهادن به دربار پُرجاه و جلال سلطنت يافته و در سال هشتاد و يك خورشيدي ايشان را به همسري انتخاب كردند و هم اكنون در كنار بانو سارا طباطبايي بردبارانه زندگي در غربت را سپري مي كنند. اگرچه تلخي اين غربت ناگزير، هرگز از طعم شيرين عشق و اميد نمي كاهد. شاهزاده عليرضا پهلوي در سمت استادي دانشگاه رادمردي فرهيخته، در جايگاه خانواده همسري وفادار و در دامان گهربار خاندان جليل القدر پهلوي در مسند ولايتعهد مي باشند.

    در پيشگاه زادروز والاحضرت شاهپور عليرضا پهلوي دوم سر تعظيم و كرنش فرو مي آوريم.

    فرا رسيدن خجسته ميلاد با سعادت والاحضرت شاهزاده عليرضا پهلوي را نخست خاكسارانه به پيشگاه برادر تاجدار و شهريار ايشان ذات اقدس ملوکانه اعلاحضرت رضا شاه دوم پهلوی عرض شادباش تقديم مي داريم و سپس به حضور مبارك مادر شهبانوي ايشان علياحضرت فرح ديبا پهلوي مراتب تبريك خالصانه خود را پيشكش مي كنيم. سپس به خدمت خواهر گرانقدرشان والاحضرت شاهدخت فرحناز پهلوي و همچنين به محضر ديگر خواهرشان والاحضرت شهناز پهلوي تبريك و تهنيت عرضه مي داريم. سپستر با تمام وجود آغاز بهاري ديگر از عمر مبارك شاهزاده بزرگوار عليرضا پهلوي را به حضور انور خود ايشان و همسر ارجمندشان بانو سارا طباطبايي فرخنده باد عرض مي كنيم. با اين آرزو كه والاحضرت شاهزاده عليرضا پهلوي در سايه همايوني برادر شهريار شان، صد سال به خرمي و شادي برقرار و پاينده بمانند.

   براي تماشاي چند فرتور زيبا از شاهزاده عليرضا پهلوي، بر ادامه مطلب كليك كنيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

بيست و چهارم اسفند دو هزار و پانصد و شصت و هفت شاهنشاهي

       اعلاحضرت رضا شاه كبير سرسلسله خاندان سلطنت پهلوي

مرا چشميست خون افشان ز دست آن كمان ابرو

جهان بس فتنه خواهد ديد از آن چشم و از آن ابرو

 

غلام چشم آن تُركم كه در خواب خوش مستي

نگارين گلشنش روي است و مُشگين سايبان ابرو

 

   خجسته باد مي گوييم و در محضر زادروز آن اهورا مرد جاويدنام، به خاك مي افتيم.

   امروز بيست و چهارم اسفند ماه است. سالروز ولادت مردي ماوراي تاريخ، بزرگ زادروز كسي كه حتا پس از گذشتن هزاره ها، نام درخشان ايشان بر جريده عالم مستدام است...

  در محضر اين روز بزرگ، قلم فرسودن و نوشتن حاصلي ندارد. در پيشگاه اين نام كبير تنها بايد خم شد و سر به سجده نهاد. در حضور نام رضاشاه كبير سرسلسله همايون تبارترين دودمان تاريخ بشريت ما را چه به توصيف چنين كرامتي...در محضر خاندان بزرگ پهلوي، آن نام آوران فريدون سا، آن پادشاهان بزرگ، چه مي توانيم بنويسيم و بگوييم جز مدح ابهت وجود بي نهايت شان كه سرچشمه از سرشتي لايزال دارد.

  درود بر تو روزي كه چشم گشودي، درود و تكريم بر تو روزي كه بر آفاق ايران برآمدي و درود بر تو روزي كه به اذن نوه تاجدارات ما نيز برخواهيم خاست تا بر دامان اين شب سياه، سپيده رهايي و راستي را ترسيم كنيم.

   اعلاحضرت رضاشاه بزرگ شاهنشاه دلاوري بودند كه به يمن دستان پرفتوح ايشان، ايران تكيده قامت از خاكساري به عرش رسيد. رضاشاه بزرگ آن يگانه پادشاهي كه به فرمان ايشان و به اراده ملوكانه حضرتش ميهن مظلوم و زخم خورده ما رنگ و جاني دوباره گرفت. سلام بر شما اي بزرگ مرد، سلام آفرينش بر شمايي كه كرامت تان، راز بودن ماست و نام پرآوازه تان مايه غرور ما و نسل شكوهمند تان يگانه اميد ما...

  پادشاها كدامين قلم است كه تا كنون شهامت نوشتن كلامي پيرامون شكوه شاهانه تان را داشته و كدامين ذهن است كه جلالت كبريايي تان را بتواند تجسم نمايد...؟

   امروز صد و سي و يكمين سال زايش رضاشاه كبير مي باشد. بيست و چهارم اسفند برابر با ولادت مردي است كه نسل ها و نسل ها پس از ايشان وامدار فضل و رحمت اين بزرگ مرد خواهند بود.

   ايران پس از يورش تاريخي و مهلك تازيان و در محاق رفتن فرهنگ ناب و درخشان ايراني، در سياهي و ظلمت محض فرو رفته بود. در چند قرن اخير نيز ظهور دو سلسله منفور و ننگين صفويه و قاجاريه سنگين ترين ستم ها را به ايران روا داشته و در يك قدمي نابودي كامل قرارش داده بودند. صفويه با رواج و نهادينه سازي شيعه گري و تعصب ورزي نابخردانه اش بر اين رويه بي منطق، موجب رسوخ و قدرت گيري انگل وار ملايان(به اصطلاح علماي شيعه) گشت. ساليان بعد سلسله فاسد و منحوس قاجارها به مسند نشست و در هنگامه سرنوشت سازي كه جهان به سمت مدرنيزه شدن حركتي جدي آغازيده بود تن پروري و بي غيرتي اين سلسله، حساس ترين و كليدي ترين فرصت براي پيشرفت و خود نمودن ايران را از ما ستانده و نه تنها گامي در راستاي ترقي برنداشت كه با خفت و حقارتش روند قهقرايي و شومي را سبب گرديد كه ضربه يي گران بر پيكره ايران عزيز وارد شد.

   ناگهان در تاريك ترين عصر و زمانه آفتابي فروزان طلوع كرد و بزرگ مردي بر اريكه پادشاهي نشست كه به دستان مبارك ايشان سرنوشت ميهن ما، دگرباره از نو نوشته شد. نام بلند آن حضرت "رضاشاه كبير" بود.    

   رضا شاه پهلوي فرزند عباس علي بيگ در سال يكهزار و دويست و پنجاه و شش از دامان پاك بانو نوش آفرين در شهر آلاشت از توابع سوادكوه زاده شدند. آن حضرت در خانواده يي تنگدست اما با صفا، چشمان مبارك شان را به سراي خاكي گشودند تا سالياني سپستر ايران و ايراني به وجود شان ببالد. ايشان در اوان خردسالي به خدمت قزاقخانه( ارتش زمان قاجارها) درآمدند كه درايت و لياقت ويژه آن حضرت سبب گرديد تا بسيار زود به سمت فرماندهي گروهان تيراندازي و سپس به درجه فرماندهي تيپ(سرتيپي كنوني) نايل آيند.  ايشان هنگامي كه منصب "سردار سپه" را دريافت فرمودند ابهت و درايت خاصي از خود نشان دادند كه بسياري را مبهوت و متحير مي ساخت. همان زمان به روشني هويدا بود اين مرد بزرگ طالعي بس درخشان دارند و فره ايزدي در رخسار و كردارشان به تمامي نمايان است.

   در بيست و يكم آذر يكهزار و سيصد و چهار، زماني كه ايشان چهل و هشت سال از عمر گرانبهاي شان سپري مي گشت با راي قاطع مجلس شوراي ملي رسمن به پادشاهي برگزيده شده و آغازگر دودماني شدند كه امروز انديشيدن به ايشان نيز سبب ساز افتخار و سربلندي ماست. تاج گذاري آن حضرت در ارديبهشت سال آينده و طي مراسمي پرشكوه برگزار گرديد و ايشان تاج سپندينه كياني را با دستان ملوكانه خويش بر سر مبارك جاي دادند تا برگ طلايي ديگري از تاريخ كهن بوم و بر ما بدين سان گشوده شود:

افسر سلطانِ گُل پيدا شد از طَرف چمن

مقدمش يارب مبارك باد بر سرو و سمن

خوش به جاي خويشتن بود اين نشست خسروي

تا نشيند هركسي اكنون به جاي خويشتن

خاتم جم را بشارت ده به حُسن خاتَمت

كاسم اعظم كرد ازو كوتاه دست اهرمن

تا ابد معمور باد اين خانه كز خاك درش

هرنفس با بوي رحمان مي وزد باد يَمَن

 

   آنچه كه رضاشاه كبير به مدد مهر شهريارانه و روح آزاده و ميهن پرست شان براي اين مرز و بوم به انجام رساندند بيش از آن است كه به واژه هاي كوتاه و الكن بتوان تعريف و توصيف نمود. اعلاحضرت رضا شاه پهلوي در مدت نه چندان طولاني سلطنت شكوهمند شان ايران را شايد چندين قرن رو به جلو سوق دادند و بر كالبد نيمه جان وطن روح دوباره ي زندگي دميدند.

  ثمرات آفتخار آفرين سلطنت رضاشاه بزرگ حتا امروز و در آماج سلطه نسل بي بنياد و ويرانگر ملايان وطن فروش و مضمحل، هنوز و همچنان به چشم مي آيد كه دستاورد پربهاي پادشاهي چنين نكومردي هرگز و هرگز پاك شدني نيست و تا ايران هست و عشق به ايران ماندگار است نام آن ابرپادشاه بر تارك تاريخ مي درخشد و اين درخشش زوال پذير نيست...

اي برگذشته از مَلِكان جايگاه تو

قدر تو بر سپهر برآورده گاهِ تو

ماه منير صورت ماه درفش تو

روز سپيد سايه چتر سياه تو

جان ملوك را فزع آيد ز تيغ تو

جاه ملوك را حسد آيد ز جاه تو

   رضاشاه كبير آن بزرگمرد خاندان عظمت و شكوه و كرامت پهلوي، در تاريخ غم انگيز چهارم امرداد هزار و سيصد و بيست و سه، جام الست را مستانه سر كشيده و به حقيقتي پيوستند كه همواره تنها سرمايه آن ابرمرد در تمام عمر پربار ايشان بود. رضاشاه كبير امروز و پس از ده ها سال از ظهور خورشيد وارشان همچنان زنده، حاضر و ناظر هستند تو گويي آن سايه اهورايي در متن تاريخ و در بطن ايران باقي و برقرار است.

   رضاشاه كبير به راستي مردي براي تمام فصول بود. مردي براي اعصار و هزاره ها، پادشاهي كه وجود گرانقدرش نشان داد ايران و ايراني فراتر از آن است كه در گرداب خرافه ها بماند و بپوسد. ايشان و فرزند نامدارشان اعلاحضرت فقيد محمد رضاشاه پهلوي به جهانيان نشان دادند ايران ما مُلك سرافرازان است نه آبشخور بيگانگان و افسوس كه ندانم كاري و نابخردي سخيف ترين افراد موجب شد تا آنهمه شكوه و منزلت را مفت و به بهاي بدنامي و نابودي خويش ببازيم و امروز در جايگاه پست ترين ممالك باشيم، حاشا كه ديروز در سلك شايسته ترين ملت ها بوديم.

   به اميد روزي كه جانشين برومند اريكه جاودانه خسروي، آن ميراثدار فرخنده بخت رضاشاه كبير، نوه ايشان اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوي قدوم مبارك و شاهانه را بر چشمان ما خطاپيشگان پشيمان بنهند تا دليرانه و دلبرانه به ميهن شان ايران بازگردند.

   فرا رسيدن بيست و چهارم اسفند ماه زادروز اعلاحضرت رضاشاه كبير را گرامي داشته و به روح بلند آن پادشاه بزرگ، درود و ادب فراوان نثار مي كنيم. اين ولادت خجسته را نخست به پيشگاه ملوكانه نماد فره ايزدي نوه تاجدار رضاشاه، ذات همايوني اعلاحضرت رضا شاه دوم پهلوی صميمانه و چاكرانه مراتب شادباش خود را عرضه مي داريم. بعد به محضر مبارك والاحضرتان شاهدخت اشرف و شاهپور غلامرضا پهلوي دو يادگار به جا مانده از آن شاهنشاه فقيد عرض تبريك داريم. سپستر به حضور گرانقدر علياحضرت شهبانو فرح ديبا پهلوي عروس آن حضرت صميمانه شادباش عرض مي كنيم. آنگاه به خدمت والاحضرتان شاهدخت فرحناز و شاهزاده عليرضا و شاهدخت شهناز پهلوي همچنين به حضور تك تك وابستگان دودمان جليل سلطنت پهلوي خاكسارانه عرض تبريك خود را پيشكش مي داريم.

   براي تماشاي چند تصوير زيبا از اعلاحضرت رضاشاه پهلوي بر ادامه مطلب كليك كنيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

بيست و دوم اسفند دو هزار و پانصد و شصت و هفت شاهنشاهي

      والاحضرت شاهدخت فرحناز پهلوي

بُتي دارم كه گردِ گل ز سنبل سايبان دارد

بهار عارضش خَطي به خون ارغوان دارد

 

غبار خط بپوشانيد خورشيد رخش يا رب

بقاي جاودانش ده كه حُسن جاودان دارد

 

ز سرو قد دلجويت مكن محروم چشمم را

بدين سرچشمه اش بنشان كه خوش آبي روان دارد

 

   شادمانه در گرامي داشت بيست و دوم اسفندماه خجسته زادروز والاحضرت فرحناز پهلوي، نازنين شاهدخت خاندان سلطنت قرار داريم.

   ميلاد مسعود پرنسس بزرگوار در آستانه بيست و چهارم اسفندماه سالروز ولادت ابرپادشاه و منجي ايرانزمين اعلاحضرت رضاشاه كبير جد بزرگوار ايشان، قلب ايرانيان را روشن و پر فروغ ساخت.

   معظم لها در تاريخ بيست و دوم اسفند سال يكهزار و سيصد و چهل و دو خورشيدي چشمان شهلاي شان را به جهان خاكي گشوده و طراوتي دوباره به دربار جاويد سلطنت پهلوي بخشيدند. ايشان در جايگاه خواهر كوچك و محبوب پادشاه وقت ايران ذات مبارك اعلاحضرت رضاشاه دوم، همواره مورد تلطيف و مهر خاصه برادر تاجدار قرار داشته و دارند.

  گرچه ايشان چون ساليان گذشته در تبعيدي تلخ به پيشباز بهار دوباره زندگاني شان مي روند و باز ما شرمسار ايشان و سرافكنده درگاه خاندان بلند مرتبه شان هستيم اما حلاوت و خرمي اين روز بزرگ آن اندازه هست كه حتا واژه غم انگيز "غربت" نيز چيزي از كرامت و شكوه آن كم نمي كند.

   شاهدخت فرحناز پهلوي در پانزده سالگي و با وقوع فاجعه ويرانگر و ننگين انقلاب در ايران، به هجرتي طولاني از ميهن شان ناگزير شدند و بسي زودهنگام طعم تلخ فراق جانسوز پدر بزرگوار را چشيدند. سالياني سپستر پرواز ابديت خواهر كوچك شان پرنسس ليلا پهلوي، اندوهي وصف ناشدني را به قلب مهربان ايشان مهمان ساخت.

  شاهدخت سرافراز ايران، صبورانه زندگي ساده و بي آلايشي را در تنهايي آغازيدند. ايشان امروز به عنوان فارغ التحصيل رشته روانشناسي اطفال از دانشگاه كلمبيا، در اين زمينه به كار اشتغال دارند و از آنجا كه زوج مناسب شان را نيافته اند همچنان تنها در منزل شخصي و كوچك خود زندگي مي كنند.

   والاحضرت فرحناز پهلوي پس از به حقيقت پيوستن پدر تاجدارشان شاهنشاه آريامهر، بخش مهمي از اين غم بزرگ را تحمل فرموده اند چرا كه وابستگي و اُنس ويژه يي با پدر داشتند اما شگفتا كه پرنسس فرحناز ثانيه يي به خود اجازه ندادند تا اين مصايب بي منتها كمر ايشان را خم كند و همواره چون ياوري دلسوز، همدم و همراه مادر گرانقدر شان علياحضرت شهبانو مي باشند.

   والاحضرت شاهدخت فرحناز پهلوي، سمبل و الگويي تام و تمام براي دوشيزگان و بانوان هم نسل خويش و يادگاري گرانبها از محمد رضا شاه پهلوي ايران پدر و بزرگ ارتشتاران هستند كه به جاست در محضر اين شاهدخت عزيز سر تعظيم و كرنش فرود آوريم.

   بيست و دوم اسفند ماه سالروز خجسته زادروز والاحضرت شاهدخت فرحناز پهلوي را نخست به پيشگاه برادر شهريارشان اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی شادباش عرضه مي داريم و سپس به حضور انور مادر ارجمند ايشان علياحضرت شهبانو فرح ديبا پهلوي و آنگاه به حضور برادر گرانقدر شان والاحضرت شاهزاده عليرضا پهلوي و ديگر خواهرشان والاحضرت شاهدخت شهناز پهلوي عرض تبريك داريم. سپس در نهايت ادب و خاكساري، اين ميلاد پُر ميمنت را به محضر والاحضرت فرحناز پهلوي صميمانه فرخنده باد عرض مي كنيم.

   براي رويت چند فرتور زيبا از والاحضرت شاهدخت فرحناز پهلوي بر ادامه مطلب كليك كنيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

بيست و ششم دي دو هزار و پانصد و شصت و هفت شاهنشاهي

 والاحضرت شاهدخت فرح دوم پهلوي در آغوش پدر همايوني و در كنار ساير اعضاي خاندان جليل سلطنت پهلوي

اي رخت چون خلد و لعلت سَلسبيل

سلسبيلت كرده جان و دل سبيل

 

سبز پوشان خطت بر گردِ لَب

همچو مورانند گرد سلسبيل

 

ناوك چشم تو در هر گوشه يي

همچو من ،افتاده دارد صد قتيل

  

   بيست و هفتم دي ماه، سالروز درخشش خورشيد فروزنده دربار پادشاه بزرگ ايران خجسته باد.

    فردا برابر با زادروز والاحضرت محبوب ايران شاهدخت فرح دوم پهلوي است. اين دخت بزرگوار كه سومين فرزند برومند شاهنشاه سرافراز ايرانزمين، ذات ملوكانه اعلاحضرت رضاشاه دوم و ملكه بزرگوار، والاحضرت ياسمين مي باشند، در تاريخ بيست و هفتم دي دو هزار و پانصد و شصت و دو شاهنشاهي برابر با يكهزار و سيصد و هشتاد و دو خورشيدي در ديار غربت پا به عرصه حيات نهاده و زايش ايشان سبب شادماني بيكرانه پدر تاجدار و مادر گرانقدر خويش شد.

   اكنون شش سال از عمر سرتاسر شكوه و نيكويي اين شاهدخت عظيم الشان مي گذرد و در پيشگاه زادروز با سعادت ايشان٬ جا دارد كه جان نثار در محضرشان كرنش نموده و زادروز پرافتخار ايشان را شادباش عرضه بدارم.

   والاحضرت فرح دوم پهلوي مفتخر مي باشند كه نام ملكه مادر و يگانه بانوي تاجدار اين مرز و بوم علياحضرت فرح ديبا پهلوي جده ي هماره برقرارشان، به مدد اراده ذات اهورايي پدر شهريار ايشان بر اين شاهدخت دردانه نهاده شده است. صد البته افزون بر اين كه والاحضرت خردسال را به نام سپندينه ي شهبانو فرح خطاب مي كنيم بي ترديد سجاياي اخلاقي گرانبهاي پدر و مادر والاتبار ايشان و همچنين مادربزرگ علياحضرت و پدر بزرگ فقيد و آريامهر شان در وجود نازنين پرنسس فرح متبلور و درخشان مي باشد. شاهدخت فرح دوم پهلوي به عنوان يكي از پنج پرنسس بزرگ منش دربار جاودانه پهلوي باعث افتخار و مباهات يكايك ميهن پرستان ايراني مي باشند.

   اگرچه شرمسار ايشان هستيم و كوتاه دست و خجلت زده به بارگاه شاهدخت عزيز شتافته ايم اما بي صبرانه اميدواريم زادروزهاي سپستر ايشان و خاندان جليل القدرشان را در ميهن خودشان ايران كه ذره ذره حيات خويش را وامدار خاك پاي شاهنشاهان پهلوي است به خدمت آنان تبريك عرضه نماييم.

  با عرض ادب به اين روز بزرگ، فرا رسيدن ششمين سالروز ولادت با سعادت والاحضرت شاهدخت فرح پهلوي را نخست به محضر ملوكانه ابر شاهنشاه و يگانه رادمرد ايرانزمين ذات اقدس شهرياري اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوي پدر تاجدار ايشان مراتب شادباش خود را عرضه مي داريم و سپس به حضور ارجمند ملكه والاحضرت ياسمين اعتماد اميني پهلوي مادر معظم لها و بانوي شماره يك ايران، عرض تبريك خود را شرمگينانه تقديم مي داريم و سپستر به محضر والاي علياحضرت شهبانو فرح ديبا پهلوي ملكه مادر و نگين پرتلالو عزت ايران، خاضعانه شادباش عرض نموده و به خدمت والاحضرتان شاهدخت نور و ايمان دو خواهر گران جايگاه آن والاحضرت نيكو سرشت و در مرتبه آخر و با تمام قلب و روح مان به حضور انور والاحضرت پرنسس فرح دوم پهلوي خجسته ميلاد خودشان را تبريك فراوان عرض مي كنيم و صميمانه آرزومنديم در زير سايه فره ايزدي اعلاحضرت همايوني رضاشاه دوم و همچنين ساير وابستگان اهورايي شان، صد سال به شادي و مسرت زندگي فرمايند.

خاك پاي شاهدخت فرح دوم پهلوي را سرمه بر ديدگان مان مي كنيم.

براي رويت چند فرتور زيبا از والاحضرت فرح پهلوي بر ادامه مطلب كليك كنيد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

پانزدهم آذر دو هزار و پانصد و شصت و هفت شاهنشاهي

      والاگهر تيمسار فقيد شهريار شفيق پهلوي نيا

بي مهر رخت روز مرا نور نمانده ست

وز عمر مرا جز شب ديجور نمانده ست

هنگام وداع تو ز بس گريه كه كردم

دور از رخ تو چشم مرا نور نمانده ست

 

  فردا شانزدهم آذر سالروز شهادت مرد نكو قامتي برخاسته از يك دودمان اهورايي است. فردا سالگشت به ابديت پيوستن مردي از تبار وطن و از تخمه شكوه و جلالت آن خاندان آريايي ست.

  به خون غلتيدن سروي سبز كه چون سرود ناتمامي آراميد تا قصيده بلند وطن را تمام كند شايد امروز و در سلطه سي سال حاكميت جمهوري تروريست پرور ملايان ديگرحكايت تازه يي نباشد اما او اگرچه آزاده بود و اگر چه ميهن پرست، اما چيزي كه اين حقير را بر آن مي دارد تا در رثاي سفر غريبانه و مردانه ايشان قلم بفرسايم نياي بزرگوار و  شجره شكوهمند اوست. شانزدهم آذرماه برابر با بيست و نهمين سالروز شهادت والاگهر شهريار شفيق پهلوي نيا فرزند والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوي، نوه ارجمند شاه شاهان رضاشاه بزرگ و خواهر زاده شاهنشاه آريامهر فقيد مي باشد. روز تلخي كه اگر صدها سال بگذرد باز هم ياد قلبي كه درين روز از تپش بازايستاد بهانه مكرر گريستن است.

  والاگهر تيمسار شهريار شفيق پهلوي نيا، به تاريخ مبارك بيست و چهارم اسفند(مقارن با ولادت خجسته جد تاجدارشان)سال يكهزار و سيصد و بيست و سه خورشيدي در تهران ديده به جهان گشودند. ايشان در آغاز جواني و به سبب لياقت و شهامت فوق تصوري كه داشتند، به ارتش نيروي دريايي شاهنشاهي ايران راه يافته و بسيار زود پله هاي ترقي را پيمودند. والاحضرت شهريار چون ساير آن خاندان والاتبار، قلبي رئوف و دلي آكنده از عشق به ايران داشتند و بر همين اصل بود كه با وقوع انقلاب ننگين 57 حكم اعدام ايشان از جانب بيدادگاه انقلاب و از سوي صادق خلخالي مهره كثيف خميني صادر گرديد. والاحضرت شهريار علارغم آنكه با كمك برخي از دوستان و پنهان از چشم رژيم غاصب اسلامي به پاريس عزيمت فرموده بودند اما به دست مزدوران جمهوري دژخيم اسلامي و بر اثر اصابت دو گلوله در همان غربت پاريس به شهادت رسيدند.

  واقعه دلخراشي كه در روز شانزدهم آذر سال 58 در پاريس و روبه روي ديدگان خواهر گرانقدر ايشان والاگهر آزاده رخ داد فاجعه يي بود كه همان زمان و در اوج ترك تازيدن جمهوري قساوت و جنون و جهالت اسلامي، قلب بيشماري از مردم ايران را اندوهگين ساخت. ايرانياني كه بسياري شان خاطرات روشن و شفافي از شهامت و ايران پرستي والاگهر شهريار داشتند. آنان كه شهريار فروتن را به نيكي در ياد داشتند و نه تنها آن روز كه همين امروز و با گذشتن بيست و نه سال هرگز نخواهند توانست داغ آن سرو بلندبالاي نيروي دريايي ايران را از حافظه خود پاك كنند.

  گرچه رژيم جنايتكار اسلامي امروز در چنين گرداب وحشت انگيزي گرفتار آمده است اما در نمي يابد كه روزي نه چندان دور، دست قدرتمند ميهن پرستان ايران آنها را به قعر زباله دان پرتاب خواهد كرد. شايد آن روز به عينه مشاهده كنند كه ريختن خون پاك ابرمرداني چون والاحضرت شهريار شفيق آنچنان تخم كينه و نفرتي صد چندان در روح و جان اين مردم كاشته است كه حتا با گذر زمان و محو اين رژيم، جرعه يي از اين درياي خشم و انتقام كم نخواهد شد.

  به اميد روزي كه بتوانيم در پيشگاه نام چنين مردان دليري پاسخگوي ارادت مان به ايران عزيز باشيم. در انتظار روزي كه انتقام خون والاگهر تيمسار شهريار شفيق و يكايك بزرگ مردان ميهن آريايي مان را از اهريمنان حاكم بر ايران بگيريم . به راستي كه:

ز هر خون دلي سروي قد افراشت

ز هر سروي تذروي نغمه برداشت

صداي خون در آوازِ تذرو است

دلا اين يادگار خون ِسرو است

  در بيست و نهمين سالروز ترور ناجوانمردانه والاگهر تيمسار شهريار شفيق پهلوي نيا، به روح متعالي ايشان درودهاي بي كران مي فرستيم و نخست به پيشگاه والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوي دخت به جامانده از رضاشاه كبير و مادر فرزانه ايشان عرض تسليت خود را تقديم مي داريم و سپس به حضور خواهر ايشان والاگهر آزاده شفيق پهلوي نيا و به خدمت برادر ديگرشان والاگهر شهرام قوام پهلوي نيا تسليت عرض مي كنيم و پسين تر به محضر تك تك خاندان جليل سلطنت پهلوي سالروز اين فاجعه دلخراش را تعزيت و تسليت عرضه مي داريم.

روح ايشان شاد، ياد و نام شان بر صفحات درخشان تاريخ ميهن مان هماره جاويدان باد...

پايداري پادشاهي پيروزي.

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

هشتم آبان دو هزار و پانصد و شصت و هفت شاهنشاهي  

           اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوي- چشم و چراغ ايران

چراغ ِ روي تو را شمع گشت پروانه

مرا ز ِحال تو با خويش پروا نِه

خِرَد كه قيد ِ مجانين عشق مي فرمود

به بوي سنبل زُلف تو گشت ديوانه

به بوي زُلف ِ تو گَر جان به باد رفت چه شد

هزار جان ِ گرامي فداي جانانه

     

    فردا بزرگ ترين،خجسته ترين و فرخنده ترين روز است. فردا تولد آفتابي ست كه در شمايل آدمي بر گستره يكپارچه ميهن رخ برافروخته است.

    فردا روز روييدن شكوفه هاي ترنم،برلبان اميدوار اما به حسرت نشسته نغمه خوانان اين ديار است.فردا روز تلالو بي رياي شكوه خداوندي بر تارك اين سرزمين هميشه جاويد است.

    فردا روز ايران است، روز تولد ايران، روز درخشش ميهن، روز به دنيا قدم گذاردن مردي از تبار خورشيد...فردا زادروز اعلاحضرت است، ولادت رضاشاه دوم، شاه شاهان، فردا روز تولد موعود و معبود ميهن است و قلم چون هميشه عاجز و ناتوان از وصف عظمت اين روز بزرگ.

     نهم آبان، زادروز شاهنشاه ايران و به حق برترين عيد ايرانيان است و صد البته تصور اوج سپندينگي اينچنين زادروز بزرگي، وراي تصور و ذهن كوتاه ماست.

      حقير جاي آنكه در آستانه حضور اين عيد فرخنده و پرميمنت،بيش از اين وصف كنم-حاشا كه فراتر از وصف چون من و مايي و شگرف تر از آن است كه به توصيف درآيد-نگاهي گريزوار به خجسته ميلادي دارم كه رخدادنش در چهل و هشت سال پيش موجب شد تا چنين تاريخي به شكوه مندترين روز در سالنامه ايرانيان بدل گردد و سپس به ثمرات و نتايج اين ميلاد باسعادت مروري خواهيم داشت:

     نوروز هزار و سيصد و سي و نه ،مقارن با اعلام خبر شيرين و مسرت بار آبستن شدن شهبانوي بزرگ ايران پس از حدود سه ماه از پيوند فرخنده معظم لها با اعلاحضرت جاويد نام شاهنشاه محمدرضا پهلوي، سرتاسر ايران لبريز از شوق و انتظار شد.شگفت آور اينجاست كه مردم جدا از آنكه مدام آرزو مي كردند نخستين فرزند علياحضرت شهبانو پسر باشند گويي نوعي الهام يا همانكه حس برترش مي ناميم در ذهن مردم طنين انداخته بود كه كودك ِدر راه پسر هستند و بي شك وارث تاج و تخت كياني خواهند بود. بنابر اراده ملوكانه آريامهر مقرر شد تا بزرگ بانوي ايران، كودك شان را در "بنگاه خيريه مادران ايراني" واقع در چهار راه مولوي به دنيا آورند(بيمارستاني كه سپستر و به يمن حضور شهبانو و زايش وارث تاج و تخت،زايشگاه فرح نام گرفت). اين حركت نمادين در راستاي هرچه محكم تر شدن پيوند توده هاي فقير و زحمتكش با خاندان بزرگ پادشاهي بود كه چه بازخورد موثر و مافوق تصوري داشت.

     در روز دوشنبه ساعت يازده و پنجاه و پنج دقيقه صبح نهم آبان ماه يكهزار و سيصد و سي و نُه خورشيدي برابر با سی و یکم اکتبر هزار و نهصد و شصت میلادی، گُل نورسته و تازه شكفته يي ميهمان دربار جاويدان سلطنت پهلوي و ملت سرتابه پا انتظار ايران شد كه امروز از هيبت نام بلندآوازه ايشان و شكوه لايزال اش، پشت تاريخ هم به لرزه مي افتد.آري "رضا"فرزند شاهنشاه بزرگ و شهبانوي پاك نهاد پا به عرصه وجود گذاشتند تا كه امروز وجودمان وامدار رويش همان غنچه دلاراي خرامان باشد:

 

آب زنيد راه را هين كه نگار مي رسد

مژده دهيد باغ را بوي بهار مي رسد

 

راه دهید یار را ، آن مه ده چهار را

کز رخ روحبخش ِ او  نور نثار می​رسد

 

چاک شدست آسمان،غلغله ایست در جهان

عنبر و مشک می​دمد سُنجَق یار می​رسد

 

رونق باغ می​رسد،چشم و چراغ می​رسد

غم به کناره می​رود مَه به کنار می​رسد

 

تیر روانه می​رود سوی نشانه می​رود

ما چه نشسته​ایم پس، شه ز شکار می​رسد

 

باغ سلام می​کند،سرو قیام می​کند

سبزه پیاده می​رود غنچه سوار می​رسد

      

    علياحضرت شهبانو آنچنانچه سپستر ها در خاطرات خود(كهن ديارا) اشاره فرمودند در لحظات ولادت خورشيد تابنده ايران،به علت افراط دكتر بيهوشي در تجويز گاز انتونكس دچار بيهوشي موقت شده و بر همين اساس جنسيت نوزاد را ساعتي بعد دريافتند و بديهي است كه چه اندازه مسرور و خرسند شدند.

    سه روز بعد و زماني كه قرار بود شهبانو به اتفاق مولود گرانبار خويش و در معيت همسر تاجدارشان از بيمارستان مرخص گردند،انبوه جمعيتي -كه بسياري از آنان جزو طبقات محروم و رنجديده جامعه بودند- پشت درب بيمارستان صف كشيده و از اينكه ميان آنان و صاحب آينده اورنگ فرازمند شاهنشاهي،تنها چند ديوار فاصله بود، سر از پا نمي شناختند و از آنجا كه در طي اين روز ،محافظين خاندان شاهنشاهي باز هم بنا بر امر ملوكانه آريامهري چندان به رعايت حريم و حفاظت توجهي نداشتند،مردم به طرز شگفت آوري هجوم آورده و براي تبرك و تقرب مي كوشيدند تا دستي بر بدن كوچك نوزاد تازه ولادت يافته بكشند.حقیقتن هركسي شاهد و ناظر اين روز ها و ساعات بوده است شادي و شوق مردم را زايد الوصف تفسير مي كند.با كوشش اهالي شريف جنوب تهران تا هفت شبانه روز ،خيابان مولوي و همچنين ساير خيابان هاي بزرگ تهران و مسير حركت خاندان سلطنتي به سمت كاخ سعدآباد چراغان و غرق در نور بود.تنها نه فقط تهران كه در تمام شهرستان ها و حتا روستاها بزم و پايكوبي به راه افتاده و كسي را نمي شد يافت كه از ولادت "والاحضرت ولايتعهد رضا پهلوي" شادمان و سرمست نباشد.

     و بدين سان سپهسالار ايرانزمين، قدوم مبارك شان را بر سر اين جهان گذاشته و تولد يافتند...

    امروز دقيقن چهل و هفت سال از آن روز والا و بزرگ مي گذرد و اكنون پادشاه غربت نشين و مهربان ايران قرار است چهل و هشتمين سال از زندگي سرتاسر نيكي و بركت خويش را آغاز فرمايند و...ايشان در تبعيد به پيشباز زادروز خويش مي روند. اين واقعيت تلخي است و شوربختانه امروز و در شرايط كنوني از دست بسياري كاري ساخته نيست تاجایی که حتا اگر همين لحظه نيز به يمن اهوراي ايران،رژيم ضدبشري و مذهبي حاكم، واگرداني شود بازهم جبران اينهمه سال حماقتي كه ما درحق اين خاندان جليل القدر و مهم تر از همه جفايي كه در پيشگاه شاهنشاه ايران رضاشاه دوم مرتكب شده ايم نخواهد شد و البته درين واقع ترديدي نيست.

    اگر بخواهيم به ثمرات و نتايج شيرين روز بزرگ "نهم آبان" بپردازيم بحثي طولاني را آغاز كرده ايم. سخني كه قطعن به درازا خواهد انجاميد و بايد كه مروري همه جانبه داشته باشيم بر تمام ادوار و ساليان زندگي مبارك معظم له تا به امروز و اينكه چه در زمان ولايتعدي و چه در ساليان تلخ و گزنده غربت، ايشان چه كوشش هاي فراتصوري براي بهروزي ملت ايران انجام داده اند و همچنان نيز با كوششي خستگي ناپذير به همين روال ادامه مي دهند. اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوي همان زمان كه وجود نازنين شان در كاخ نياوران حضور داشت انديشه و ذهنيت شان همچنان بر محور مردم و مردم گرايي معطوف بود.

    ايشان به عنوان نماد سلطنت و جانشين برحق و بلافصل پادشاهي ايران، شخصيتي بودند كه در سن هشت سالگي رياست كل خانه هاي فرهنگ روستايي ايران را عهده دار بودند.معظم له در همان زمان و به رغم خردسالي مي كوشيدند تا در جهت هرچه سامان يافتن احوال مردم كم بضاعت گام بردارند.بنابر فرموده خودشان در يكي از گفتگوهاي تلويزيوني، ايشان با پدر فقيد و تاجدار در مسايل گوناگون مشورت مي كرده و از پدر بزرگوار درخواست مي كردند تا به جنبه هاي مختلف و مسايل رفاهي مردم رسيدگي كنند و آريامهر نيز بنابر رافت و مهر بي پاياني كه داشتند خواست هاي فرزند محبوب را اجابت نموده و توجه خاصي بر اين نكات مبذول مي كردند. شاهزاده رضا(شاهنشاه كنوني)بيشترين تكيه را بر ارتقا كمي و كيفي وضعيت ورزشي كشور و افزايش تعداد باشگاه ها و زمين هاي چمن داشته و در يك طرح و برنامه وسيع مايل بودند كه تحولي عظيم در وضعيت ورزشي ايران به وجود آورند كه اگر چه اجراي طرح مدنظر آن حضرت با انقلاب شوم پنجاه و هفت مصادف شده و اين مجال را نداد تا اين برنامه ارزشمند پياده شود اما نكته اينجاست كه شهريار ايران٬ امروز افسوس بي نتيجه ماندن آن طرح و برنامه را مي خورند و همين يعني هنوز نوجوانان و جوانان سي سال پيش،در زواياي خاطر ملوكانه جايگاهي ويژه و خاصه دارند.از آن زمان كه اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوي به تبعيد هجرت فرمودند تا امروز و تا همين لحظه، آني و ساعتي از تلاش براي نجات ايران آسوده نبوده و نیستند.

    آن حضرت جايگاه شان را در آينده ايران، به راي و خواست ملت واگذار كرده اند و عجبا از اينهمه عظمت و كرامت...اعلاحضرت در جمله به جمله فرمايشات شان مهربانانه و  دلسوزانه پيرامون ملت سخن مي گويند.ايشان در ميان تمام چهره هاي بارزي كه در حال مبارزه با جمهوري استبدادي اسلامي هستند(صرف نظر از جايگاه ويژه و متفاوت معظم له و اصالت ذاتي ايشان كه از رضاشاه دوم چهره يي منحصر و فرا انساني ترسيم كرده است)نخستين و شايد يگانه شخصيتي باشند كه تكيه كلام شان"اتحاد" است. شاه ايران از سر شكوه و ابهت بي منتهاي شان تمام ياوه گويان و كج انديشان را-كه زماني در زير لواي روشنفكري رودرروي سلطنت پهلوي ايستاده و موجبات اينهمه تلخكامي را پديد آورده اند-عفو نموده و حتا بارها با همين افراد براي چاره انديشي حل بحران ايران بر سر ميز مذاكره نشسته اند.

    شهريار والاتبار ايرانزمين آن ذات ملوكانه و آن وجود دردانه، بسيار فروتن هستند تا آنجا كه در همان ديار غربت با پايين ترين اقشار جامعه رودررو به گفتگو مي نشينند و هرسال یازدهم اردیبهشت روز كارگر را خالصانه و در عين حال بزرگوارانه به قشر زحمتكش كارگران ايراني شادباش مرحمت مي كنند.رضاشاه دوم پهلوي به مردم ايران اجازه فرموده اند تا ايشان را به هر نام كه دوست دارند خطاب كنند و در آينده ايران و در يك رفراندوم آزاد براي خويش تنها يك "راي"قايل شده اند. معظم له به همراه همسر بزرگوار و سه شاهدخت شان در خانه يي بي نهايت محقر واقع در حومه يكي از شهرهاي ايالات متحده امريكا زندگي مي كنند و بنا بر خواست و اراده شاهانه، آن حضرت حتا آشپز و راننده و ملازم و مستخدم نيز ندارند و همين ها هستند كه ما را فراسوي اندازه شرمگين و خجالت زده مي كنند.

    قدري بيانديشيم.پادشاه ايران يعني همان مظهر و نماد افتخار و جوهره ناب هويت ايراني، امروز دور از خانه و دور از تمام يادگار هاي ايران هستند.متانت،كرامت،عظمت و رحمت ايشان توجيهي براي كاهلي،كوته انديشي و سست عنصري ما نيست.بايد به خود بياييم و قدمي در راه نجات كشورمان برداريم.بايد كه چشم بگشاييم و يكبار براي هميشه راه ِخود را انتخاب كنيم. مسيري كه راهبر، پرچمدار و طلايه دارش،اعلاحضرت رضاشاه دوم باشند، راهي است كه به سرمنزل مقصود و همانا آزادي و آبادي ايران خواهد رسيد و راه ديگر-هرچه كه باشد-باز ما را به منجلابي شبيه منجلاب رژيم منحط اسلامي سوق خواهد داد. عبور از جمهوري ولايت فقيه، تنها به يمن يكچنين رهبر فرزانه يي شدني خواهد بود.

     بياييم و قدر بدانيم.

     فردا زادروز باسعادت رضاشاه دوم، ميراث دار اريكه خسروي مي باشد پس در پيشگاه شهريار فريدون تبار ايران، ذات برگزيده و شكوه ايزدي اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی سرخم نموده و مراتب شادباش و تبريك خود را بنده وارانه عرضه مي داريم . سپس به محضر گرانقدر علياحضرت شهبانو فرح ديبا پهلوي مادر آن حضرت، عرض تبريك حقيرانه خود را پيشكش مي داريم و آنگاه به خدمت ملكه بزرگ و سربلند ايران والاحضرت ياسمين اعتماد اميني پهلوي همسر، همراه و يار و ياور پادشاه ايران زادروز همسر تاجدار ايشان را شادباش عرض كرده و بعد به حضور والاحضرتان شاهزاده عليرضا و شاهدخت فرحناز و همچنين والاحضرت شهناز پهلوي تبريك فراوان گفته و همينطور به حضور گرامي سه پرنسس محبوب٬ والاحضرتان شاهدخت نور،ايمان و فرح دوم پهلوي ولادت مسعود پدر همايون تبار شان را عاشقانه فرخنده باد عرض مي كنيم و از درگاه خداوند بزرگ خواهانيم سايه مبارك فرمانروای ایران اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوي هزار سال بر سر اين مرز و بوم پاينده بماند و نسل هاي آينده ايران نيز در پرتو سايه ملوكانه و يگانه معظم له٬ طعم خوشبختی و شادکامی را همواره احساس کنند.

    در پايان به تك تك هم ميهنان عزيز ،زادروز آفتاب فروزنده ايرانزمين ذات همايوني رضاشاه دوم پهلوي را شادمانه تبريك مي گوييم.

   براي رويت تعدادي از عكس هاي پادشاه ايران، ادامه مطلب را گزين كنيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

ششم آبان دو هزار و پانصد و شصت و هفت شاهنشاهي

       his majesty king reza shah II  

    در حاليكه تنها سه روز تا نهم آبان فرخنده زادروز باسعادت جانشين برحق آريامهر فقيد،ذات اقدس ملوكانه اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی باقي مانده است،اين حقير يك نماهنگ تدارك ديده و به خاك پاي آن حضرت پيشكش مي دارم.

    نماهنگ حاضر، به همراه ترانه "بلوغ ستاره"با صداي ماندگار دكتر ستار،خواننده محبوب و متعهد ايراني مي باشد و مدت زمان آن شش دقيقه و بيست و سه ثانيه است.

    ياران و بازديدكنندگان عزيز مي توانند از لينك زير، نماهنگ ياد شده را ذخيره سازي نمايند. فايل به صورت زيپ شده مي باشد و حجم آن كمتر از ده مگابايت است. نظر به پايين بودن سرعت اينترنت در داخل ايران و همچنين اينكه برخي از دوستان ممكن است برنامه سرعت دهنده دانلود را نصب نكرده باشند،امكان دارد دانلود و ذخيره اين فايل،مدتي تا نهايتن پانزده دقيقه طول بكشد(در صورتي كه هر يك از دوستان در ذخيره سازي فايل مورد نظر با مشكلي مواجه شدند، مي توانند مشكل را طرح كنند تا بكوشم آنان را راهنمايي كرده و يا ايراد احتمالي را رفع نمايم).

  موزيك ويديو ي بلوغ ستاره را مي توانيد از اینجا دانلود كنيد.

 

  شایان توجه تک تک یاران و عزیزان میهن پرست٬دهم آبان ماه زادروز بنیانگذار حقوق بشر و مبدع نظام سلطنتی نوین در تاریخ ایران باستان کوروش کبیر می باشد.بر اساس همین رخداد گرامی و جهت احترام به روح بزرگ ایشان٬ دهم آبان را روز میعاد با کوروش کبیر دانسته و بر سر مزار پرفروغ اش گردهم آیی خواهیم داشت.ضمن نثار تکریم و ارادت به مقام کوروش بزرگ٬از یک یک دوستانی که امکان سفر به پاسارگاد و مزار شاه شاهان کوروش برای شان مقدور است خواهش مندیم درین همایش شرکت کنند تا اقتدار کهن میهن مان را به رخ انیرانیان حاکم بر ایران کشیده و پایبندی به اصالت میهنی را بیش از همیشه آشکارسازند.

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

سوم آبان دو هزار و پانصد و شصت و هفت شاهنشاهي

   اعلاحضرت فقيد شاهنشاه آريامهر محمدرضا پهلوي

گُل در بر و مِي در كف و معشوق به كام است

سلطان جهانم به چنين روز غلام است

 

گو شمع مياريد درين جمع كه امشب

در مجلس ما ماه رخ دوست تمام است

 

در مَذهب ما باده حلال است وليكن

بي روي تو اي سرو گُل اندام حرام است

     

     هنگامي كه تقويم زمان بر چنين تاريخ پرشكوهي قرار مي گيرد و آن زمان كه تمامِ تاريخ ايران را محو تماشاي ابهت چهارم آبان مي بينيم شايسته است كه بنده وارانه در پيشگاه اين روز عزيز -كه زادروز مردي بس بزرگ و بي كرانه است -سر تكريم و احترام فرو آوريم.این روز٬برابر با ولادت کسی است که به حق مانند هیچکس نبود.کسی که وسعت روح وی٬فراتر از ذهنیت ماست و چه مشکل بتوان چنین کسی را وصف کرد و از ذات بی مثالش سخن گفت...

    چهارم آبان برابر با ولادت بزرگي است كه هشتاد و نُه سال پيشتر و در خانه يي كوچك اما لبريز از مهر و صفا رخ داد و سالياني بعد عظمت و فره ايزدي همان طفل نورسته دنيا را در شگفتي محض فرو برد.

     بي ترديد تمام ايرانيان با این زادروز عظیم و پر برکت آشنا هستند.ولادت ابرمرد جاودان نامي كه امروز و پس از گذشت بيست و هشت سال از پيوستن ايشان به كمال حقيقت٬ هنوز و تا هميشه يك رويداد شور انگيز و يك مناسبت بي نهايت خجسته و پر ميمنت است.سالروز ولادت با سعادت محمد رضاشاه پهلوي آريامهر خدايگان و شهريار پر از رفعت و شوكت ايران٬كه اگرچه ما در حضور آن حضرت آنچنان كه بايد قدر شان را ندانستيم اما امروز و در نبود شان تحسري آميخته با خاطرات شيرين پادشاهي آن مرد فرزانه را با تمام ذرات وجودمان حس مي كنيم و هميشه با به ياد آوردن لبخند هاي مهربان ايشان و عظمت وصف ناشدني وجود حضرتش، در روح و جان مان چنين ندايي تكرار مي گردد كه ما نيز زماني يك ملت شاد،آزاد و سربلند بوديم و نكبت و محنت امروز تاوان جفاكاري و كج انديشي خودمان است.

    عزت و سربلندي تاريخ مان بي شك بخش مهمي را از دولت سر مبارك خاندان جليل سلطنت پهلوي وام گرفته است و الطاف و مراحم و بخشندگي هاي كريمانه پادشاهان بزرگ پهلوي-خصوصن اعلاحضرت فقيد آريامهر كه در آستانه ولادت پرجلالت ايشان قرار داريم-آن اندازه بيشمار هستند كه بايد سالياني آزگار را به قلم فرسودن پيرامون آنهمه لطف و كرامت اين دودمان پر آوازه صرف كنيم تا شايد تنها گوشه يي از حق مطلب ادا گردد.

     در سال يك هزار و دويست و نود و هشت خورشيدي در محله سنگلج تهران و از دامان پاك و مطهر بانوي بزرگي كه سپستر ملكه مادر علياحضرت تاج الملوك آيرملو خطاب شدند دو خورشيد پر فروغ، قدم هاي مبارك شان را  بر سر اين جهان گذاشته و به دنيا آمدند يكي والاگهر اشرف و دقايقي بعد برادر توامان ايشان اعلاحضرت محمدرضاشاه پهلوي. ولادت دو فرزند توامان كه يكي هم پسر و ديگري دختر باشد هر خانواده يي را شادمان مي سازد اما هيچكس آن زمان نمي دانست كه اين دو كودك سال ها بعد، تاريخ سازان بزرگي خواهند شد كه ايران به وجود عزيزشان افتخار مي كند.

     همزمان با تبعيد اعلاحضرت فقيد رضاشاه كبير،فرزند ايشان محمدرضا شاه جوانبخت بر اريكه خسروي تكيه فرمودند و بسيار سريع زمام امور را به دستان مبارك گرفته و همچنان كه منش و روش پدر تاجدار درگذشته را پي مي گرفتند دست به يكسري اقدامات مهم و ضروري زدند كه تا آن زمان محيط و شرايط ايران آماده پذيرش اين تغييرات حياتي نبودند. شاهنشاه فقيد محمد رضا پهلوي در چند اقدام خطير اما هوشيارانه آهنگ تغييرات مدرنيته شدن ايران را به صدا درآورده و سرفصل نويني را در ميهن ما آغازكردند. يكي از شاخص ترين اقدامات در آن زمان ،تاسيس سپاه بهداشت و سپاه دانش بود كه به روستاها و شهرستان هاي دور افتاده و محروم گسيل نمودند تا آنان را با آداب و رسوم شهرنشيني آشنا كرده و ضمن آموختن سواد،امكانات بهداشتي و درماني لازم را نيز براي شان فراهم سازند.تا پيش از چنين اقداماتي بيماري هاي واگيردار هر ازچندي از توده هاي مختلف جامعه قرباني مي گرفت و ضمن فقدان روش هاي پيشگيري ،فرهنگ و درايت مردم آن حد بالا نرفته بود كه واكسيناسيون را يك اقدام مهم و عاجل بدانند. وظيفه حساس و سرنوشت ساز سپاه بهداشت آشنا كردن آنان با چنين روش هايي و در اختيار قرار دادن امكان آن بود و در كنارش آموزش فرهنگ استفاده از آب تصفيه شده و بسياري كارهاي ديگر.

      در سال يك هزار و سيصد و چهل و دو، آريامهر اراده كردند تا اصول دوازده گانه را به مجلس شوراي ملي ارايه دهند اصولي كه بعدها انقلاب سفيد(يا انقلاب شاه و مردم)نام گرفت و البته تنها شش اصل از آن به تصويب مجلس رسيدند.تنها همين چند اصل به هرچه بيشتر شدن سهم و مشارکت اين ملت، در منابع ملي و مواهب اجتماعي كمك شاياني نمود و بازتاب آن اعجاب انگيز بود. اين اصول شامل موارد زیر بودند:

تقسيم اراضي ميان كشاورزان و بر اندازي نظام ارباب و رعيتي

اعطاي حق راي به بانوان براي نخستين بار در تاريخ ايران

ملي شدن جنگل ها و مراتع

سهيم كردن كارگران در سود كارخانه ها

ايجاد سپاه بهداشت و دانش جهت ياري رساني به شهرها و روستاهاي محروم

ملي شدن آب

برابر دانستن تمام كتب آسماني با يكديگر بي هيچ گونه تبعيض و يا تعصب ديني

و...

     پياده شدن اين فرامين،گرچه كه موجبات شادماني تمام اقشار جامعه شد اما قشرملاكين و زمين داران كه منافع مالي و اقتصادي مشتركي با روحانيون و مذهب گرايان داشتند به اشكال گوناگوني رو در روي اين طرح ملي ايستادند و چون با زير فشار قرار دادن مجلس شوراي ملي راه به هيچ كجا نبردند در نتيجه ملايان  در حمايت از اربابان و زمين داران،دست به فتواي سياسي زده و با "نامشروع" خواندن اين اصلاحات،تمام كوشش خود را كردند تا تقسيمات ارضي مدنظر پادشاه فقيد و فرزانه صورت نپذيرد. اين در حالي بود كه ساير ملل نسبت به شتاب پيشرفت هاي صنعتي و اجتماعي ايران و ورودش به عرصه رقابت جهاني  متعجب مانده و حتا چشم بد انديش بسياري از كشور هاي غربي به مدرنيته شدن كشور ما رشك مي برد. در اواخر دهه چهل سازمان يونسكو از ايران به علت رشد سواد و سوادآموزي تمجيد كرد.اگرچه فرامين شش گانه آن حضرت تا واپسين سالي كه سايه مبارك شان بر سر اين مردم بود،نه تنها به اجرا درآمده كه مورد استقبال بيشماري از ملت نيز بود اما قلب ايشان اندوهگين مي شد از اينكه به چشم مي ديدند حجم انبوهي از خرافه و جهل،چونان سدي محكم بر سر راه ايران ايستاده است و تا فتح دروازه هاي تمدن جهاني- همان نقطه اوجي كه محمدرضاشاه بزرگ در افق ديدگان نازنين شان ترسيم مي فرمودند-راه درازي باقي مانده بود كه طي اين راه نياز به شكيبايي و حوصله بسيار داشت و آن ابرمرد، مصرانه براي رسيدن ميهن شان به قله هاي پيشرفت، آماده و ايستاده بودند.

      شگفتا كه امروز و با تماشاي وضعيت وخيم اقتصادي ايران و ديدن رنج هم ميهنان به واسطه اختلاف طبقاتي كشنده يي كه اكنون به چشم مي خورد مشكل مي توانيم باور كنيم روزي ايران در مسير ترقي و حركت روبه جلو بود اما اين مساله واقعيت دارد و از عرش به ذلت افتادن يك جامعه، سزاي ندانم كاري و پشت پا زدن به ارزش هاي ملي بود.

       در ميان دو راه كه پيش روي ايران قرار داشت يكي فتح قله هاي اقتصاد جهاني و جا گرفتن ايران به عنوان كشوري شاخص ،مترقي و قدرتمند بوده و راه دوم گزينش حماقت و موهوم پرستي و حركتي مرتجعانه به سمت سياهي و متعاقبن سرخوردگي سياسي در جهان،بدنامي كشورمان در سراسر دنيا،سقوط وحشتناك پول ايران و بالاخره به دست آوردن يك"هيچ"بزرگ بود كه شوربختانه اشتباه يك عده در سال پنجاه و هفت، راه دوم را براي ميهن و ملت رقم زد و امروز پس از طي تلخ ترين تجربه ها دريافته ايم كه رمز بقا و سربلندي ايران،چيزي به جز برخورداري از "حكومت پادشاهي پهلوي" نبوده و نيست و نخواهد بود.

      بايد كه ياد آن پدر مهربان را گرامي بداريم و امروز رو به سوي فرزند تاجدارشان كه يگانه جانشين پرابهت آريامهر بزرگ مي باشند،بنگريم و بنده وارانه و عاشقانه هر آنچه معظم له مي فرمايند همان كنيم تا شايد درهاي نجات،بار ديگر به روي كهن ميهن ستم ديده مان باز شوند و از چنگال بيگانگان حاكم رهايي يابيم تا به اصل و حقيقتي باز گرديم كه به آن تعلق داريم.

     سالروز زايش آن شاهنشاه جليل و جاودانه،محمدرضاشاه پهلوي آريامهر را گرامي مي داريم و به روح پرفتوح ايشان درود هاي بيكران مي فرستيم.اين زادروز با سعادت را نخست به پيشگاه همايون تبار وارث اورنگ هماره برقراركياني ذات مبارك اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی صميمانه تبريك و شادباش عرضه مي داريم و سپس به محضر مبارك علياحضرت شهبانو فرح ديبا پهلوي مادر معنوي ملت و همسر آن حضرت،عاشقانه شادباش عرض مي كنيم و بعد به حضور گرامي والاحضرت شاهزاده عليرضا و والاحضرتان شاهدخت فرحناز و شهناز پهلوي همچنين به خدمت والاحضرت ملكه ياسمين اعتماد اميني پهلوي همسر پادشاه جوانبخت و عروس آريامهر فقيد،عرض شادباش داريم و سپستر به حضور سه شاهدخت عزيز٬ والاحضرتان نور،ايمان و فرح دوم پهلوي مراتب تبريك صادقانه خود را تقديم مي داريم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

سی ام مهر دو هزار و پانصد و شصت و هفت شاهنشاهی

     اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوي-شهريار ايرانزمين

خوشا دردی که درمانش تو باشی

خوشا راهی که پایانش تو باشی

 

خوشا چشمی که رخسار تو بیند

خوشا مُلکی که سلطانش تو باشی

 

خوشا آن دل که دلدارش تو گردی

خوشا جانی که جانانش تو باشی

    پیش از هر کلامی و پیامی و سخنی٬ فرا رسیدن خجسته ماه آبان٬ماه بزرگ و پر رفعتی که میلاد پرشکوه دو پادشاه بزرگ ایران را در خود جای داده است به تک تک دوستان عزیز شادباش و تهنیت پیشکش می کنیم.

    ماه آبان بدین جهت والا و زیبنده سالنامه ایرانیان است که نه تنها چهارمین روزش زادروز آریامهر فقید بزرگ ارتشتاران٬محمد رضا شاه پهلوی است که نهمین روز آن نیز ولادت مبارک و فرخنده ی ماه تمام خاندان سراسر شکوه و جلالت پهلوی٬ سرفصل معنای حقیقت و تبلور کیان میهن٬ ذات ملوکانه اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی می باشد.

    ماه آبان همچنان و همیشه در ذهن هر ایرانی٬تداعی کننده این دو مناسبت بی همتا و این دو عید بزرگ ایرانیان است.مشکل می توان ایرانی یی را یافت که با شنیدن نام آبان در خاطرش٬چهارم و نهم آن را مجسم نسازد.

     ما اگرچه امروز شرمسار خطاهای خود در پیشگاه شاهنشاه در تبعید یعنی همان ذات مبارک رضاشاه دوم می باشیم اما وسعت لطف و بخشایش شهریار والاتبار٬فراتر از جرم و تقصیر ماست.ما از داشتن چنین پادشاه بزرگ و بی مانندی به خود می بالیم و فخر می فروشیم و همان اندازه که به دربار حضرتش با خجلت و خشوع سر فرو می آوریم در محضر جهانیان سربلند و مغروریم که چنین بزرگ مردی شاهنشاه و صاحب میهن ما هستند و دردانه آفتاب بی مثالی که حتا فروغ رخسار فروزان شان را از خانه تاریک ترین دل ها نیز دریغ نمی فرمایند.

   در ساعاتی مانده به حدوث این ماه عظیم الشان٬ پابوسانه و پیشاپیش به محضر ملوکانه ی رضاشاه دوم پهلوی ٬هم ولادت حضرتش و هم زادروز افتخار انگیز پدر فقید و سعید و تاجدار شان را عرض تبریک تقدیم می داریم.

   این کمترین می کوشم تا در میلاد این دو ابر مرد پست های قابل توجهی ارایه دهم.

سرم خوشست و به بانگ بلند می گویم

که من نسیم حیات از پیاله می جویم

عبوسِ زهد به وجه خمار ننشیند

مرید خرقه ی دُردی کشان خوشخویم

شدم فسانه به سرگشتگی ابروی دوست

کشید در خم چوگان خویش چون گویم

تو خانقاه و خرابات در میانه ببین

خدا گواه که هر جا که هست با اویم

غبار راه طلب کیمیای بهروزی ست

غلام دولت آن خاک عنبرین بویم

ز شوق نرگس مست بلند بالایی

چو لاله با قدح افتاده بر لب جویم...

آغاز آبان٬ ماه روییدن ابدیت و عشق را خجسته باد دوباره می گوییم.

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

بیست و یکم مهر دو هزار و پانصد و شصت و هفت شاهنشاهی

        علیاحضرت شهبانو فرح دیبا پهلوی

    بیست و دوم مهر ماه ،که به یمن ولادت باسعادت و خجسته علیاحضرت فرح دیبا پهلوی مادر معنوی ملت و شهبانوی بزرگ ایران روز مادر نام گرفته است بر تمامی عاشقان ایران و پیروان آیین مقدس پادشاهی فرخنده باد.

    دهه ها پیش در چنین روزی این دخت بزرگوار از دامان پاک مادری زاده شد که هرگز باور نمی داشت زمانی فرزندش بانوی نخست ایران و همسر ابر شهریار فقید آریامهر محمدرضاشاه پهلوی باشد.ایشان تصور هم نمی کرد روزگاری دردانه دخترش فرح ،مادر سپهسالار ایرانزمین شوند...اما چنین شد.

   نمی توان منکر واقعیتی مسلم شد و آنهم اینکه حضور علیاحضرت شهبانو در دربار هماره جاویدان سلطنتی مردم و دربار را به هم نزدیک ساختند امری که به واقع رخ دادنش به طور کامل میسر و امکان پذیر نبوده و نیست.پادشاه و پادشاهی همواره در تاریخ،میان لایه هایی از ابهام پنهان بوده است و گرچه همین خود بر لطف چنین نماد سپندینه یی می افزاید در عین حال بسیاری از مواقع شاید توده های ملت نمی توانستند ارتباط بدیهی و ملموسی با خاندان پادشاهی برقرار سازند و همین موجب می شد که در عین کرنش و اشتیاق و تحسینی که نسبت به آن مقام والا ابراز می کردند شاه را پاره یی از قلب خود نمی پنداشته و سرنوشت خود را با سرنوشت شاه آمیخته نمی دانستند.

   علیاحضرت فرح دیباپهلوی در ماه های نخستین حضورشان در کنار همسر تاجدار، از آن حضرت خواستند که اگر میل ملوکانه مقدور بداند بسیاری از این دیوار ها و فاصله ها-گرچه اصالتی تاریخی داشتند-برداشته شوند و رابطه میان شاه و مردم به رابطه یی صمیمانه و نزدیک بدل گردد.شاهنشاه فقید نیز پذیرفتند و رفته رفته فاصله ها رنگ باختند.علیاحضرت در کنار زنان روستایی نان می پختند،آنان را در آغوش می گرفتند و در یتیم خانه ها به لطف خورشید وجود صمیمی و مهربان ایشان،قلب کودکان بی سرپرست و بی پناه شاد می شد و ساعاتی را خلسه وار در کنار شهبانوی بزرگ ایران سپری می کردند.معظم لها حتا پیشنهاد دادند تا در اقدامی عجیب و کم مانند بخش مهمی از حیاط کاخ نیاوران به یک پارک عمومی تبدیل شود که اگر چه ابتدا مقامات امنیتی صلاح نمی دیدند اما پافشاری بانوی نجیب ایران باعث شد تا به اراده ملوکانه شاهنشاه چنین حرکت مردم دوستانه و مهربانانه یی انجام پذیرد.شهبانو فرح یک به یک دیوار ها را کنار می گذاشتند.در راستای هنر و فرهنگ گام های جدی و موثری برمی داشتند که اگر  ایران به انقلاب نحس 57 برنمی خورد امروز مملکت ما به لحاظ سطح فرهنگی در جهان حرف نخستین را می زد.برای به قلم در آوردن کوشش های علیاحضرت به سطور بیشماری نیازمندیم و در چنین مقاله کوچکی تنها گریزی بر آنها خواهیم داشت:

احداث تاتر شهر و مجموعه تالار های نمایشی در چهار راه پهلوی(ولیعصر امروزی)

تاسیس فرهنگسرای نیاوران

ابداع و بنیانگذاری کانونی به نام کانون پرورش فکری کودک و نوجوان

احداث یادمان بزرگ آریامهر واقع در میدان شهیاد(بزرگ ترین میدان تهران که به اشتباه، آزادی نام گرفته است)

دستور ساخت چندین پارک مهم خصوصن پارک شاهنشاهی(ملت کنونی)،باغ سنگی(جمشیدیه امروزی)

بنیان نهادن موزه حیات وحش واقع در حومه تهران

   شهبانو فرح پهلوی زاده در مهر ماه یکهزار و سیصد و هفده  شهر تبریز هستند و امروز در کشور فرانسه و دور از دیار محبوب شان سه دهه است که این تبعید نامشخص را تحمل می کنند. در قلب مهربان ایشان هرگز چیزی غیر از عشق به ایران و آرزوی سربلندی ایرانیان وجود نداشته است و امروز نیز به میمنت وجود شکوهمندشان دست ایرانیان افتاده را در هرکجای دنیا که باشند می گیرند و در هر مراسم و برنامه یی که این افتخار را بیابد علیاحضرت مهمان آن باشند،در هر جمله یادی از میهن آریایی شان می کنند.میهنی که بی جهت تباه شد و به دست مشئوم عده یی افتاد تا با شمشیر زهر آگین بنیادگرایی به طرز شقاوت آمیزی چپاولش کنند و از در و دیوارش محنت و نکبت را سرازیر سازند.

  امروز شهبانوی سربلند ایران در زوایای ذهن شان روز بزرگی را مجسم می سازند که به کهن دیار شان ایران بازگردند.روز روشن و خرمی که پادشاه و میراث دار فره ایزدی اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی فرزند تاجدار ایشان به اریکه سرافراز پادشاهی جلوس کنند.روزی که فرزند ایشان همان سردمدار بی رقاب دل های اهورایی ایران،با تبسمی شاهانه آغازش کنند.

   بانوی بلندمرتبه ایران علیاحضرت شهبانو،در گذر این سی سال اندوهبار چه بسیار داغ ها که ندیدند اما همچنان به استواری یک کوه بلند ایستاده اند تا در روز آزادی ایران وجود نازنین شان دوباره به میهن بازگردد.

  شهبانوی ایران نیک می دانند روز آزادی دور نیست، آنچنانکه فرزند شهریارشان نیز همواره بر همین باورند.

   فرا رسیدن میلاد مسعود شهبانوی پاک سرشت ایران را گرامی می داریم و نخست به پیشگاه مجلل شاه شاهان اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی شادباش خود را عرضه می داریم و سپس به محضر بزرگ بانوی ایران علیاحضرت فرح دیبا پهلوی زادروز شان را تبریک عرض می کنیم آنگاه به حضور والاحضرتان شاهزاده علیرضا و شاهدخت فرحناز پهلوی و سپس به خدمت مبارک ملکه والاحضرت یاسمین اعتماد امینی پهلوی عروس ایشان و همچنین به حضور سه شاهدخت ایرانزمین والاحضرتان نور ، ایمان و فرح دوم پهلوی  و تک تک وابستگان خاندان جلیل سلطنت شادباش فراوان عرض می کنیم.

  برای مشاهده چند فرتور زیبا از علیا حضرت بر ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

بیستم شهریور دو هزار و پانصد و شصت و هفت شاهنشاهی

          والاحضرت شاهدخت ایمان پهلوی

    دقیقن شانزده سال پیش در چنین ساعاتی دربار پرشکوه ایران، یکبار دیگر غرق شادی و سرور بود و در انتظار ولادت دومین اختر فروزان و گل شکوفان باغ و بوستان سلطنت، والاحضرت ایمان پهلوی.

به راستی که:

دوستان وقت گُل آن به که به عشرت کوشیم

سخن اهل دل است این و به جان بنیوشیم

خوش هوایی ست فرح بخش، خدایا بفرست

نازنینی که به رویش میِ گُلگون نوشیم

 

   چه روز زیبا و دلپذیری...زاد روز دومین شاهدخت دودمان هماره جاوید سلطنت پهلوی.

   در واپسین هفته های تابستان، آفتاب عالم افروزی پابه این جهان گذاشت تا امروز در کنارخواهران بلند جایگاه اش،چشم و چراغ پدر تاجدار و مادر والاتبار خود باشد.

    فردا بیست و یکم شهریور، برابر با سالروز ولادت خجسته و باسعادت والاحضرت شاهدخت ایمان پهلوی دومین فرزند شهریار فریدون تبار و فرمانروای بی چون ایران، مالک قلب های پاک و اهورایی وطن، شاه شاهان اعلاحضرت رضا شاه دوم پهلوی است. بیست و یکم شهریورماه سال دو هزار و پانصد و پنجاه و یک شاهنشاهی برابر با یکهزار و سیصد و هفتاد و یک خورشیدی پرنسس ایمان پهلوی، دلبرانه دیده به این جهان گشودند تا امروز وجودشان باعث افتخار هر ایرانی آزاده یی باشد.

   در چنین روزی از دامان پاک ملکه ی بزرگوار ایرانزمین والاحضرت یاسمین اعتماد امینی پهلوی، نازنین دختری برخاسته که امروز و در اوان نوجوانی کوهی از شکوه و عظمت و دریایی از مهر و کمالات را در وجود معصوم اش نهان دارد.

   معظم لها اکنون شانزده سال از عمر مبارک شان سپری می شود و مشغول تحصیل می باشند. ایشان گذشته از تسلط شان بر زبان پارسی مادری و زبان انگلیسی٬با زبان فرانسوی نیز آشنایی کامل دارند. پدرشهریار ایشان آنچنانکه خود حضرتش فرموده اند بر این اصل نام دخت بزرگوار شان را "ایمان"نهاده اند که اشاره به معنی نابِ واژه ایمان باشد.

   پرنسس ایمان پهلوی درکنار دو خواهر گرانقدرشان والاحضرتان نور و فرح دوم پهلوی٬ اکنون درتبعیدی ناخواسته روزگار می گذرانند و افسوس خاندانی که نام شان،تبار و اعتبار ایران است دیرگاهی است که دور از دیار مادری زندگی می کنند. دور از سرزمینی که هرگوشه اش وامدار رحمت ملوکانه پادشاهان جاوید نام پهلوی است.میهنی که اگر قلبی در آن می تپد تنها به شوق رخسار تابنده این خاندان جلیل القدر است و...به انتظار بازگشت این ابر انسان هایی که هویت ما و هستی ما از حضور آنان است که شکل می گیرد. دودمان بلندجایگاهی که ما امروز تنها و نفس بریده درحسرت بازگشت سر افرازشان لحظه شماری می کنیم.

    این روز بزرگ و این زادروز مبارک و میمون را گرامی می داریم و نخست به پیشگاه ملوکانه شاهنشاه و یگانه صاحب این مُلک شهریارفربخت ایران ذات مبارک اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی شادباش خود را بنده وارانه عرضه می داریم و سپس به محضر والاحضرت ملکه یاسمین اعتماد امینی پهلوی مادر پرنسس ایمان و آنگاه به حضورانور ملکه مادرعلیاحضرت شهبانوفرح دیباپهلوی و همچنین به خدمت دو پرنسس بزرگوار شاهدختان نور و فرح دوم پهلوی خواهران گرامی ایشان و از همه والاتر به حضور گرانقدرخود پرنسس ایمان پهلوی و همینطور به حضورفرد فرد این خاندان بلندمرتبه٬خجسته میلاد باسعادت معظم لها را تبریک فراوان پیشکش می داریم.

  با این آرزو که والاحضرت شاهدخت ایمان پهلوی،درسایه فره ایزدی پدرشهریارشان صدسال زندگی کنند.

   برای رویت چند تصویر زیبا از شاهدخت ایمان پهلوی،ادامه مطلب را گزین کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

پنجم امرداد دو هزار و پانصد وشصت و هفت شاهنشاهی

       علیاحضرت شهبانو فرح دیبا پهلوی

 

هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود

هرگز از یاد من آن سروخرامان نرود

 

از دماغ من سرگشته خیال دهنت

به جفای فلک و غصه دوران نرود

 

    با فرا رسیدن بیست و هشتمین سالروز بدرود حیات گفتن پادشاه فقید و سعید ایران، آریامهر بزرگ ارتشداران محمدرضاشاه پهلوی و به واقع در بیست و هشتمین سالی که از فقدان ابدی آن ابر شهریار می گذرد٬ همسر آن حضرت و همان شهبانوی بی مانندی که تا واپسین نفس های آریامهر بر بالین ایشان شب را به صبح رسانده و در طی اینهمه سال که در تبعید و غربت گذرانده اند هماره با یاد ایران و به عشق هم میهنان زندگی می کنند، اراده کردند تا مانند هرسال پیامی را در پیشگاه سالگرد همسر فقید و تاجدارشان ابلاغ فرمایند.

   همه می دانیم که منتهای کوشش معظم لها آزادی و نجات کهن دیارمان از چنگال اهریمنان ویرانگری است که قریب به سی سال است سرپنجه پلید خود را بر گستره پرصلابت ایران انداخته اند تا از وطن عزیزمان منجلابی پر از ننگ بسازند. شهبانوی گرانقدر، پیام چون همیشه پرمغز و پرمحتوای شان را بدین جهت صادر کردند تا ضمن سپاس بزرگوارانه شان از ایرانیان بیداردل- که چون هر سال این دو روز را با یاد شهریاران درگذشته و یا بر مزار آن حضرات گذرانده اند- از کوشش ها و زحمات شاهنشاه آریامهر و اعلاحضرت رضاشاه کبیر در راه احیای ایران و رسیدن میهن ما به اوج قله های تمدن نیز تجلیل و تقدیرکنند.

   متن کامل پیام علیاحضرت شهبانو فرح دیبا پهلوی به شرح زیر است:

۵ مرداد۸۷


همایش امروز شما هم میهنان برای بزرگداشت خاطره و خدمات اعلیحضرت رضا شاه کبیر و اعلیحضرت محمدرضا شاه، فرصتی است تا از قدرشناسی همه زنان و مردان مبارزی که در یاد و یادمان های آن دو پادشاه فقید، سربلندی، احترام و عظمت بربادرفته ایران عزیز را یادآور می شوند، سپاسگزاری نمایم.



گذشتِ زمان و فروریزی توهّمات و تبلیغات زهرآگین دشمنان داخلی و خارجی، امروزه بیش از پیش، خاطره و خدمات رضاشاه بزرگ و اعلیحضرت محمدرضا شاه را برجسته و درخشان می سازد.



پادشاهی رضاشاه بزرگ در شرایطی آغاز شده بود که بقول یکی از ناظرین خارجی در آن عصر: ایران، مِلک متروکی بود ... امّا این ملک متروک محروم از کمترین رفاه اقتصادی، امنیّتِ اجتماعی، تجدّد و حاکمیّتِ ملّی، در دوران رضاشاه بزرگ و اعلیحضرت محمدرضا شاه به چنان درجه ای از پیشرفت، ترقّی، استقلال و عظمت ملّی و اعتبار بین المللی رسیده بود که موجبِ رشک بسیاری از کشورها بود.


بی تردید، آنهمه سازندگی، سربلندی و عظمت ملّی و بین المللی در پرتو همکاری و تلاش های شبانه روزیِ زنان و مردان ایراندوست و فداکاری های جانباختگان میهن پرست میسّر شده بود که ایران را آزاد و آباد و سربلند می خواستند. از همین رو، من در این همایش، یاد و نام این سازندگان و جانباختگان میهن را نیز عزیز و گرامی می دارم.



شاهنشاه فقید با نگرانی از آینده ایران، در پاسخ به تاریخ نوشته بودند:



امروز بسیاری ازرش های ملّیِ مردم ما تحت الشعاع روح عوام فریبی و نفاق افکنی و انتقامجوئی قرار گرفته اند، ولی تردیدی ندارم که ارزش های جاودانی در آینده ای نه چندان دور، زندگی از سر خواهند گرفت. تنها پرسشی که برایم مطرح است، این است که بازگشت به روشنائی چه مدّت طول خواهد کشید و ایرانیان تا کِی گرفتار سراب خواهند بود؟.



با وجود تبلیغات سنگین و زهرآگین سال های اخیر، برای من باعث دلگرمیست که می بینم دوران دو پادشاه فقید سلسله پهلوی، امروزه بعنوان دوران رُنسانسِ ایران یا عصر ایرانِ نوین تلّقی می گردد بطوریکه بازگشت به آن پیشرفت، رفاه و عظمت ملّیِ برباد رفته، الهامبخش امید و مبارزه کنونیِ زنان و مردان و خصوصاً جوانان و دانشجویان ایران است.
در پرتو این آگاهی عمومی و بیداری ملّی است که معتقدم شاهنشاه فقید، پاسخ خود را از تاریخ، دریافت کرده اند



با توجه به این بیداری و آگاهی ملّی و اعتلای مبارزات زنان و مردان میهن پرست است که ما نیز – در این همایش – به پُرسش شاهنشاه عزیز و از دست رفته مان پاسخ می دهیم که: بازگشت روشنائی طول نخواهد کشید و با اتحاد و همبستگی ملّی، به گفته حافظ نیک گفتار :





این شام، صبح گردد و این شب، سَـحَر شود



فرح پهلوی

باسپاس ازسایت وزین ایران ب ب ب

 

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

سوم امرداد دو هزار و پانصد و شصت و هفت شاهنشاهی

        چهارم وپنجم امردادماه به تمام وطن پرستان تسلیت باد

بگذار تابگریم چون ابر دربهاران

کزسنگ ناله خیزد ،گاهِ وداع یاران

 

هر کو شراب فُرقت دُردی چشیده باشد

داند که سخت باشد قطع امیدواران

...و شما رفتیدپدر٬رفتید تاسایه اهورایی تان را از سراین شکسته گان سرکوب شده بردارید٬رفتید تا به حقیقت ناب و زلالی بپیوندید که از روز نخست بدان تعلق داشتید.آری پدر٬ای پدر همایون تبار٬ای ذات مبارک و ای عصاره شکوه خدایی درچهارچوبه یک تن رنجور.بزرگوارا !به کدامین پروردگارسوگندبخوریم و به کدام گریه یکریز پناه ببریم تا باورمان کنید-گرچه لایق خاک پای تان نبودیم اما-عاشقانه خواهان برقرارماندن حضورمبارک تان بر تارک تخت طاووس و بر اوج رفیع ترین جایگاهی که تنها زیبنده حسن وجود چون شمایی است بوده ایم وافسوس...افسوس پدرنازنین! مااشتباه کردیم و امروز از کرده های خود سخت پشیمانیم و غمگنانه، خراب افتاده و ویرانه نشین تنها با یاد روزهایی سپری می کنیم که میهن مان برمنتهای غرور و عظمت نشسته وبیگانه به تاراجش نبرده بود.

پدر،ما راببخشایید.

چهارم و پنجم امردادماه٬دو تاریخ غمناک و پرازحزن برای فردفرد ما ایرانیان هستند.دو روزسیاه که دست بیرحم تقدیر٬دوشهریارفرزانه و دو والاتباریگانه را ازدامان مام میهن بازپس گرفت.چهارم امرداد٬سالروزسفربه همیشه ی سرسلسله دودمان جلیل سلطنت پهلوی اعلاحضرت رضاشاه کبیر است که شصت و چهار سال پیش درکشوری غریب ٬حیات مادی رابدرودگفتندتابه جاودانه گی تاریخ پیوسته و درکنار نام آوران پرآوازه تاریخ، ستاره گان سربلندسپهر ایرانزمین باشند و...پنجم همین ماه یادآوربیست وهشتمین سالروزبه ابدیت پیوستن آریامهرایران پدر٬آن پدرمهربان ومهرآفرین است که ایشان نیزدور ازدیارشان سایه ملوکانه را ازسر این ملت ناسپاس گرفتندتابرصفحه های پاک قلب های تپنده همیشه زنده بمانند.

شگفت آور است که پس ازگذشت نزدیک به سه دهه از این داغ سینه سوز٬هنوز و تاهمیشه حس می کنیم انگارهمین لحظه بود که محمدرضاشاه، شاه شاهان ٬بزرگ ایران و آن وجودنازنین ما راترک گفته اند وگویی همیشه آن ساحل نشین نیل٬آن فرزانه سفرکرده راباتنی نحیف و دربستربیماری بی تمنای سرطان٬بادیده گانی خسته اماخورشیدوار درچشم های مان قاب گرفته ایم وهنوزکه هنوز است پرکشیدن آن ذات مبارک راباورنداریم:

سعدی به روزگاران مِهری نشسته بردل

بیرون نمی توان کرد الا به روزگاران

به امیدروزی که جانشین وفرزندبرومندآن پادشاه رفته اماجاوید،یادگارپدرآریامهر،شهریاربلندبالای بلندجایگاه هماره برقرار و همیشه پایدار،ذات مبارک شاهانه اعلاحضرت همایونی رضاشاه دوم پهلوی، باچشم خطاپوش شان ماخطاکاران روسیاه راببخشایند و هم زمان باخط خوردن عمرشوم رژیم بیگانه دستاربه سرهای ایران فروش و نابودی عمامه داران غاصبی که وقیحانه بر سرزمین کوروش بزرگ سر به کولاک برداشته اند،مثال وسعت آفتابی فروزان ،باشکوه و خرامان به تخت طاووس بازگردند و آن روزبی تردیدپیکرپاک شهریاران آرمیده درغربت( اعلاحضرت فقید رضاشاه کبیر و آریامهربزرگ محمدرضاشاه پهلوی) را درآغوش خاک وطن جای می دهیم تا بر مزارشان سجده کرده و هزاران هزاربارعرض پوزش و تمنای بخشش کنیم.شاید که در روز بزرگ آزادی ایران و درسایه شهریاری رضاشاه دوم  روح پرفتوح آریامهر، ناسپاسی ونادانی ما را عفو کنند.

فرا رسیدن شصت و چهارمین سالروز وفات سرسلسله خاندان سلطنت اعلاحضرت رضاشاه بزرگ و بیست وهشتمین سالروز درگذشت شاهنشاه آریامهربزرگ ارتشداران رانخست به پیشگاه ملوکانه جانشین برحق و فرزند تاجدار آن حضرات ،ذات عظیم الشان اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی صمیمانه و خاکسارانه تسلیت عرض کرده و سپس به خدمت دیگرفرزندان شاهنشاه سفرکرده  والاحضرتان شاهزاده علیرضا وشاهدخت فرحنازپهلوی و همچنین شاهدخت شهنازپهلوی دیگرفرزندبه جامانده ازآن پادشاه فقید وسعید،سپستربه حضورعروس گرانجایگاه آریامهر، بانوی نخست ایران ملکه والاحضرت یاسمین اعتمادامینی پهلوی و ازهمه مهم تر و باتمام قلب خود به محضرمبارک ملکه مادر،علیاحضرت فرح دیباپهلوی شهبانوی بی نظیر ایران عرض تسلیت خود را تقدیم می داریم .بااین آرزوکه تک تک خاندان بزرگ سلطنت پهلوی به خصوص وجود مبارک شهریار ایران ،درسایه مانای بی همتا همواره  سلامت،پیروز،برقرار و بردوام باشند.

 

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

دوم امرداد دو هزار و پانصد و شصت و هفت شاهنشاهی

        والاحضرت ملکه یاسمین اعتمادامینی پهلوی

    در آستانه چهارم امردادماه قرار داریم. یک روز تلخ و غم انگیز که تنها رنگ طربناک یک زادروزخجسته آن را آذین بسته است. چنین روزی گرچه سالگرد هجرت اعلاحضرت فقیدرضاشاه کبیر آن پادشاه بزرگ ایران است اما یک رخداد خجسته و بی نهایت مبارک را نیز در بطن خود دارد. آری در چنین روزی ملکه مهربان ایران والاحضرت یاسمین قدم برسر این سرای خاکی گذارده و دیده به جهان گشودند تا امروز همسر، همراه و مونس شهریار دلیر ایران باشند. به راستی که حافظ شیرین گفتار خوش سروده است:

چه مستی است ندانم که رو به ما آورد

که بودساقی و این باده از کجا آورد؟

تو نیز باده به چنگ آر و راه صحراگیر

که مرغ نغمه سرا ساز خوش نوا آورد

دلا چو غنچه شکایت ز کار بسته نکن

که باد صبح ٬نسیم گره گشا آورد

صبا به خوش خبری هدهدسلیمان است

که مژده طرب از گلشن سبا آورد

   والاحضرت یاسمین اعتماد امینی در تهران زاده شده و امروز کنار ابرپادشاه ما رضاشاه دوم پهلوی و در تبعیدحضور دارند. ملکه بزرگ منش ایران از دانشگاه جرج واشینگتن امریکا دو مدرک دکترا در رشته حقوق و کارشناسی در علوم سیاسی را کسب فرموده و در شمار وکلای برجسته دادگاه های ایالات متحده مشغول کار می باشند. معظم لها همچنین بنیانگذار انجمن خیریه یی به نام"حمایت از کودکان بیمار ایرانی" هستند و در کنار تمام این کمالات، ملکه یاسمین پهلوی مادر سه شاهدخت فرزانه ایرانی والاحضرتان نور،ایمان وفرح دوم پهلوی نیز می باشند.

   خجسته زادروز ملکه والاحضرت یاسمین اعتمادامینی پهلوی را گرامی داشته و به پیشگاه همسرتاجدار ایشان ذات ملوکانه اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی عرض شادباش خود را پیشکش داشته و سپستر به حضورانور سه پرنسس بزرگوار و خصوصن به حضور مبارک علیاحضرت شهبانو و بالاتراز همه به محضر خود نازنین والاحضرت یاسمین صمیمانه و عاشقانه فرخنده باد عرض می کنیم.

  امید که ملکه یاسمین، درسایه فره ایزدی همسرشهریارشان صدسال زنده و پاینده باشند.

  برای رویت چند فرتور زیبا از والاحضرت ملکه یاسمین اعتماد امینی پهلوی ادامه مطلب را گزین کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

بیست و یکم خرداد دو هزار و پانصد و شصت و هفت شاهنشاهی

 

     والاحضرت یاسمین اعتمادامینی پهلوی وعلیاحضرت شهبانوفرح دیباپهلوی درکنارپادشاه ایران اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

 

   تنها یک خجسته باد ساده، شایسته این روزبزرگ نیست.تنها"فرخنده باد" گفتن ،سزاوار سالروز شیرین وصلت پادشاه و شهریارمان با ملکه عالی تبار ایران زمین نمی باشد.زبان در وصف عظمت و شکوه این روز مبارک، قاصر از بیان است.

   بیست و دوم خرداد ماه بیست و دو سال پیش ،روزی است که معبود و محبوب میهن مان ایزد و خدایگان ایران اعلاحضرت رضاشاه دوم ،حلقه پیوندی جاودانه را در انگشت نازنین ملکه والاحضرت یاسمین نشاندند و چنین شد که دختراصیل زاده و زیباچهره ایرانی ،بنابر اراده ملوکانه حضرتش برجایگاه والای ملکه ایران تکیه زده و اکنون یار و یاور پادشاه غربت نشین مان هستند.

بنابر آنچه وجود مبارک اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی فرموده اند،آشنایی با والاحضرت یاسمین اعتماد امینی، یک آشنایی اتفاقی بود. ایشان سال شصت و چهار خورشیدی و زمانی که هنوز بیست و پنج سال بیشتر از عمرشریف شان سپری نمی شد اراده کردند تا به خاطر شرکت درجلسه یی مهم از "کنتی کت" به "واشینگتن" مراجعت فرمایند.یکی از دوستان قدیمی در فرودگاه به استقبال آن حضرت شتافت و برحسب تکرار معاشرت ها،دوشیزه یی محجوب و معصوم به نام یاسمین اعتماد امینی- که برای پی گرفتن تحصیلات شان از سانفرانسیسکو به واشینگتن آمده و با همکلاسی خواهر آن دوست قدیمی ،آشنایی دیرین داشتند- با شهریار فرزانه ایران روبه رو می شوند.چندبار گفتگو و رد وبدل کردن نگاه ،میان اعلاحضرت و دوشیزه نیک بخت ایرانی کافی بود تا ذات مبارک مطمئن شوند،والاحضرت یاسمین همان دختری هستند که معظم له می خواهند و می توانند زندگی مشترک را با ایشان آغاز فرمایند.

  پادشاه بزرگ ایران علارغم آنکه تقدیر کائنات را در دست توانای خود داشته و ذات بلندمرتبه شان هرجنبنده یی را به تعظیم فرا می خوانَد اما از آنجا که برای رای و نظرمادرعلیاحضرت شان شهبانوی بی نظیر میهن ،احترام و اعتبار بسیار قایل هستند پس از طی کردن صحبت های مقدماتی با همسر آینده شان عکسی از دوشیزه یاسمین را حضور مادربزرگوار برده و همراه توضیحاتی پیرامون زنده گی و خانواده والاحضرت یاسمین،  تایید نهایی این ازدواج را به مادر گرانقدرشان واگذارنمودند.علیاحضرت شهبانو خواستار دیداری حضوری با عروس آینده شدند و شیرین بختانه نگاه شهبانو نیز همانند فرزندشهریار ایشان بر این دخترپاک نهاد،مثبت و خوشایند بود.پس از طی خواستگاری و آشنایی با خانواده وطن پرست و بی آلایش اعتماد امینی ،قرار بر عقد و عروسی گذارده شد.

   مجلس عقد، محفل وصلت دو یار دلداده بود.میهمانی به هم رسیدن دو  ابر انسان که ایران و ایرانی به پای شان سجود می کنند.بنابر اراده خاندان بزرگ سلطنت مراسم عروسی اگرچه درغربت اما بسیارسنتی و ایرانی برگزارشد.خانم ها لادن و نیلوفر اعتمادامینی دو خواهر ملکه یاسمین برسر ایشان قندساییدند و شهریار یگانه ایران بوسه بر قرآن زدند.خطبه عقد توسط یکی از روحانیان آزاده یی که نکبت و ستم حکومت ملایی وی را از ایران آواره نموده بود خوانده شد.نقل پاشیدند و بنابر رسم ایرانی هلهله سر دادند.حالا همه چیزبه زیباترین شکل خود رقم خورده و عروس سپیدبخت ، حلقه وصلت با پادشاه مهربان ایران را در انگشت خویش داشتند و بر دست مبارک اعلاحضرت رضاشاه دوم ،سَروَر و سپه سالار مان نیزحلقه ظریف و زیبای پیوند می درخشید:

 

هر آن کو خاطری مجموع و یار نازنین دارد

سعادت همدم او گشت و دولت همنشین دارد

 

دهان تنگ شیرینش مگر مُلک سلیمان است

که نقشِ خاتمِ لعلش جهان زیر نگین دارد

 

لب لعل و خط مشکین ،چو آنش هست اینش نیست

بنازم دلبر خود را،که حُسنش آن و این دارد

 

  ...و امروز پس از عبور بیست و دو سال، ملکه مهربان ایران همچنان مونس و همراه اعلاحضرت هستند. والاحضرت یاسمین اعتمادامینی پهلوی  یکی از سنگین ترین مسوولیت های تاریخ را بر عهده گرفته و با خورشید تابنده یی که وسعت بی کرانه درخشش وجودش عالمی را نورباران می کند،قرین و همنشین گشته اند. ایشان تاکنون و در تمام لحظه ها و ساعات تلخی که شهریارمان با اندیشه ایران و دغدغه ایرانیان روزگار می گذرانند و در جایگاه شاهنشاه و رهبری دلیر ، درصف نخستین مبارزه برای نجات ایران ایستاده اند،همواره رخسار مهربان ملکه موجبات آرامش و خرسندی همسر تاجدارشان است.بانوی بزرگی که در کشاکش این سالیان سخت درتمام ثانیه هایش آنی حتا از همسرمحبوب خود فارق نبوده و همیشه یاور آن حضرت بوده ،هستند و خواهندبود.

به راستی که سالروز وصلت شهریار و ملکه ،چه سالروزشیرین و فرخنده یی ست...

 

   فرا رسیدن بیست و دوم خرداد،سالگرداین پیوند خجسته را نخست به پیشگاه ملوکانه شهریارفربخت مان وجودمبارک اعلاحضرت همایونی رضاشاه دوم پهلوی عرض شادباش گفته و سپس به محضرمبارک ملکه والاحضرت یاسمین اعتمادامینی پهلوی صمیمانه تبریک عرض می کنیم.آنگاه به خدمت علیاحضرت شهبانوفرح دیباپهلوی و همچنین والاحضرتان شاهدخت فرحناز و شاهزاده علیرضاپهلوی و درنهایت به حضورگرانقدرسه پرنسس محبوب ایرانزمین والاحضرتان شاهدخت نور،ایمان وفرح دوم پهلوی زیباترین عرض شادباش ها را تقدیم می داریم. سپستربه حضور مبارک تک تک خاندان جلیل سلطنت پهلوی و همچنین خانواده محترم اعتماد امینی فرا رسیدن بیست و دومین سالگردازدواج پادشاه و ملکه ایران را خجسته باد عرض می کنیم.

با این آرزو که سایه فره همایونی شهریارمان همواره و همیشه برسر این مرز و بوم پاینده بماند و درسایه مبارک آن حضرت ،پیش از هر تنی ملکه نازنین ایران پایدار و برقرار باشند.

 

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

نوزدهم خرداد دو هزار و پانصد و شصت و هفت شاهنشاهی

       والاحضرت شاهدخت فقیدلیلاپهلوی

ای سرخ گل که باد ربودت ز باغ من

گفتی به باد،خیره چه بر باغبان گذشت

هرگه که قاصدی ز ره آمد دلم تپید

دردا خموش آمد و از آستان گذشت

    بیستم خرداد ماه فردا از راه می رسد. سالروز غم انگیز و تلخی که با پرواز دخت مهربان و عظیم الشان آریامهر فقید، والاحضرت شاهدخت لیلاپهلوی قرین است. دوشیزه یی بزرگوار که در آن کالبدضعیف، روحی به وسعت اقیانوس ها داشتند. این سالگرد اسف بار،هماره ما را به یاد آن پرنسس عزیز و نازنین می اندازد که اگرچه دور از دیارشان و دور ازخانه یی سپری کردند که تمام دار وندارش را وامدار مهر و لطف ملوکانه پدر و پدربزرگ تاجدار ایشان است اما جز یاد و نام ایران ،در خاطرمبارک اندیشه یی نداشتند.

   پرنسس فقید ایران والاحضرت لیلاپهلوی سرچشمه بیکران لطف و وجودی لبریز ازعشق و ایمان،در تاریخ هفتم فروردین ماه یک هزار و سیصد و چهل و نُه خورشیدی چشم به این جهان گشودند و در روز یکشنبه بیستم خرداد دو هزار و پانصد و شصت شاهنشاهی برابر با هزار و سیصد و هشتاد خورشیدی،سانحه یی ناگهانی چون تندبادی بیرحم،آن دخت گرانقدر را ازدامان پاک و اهورایی خاندان بزرگ سلطنت پهلوی ربود و بر سر ما دلدادگان ایشان خاک ماتم نشاند.

   پرنسس لیلا،کوچک ترین فرزند اعلاحضرت فقید و علیاحضرت شهبانو،مقارن با کودتای ننگین پنجاه و هفت -درحالی که نه سال بیشتر از عمرشریف شان سپری نمی شد-به ناچار ایران محبوب را ترک فرموده و پس از وفات پدرتاجدارشان ،درکشور فرانسه و کنار مادر بزرگوار علیاحضرت فرح اقامت گزیدند. پرنسس لیلاپهلوی پس از به ابدیت پیوستن پدر آریامهر(که جدایی از آن پدر ضربه مهلکی بر روح و جان ایشان نشانده بود)بیشتر ساعات و روزها را با مادربزرگ شان مرحومه بانوفریده دیبا گذرانده و ضمن رابطه عاطفی عمیقی که با مادر و خواهر و برادران شان خصوصن با "والاحضرت علیرضاپهلوی" داشتند، مایل بودند تمام دقایق را با مادربزرگ بگذرانند و شاید بتوان گفت مونس ایشان در سالیان تلخ تبعید،بانو دیبابود. والاحضرت لیلا هرگز نخواستند تابعیت کشوری غیر از ایران را بپذیرند و کشیده شدن حصار شومی به دور میهن و تحمیل سایه جور و ستم نابه کاران بر سر ایران- که مُلک و خانه ایشان و خاک پای تک تک خاندان پهلوی بود- آن قلب عزیز را می آزرد.پرنسس فقید در جمله یی به یاد ماندنی فرمودند:" اگرچه بیشترسال های عمرم را دور از ایران بوده ام، طوری به میهنم وابسته ام که گویی حتا یک روز، دور از آن نبوده ام".

    والاحضرت لیلا، در رشته ادبیات تطبیقی موفق به کسب مدرک لیسانس از دانشگاه براون واقع درایالات متحده امریکا شده و پس از فوت مادربزرگ شان در کشور انگلستان سکونت یافتند.یک زنده گی ساده و آرام و مملو از خاطره وطن که شاه بیت تمام ساعات و لحظه های ایشان بود.

    شاهدخت لیلا،به علت ابتلا به میگرن شدید و دردهای عضلانی بنابر تجویز پزشکان ازقرص های مسکن قوی استفاده می نمودند. در طی حدود بیست و دو سال تبعید و دوری از وطن ،مدام با افرادی که درعین بی شرافتی از پدر فقید و سعید ایشان، ناجوانمردانه انتقاد می کردند به مجادله پرداخته و اگرچه برادرشان شاهزاده علیرضا و مادرعلیاحضرت شان ،پرنسس محبوب را از چنین تنش هایی- که بر روح حساس و معصوم شان اثرچندان مطلوبی نداشت -منع می کردند،باز مصرانه از کوشش های سرفرازانه پدرشان محمدرضا شاه آریامهر جانب داری می کردند.شاهدخت آریایی ایران تا واپسین روزهای زندگی ،چشم به طلوع پرتلالو آزادی در آفاق ایران داشته و به روز بزرگی که برادر تاجدارشان اعلاحضرت رضاشاه دوم به اورنگ شکوهمند سروری بازگردند امید داشتند....و افسوس که هفت سال پیش و در روز شوم بیستم خرداد شاهدخت جاودان یاد،حیات مادی را بدرود گفته و برادرشهریارشان را در حسرت چنین جدایی تلخی غمگین ساختند.

    پرنسس بزرگ ایران در هتل لئوناردوِ شهرلندن و درحالی که تنها سی و یک سال از عمر سراسر نیکویی آن دوشیزه معصوم گذشته بود، غریبانه به مانایی پیوسته و پیکر پاک ایشان را به پاریس انتقال دادند تا در گورستان "تروکادرو" و کنار مادربزرگ عزیزشان بانوفریده دیبا بنا بر وصیت آن دخت بزرگوار به ودیعه سپرده شوند:

ای ساربان آهسته ران، کارام جانم می رود

وان دل که با خود داشتم با دل ستانم می رود

من مانده ام مهجور از او،بیچاره و رنجور از او

گویی که نیشی دور از او در استخوانم می رود

محمل بدار ای ساربان،تندی مکن با کاروان

کز عشق آن سرو روان ،گویی روانم می رود

او می رود دامن کشان، من زهر تنهایی چشان

دیگر مپرس ازمن نشان کز دل نشانم می رود

بازای و برچشمم نشین،ای دلستان نازنین

کاشوب و فریاد از زمین بر آسمانم می رود

در رفتن جان از بدن،گویند هر نوعی سخن

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود

    مراسم به خاک سپاری والاحضرت لیلا، در انبوه اشک و تاسف دوستداران شان برگزار شد و حتا مخالفین نظام پادشاهی آشکارا تاسف خود را از بابت درگذشت ناگهانی ایشان اظهار کردند. شاهدختی که ولادتش به عنوان پنجمین فرزند شاهنشاه آریامهر، قلب میلیون ها ایرانی را شاد نمود، سفر ابدی ایشان البته زخم جانکاهی بر قلب تمام جهانیان بود. خیل بیشمار دختران جوان فرانسوی ،خبرنگاران و خانواده های ایرانی به نام و سرشناس ساکن فرانسه در این مراسم غم انگیز حاضر بودند و به واقع هجوم انبوه مشتاقان در ساعات نخستین مراسم موجب شد تا به دلایل امنیتی از ورود سایرین ممانعت شود. با اعلام خبر درگذشت والاحضرت لیلاپهلوی،آریاییان دلداده در درون مرزها با افروختن شمع و گذاشتن شاخه گل در پیشگاه کاخ سعدآباد، یاد ایشان را گرامی داشتند.به راستی هر ایرانی آزاده یی در این ماتم جانسوز،خون گریست.

   به امید روزی که میهن مان ایران را از ملایان بیگانه و دژخیم پس بگیریم و ایران را به قدوم سرور و شهریاربزرگ ایران رضاشاه دوم تقدیم کنیم تا از حضورحضرتش ،میهن تاریک ما بار دیگر روشن و پرفروغ گردد.

   فرا رسیدن هفتمین سالگرد درگذشت والاحضرت شاهدخت لیلاپهلوی رانخست به پیشگاه ملوکانه خدایگان و شهریاریگانه ایران، آن ذات اهورایی و آن وجودکبریایی اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی صمیمانه تسلیت عرض کرده و سپس به محضرمبارک علباحضرت شهبانوفرح دیباپهلوی و همچنین حضور گرانقدر والاحضرتان شاهدخت فرحناز وشاهزاده علیرضاپهلوی و همچنین به خدمت ملکه ایران والاحضرت یاسمین اعتمادامینی پهلوی ،پرنسس های گرانقدر و تک تک وابستگان آن دودمان بلندمرتبه سلطنت ،عرض تسلیت پیشکش داشته و بقا و دوام فردفرد خاندان جلیل سلطنت پهلوی را از خداوند مهربان مسئلت داریم.

پایداری پادشاهی پیروزی.

 

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

یازدهم فروردین دو هزار و پانصد و شصت و هفت شاهنشاهی

    والاحضرت نورپهلوی درکنارپدرتاجداراعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

هرآنکس خاطری مجموع ویاری نازنین دارد

سعادت همدمش بادا که دولت همنشین دارد

 

لب لعل و خط مشکین که آنش هست و اینش نیز

بنازم دلبرخود را که حُسنش آن و این دارد

    چهاردهم فروردین شانزده سال پیش، لعبتی پا برعرصه جهان گذاشت که امروزچونان بدری منیر و نوری زیبنده در دامان برترین و عظیم ترین خاندان تاریخ ایران جلوه گری می کند.

این روز بزرگ٬زادروز خجسته ی والاحضرت شاهدخت نورپهلوی گل هماره شکوفان و ماه تابان و مرواریدغلتان و بزرگ ترین فرزند پادشاه ایران است.

پرنسس بزرگوار ایران٬در سال یکهزار و سیصد و هفتاد و یک خورشیدی و درچنین روزی از دامان پاک ملکه ایران والاحضرت یاسمین اعتمادامینی پهلوی ،همراه با موج شادمانی ایرانیان درسراسر دنیا دیده به جهان گشودند و امروز که حدود شانزده سال از عمر پربرکت ایشان می گذرد همچنان نور دل و دیده ی پدرتاجدار و مادر ارجمندشان و همچنین فخر و سربلندی ایران و ایرانی هستند.

خجسته میلاد این پرنسس بزرگ و پرتولایزال والاحضرت "شاهدخت نورپهلوی" را نخست به پیشگاه آفتاب عالمیان و سرور ایرانیان ٬نمادفره ایزدی ٬صاحب اورنگ کیانی ذات ملوکانه  اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی شهریار ایران و پدرتاجدار پرنسس شادباش عرض کرده ٬سپس به محضرعالی مقام ملکه والاحضرت یاسمین اعتمادامینی پهلوی مادربلندجایگاه ایشان٬حضورمبارک علیاحضرت شهبانوفرح دیباپهلوی جده پدری شاهدخت نور ،درمرتبه بعدی به حضورخواهران گرامی شان والاحضرتان ایمان وفرح دوم پهلوی و درنهایت با تمام وجودبه خدمت پرنسس عزیز والاحضرت نورپهلوی خجسته ولادت شان را صمیمانه تبریک وفرخنده باد عرض می کنیم.

از ته قلب آرزومندیم که با رفتن زودهنگام وجود منحوس بیگانگان دین فروش و حرامی٬زادروز بعدی و زادروزهای دیگرپرنسس نور را در ایران جشن بگیریم و سایه اهورایی خاندان بزرگ سلطنت پهلوی هرچه زودتر بر سر ایران بازگردد.

برای تماشای چند فرتور ازشاهدخت مه سیمای ایران نورپهلوی٬ بر ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

ششم فروردین دو هزار و پانصد و شصت و هفت شاهنشاهی

   والاحضرت شاهدخت لیلاپهلوی

صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن

دور فلک درنگ ندارد شتاب کن

 

زان پیشتر که عالمِ فانی شود خراب

ما را ز جام باده ی گلگون خراب کن

 

خورشیدِ مِی ز مشرق ساغر طلوع کرد

گر برگ عیش می طلبی ترکِ خواب کن

    هفتم فروردین ماه برابر با میلاد خجسته یی است. در چنین روزی مام میهن گوهر تابنده و درخشانی را در دامان خاندان بزرگ سلطنت پهلوی قرار داد که هیهات امروزآن گوهر یکدانه در میان ما نیست. هفتم فروردین ماه هزار و سیصد و چهل و نه خورشیدی، روز زاده شدن پرنسس فقید٬ شاهدخت پاک نهاد و جاوید ایران والاحضرت لیلا پهلوی است.

   افسوس که سخن در باب این دوشیزه گرامی و این شاهدخت والا و نازنین ایرانی بسی دشوار و غمناک است. رسم است در زادروزها که شیرین بنگارند و از شادی و شور بنویسند. چه باید گفت؟ سرگذشت این دخت عظیم الشان و این جواهر کمیاب آریایی، داستان غمگنانه قلبی است که تا واپسین تپش خود به یاد میهنی می تپید که دزدان گردنه زن٬ از پدرتاجدار ایشان ربودند...

   والاحضرت شاهدخت لیلاپهلوی چهارمین فرزند علیاحضرت شهبانو و آخرین فرزند اعلاحضرت فقید آریامهر و همچنین شهبانو بودند. ایشان به جهت کم سال بودن همواره مورد توجه و علاقه خاص برادران و خواهران بزرگوار و عالی رتبه خویش قرار داشته و همیشه معصوم ترین و زیباترین لبخندها بر لبان آن دوشیزه بلندمرتبه جلوه گر بود. شاهدخت لیلا از سرشتی لطیف برخوردار بودند. علیاحضرت شهبانو در خاطرات شان می فرمایند:"لیلا عاشق آسمان ابری بود".

    پرنسس فقید ایران٬ روحی به وسعت دریا داشتند و در طول عمر کوتاه شان بذر چه بسیار مهربانی ها را بر پهنه قلب ایرانیان پاشیدند و آنچنان بزرگ، رئوف و بخشنده بودند که امروز دست های چاکرشان برای نوشتن کلامی در وصف معظم لها می لرزد...

   از آنجا که لحظه لحظه ی حیات شاهدخت لیلا٬ در غم و تنهایی سپری شد و جز تحمل هجرت عزیزان شان از زندگانی طعم دیگری نچشیدند، کمترین ماندم از چه بنویسم تا خوشایند واقع شود.

  امیدوارم روح بلند ایشان کوتاهی قلم این حقیر را عفو کند.

   زادروز پرنسس گرامی والاحضرت شاهدخت لیلا پهلوی را گرامی داشته و به روح متعالی ایشان درود بی پایان می فرستیم. این زادروزخجسته را نخست به پیشگاه سرور عالمیان ،شاهنشاه خوبان، ذات اقدس کبریایی اعلاحضرت همایونی رضاشاه دوم پهلوی برادر تاجدار ایشان و شهریار هماره برقرار ایران زمین شادباش عرض کرده و سپس به محضرگرامی علیاحضرت شهبانوفرح دیبا پهلوی مادربزرگوار پرنسس و همچنین خدمت والاحضرت شاهزاده علیرضا پهلوی برادر عزیز ایشان و خواهر معظم شاهدخت لیلا٬ والاحضرت شاهدخت فرحناز پهلوی و همچنین حضور دیگر خواهرشان والاحضرت شهنازپهلوی صمیمانه تبریک عرض می کنیم.

   با آرزوی بازگشت زودهنگام وجود مبارک اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی  در کنارتک تک وابستگان خاندان جلیل سلطنت پهلوی٬ آن وارثان حقیقی و همیشگی ایران به وطن شان و برقراری آیین فرازمند پادشاهی در کهن میهن مان ایران.

"برای رویت چند فرتور زیبا از شاهدخت بزرگ ایران لیلا پهلوی بر ادامه مطلب کلیک کنید."


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

بیست و دوم اسفند دو هزار و پانصد و شصت و شش شاهنشاهی        

   

             اعلاحضرت رضاشاه کبیر

 

   پس فردا سالروز ولادت ذات بی کرانه یی است که با زایش او سرنوشت میهن مان ایران از نو نوشته شد. فردا زاد روز آن پادشاه یگانه و آن ذات بی همتا اعلاحضرت فقیدرضاشاه کبیر پدر ایران نوین و سرسلسله دودمان جلیل سلطنت پهلوی است.

   ایشان در حدود صد و چهل سال پیش از دامان پاک بانویی ساده دل و نیک اندیش به نام "نوش آفرین" قدم به عرصه وجود گذاشتند تا قریب به چهل و پنج سال بعد از آن در سایه وجود مبارک شان صحنه ایران را دگرگون کرده و میهن مان را از سقوط و تباهی نجات دهند. آن حضرت دوران کودکی را با فقر و محنت پشت سر گذاشته و همواره در این اندیشه بودند که فرصتی یافته و در سقف تاریک ایران و ایرانی طرحی نو در اندازند. رضاشاه کبیر ابتدا وارد ارتش شده و همگون با لیاقت و توانایی بی مثال شان درجه سردار سپه را دریافت نمودند و بارها با سرکوب شورشگران داخلی و خارجی٬ ایران را از سراشیب نابودی رهایی بخشیدند. ایشان پس از چندی به مقام نخست وزیری احمدشاه(واپسین شاه قاجار)برگزیده شدند و در تاریخ نهم آبان ماه و با اعلام انقراض سلسله قاجارها٬ عنان امور به ایشان واگذار گردید تا در تاریخ بیست و دوم آذرماه سال هزار و سیصد و سه خورشیدی به صورت رسمی و با رای قاطع مجلس شورای ملی، رضا پهلوی بر اورنگ فرازمند پادشاهی جلوس کردند تا "رضاشاه "نامیده شوند:

 

سحرچون خسرو خاور علم بر کوهساران زد

به دست مرحمت یارم در امیدواران زد

چو پیش ِصبح روشن شد که حال مهرگردون چیست

برآمد خنده یی خوش بر غرور کامکاران زد

 

   آن حضرت مبدع تحولات مهم و کم مانندی در تاریخ ایران شده و اراده کردند تا ایران و مردم آن را از چنگال ناکامی نجات دهند. اقدامات زیر گوشه یی از الطاف ملوکانه رضاشاه کبیر هستند:

 

.دستور احداث راه آهن وصنعت حمل و نقل انسانی توسط قطار

.بخشیدن شناسنامه به ملت و در واقع ثبت هویت آنان برای نخستین بار

.بنیانگذاری صنعت ذوب فولاد برای نخستین بار در ایران

.اجرای طرح ریشه کن سازی بیماری های مسری و عفونی توسط  واکسیناسیون که پیش ازآن ملت ایران از چنین امکانی بی بهره بودند

.اعطای هویت به زن ایرانی و رهایی آنان از لباس بدوی و اهانت آمیز چادر و روسری

.تاسیس دانشگاه و امکان تحصیل رایگان برای مردم عادی تا مقطع کارشناسی

.تدبیر برای احداث و ساخت بی شمار راه های شوسه و جاده ها نظیر جاده چالوس و...

.پایه گذاری سیستم نوین ارتش که پیش از آن کشورمان از داشتن یک ارتش قدرتمند بی بهره بود

و...

  شکی نیست بیان الطاف بی دریغ ایشان در چند جمله خلاصه نشده و تنها برای شرح بخش هایی از این اقدامات احیاگرانه رضاشاه کبیر نیازمند نوشتن ده ها کتاب و دفتر هستیم.

  پیشاپیش این روز بزرگ را-که با ولادت وجود مبارک اعلاحضرت فقیدرضاشاه کبیر سرسلسله دودمان سلطنت پهلوی همراه است -گرامی داشته و به روح بزرگ آن ابرمرد درود و تهنیت بی کران می فرستیم.

   ولادت با سعادت رضاشاه کبیر را نخست به پیشگاه ملوکانه نوه تاجدارایشان٬ ذات همایونی اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی  شادباش عرض کرده و سپس به محضر والاحضرت شاهپور غلامرضاپهلوی و والاگهرشاهدخت اشرف پهلوی دو فرزند گرامی و به یادگار مانده از ایشان عرض تبریک داریم و آنگاه به حضور مبارک علیاحضرت شهبانو فرح دیباپهلوی و خدمت سایر نوادگان ایشان و تک تک والاحضرتان، والاگهران، شاهزادگان وشاهدخت ها عرض شادباش فراوان داریم.

  برای رویت چندین فرتور زیبا از رضاشاه کبیر بر ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

بیست و یکم اسفند دو هزار و پانصد و شصت و شش شاهنشاهی

          

                    والاحضرت فرحنازپهلوی

 

مژده ای دل که دگرباد صبا باز آمد

هدهد خوش خبر از طرف سبا باز آمد

 

برکش ای مرغ سحرنغمه داودی باز

که سلیمان گل از باد هوا باز آمد

 

   فردا برابر با خجسته زادروز دخت شاهنشاه آریامهر فقید و خواهر پادشاه بزرگ ایران و افتخار ایران و ایرانی والاحضرت شاهدخت فرحنازپهلوی است.

   معظم لها در بیست و دوم اسفند سال یکهزار و سیصد و چهل و دو خورشیدی دیده به جهان گشودند و سومین فرزند شاهنشاه محمدرضا پهلوی آریامهر و نخستین دخت علیاحضرت شهبانو فرح دیبا پهلوی هستند.

    این شاهدخت نازنین در سن شانزده سالگی و در پی توفان سهمگین و ایران برانداز سال پنجاه و هفت٬ به ناچار از میهن شان هجرت کرده و تا امروز تبعیدی صعب را پا به پای خانواده جلیل القدر خویش سپری می کنند. والاحضرت فرحناز پهلوی٬ از دانشگاه کلمبیا فارغ التحصیل رشته روان شناسی کودک هستند و تا کنون ازدواج نفرموده و در ایالات متحده امریکا در منزلی تنها زندگی می کنند. شاهدخت گرامی ایرانزمین مصایب رنج آوری را تحمل کرده اند. داغ سنگین وداع با پدر تاجدار و سالیانی بعد دست تبهکار تقدیر که در سال هشتاد خورشیدی خواهر بزرگوارشان والاحضرت لیلا را ربود و امروز پرنسس فرحناز پهلوی چون کوهی از صبر و متانت به انتظار طلعت شکوهمند فردای ایران هستند که با دستان مبارک برادر تاجدار و هماره برقرار ایشان شاهنشاه خوبان رضاشاه دوم پهلوی رقم خواهدخورد.

  

    این میلاد شکوهمند و این روزبزرگ و شادی آفرین را نخست به پیشگاه نمادفره ایزدی، وارث اریکه کیانی ابرپادشاه ایران و برادر تاجدار پرنسس فرحناز، ذات اقدس ملوکانه

اعلاحضرت همایونی رضاشاه دوم پهلوی و سپس به محضر مبارک علیاحضرت شهبانو فرح دیبا پهلوی مادر عظیم الشان ایشان و آنگاه به خدمت والاحضرت شاهزاده علیرضا پهلوی دیگر برادر شاهدخت و همچنین بانوی اول ایران ملکه یاسمین اعتماد امینی پهلوی ٬سپس به حضور والاحضرت شهناز پهلوی دیگرخواهر ایشان و سپستر با تمام وجود به حضورگرامی شاهدخت نازنین ایران والاحضرت فرحنازپهلوی زادروزشان را صمیمانه شادباش عرض می کنیم. با این آرزو که ایشان در سایه همایونی برادرشان اعلاحضرت صدسال زنده باشند و به زودی قدوم مبارک شان را برچشم ما گذاشته و به ایران بازگردند.

 

پایداری پادشاهی پیروزی.

برای دیدن تصاویری زیبا از شاهدخت فرحناز پهلوی بر ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

سی ام بهمن دو هزار و پانصد و شصت و شش شاهنشاهی

       اعلاحضرت رضاشاه کبیر

    ماه اسفند دارد از راه می رسد. ماهی که آغازگر ایران در آن پا به دنیای هستی گذاشت.

    ماه اسفند٬ با نام و عظمت بیکرانه ابرمردی به نام رضاشاه کبیر عجین است.

   بیست و چهارم این ماه٬ ولادت خجسته ایشان است. زادروز پادشاهی که حضرتش هم سرسلسله دودمان جلیل سلطنت پهلوی و هم پدر ایران نوین بوده اند. به راستی که حافظ چه خوش سروده است:

ای روی ماه منظر تو٬ نوبهار حُسن

خال و خط تو مرکز حُسن و مدار حُسن

در چشم پرخمار تو پنهان فسون سحر

در زلف بیقرار تو پیدا٬ قرار حُسن

   در پابوس آن میلاد پرشکوه٬ جان نثار مطالبی در وصف ذات کبریایی اعلاحضرت فقید رضاشاه کبیر خواهم نوشت.

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

بیست و ششم دی ماه دو هزار و پانصد و شصت و شش شاهنشاهی

   والاحضرت فرح دوم والاحضرتان نوروایمان علیاحضرت شهبانوفرح درکناراعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

مخمور جام عشقم، ساقی بده شرابی

پرکن قدح که بی می، مجلس ندارد آبی

 

وصف رخ چو ماهش، در پرده راست ناید

مطرب بزن نوایی ،ساقی بده شرابی

 

   در آستانه خجسته میلاد با سعادت شاهدخت فرزانه، سومین فرزند پادشاه بزرگ و به حق ایران زمین، پرنسس عالی مقام والاحضرت فرح دوم پهلوی هستیم. ایشان در بیست و هفتم دی ماه دو هزار و پانصد و شصت و دو شاهنشاهی (برابر با هزار و سیصد و هشتاد و دو خورشیدی)دیده به جهان گشوده اند و اکنون چهارسال از عمر پربرکت شان می گذرد. آنچه اسباب شرمساری حقیر و تمام میهن پرستان راستین ایران، در چنین روزهای باشکوهی ست نه فقط بضاعت اندک و زبان قاصر از وصف کمالات ملوکانه چنین بزرگوارانی است که آن جای خود قرار دارد. مهم تر از آن سرافکندگی ما شاید، ریشه در ناتوانی مان داشته باشد که با کوهی از ادعا هنوز، صاحبان ایران و وارثین این ملک در تبعید و غربت به پیشواز زادروز خویش می روند. جای افسوس بسیار است و...

   شاهدخت بزرگ منش ایران، کوچکترین فرزند اعلاحضرت هستند. سومین دخت یگانه ترین انسان، که عالم از ابهت وجود بی مثالش در شگفت مانده و سرها برای کرنش به خاک پای چنین ابرمردی خم می شوند. والاحضرت پرنسس فرح دوم پهلوی برخاسته از دامان پاک ملکه ایران والاحضرت یاسمین اعتماد امینی پهلوی هستند. پدر تاجدارشان شاه شاهان ذات اقدس ملوکانه رضاشاه دوم پهلوی، پیش از ولادت این سه جگرگوشه ی دربار هماره جاویدسلطنت،اراده فرموده بودند تا نام هریک از فرزندان ایشان دارای مفهومی خاص باشد٬نخستین گوهر دردانه را "نور" نام گذاردند، دومین را"ایمان" و سومین اختر تابناک و گل شکوفان باغ و بوستان پهلوی ٬ با خواست معظم له و همچنین ملکه بزرگوار، تقدیرشد تا هم نام مادربزرگ پدری اش ،یگانه بانوی تاجدار و مادر معنوی ملت ،شهبانوی پاک نهاد ایران علیاحضرت فرح دیباپهلوی باشد. جان نثار، به حق از وصف کمالات این شاهدخت نازنین عاجز و ناتوانم. به راستی چه می توان گفت هنگامی که این کوکب فروزان و فرزند یگانه افتخار ایران، دور از موطن خویش به سرمی برند. دور از دیاری که پدربزرگ تاجدار معظم لها، شاهنشاه آریامهر فقید و جد پدری ایشان اعلاحضرت رضاشاه کبیر احیا کننده آن سرزمین بوده اند.

   این زاد روزفرخنده و این میلاد عظیم را نخست به پیشگاه همایونی پادشاه خوبان ، سرور کاینات، ذات کبریایی اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی پدر تاجدار شاهدخت فرح و سپس به محضر مبارک ملکه یاسمین اعتمادامینی پهلوی مادرعظیم الشان ایشان، آنگاه به خدمت جده پدری والاحضرت، بزرگ بانوی ایران،سمبل بی بدیل عصمت ونجابت علیاحضرت شهبانوفرح دیباپهلوی ،درمرتبه بعدی به حضور والاحضرتان نور و ایمان پهلوی خواهران ایشان و در آخر با صمیمانه ترین درودها به پیشگاه خود والاحضرت شاهدخت فرح دوم پهلوی این روزبزرگ راشادباش و تبریک عرض می کنیم. با این امید که ایشان زیرسایه فره ایزدی پدرتاجدارشان ٬صدسال زندگی کنند و به زودی قدوم مبارک دودمان عظیم و منزه پهلوی٬ بر دیدگان مشتاق مان بنشیند و این سروران و مالکان بی رقاب ایران٬ به میهن خویش بازگردند.

(برای دیدن تصاویری زیبا از شاهدخت فرح دوم پهلوی٬ بر ادامه مطلب کلیک کنید)

پایداری، پادشاهی، پیروزی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

یازدهم آذر دو هزار و پانصد و شصت و شش شاهنشاهی

            

             والاگهرتیمسارشهریارشفیق پهلوی نیا

 

بزرگ بود

و از اهالی امروز بود

و با تمام افق های باز نسبت داشت

و لحن آب و زمین را چه خوب می فهمید...

 

   در آستانه شانزدهم آذر قرار داریم.

شانزدهم آذر هر ساله، با رویداد غم انگیزی روبه روست.

سالروز شهادت یک افسر دلیر و دلداده وطن و سفرکردن فرزندی بزرگوار و نازنین از کنار مادر ارجمندخود٬ والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوی.

   والاگهرفقید تیمسار ناخدا شهریارشفیق پهلوی نیا٬ در بیست و چهارم اسفندسال1323دیده به جهان گشودند.

    ایشان دومین فرزند والاگهراشرف پهلوی دخت شاه خوبان ٬رضاشاه کبیربوده و نسبی والا و اصیل داشتند. آنان که به دیدار ایشان نائل آمده بودند،همواره والاگهرشهریار را٬جوانی بلندبالا و بسیار فروتن ترسیم می کنند.جوانی نازنین و میهن پرست که سالیانی را در راه خدمت به کیان میهنش صرف کرد. پدر ایشان آقای "احمدشفیق "خواهر زاده "ملک فاروق" پادشاه فقیدمصر است و خواهرش والاگهرآزاده شفیق پهلوی نیا که امروز پا به پای مادر و تک تک وابستگان دودمان جلیل سلطنت پهلوی تبعیدی طولانی و جان فرسا را سپری می کنند.

   شادروان والاگهرشهریارشفیق پهلوی نیا، جزو واپسین افرادی بودند که از این دودمان جلیل القدر، خاک وطن را ترک کردند. ایشان به عنوان یک افسر بزرگ نیروی دریایی برخود وظیفه می دانستند بمانند و پایمردانه خاک ایران و میراث کهن آریایی را حفظ کنند و حتا پس از به چنگ گرفتن قدرت توسط خمینی پلید و رفیقان نالایقش –در زمانی که کودتای57 پیروز شده بود-والاگهر عزیز٬ باز هم درنگ کردند و مدام با شاهنشاه فقیدایران پدر-دایی بزرگوارشان –در تماس بوده و کسب تکلیف می نمودند.با تنگ تر شدن حلقه فشارها٬ یک هفته پس از بر مسند نشستن ناخلف ترین حکومت تاریخ ایران-حکومت الله- و در آن هنگامه که دیگر مرزها به شدت زیر سیطره و کنترل اوباش اسلامی درآمده بود،شادروان والاگهر شهریار با کمک چند جان بر کف ارتشی و به وسیله یک لنج خود را تا دبی رسانده و از آنجابه سمت پاریس –ماوای مادر و خواهر بزرگوارشان در آن زمان –عزیمت کردند. دلاور مرد نیک نام اندیشه دیگری نیز در سر داشت. همسر ایشان خانم مریم اقبال و دو فرزند کوچک شان. آنها نیز در پاریس به ایشان پیوستند.

   در تهران دادگاه های بی محاکمه خلخالی خون آشام آغاز شده بود و تک تک بهترین و شجاع ترین سران ارتش حضوری و غیابی ،از سوی  بیدادگاه انقلاب محکوم به اعدام می شدند.زنده یاد والاگهر شهریار نیز یکی از همین افراد بودند٬که غیابن محکوم به اعدام شده بودند-تنها به جرم شرافت و میهن پرستی-اما دور از چنگال ستمکار این دون پایه گان٬ در کنار عزیزان خود زندگی ساده و غم انگیزی را طی می کرد.

   خلخالی به دستور اربابش خمینی گروه تروریستی را به سرتاسردنیا گسیل کرده بود تا تک تک محکومینی را- که به خیال وی از مهلکه گریخته بودند-بیابند و حکم را در مورد ایشان اجرا کنند.

    شانزدهم آذر سال 1358 و در یک ظهر سیاه و غمبار وقتی شاروان تیمسارشهریارشفیق از آپارتمان خواهرشان والاگهر آزاده بیرون آمدند تا برای نهار خود و ایشان چند قلم خرید بکنند، دو نفر که روی موتور نشسته و کلاه ایمنی به سر داشتند تا چهره شان شناخته نشود٬ از پشت سر والاگهر را هدف دو گلوله قرار دادند و برادر در مقابل چشمان وحشت زده و هراسان خواهر- که از آنسوی پنجره ناباورانه می نگریست- به خون غلتید و دیگر بار حماسه بزرگ عشق به میهن و اصالت ناب آریایی را رقم زد.

   آری در آن ظهر تلخ و غمبار والاگهرتیمسارشهریارشفیق پهلوی نیا، به ابدیت پیوست و ستاره درخشان دیگری شد تا روشنی بخش راه تمام رهپویان آزادی ایران باشد.

شاهنشاه فقیدآریامهر٬ به محض شنیدن این خبر تاسف بار-در حالیکه خود آن حضرت در تبعید حضور داشته و بیماری مهلکی را طی می کردند - آشکارا پیام تسلیتی صادر فرموده و از خواهرزاده عزیزشان به عنوان یکی از ارتشیان دلیر یاد کردند.

    والاگهرشاهدخت اشرف پهلوی بهت زده و ناباور از پرواز بی هنگام این فرزند عزیز به سوی حقیقت ،فاجعه به وقوع پیوسته را اعلام کردند و جهان در این مصیبت گریست.

    بی شک باور این خبر، سخت و دشوار می نمود. غم از میان رفتن مردی بزرگوار که در طول عمر سی و پنج ساله خویش٬ از هیچ کاری برای اقتدار ارتش و خدمت به کیان پادشاهی بزرگ ایران فروگذار نکرد.

   بیست و هشتمین سالروز شهادت"والاگهرتیسمارشهریارپهلوی نیا"را نخست به محضر والاگهر شاهدخت فرزانه اشرف پهلوی و همچنین به خدمت تک تک وابستگان خاندان جلیل و همواره جاوید سلطنت پهلوی و از همه والاتر به پیشگاه همایونی برترین انسان و سرورخردمندان اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی پادشاه ایران و آنگاه به حضور والاگهرآزاده شفیق پهلوی نیا و والاگهرشهرام قوام ٬ دیگر برادر ایشان صمیمانه عرض تسلیت داریم. سلامتی و پیروزی شاهدخت به یادگار مانده از پادشاه فقید و سعید ایران رضاشاه کبیر٬ والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوی را از خداوند خواهانیم.

 

روح بزرگ ایشان شاد و یادشان هماره.

 

پاینده باد ایران پادشاهی

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

ششم آبان دو هزار و پانصد و شصت و شش شاهنشاهی

         اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید

که ز انفاس خوشش بوی کسی می آید

 

از غم هجر مکن ناله و فریاد که من

زده ام فالی و فریاد رسی می آید

 

جرعه یی ده که به میخانه ارباب کرم

هرحریفی ز پی ملتمسی می آید

    عزیزان! تا خجسته زاد روز ابرپادشاه ایران٬ بزرگ خدایگان و سرور خردمندان جهان اعلاحضرت همایونی رضاشاه دوم پهلوی سه روز باقی است و امید که در روز آن میلاد مسعود، حقیر بتوانم پست جالب توجهی ارایه کنم. در ادامه چند عکس از کودکی معظم له قرار دادم. برای دیدن عکس ها بر ادامه مطلب کلیک کنید. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

پنجم آبان دو هزار و پانصد و شصت و شش شاهنشاهی

         رضاشاه دوم درآغوش پدرآریامهر

    اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی                        

سحرم دولت بیدار به بالین آمد

گفت برخیز که آن خسروشیرین آمد

قدحی درکش و سرخوش به تماشا بخرام

تا ببینی که نگارت به چه آیین آمد

    در آستانه نهم آبان هستیم. روزی که هست کننده نیستی، نماد فره ایزدی، وارث تخت طاووس٬قادر مطلق و مهرفروزان منت بر سر جهان گذارده و قدم در این سرا گذاشت. روزی که ملایک بر آن سوگند می خورند و روزی که کائنات سرافکنده این حضور بی انکار می مانند. نهم آبان به حق "روز میلاد حقیقت" و "روز میلاد پروردگار و ایزد ایران زمین" است. روزفرخنده یی که از دامان بانویی بزرگ و پاک نهاد، کودکی ولادت یافت که عرش و فرش در عظمت این وجود بی کران حیرت زده ماندند و خدا حتا در برابر این خلقت شگرف سرتعظیم فرود آورد. آری نهم آبان روز ولادت اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی ابرپادشاه و خدایگان ملت است که سجده بر درگاه ایشان سزاوار می نماید.

   امید که این واپسین سالی باشد که معظم له٬ صاحب و پدر ایران، دور از دیارخویش به پیشواز زادروزشان می روند و سال دیگر بتوانیم در ایران خجسته زادروز شان را به پیشگاه حضرتش عرض شادباش بگوییم. افسوس که ما همچنان شرمسار و سرافکنده این وجود بی مثال و نازنین هستیم.

ای ابرمرد و ای نور دل و دیده!

هزاران هزارجان قابل بلاگردان تان

زودتر برگردید...

   (لازم به گفتن است٬ فرتور بالاتری از تارنمای ملوکانه پادشاه ایران اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی برداشت شده است. در ضمن شایان توجه بازدید کننده های عزیز٬ همانطور که در روبه رو توضیح دادم به مناسبت این روزبزرگ٬ از امروز تا دهم آبان آهنگ "روزمیلاد رضاپهلوی"روی وب قرار دارد که می توانید ابتیاع کنید).

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

سوم آبان دو هزار و پانصد و شصت و شش شاهنشاهی                  

         محمدرضاشاه پهلوی آریامهرایران پدر

    چهارم آبان٬روزبزرگی است.هشتاد و هشت سال پیش٬در چنین روزی ابرفرزانه یی از دامان خانواده یی نجیب و پرشکوه  برخاست٬ تا فصل نوینی از تاریخ پراقتدار کهن میهن عزیزمان را رقم زند.

چهارم آبان روز ولادت ایران

روز ولادت مهر

روز ولادت انسانیت

روز ولادت بهار در قلب پاییزی روشن

چهارم آبان٬روز ولادت خجسته ی شاهنشاه آریامهرمحمدرضاشاه پهلوی خدایگان و ایران پدر است.

   سال هزار و دویست و نود و هشت خورشیدی٬ درمحله سنگلج تهران٬ شاهنشاه دیده به جهان گشودند.ولادتی توامان با خواهرگرامی شان والاگهرشاهدخت اشرف پهلوی-که بعدها حضور پررنگ و درخشانی در کنار برادرنازنین شان داشتند و هنوز در غم برادر به سرمی برند-آن روز در خانه رضاشاه کبیر همه چیزعادی بود و افراد خانواده خوشحال از اینکه صاحب دو فرزند دیگر شده اند و هیچ کس نمی دانست این طفل کوچک٬ آینده ایران و ایرانی را رقم خواهد زد. مادر-ملکه تاج الملوک آیرملو-با لبخندی مهربان بزرگتر شدن کودکانش را می نگریست تا اینکه...شش سال بعد٬ سال ۱۳۰۴خورشیدی-پرده های ظلمت از آسمان ماتم گرفته ایران کنار رفتند و یک دگرگونی ناگهانی وضعیت ایران را تغییری شگرف بخشید.با خلع احمدشاه و رای مجلس شورای ملی سلسله قاجارها منقرض شد٬ همان سلسله نالایقی که دغدغه شان عیش و نوش و تفریح بود و خاطره تلخی از عهدنامه  خیانت بار"گلستان" در دل مردم به جای گذاشته بودند. رضا سوادکوهی-درجه دار شایسته که چندی بعد لقب سردارسپه و وزیر جنگ را گرفته بود - با رای اکثریت مجلس رفت تا بنیان گذارسلسله ی پادشاهی یی باشد که ایران غم زده و فرسوده را به کشوری پر رونق بدل سازد.

   یک سال بعد در مراسمی رسمی٬ این طفل هفت ساله به مقام ولایتعهدی منسوب شد تا آن زمان که به نوجوانی برسد-شاهنشاه محبوب ایران با چند بیماری مهلک و خطرناک دست و پنجه نرم کرد و با نظر لطف علی(ع)بنابر گفته خود ایشان از این بیماری ها نجات یافتند.ایشان دوران تحصیل در مقطع ابتدایی را در مدرسه نظام سپری کردند و در مرز نوجوانی پدربزرگوارشان صلاح دید٬معظم له برای ادامه تحصیل به مدرسه "لوروزه"در لوزان سوییس برود شاهنشاه به رقم وابستگی های عاطفی نسبت به افراد خانواده ٬با عزم جزم کوله بارسفربربستند و به سوییس عزیمت فرمودند و تا هفده سالگی جز سفرهایی کوتاه به ایران٬دیداری با بستگان خویش نداشتند. سرانجام ایشان به میهن بازگشتند و برای تحصیلات دانشگاهی ابتدا به دانشکده افسری و سپس به دانشگاه برای تحصیل رشته پتروشیمی اقدام فرمودند. سال۱۳۱۸با صلاحدید پدر و همچنین ابراز آمادگی خودشان٬ قرار شدخود را برای آغاز زندگی مشترک آماده سازند و پرنسس فوزیه-شاهدخت زیبای مصری و خواهرملک فاروق-گزینه مناسبی برای این آغاز بود که ثمره اش والاحضرت شاهدخت شهناز پهلوی شد.

    در سال۱۳۲۰همزمان با اشغال ایران توسط نیروهای شوروی و بریتانیای کبیر٬ اعلاحضرت رضاشاه کبیر سرسلسله این دودمان جلیل با وجود کسالت و بیماری شدیدی که در وجود مبارک شان شروع شده بود٬ناچار به ترک میهن و آغاز تبعیدی تلخ شدند و چون درعمل دیگر اختیار زمامداری امور را نداشتند تقدیر برآن شد تا پسر برومندشان برتخت سلطنت بنشیند و این مسوولیت شگفت انگیز و تاریخ ساز را بر عهده گیرد و ادامه دهد. از آنجا که شاهنشاه و همسرشان-فوزیه-ملیت و زبانی متفاوت داشتند و پاره یی مسایل دیگر٬ادامه زندگی برای این زوج جوان امکان پذیر نبود و با توافق دو طرف ٬طلاق و بازگشت فوزیه به موطن خود را بهترین راه یافتند و پس از آن والاحضرت شهناز٬در دربار پدر از کودکی پابه نوجوانی گذاشت.شاهنشاه اینبار و دومین ازدواج شان با"ثریااسفندیاری"دختری دورگه و نیمه آلمانی -که از سمت پدر به" ایل بختیاری" تعلق داشت-پیمان زناشویی بستند.

   این دو اگرچه عشق را سرلوحه زندگی کرده بودند و در روزهای تلخ غوغای مصدق و حزب توده درشهر اسوان و در بیم و امید گذرانده و با رستاخیز ملی بیست و هشت امرداد دیگربار باهم به ایران بازگشته بودند اما انگارتقدیر و مشیت ادامه این زندگی مشترک را صلاح نمی دید.ثریا قادر به باروری نبود و دربار پرافتخار پهلوی٬ نیاز به ولی عهد داشت. ثریا حتا به تمام کشورهای اروپایی به خرج همسرش-شاهنشاه-برای درمان ناباروری خودسفرکرد اما سودبخش نبود و پزشکان به اتفاق وی را جواب کردند.شاهنشاه که از سویی ولادت یک جانشین پسر را برای دربارلازم دانسته و از سوی دیگر مایل نبودند نامهربانی به همسرشان روا شود صادقانه بحث جدایی را مطرح فرمودند و مبلغ سنگینی را به عنوان مهریه و مبلغ شایان توجهی را هم برای مقرری مادام العمر تعیین کردند و با صورت پذیرفتن طلاق توافقی ٬ثریا به آلمان و پیش مادرش عزیمت کرد و اعلاحضرت محمدرضاشاه در اندیشه ازدواجی دیگر٬تا هم سایه ملکه یی برسر ایران باشد و هم بتوان جانشینی برای تخت طاووس برگزید.در سال۱۳۳۸خورشیدی درشهر پاریس دانشجویی ممتاز٬بلندبالا و ازخانواده یی محترم"دوشیزه فرح دیبا"در چشم شاهنشاه مناسب ترین همسربرای دربار سلطنت آمد و طی مراحلی و با کمک والاحضرت شهناز٬این شاهدخت نجیب و مهربان ٬فرح دیبا٬قدم به دربارهمایونی گذاشت تا سرانجام مادر پادشاه کنونی ایران-اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی-باشد.

    شاهنشاه همیشه جاوید ایران محمد رضا شاه٬ پس از ولادت فرزند ذکور خود والاحضرت رضا- رضاشاه دوم- با امید و اطمینانی دو چندان به امور سلطنت و اداره مملکت پرداختند. دهه چهل٬ دهه یی طلایی برای میهن و ملت بود و دورنمایی روشن را برای مردم نمایان می ساخت. پس از صدور فرمان انقلاب سپید توسط پادشاه دیری نگذشت که بی سوادی در کشور رو به افول گذاشت و بیماری های عفونی و مسری تقریبن و بیشتر جا ها ریشه کن شدند.در کنار این حرکت ها٬موجی از انواع خطرات در بیرون و درون مرز داشتند از راه می رسیدند٬اما درایت شاه٬همواره مانعی بود برای آسیب رسیدن به کیان میهن و بنیان جامعه.تروریسم جهانی به طرزعجیبی فعال شده بود و چهره های بارزی مانند"جان اف کندی" مورد سوقصد قرار می گرفتند. پادشاه اراده کرده بودند تا با انواع روش ها ضریب امنیت را در سطح مملکت بالاببرند. از سویی عراق نیز بر سر دعوی خود مبنی بر مالکیت اروندرود پا بر جا مانده بود و تاخت و تازی را به مرزهای ایران آغاز کرد اما ارتش شاه ظرف تنها چهار روز آنان را با خفت و خواری از مرز بیرون راند و تا همین جا کافی بود٬ آریامهر نخواستند تا عراق را به تصرف درآورند و تنها فرمودند: همین که فهمیدند کافی است. از سوی دیگر نیروهای تروریست و آشوبگر داخلی آنی آرام و قرار نداشتند: گروهک فداییان اسلام دست به ترورعبدالحسین هژیر نخست وزیر وقت زد٬ گروهک مجاهدین خلق مدام در حال آشوب و فتنه بودند٬ حزب توده دست از خرابکاری برنمی داشت و گانگسترهای مغبونی مانند خسروگلسرخی دست به وحشیانه ترین اقدامات می زدند و از طرفی صدای ملایان ناکام و سرخورده از اصلاحات رضاشاه کبیر و فرزندش٬ که همچنان ادامه داشت و قطع نمی شد.

   چه تدبیری باید اندیشیده می شد؟ بی شک انگیزه شاهنشاه این بود٬ با کمترین خشونت٬ مفیدترین نتیجه به نفع ایران عاید شود و با وجود اصرار اطرافیان بر اعدام خمینی- ملای بی اصل و نصبی که ریشه های هندو داشت و به طرزمضحکی دست به اعتراض و کارشکنی می زد- پادشاه تنها به تبعید این مرد دیوانه بسنده فرمودند.

   اگرچه پنجره های زمان رو به افق هایی روشن گشوده می شدند و دنیا با تعجب درآمیخته با تحسین به پیشرفت های چشم گیر و روز افزون ایران خیره مانده بود و سرسخت ترین تیره اندیشی ها در سراسرجهان می رفت تا آرام آرام این حقیقت را بپذیرد:ایران دارد وارد رقابت درعرصه جهانی می شود، چه از حیث قدرت نظامی،چه از دیدگاه مدرنیته شدن جامعه و چه از نظربالا رفتن سطح علم در ایران...

  اما ناگهان توفان سهمگینی وزیدن گرفت و...چرخ گردون چرخشی وارونه کرد.

   در پی کودتایی شوم ٬ دست نویس بیگانه و غیرمردمی در تاریخ بیست و شش دی ماه سال ۵۷شاهنشاه فقید آریامهر٬مجبور به ترک دیارشان شده و سرانجام در روزغم انگیزچهار امردادسال ۵۹ ما را برای همیشه وداع گفته و به نامیرایی و جاودانگی تاریخ پرشکوه ایران پیوستند. اما یاد آن ابرانسان و آن پادشاه بزرگ و فقید٬تا همیشه درقلب های پاک و عاشق میهن جاودانه خواهدبود و چشم های منتظر٬همواره خیره بر افق های فردایی هستندکه فرزندبرومند و جانشین آریامهرسفرکرده ٬همان نماد فره ایزدی اعلاحضرت همایون رضاشاه دوم پهلوی از دیارغربت بازخواهند گشت و ایران ویران شده و تاریک را٬به پرتو حضورملوکانه روشن ساخته و به یمن وجود نازنین شان دیگرباره آباد٬ آزاد و پر از شکوفایی خواهند گرداند

 

   این زادروز خجسته را گرامی می داریم و بر روح پرفتوح آن ابرتاریخ سازسفرکرده و جاودان نام، درود بی کران می فرستیم . چهارم آبان، هشتاد و هشتمین سالگرد ولادت شاهنشاه آریامهرمحمدرضاشاه پهلوی و والاگهرشاهدخت اشرف پهلوی خواهر بلندمرتبه ایشان را،به پیشگاه همایونی فرزند ذکور و جانشین آن حضرت٬وارث تاج و تخت کیانی ،یگانه معبودایران و آفتاب عالمتاب اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی و سپس به محضرمعظم لها علیاحضرت شهبانوفرح دیباپهلوی و بعدبه خدمت شاهزاده و شاهدخت گرامی والاحضرتان علیرضا و فرحنازپهلوی و تمام وابستگان جلیل دودمان بزرگ پهلوی خصوصن ملکه بزرگوار یاسمین اعتمادامینی پهلوی و پرنسس های عزیز(نور٬ایمان وفرح دوم)و در نهایت با لحنی عاشقانه به محضرمبارک والاگهرشاهدخت اشرف پهلوی یگانه خواهر به یادگار مانده شاهنشاه-که زادروز خود ایشان نیز هست-صمیمانه تبریک و شادباش عرض می کنیم .

   لطفن شکیبایی کنید تا عکس های شاهنشاه فقید٬اعلاحضرت محمد رضا شاه پهلوی بارگذاری شوند. در صورتی که موفق به دیدن تمام عکس ها نشدید صفحه را دوباره باز کنید.

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

بیست و یکم مهر دو هزار و پانصد و شصت و شش شاهنشاهی  

            شهبانودرکنارملکه یاسمین واعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

     خجسته زادروز بانوی روشنایی٬ یگانه مادرتاجدار٬ همسر ابرمرد تاریخ ساز ایران٬مادر پادشاه هستی ساز میهن ما٬ مهربان ترین مهربانان٬ شعر بلندشعور٬ پرتو روشن مهر٬ علیاحضرت شهبانو فرح دیبا پهلوی گرامی باد.

   بیست و دوم مهرماه تداعی کننده روزی شکوهمند است. در این روز٬ دختری تولد یافت که برای تاریخ پرافتخار ایران حماسه ساز شد.

   بله در خانه یی کوچک اما پرمهر در شهر تبریز و از دامان بانویی محترم و پاک٬ گوهری آریایی پا به عرصه وجود گذاشت که سرانجام مادر فرزندی شد که عرش و فرش گوش به فرمان وی شده اند.

   در سال ۱۳۱۷ خورشیدی ٬شهبانو فرح دیبا پهلوی ولادت یافتند. آری از دامن بانویی محترمه به نام فریده قطبی و در زیر سایه پدری مهربان به نام سهراب دیبا- که درجه دار ارتش بود٬ کودکی برخاست. طفلی که نام فرح بر وی نهادند. این دختر ظاهری بی تکلف ٬سیرتی نیک و بختی بلند داشت .

   در کودکی٬ پدر او را تنها گذاشت و به ابدیت پیوست. داغی سنگین بر قلب کوچک او نشست اما سرنوشت را پذیرفت و دم برنیاورد. در نوجوانی تصمیم گرفت برای تحصیل به فرانسه برود و از آن جا که توانایی و پشتکاری کم مانند داشت، خیلی زود در یکی از دانشگاه های معتبر فرانسه برای رشته معماری پذیرفته شد و با نظر مادر قرار شد پسردایی ایشان(رضا قطبی)در دیار غربت چون برادری حامی این دوشیزه پاک نهاد باشد. شهبانو در خاطرات شان (کهن دیارا)می فرمایند: "من از دوران کودکی شاه دوست بار آمده بودم". با چنین ذهنیتی٬ وقتی برای نخستین بار شاهنشاه آریامهر-که در آن هنگام پادشاه جوانی بودند - در سفری که به فرانسه داشتند٬ برای بازدید به آن دانشکده تشریف آوردند٬از آنجا که "فرح دیبا"بهترین دانشجو به شمار می رفت، وی را به عنوان دانشجوی نمونه به آن حضرت معرفی کردند. فرح دانشجوی نوجوان آن زمان و علیاحضرت امروز٬ با شرم و خشوع آمیخته با احترامی که هر ایرانی برای پادشاه قایل است٬ پاسخ پرسش های شاهنشاه را داد. گرچه همان لحظه آتش عشقی، در قلب آن دو پدیدار شد که یکی از زیباترین ازدواج های تاریخ بشریت ثمره همان عشق بود.

    در واپسین ماه های تحصیل ایشان در فرانسه، آن هنگام که چیزی به فارغ التحصیلی اش نمانده بود برای مدتی به ایران سفر کرد تا با مادر دیداری تازه کند و ناگهان دعوت نامه یی از والاحضرت شاهدخت شهنازپهلوی به دست"  فرح " رسید تا برای دیدار با تنها فرزند پادشاه به منزل ایشان برود. تنها دختر از زنی مصری به نام "پرنسس فوزیه" که دیرسالی می شد  از شاهنشاه جدا شده بود. دوشیزه فرح دیبا، با وجود ضمیر پاکش هرگز حدس نزد٬ ریشه این دعوت چیست؟ اما از این که دختر "ابر مرد ایران" وی را به حضور طلبیده شعف سراپای آن دختر نجیب و پاک سرشت را فرا گرفت. در منزل والاحضرت شهناز، دوشیزه فرح به شرف دیدار شاهنشاه آریامهر نایل شد و با تکرار این دیدارهای ساده٬ جرقه دو احساس پاک، خرمنی از عشق ساخت و در پاسخ به پیشنهاد شاهانه ،فرح دیبا پذیرفت تا شهبانوی بلندآوازه ایران باشد. وقتی در فرانسه پیراهن عروسی را بر قامت رعنای این مهرآفرین بانو٬ اندازه می کردند مادام فرانسوی صمیمانه آرزو کرد ایشان مادر ولی عهد ایران شود و شگفتا همین نیز شد.

   کمتر از یک سال بعد٬ دردانه یی از دامان این بانوی بزرگ ولادت یافت، که هرجنبنده یی برابر نام آن مهر فروزان سرتسلیم فرو می آورد. در فاصله ده سال علیاحضرت چهار فرزند، به دربارهمیشه جاوید سلطنت پهلوی هدیه کردند که یکی-رضا- نوردیده ملت و پادشاه آینده ایران شد و آن سه ( فرحناز٬علی رضا و لیلا) مهرآفرینانی دیگر در چشم پدر و مادری که افتخار ایران و ایرانی هستند.

   سال۴۶خورشیدی٬ حماسه شورانگیز دیگری رقم خورد. شاهنشاه در مراسم تاج گذاری خویش ٬بر سر بانوی شان تاج شهبانویی نهادند که این حرکت که پس از هزار سال برای اولین بار٬ در تاریخ زن ستیز"ایران اسلامی "رخ می داد٬ شگفت آور بود و لب خردمندان به تحسین گشوده شد. چشمان درخشان و زیبای شهبانو٬ امیدوارانه به آینده دوخته شده بود و صمیمانه ازخدای خویش می خواست تا برای لطف به ملت و خدمت به کیان میهنش٬ توان و قدرت لازم را به او ببخشاید.

   در قلب مهربان این بزرگ بانو٬ در تمام عمر شریفش تا کنون٬ عشق به میهن یکه تاز بوده است. شهبانوی نازنین ٬عاشقانه قدم برمی داشت. در آسایشگاه جذام خانه٬ چهره زن جذامی را بی واهمه می بوسید٬ برای خاطر بیماران نیازمند٬ خون آسمانی خود را اهدا می کرد٬ در کنار بانوان ستم کشیده روستایی نان خمیر می کرد و درتنور می گذاشت٬ عاشق هنر و فرهنگ ایرانی بود و شجاعانه جشن هنرشیراز را به افتخار حضرت حافظ برپا کرد٬ شهبانو با تک تک سلول های تنش٬ مردمش را دوست می داشت-که همچنان همین است- و از بیان صادقانه این" دوست داشتن "هرگز بیمی نداشت.

   هرچند ادامه این سمفونی بزرگ تاریخ میهن، با سازهای غمناکی نواخته شد و این ابرانسان ها و وارثین شکوه ایران، در پی هیاهویی شوم ناچار به ترک دیاری شدند که سالیانی دراز را پی آبادی آن گذاشته بودند و هیهات٬ آن قلب های نازنین جز برای میهن و ملت نمی تپید.

   علیاحضرت شهبانو، در وداعی تلخ و جانسوز٬ شکوه زندگانی خود شاهنشاه فقیدآریامهر را درخاک مسجدالرفاعی قاهره به امانت سپرد و دیدگان پرمحبت خویش را به "سرو رعنا"یی دوخت که در آغوش مهربانش پرورانده و امروز پادشاه و خدای ایران زمین است.

   دست گلچین روزگار به عزیزان شهبانو رحمی نداشت و افسوس در گریز یک سال معظم لها، مادر بزرگوارشان"بانوفریده دیبا"و سپس دخت کوچک ترشان" والاحضرت شاهدخت فقید لیلاپهلوی" را برای همیشه از دست دادند. پرنسس لیلا مهتاب درخشنده یی که در محاق رفت و از چشم میلیون ها ایرانی اشک حسرت فرو چکید و پس از درگذشت شاهنشاه فقید، داغ دیگری بر قلب های عاشق کهن میهن مان ایران نشست. زندگانی علیاحضرت تا هم اکنون که دارند هفتمین دهه از عمر مبارک شان را طی می کنند٬ ملودی عاشقانه وجودی است که سراپایش جز روشنایی و شکوه و شکفتن نیست.

   شهبانوی ایران٬ اکنون نزدیک به سه دهه از عمر شریف شان را پابه پای وابستگان جلیل شان در تبعیدی طاقت فرسا گذرانده اند اما ثانیه یی حتا از یاد مردم شان و میهن شان فارغ نیستند و چون کوهی از صبر دیده بر فردای ایران دوخته اند که به قول خود ایشان:"متعلق به جوانان است"و البته تک تک ایران پرستان و دلخستگان وطن٬ ایران را و گذشته و آینده اش را متعلق به خاک پای این بزرگ بانو و فرزند نازنینش می دانند.

   عزیزانی که مایل هستند٬ نماهنگ کوتاه و زیبایی را از شهبانوی بزرگ ایران علیاحضرت فرح پهلوی از کودکی تا به حال تماشا کنند با کلیک روی این لینک می توانند این فیلم کوتاه و با ارزش را دانلود و در رایانه خود ذخیره نمایند (شما پس از کلیک وارد سایت video google خواهیدشد. در سمت راست شما گزینهdownloadوجود دارد و با کلیک بر آن، سپس راست کلیک برگزینه this link شما قادر خواهید بود پس از مشخص کردن مسیر، این نماهنگ زیبا را ذخیره نمایید).

   در وصف این بانوی بزرگ٬ چه بسیار هنرمندانی، آثار ماندگاری را ارایه کرده اند که برای مثال می توان به دو آهنگ "نازنین شهبانو"ی ستار عزیز و "ایران بانو مادر من" اثری زیبا از حبیب اشاره کرد. اگر دوست دارید کلیپ تصویری "نازنین شهبانو" را دانلود کنید٬ با کلیک براین لینک وارد وبلاگ" آنچه باید بدانید" از arya boy  عزیزخواهید شد و قادر هستید٬ این کلیپ را نیز در آرشیو فیلم های تان ذخیره نمایید. به سهم خودم از این ایرانیار گرامی٬بابت آرشیو پر ارزش فیلم ها٬ آهنگ ها و کتاب های شان سپاسگزارم.

   علیاحضرت شهبانو فرح دیباپهلوی٬ همیشه و هماره نوید صبح روشنایی است. صبح درخشانی که به تعبیر اعلاحضرت همایونی از پس این شام تیره خواهد دمید.

   این روز خجسته و زیبا را -که به حق روزمادر نام گرفته-نخست به پیشگاه
وجود مبارک و لایزال شهریار ایران اعلاحضرت همایونی رضاشاه دوم پهلوی٬ فرزند تاجدار ایشان و وارث اورنگ کیانی؛ سپس به حضور دو فرزند دیگرشان ٬ والاحضرت شاهزاده علی رضا پهلوی و والاحضرت شاهدخت فرحناز پهلوی و بعد از آن به خدمت ملکه یاسمین اعتماد امینی پهلوی عروس  بزرگ تر ایشان(همسرگرامی پادشاه)٬سپس به حضورنوه های نازنین شان(پرنسس های زیبای ایران والاحضرتان نور٬ایمان و فرح دوم)٬ در مرتبه آخر به خانم سارا طباطبایی عروس کوچک تر ایشان (همسر والاحضرت علیرضا)٬شادباش عرض نموده و بعد از آن با لحنی صمیمانه وعاشقانه به پیشگاه معظم لها٬علیاحضرت شهبانو فرح دیبا پهلوی ٬ ولادت با سعادت شان را تبریک و شادباش عرض می کنیم.

 ای نازنین شهبانو عفو بفرمایید:

شاهدان در جلوه و من شرمسار کیسه ام

بار عشق و مفلسی صعب است و می باید کشید.

   امید که در کنار فرزند برومندتان رضاشاه دوم و همچنین شاهزاده و شاهدخت گرامی و تک تک عزیزان و وابستگان تان، صد سال زندگی کنید و به زودی طلعت پرفروغ حضور شما٬در ایران محنت زده ظاهرشود.

   در صورتی که تمایل به دیدن عکس هایی زیبا از علیاحضرت شهبانو و خاندان جلیل سلطنت پهلوی دارید٬ بر ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

نوزدهم مهر دو هزار و پانصد و شصت و شش شاهنشاهی 

     علیاحضرت فرح دیباپهلوی

مهر آفرین گلبانو٬ ای نازنین شهبانو

خونه رو خاک گرفته٬ از بی کسی تا زانو

می گذریم از سیاهی٬ پا می ذاریم تو راهی

که می رسه به مرز ایران پادشاهی

   داریم آرام آرام٬ به خجسته زادروز بانوی روشنایی و مهر٬ همسر ابرپادشاه ایران٬ عروس رضاشاه کبیر و مادر یگانه آفتاب عالمتاب مان اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی و همینطور مادر معنوی تمام ملت٬ یعنی علیاحضرت شهبانو فرح دیباپهلوی نزدیک می شویم. پیشاپیش ٬این میلاد مسعود را به محضر مبارک علیاحضرت و فرزند تاجدارشان اعلاحضرت و همینطور تمام وابستگان این خاندان جلیل٬ شادباش عرض نموده و سپس به تمام مادران عزیز این مرز و بوم٬ روز مادر را تبریک و تهنیت می گوییم.

   افسوس که در وصف الطاف این بزرگ بانوی نیکو سرشت نسبت به ایران٬ زبان همیشه ناتوان از شرح بیان است اما...تنها به گوشه هایی اشاره می شود:

     ساخت پارک شاهنشاهی(پارک ملت کنونی).

     احداث پارک سنگی (که هم اکنون به نام پارک جمشیدیه شهرت دارد).

     بنیان گذاشتن کانون پرورش فکری کودک ونوجوان .

    ابتکار تاسیس و ساخت فرهنگ سرا برای نخستین بار در ایران با نام "فرهنگ سرای نیاوران" که هنوز به همین نام شناخته می شود.

    احداث موزه حیات وحش بسیار وسیع ٬در اطراف تهران که همیشه علاقه مندان را به سوی خود جذب می کند.

    ساخت مجموعه تاترشهر در پارک دانشجو.

   طراحی ساخت میدان زیبای شهیاد آریامهر(که امروز به غلط ٬نام میدان آزادی را به خود گرفته)لازم به گفتن نیست که این میدان ٬بزرگ ترین و یکی از معتبرترین میدان های تهران است.

   بنا گذاشتن موزه هنرهای معاصر در مجاورت پارک لاله٬ که موزه یی ارزشمند شامل آثار بزرگان هنر معاصر است.

   برگزاری جشن هنرشیراز٬ که تلاشی ارزنده برای اعتلای ادب پارسی و تجلیل ازمقام شامخ حافظ و سعدی شیراز بوده است.

و...

    به خاطر این روز بزرگ٬ جان نثار غزلی ناچیز را به خاک پای علیاحضرت تقدیم نموده ام که در زیر مشاهده می نمایید. امید که مورد قبول درگاه شهبانوی عزیز واقع شود:

بانو تو جنس همین عاشقانه ها هستی

بانو، غریب ترینی و آشنا هستی

 

ای از تبار نجابت، تو مادر ایران

شرقی ترینی و محبوب قلب ما هستی

 

ای کاش خاک درت سرمه ام شود بانو

آفاق میهن من روشنند ٬ تا هستی

 

در انزوای خموشانه یخ زدم اما

ای آفتاب بخوانم٬ که خوش صدا هستی

 

بانو٬ تو همسر نوری و دخترباران

بانوی عشق٬ شما مادر رضا هستی

 

درجای جای وطن، جای پای تان بانو

در قاب خیس نگاهم فقط شما هستی

 

بانو به خون جگرخط به خط نوشتم من

بازا بیا که شماصاحب ِسرا هستی.

   در پست بعدی٬ تصاویر زیبایی را از شهبانوی بلندمرتبه ایران قرار خواهم داد.

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

 یکشنبه پانزدهم مهر دو هزار و پانصد و شصت و شش شاهنشاهی           

             شهبانوفرح دیباپهلوی

   خبرگزاری فارس- یکی از رسانه های مزدور و ضدملی حکومت الله - امروز برای چند ساعت خبر دروغی را مبنی بر اینکه "علیاحضرت شهبانو فرح دیباپهلوی امروزصبح فوت کرده اند" روی سایت قرارداد و سپس با افشاگری به موقع سایت بالاترین٬ دال بر کذب این خبر٬مجبور شد آن را حذف کند.

  احتمال می رود در آستانه زادروز ایشان و جو شادی میان مردم٬ به مناسبت فرا رسیدن بیست و دوم مهرماه٬ حکومت اسلامی سعی کرده با تلاشی مذبوحانه این شایعه را برای چند ساعت بین آنان پخش کند. هرچند مانند همیشه کارش به رسوایی کشیده شد و ناکام ماند.

   یکی از نزدیکان خاندان جلیل سلطنت ٬ امروزاعلام کرد: شهبانوی عزیز در سلامت کامل هستند و در حال تدارک سفری به خارج از فرانسه می باشند.

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

بیست و دوم شهریور دو هزار و پانصد و شصت و شش شاهنشاهی

   اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

خیال روی تو در هرطریق هَمره ماست

نسیم موی تو پیوند جان آگه ماست

 

به رغم مدعیانی که منع عشق کنند

جمال چهره ی تو حُجت موجه ماست

 

اگر به زلف دراز تو دست مان نرسد

گناه بخت پریشان و دست کوته ماست.

    بسیاری از دوستان عزیزم، از بنده گله می کنند که چرا جای آگاه تر کردن بازدیدکننده ها از بینش و اهداف اعلاحضرت همایونی رضاشاه دوم پهلوی ٬  تنها به پیشکش سروده و مدح به خاک پای معظم له بسنده می کنم. باید در پاسخ به این گرامیان عرض کنم ٬حقیر خیلی کوچکتر از آن هستم، در مورد ابرمردی صحبت کنم که جهان را زیر نگین سروری دارد.

لب لعل و خط مشگین ٬که آنَش هست و اینش نیز

بنازم دلبر خود را که حُسنش آن و این دارد. 

   با این همه بنده روسیاه، تصمیم گرفتم شرحی از دیدگاه ها٬ اهداف و شخصیت آن حضرت را تا جایی که عقل ناقصم یاری دهد بنویسم. پیشاپیش از محضرمبارک و ملوکانه اعلاحضرت به خاطر این جسارتم پوزش می خواهم ٬ تامل و قضاوت باشد با بی شمار هم میهنان ایران پرست :

   شرحی کوتاه از بیوگرافی  ایشان:اعلاحضرت همایون رضاشاه دوم پهلوی ٬نخستین فرزند پسر شاهنشاه فقید آریامهرایران پدر و اولین فرزندعلیاحضرت شهبانو فرح دیباپهلوی هستند. زاده در"نُهم آبان ماه "هزار وسیصد و سی و نه خورشیدی در تهران. ولادت ایشان با شور و شادی وسیع و بی سابقه در تمام نقاط ایران همراه بود و مردم عادی از هرقشری به هلهله و پایکوبی برخاستند.اکنون اگر از هم نسل های ایشان و یا قدیمی ترها بپرسیم همگی به اتفاق ٬از این روزخجسته خاطره یی شیرین دارند.

   ایشان فارغ التحصیل در رشته "علوم سیاسی" از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی-از معتبرترین دانشگاه های جهان- هستند و همین طور خلبانی هواپیمای جت و جنگنده را که به شکل تخصصی از دوازده سالگی آغازکرده و دارای مدرک تخصصی خلبانی از پایگاه هوایی" رایس "تگزاس می باشند. بر زبان فارسی ٬فرانسه و انگلیسی تسلط کامل دارند و با زبان های عربی و امریکای لاتین نیز آشنا می باشند.

  ذات مبارک شان، اکنون متاهل و دارای سه فرزند هستند والاحضرتان نور٬ ایمان و فرح دوم. مسلمان زاده شده و دین شان اسلام است. همسر ایشان ملکه یاسمین اعتماد امینی پهلوی٬ بانویی اندیشمند و بزرگ منش٬ همین طور وکیل پایه یک دادگستری مقیم امریکا هستند که تحصیلات در رشته علوم سیاسی نیز دارند.

اهداف اعلاحضرت :

۱-تعیین نوع حکومت با رای مردم در انتخابات آزاد.

۲-برقراری یک حکومت دموکراسی در ایران و نهادینه کردن جامعه مدنی .

۳-پیروی کامل از تمام مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر.

۴-برقراری نظام سکولار به معنای جدایی دین از حکومت.

۵-دادن آزادی های سیاسی٬ اجتماعی٬فرقه یی و مذهبی به ملت و احترام به نظر دگراندیشان در هر زمینه.

۶-تضمین استقلال و تمامیت ارضی ایران و ایجاد بستر برای تداوم و ثبات این مهم.

صفات بارز شخصیتی:

   داشتن رحم و عطوفت بالا و دست به فداکاری زدن برای مردم عادی: یک نمونه اش اعتصاب غذای سه روزه ایشان به حمایت از زندانیان سیاسی در تابستان گذشته بود و ازآن شایدمهم تر این که همایش اعتصاب غذا باید درساختمان فدرال برگزار می شد و درحالی که اعلام شد٬ مقابل ساختمان بمب گذاری شده و حتا پیروان و هواداران ایشان می خواستند محل را ترک کننداعلاحضرت رضاشاه دوم با وجود منع دیگران از رفتن به ساختمان فدرال ٬مصرانه درمکان مورد نظرحاضرشدند و قول شان را به مردم٬ ازجان عزیز و مبارک خویش برتر دانستند.این را نیزبگویم اصولن اعلاحضرت چندان علاقه یی به محصور بودن درحلقه گارد محافظتی شان ندارند و با وجود آگاهی شان به خطرات ٬مایل هستند مدام در میان مردم عادی و به خصوص هم میهنان شان ٬مانند یک شخص عادی حاضرشوند و از نزدیک باآن هابه گفت و گو بنشینند.این ازجان گذشته گی به خاطر دیدار با توده مردم٬ اگر در بین سیاست مداران روز دنیا بی نظیر نباشد لااقل بسیار کم نظیراست. اگرچه مساله درصورت خود اشکال دارد اما تحسین همه ٬حتا مخالفان نظام پادشاهی را همواره برانگیخته است.زیرا موضوعی است که بارها-نه فقط درجریان ساختمان فدرال-بلکه بسیاری موارد دیگر٬در عمل اثبات شده است. موردخطرناک دیگر ازحضورمعظم له درمیان مردم ٬گذراندن نوروز هشتاد و پنج در کنارپناه جویان ایرانی بود (باید اشاره شود تا به حال هفت اقدام تروریستی به جان ایشان نافرجام باقی مانده است .با این حال ایشان هرگز روش خود را در "داشتن ارتباط نزدیک با مردم "مورد تجدیدنظر قرار ندادند). این را شاید بعضی نشنیده باشند اما درسال نخست حمله عراق به ایران،رضاشاه دوم تصمیم گرفتند به عنوان یک خلبان جنگی به ایران بیایند و مانندسایر هم وطنان از ایران دفاع کنند،هرچند مقامات ایران نپذیرفتند. این مساله را هم علیاحضرت شهبانو درکتاب" کهن دیارا"اشاره نموده و هم خود ایشان درگفت و گو با احمداحرار از این ماجرا یادکردند.

   درایت سیاسی بسیار بالا و اشراف داشتن بر تاریخ ایران و جهان ٬ تسلط بر تحلیل های سیاسی و سرعت پاسخ گویی به سوالات خبرنگاران در سراسر جهان.آگاهی و نحوه استدلال های سیاسی و اجتماعی ایشان در مجامع بین المللی ازصحن مجلس پاریس گرفته تا درحضوراساتید دانشگاه بستون و...اعلاحضرت با کمال خونسردی وآرامش برگرفته ازسواد و درایت بالا در بحث ها شرکت جسته و به پرسش ها پاسخ های مناسب و درخورمی دهند.شایان گفتن است وجود مبارک رضاشاه دوم ٬تاکنون کتاب های گوناگونی نوشته اند که به عنوان نمونه می توان : نسیم دگرگونی ٬میثاق با مردم ٬ آزادی برای هم میهنانم ٬ مذاکره با ایران و...را نام برد.

   درایت و آگاهی اقتصادی بسیار بالا: ایشان با توجه به مطالعات پیگیر و تخصصی پیرامون آزادی اقتصادی و بحث های مربوط به اقتصادسالم و یا ناسالم. از آن جا که ایشان تسلط و تخصص منحصر به فردی براین موضوعات دارند٬ به راحتی می توانند در زمانی اندک وضعیت اقتصادی ایران را بهبود شایانی بخشند.

   سخن گفتن شیوا: طنین محکم ٬ کلام پرجذبه ٬متین و درعین حال مردمی رضاشاه دوم پهلوی تحسین انگیز است . ایشان حتا در نگاه دشمنان قسم خورده اش بدون کینه ورزی سخن می گوید. محتوای کلام ایشان بر حقوق ملت دور می زند و جالب این جاست در تمام این سال ها که دور از وطن بوده اند همواره در یک جاده کلامی حرکت کرده اند و تناقضی درسخن های شان نبوده و نیست.

   قدرت ذهنی و حافظه بسیار بالا و توانایی به خاطرسپردن متن های بسیار طولانی و نام ها و آدرس های تاریخی بسیار گنگ و مشکل. یک نمونه اش پیام رضاشاه دوم راجع به بحران اتمی در ایران بود که ده دقیقه٬ در برابر دوربینی که تنها از یک زاویه فیلم برداری می کرد متن پیش نویس شده خود را بدون کاغذ و از حفظ بیان کردند و...

   صبور بودن و احترام به مخالفین و حتا آن عده یی که درصحبت با آن حضرت شرط نزاکت را چندان رعایت نمی کنند. نمونه اش گفت و گوهای معظم له باصدای امریکا و رادیو ایران که بعضی هم میهنان ناخواسته یاخواسته جسارت های کلامی داشتند اما ایشان با صبر و متانت شاهانه پاسخ شان را به نیکی می دادند و این نشان می دهد که ایشان علاقه بسیاری به چالش گری از سمت هم میهنان شان دارند و مایلند خود را در معرض پرسش مخالفین قراردهند و باآرامش و منطق پاسخ گوی شان باشند.

   داشتن دیدگاه منصفانه و بی تعصب بر تمام رویدادهای معاصر٬ چنانچه در بسیاری جاها فرموده اند: تا کی می توان دیگران را مسوول بدبختی قلمدادکرد؟ آیا ما مسوول نیستیم ؟کی این مسوولیت را به دوش خواهیم گرفت ؟ به راستی که چنین رویدادی(دموکراسی)اتفاق نخواهدافتاد، مگر آن که مردم فرصتی برای قبول مسوولیت پیدا کنند.

   پایبندی به موازین اخلاقی: اعلاحضرت با وجودی که تاکنون نزدیک به سی سال از عمرشریف خود را در امریکا گذراندند از مشروبات الکلی و هرکاری که سلامت اخلاقی را زیرسوال ببرد٬ دوری می جویند و در عوض به انواع رشته های ورزشی علاقه مند بوده و تا جایی که وقت شان یاری کند پیگیرهستند. جا دارد به این هم اشاره شود رضاشاه دوم پهلوی٬ در کنار وظایف سنگینی که برعهده دارند همواره برای خانواده جلیل القدرشان، نقش بهترین همسر و همچنین پدری مهربان را ایفا می کنند و بی نهایت خانواده دوست هستند.

   تجربه ی دردمندی و لمس کردن داغ های گوناگون: ایشان در غربت و غم انگیزترین شرایط ٬سایه همایونی پدر را از دست دادند و خواهرگرامی شان "پرنسس لیلاپهلوی"را نیز درسانحه یی ناگهانی از دست داده و در غربت به خاک سپردند. ایشان سال های سال است در تبعید حضور دارند و با وجود عشق شورانگیزشان به ایران٬ نتوانسته اند سفری به میهن داشته باشند و با این حال با شکیبایی و تحملی ستایش انگیز٬سکان کشتی عاشقان میهن را هدایت می کنند. حقیر به یاد دارم معظم له در یکی از پیام های شان به ملت ایران اشاره فرمودند که غربت روح و جسم مرا آزرده کرده است. و در کتاب نسیم دگرگونی چنین می گویند: به عنوان عضوی از یک نسل قربانی ، من درد و محنت غربت را به نیکی حس می کنم.

   زندگی ساده ٬ بی تجمل و بی پیرایه و بیزاری خاطر مبارک از تملق و بردن نام ایشان با القاب٬  چنانچه درکتاب "نسیم دگرگونی" می فرمایند: "من از کودکی ازچاپلوسی و تملق وآدم هایی که با هر اشاره یی عبارت" بله قربان "بر زبان شان می رفت بیزار بوده ام. امروز نزدیک ترین یاران و رایزنان من می دانند من از آنها جزحقیقت و راستگویی اندیشه دیگری نمی پذیرم. البته فرهنگ سنتی ما مملو از تواضعات و تعارفات پیچیده و روابط بغرنج است". توجه کنید٬ایشان راننده خصوصی و آشپز و غیره ندارند و بنا به گفته یاران نزدیک شان همچون شهروندان معمولی جامعه زندگی می کنند.

   کمال تواضع و فروتنی در کلام و رفتار٬ دیگر ویژگی اعلاحضرت است٬ تا آن جا که معظم له براین باور هستند که یک شهروند ایرانی چون دیگران می باشند(هرچند چنین نیست) و تاکیدشان همواره براین است که من در انتخابات آزاد فقط "یک رای" دارم.

   توجه ویژه و سرمایه گذاری ذهنی و فکری خاص بر نسل جوان ایرانی: از مهم ترین دغدغه های اعلاحضرت رضاشاه دوم٬ مشکلات جوانان ایرانی در زمینه های تحصیلی٬ اشتغال و وجود محدودیت های دست و پاگیر است. ایشان تمایل دارند تحصیل دانشجویان ایرانی دست کم تا مقطع لیسانس رایگان باشد و از نگاه آن حضرت، دولت باید موظف باشد بدون تبعیض هزینه تحصیل هر جوان ایرانی را بپردازد. رضاشاه دوم بارها و بارها از محدودیت هایی که گریبانگیر جوانان ایرانی است اظهار نارضایتی نمودند. از نگاه ایشان مساله آموزش و پرورش در هرسطحی٬ مهم تر از مساحت جنگل ها٬ ذخایرارزی ٬ منابع ملی و...است زیرا پیشرفت مملکت در گرو سطح علمی جوانان آن مملکت است.

   طرفداری از حقیقت و مخالفت با آن مصلحت اندیشی که بخواهد حق را پایمال کند: یکی از خصلت های بارز ایشان بیان حقایق به دور ازمصلحت اندیشی است. درمصاحبه یی عنوان کردند:بعضی به من می گویند چرا فلان موضوع را گفتی یا چرا ضعیف گفتی و...اما احساسات مردم بازیچه نیستند٬ بایدحقیقت را گفت...

   این یکی از خصلت های برجسته انسانی است که متاسفانه دربین مردان سیاست چندان دیده نمی شود و در بین آن ها بیشتر حقیقت،قربانی مصلحت اندیشی ست!!

علاقه مندی های شخصی:

   رضاشاه دوم پهلوی از کودکی٬ عکاسی رابه شکل حرفه یی آموختند و چنانچه درگفت و گوی شان با "لوناشاد" در"برنامه شباهنگ" فرمودند به عکاسی و سینما علاقه شایانی دارند اما وقت و شرایط شان اجازه نمی دهد چندان به ذوق خود بپردازند. سوژه مورد نظرایشان در عکاسی طبیعت است و بنا به فرمایش خودشان طبیعت را بسیار دوست دارند. اعلاحضرت در رشته های ورزشی فوتبال ٬ غواصی٬ اسکی٬تنیس ٬ شنا و...چند رشته ورزشی دیگر مهارت ویژه دارند و به خصوص فوتبال و اسکی را باجدیت فراوان در تمام این سال ها دنبال نموده اند. ایشان از مطالعه کتاب های علمی نیز بسیار بهره می برند و تلاش می کنند٬ مدت زمانی را به این امر اختصاص دهند.

   مطلب درخور توجه دیگری را که همه می دانیم این است که رضاشاه دوم پهلوی وقت بسیاری را به گوش دادن ٬ بررسی و تحلیل اخبار و وقایع روز درایران اختصاص می دهند. به معنای واضح تر ایشان تمام اخبار ایران را با دقت پیگیری می کنند و هر مساله یی را کوچک یا بزرگ٬ با دقت و توجه تمام بررسی می کنند که خود دلیل دیگری به علاقه و توجه آن حضرت به وضع هم میهنان شان است.

   تمام آن چه ملاحظه کردید٬ شاید کلامی از دفتر بی پایان کمالات ملوکانه و همایونی اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی را نمی توانست توصیف کند. بی شک همین طور است ٬اما خوب تلاش یک هم میهن و قربانی به خاک افتاده درگاه کبریایی شان بوده و امید که بر این حقیر ببخشایند.

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

هجدهم شهریور دو هزار و پانصد و شصت و شش شاهنشاهی

     پرنسس ایمان وخاندان سلطنتی -سیزده بدر

 

صبا به تهنیت پیر  می فروش آمد

که موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد

 

هوا مسیح نفس گشت و باد نافه گشای

درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد.

 

   خجسته و میمون باد، بیست و یکم شهریور٬ ولادت فرخنده و باسعادت طلیعه آفتاب ،مهرتابان، والاحضرت شاهدخت پرنسس ایمان پهلوی.

   بیست و یکم شهریور٬ خجسته زاد روزی است که برای پانزدهمین بار٬ در غربتی دردناک برگزار می شود.

   میلاد خجسته ی والاحضرت شاهدخت ایمان پهلوی ، گل نرگس شکوفان باغ و بوستان پهلوی.

   دومین فرزند ابرمرد و پادشاه ایران٬ اعلاحضرت همایون رضاشاه دوم پهلوی و ملکه بزرگوار یاسمین اعتماد امینی پهلوی. دومین نوه پسری شاهنشاه فقیدآریامهر و همچنین علیاحضرت شهبانو فرح دیبا پهلوی.

  این دخت عزیز و نازنین٬ چهارده سال پیش٬ دور از وطنی که خود و پدرانش مالک و صاحب آن بوده و هستند٬ پا به عرصه دنیا گذاشته و تا امروز همچنان در تبعید٬ پابه پای خانواده جلیل القدرشان سپری می نمایند.

   حقیر و سگ درگاه این خاندان عظیم الشان، در چهره معصوم و مقدس شاهدخت ایمان چنان خواهران عزیزش٬ جلال و شکوهی می بینم که وصف ناشدنی ست.

   و با دیدن چهره این شاهدخت فرزانه، بیتی از حافظ در نظرم می آید:

 

بتی دارم که گرد گل زسنبل سایبان دارد 

بهار عارضش خطی به خون ارغوان دارد

 

   واقعن جای بسی تاسف و شرمساری برای ماست که "زادروز معظم لها" را باز درغربت به ایشان تبریک عرض کنیم و افسوس  و صد افسوس ...

   این روز بزرگ و زیبا را ابتدا به پیشگاه پدربزرگوار و تاجدار ایشان٬ نماد فره ایزدی اعلاحضرت همایون رضاشاه دوم پهلوی و سپس به حضور مادرفرزانه شان ملکه یاسمین اعتمادامینی پهلوی و مادربزرگشان٬ مادر معنوی ملت علیاحضرت شهبانوفرح دیباپهلوی و همچنین به خدمت خود پرنسس محبوب مان والاحضرت ایمان پهلوی و بعد به حضور تک تک وابستگان این خاندان جلیل و پرآوازه٬ با تمام وجود شادباش عرض می کنیم.

   و سپس این دو بیت را حقیر و چاکر ایشان٬ به خاک پای پرنسس ایمان پهلوی پیشکش می دارم:

 

امروز به میهن همه جا جشن و سرور است

وقت طرب و رقص و می و جام بلور است

 

نوشین لب خندان ٬ صنم دلبر مست

از راه رسیدست٬ جهان غرق غرور است.

 

     لطفن شکیبایی کنید٬ تا عکس های شاهدخت ایمان پهلوی بارگذاری شوند(درصورتی که بعضی از عکس ها باز نشدند٬ صفحه را دوباره باز کنید).شایان گفتن است که بسیاری از عکس های حاضر٬ از تارنمای ملوکانه اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی برداشت شده اند:

 

 پرنسس نوروپرنسس ایمان درکنارشهبانو

والاحضرتان نوروایمان

والاحضرتان نوروایمان کنارملکه یاسمین

 

 پرنسس ایمان وخاندان سلطنت-هفت سین غربت

 

 

 پرنسس ایمان نازنین٬  در سایه فره  ایزدی پدرتاجدارتان

 صد سال زنده باشید.

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

سیزدهم شهریور دو هزار و پانصد و شصت  و شش شاهنشاهی

 

    پرنسس ایمان پهلوی

 

    درآستانه ولادت باسعادت دخت گرامی و نازنین شهریار خوبان هستیم. بله بیست و یکم شهریور٬ برابر با زادروز دومین فرزند اعلاحضرت همایون رضاشاه دوم پهلوی و ملکه یاسمین، یعنی پرنسس ایمان پهلوی می باشد. پرنسس گرامی در سال دو هزار و پانصد و پنجاه و دو شاهنشاهی دیده به جهان گشودند و اکنون چهارده سال دارند و مشغول درس خواندن هستند. پیشاپیش این روز خجسته و مبارک را نخست به محضر ملوکانه پدرتاجدار ایشان" پادشاه ایران" و سپس به خدمت مادر گرامی شان" ملکه" و والاحضرتان" نور" و"فرح دوم "خواهران ایشان و تک تک وابسته گان خاندان جلیل سلطنت پهلوی، از همه مهم ترخود ایشان ٬ صمیمانه شادباش عرض می کنیم و با تمام وجود آرزومندیم به زودی این خاندان بزرگ به میهن بازگردند.

   حقیر٬ در روز باشکوه تولد ایشان ٬ عکس های گوناگونی از این شاهدخت زیبای ایران قرار خواهم داد.

پایداری پادشاهی پیروزی.

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

دوم امرداد دو هزار و پانصد و شصت و شش شاهنشاهی

        رضا شاه كبير 

    هفته ی اول امردادماه دربرگیرنده ی سه مناسبت است٬ دو مناسبت تلخ و دردناک و یک مناسبت خجسته و شیرین.

   چهارم امردادماه سال دو هزار و پانصد و شصت و شش شاهنشاهی برابر با درگذشت غمبار و تاسف انگیز رضاشاه کبیر سرسلسله ی دودمان جلیل سلطنت پهلوی می باشد. به راستی درباب این ابرمرد تاریخ٬ آسان سخن نمی توان گفت و تنها به همین بسنده می کنیم که خدمات ایشان برای ایران-که در زمان قاجار و پیش از آن رو به نابودی و زوال بود-کم مانند و شگفت آور است.

   ایشان برای اولین بار در ایران ارتش را دایرنمودند و برای نخستین بار راه آهن را در کشور راه اندازی  کردند. بسیاری از راه ها و جاده ها به همت ایشان ساخته شده و اکنون نیز مورد استفاده قرار دارند صنعت ذوب فولاد را او به ایران آورد٬ به عزم ایشان آزادی پوشاک به زنان داده شد که پیش از آن مجبور به استفاده از پوشیه بودند. دانشگاه در زمان ایشان و به دستور رضاشاه بزرگ دایر شد و جای مکتب خانه های بدوی و غرق در تعالیم پوسیده ی ملایان را گرفت. باتلاش های اعلاحضرت رضاشاه کبیر٬زبان پارسی از بسیاری لغت های عربی تحمیل شده پاک سازی شد. به اصرار و پافشاری رضاشاه کبیر٬کشوری که در دنیا با نام تحقیرآمیز پرشیا از آن یاد می شد ایران نام گرفت و...خدمات ایشان به قدری زیاد است که یک تومار برای شرح آن کفایت نمی کند. اعلاحضرت رضاشاه کبیر در سال هزار و دویست چهل و سه یزدگردی در شهر آلاشت از توابع سواد کوه دیده به جهان گشود. پدر ایشان عباس علی نام داشت و مادرشان نوش آفرین.

   رضا شاه همان بزرگ مردی که برای ایران تاریخ سازشد٬ تا سنین میان سالی در تهی دستی زنده گی می کرد و در محله ی سنگلج تهران شرایط مالی بسیار پایین اما همتی مردانه داشت و انگیزه یی جز خدمت به ایران و مردمش در سر نمی پروراند. اعلاحضرت رضاشاه بزرگ در سال هزار و سیصد و بیست و سه یزدگردی در کشور افریقای جنوبی پس از طی بیماری طولانی جان به جان آفرین تسلیم کردند و پیکر مطهرشان اکنون به صورت امانت در مسجدالرفاعی مصرنگهداری می شود. روح شان شاد و یادشان جاودانه باد.

رفتی ولی یاد تو در ذهن ما زنده است     

   تا هست ماه و خورشید نام تو پاینده است.

    

       ملکه یاسمین اعتمادامینی پهلوی درکناراعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

    چهارم امردادماه سالروز واقعه یی خجسته نیزمی باشد. زادروز با سعادت ملکه یاسمین اعتماد امینی پهلوی همسر گرامی اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی عروس علیاحضرت شهبانوفرح دیباپهلوی و مادر پرنسس ها نور٬ ایمان و فرح دوم پهلوی .

ستاره یی بدرخشید و ماه مجلس شد                   

       دل رمیده ی مارا انیس و مونس شد

   ایشان - ملکه محبوب و یار و یاور پادشاه ایران- هم اکنون در امریکا وکیل پایه یک هستند. چندی پیش نام ایشان به عنوان زنان افتخار آفرین ایرانی در کنارسایر بانوان نامدار و پرآوازه ی ایران عزیز ما ثبت گردید.

   ملکه یاسمین در یک خانواده  ریشه دار و اصیل در تهران پا به عرصه ی وجود گذاشتند. سال شصت و پنج در امریکا- درحالی که دختری نوجوان بودند- با اعلاحضرت پیمان زناشویی بستند و پس از ازدواج با همتی مثال زدنی درحالی که مادر دو فرزند نیز بودند٬ به ادامه ی تحصیل پرداخته و از دانشگاه جرج واشنگتن موفق به دریافت مدرک تحصیلی در رشته حقوق گردیدند. ملکه یاسمین در رشته سیاست نیز کسب علم نموده اند و همین طور ریاست ارگانی به نام فرزندان ایران را برعهده دارند که به کودکان بیمار٬ مدد و یاری می رساند. این زادروز خجسته را نخست به پیشگاه همسرشان اعلاحضرت همایونی رضاشاه دوم پهلوی و همین  طور به محضر علیاحضرت شهبانو و تک تک پرنسس ها٬ مهم تر از آن به خدمت مبارک ملکه عزیز والاحضرت یاسمین پهلوی شادباش عرض می کنیم. امید که صد سال زنده باشند و به زودی به همراه اعلاحضرت و سایر وابسته گان به ایران بازگردند.

     شاهنشاه فقیدآریامهر

    و پنجم امردادماه روزی بس غمبار است روزی که برابر با درگذشت غریبانه و جانسوز اعلاحضرت محمدرضاشاه پهلوی شاهنشاه آریامهر٬ پس از سپری کردن بیماری سخت و طاقت فرسای والدنشتروم (یا همان عارضه ی مهلکی که کبد و طهال را درگیر می کند) در کشور مصر است. مرد بزرگی که تنها تاریخ جواب گوی خدمات ارزنده و شایسته اش به این مرز و بوم است. ایشان تا واپسین سال حیات زمینی شان٬ بیماری سخت خود را از دیگران پنهان می ساختند تا مبادا موجب نگرانی سایرین گردد. شاهنشاه فقید آریامهر٬ در چهارم آبان ماه سال هزار و دویست و نود و هشت یزدگردی همراه با خواهرتوامان شان والاگهراشرف پهلوی دیده به جهان گشودند. در سن هفت ساله گی به مقام ولایت عهد پدر منسوب شده و به شکل رسمی از سال بیست پادشاهی خود را آغاز نمودند. ایشان ابتدا با پرنسس فوزیه مصری خواهر ملک فاروق پیمان ازدواج بستند و درحالی که یک دختر از وی داشتند ازهم جداشدند و سپس با ثریااسفندیاری ازدواج نمودند اما ثریا قادر به باروری نبود و شاهنشاه جانشین و ولی عهد لازم داشتند. به همین دلیل٬ آن دو با توافق از یکدیگرجداشده و در سال سی و هشت شهبانوفرح دیبا را- که آن زمان در فرانسه مشغول تحصیل در رشته مهندسی معماری بود-به همسری برگزیدند و یک سال بعد٬ از ایشان صاحب یک پسر شدند که نام پدربزرگوارشان رضا را بر وی نهادند. زایش این کودک ٬ موجی از شادی و غرور به کالبد استوار و عظیم دربارپهلوی اضافه کرد و در سراسر ایران هلهله و شور برپا شد.پس از ولادت ایشان٬ شاهنشاه صاحب سه فرزند دیگر نیز گردیدند که دو تا دختر و یکی پسر بودند. به ترتیب فرح ناز ٬ علی رضا و لیلا.

   از جمله الطاف بی شمار آن حضرت به ملت ٬تقسیم املاک سلطنتی بین مردم و فرمان انقلاب سپید یا انقلاب شاه و مردم در سال چهل و دو که شامل: آبادی روستاها٬ تقسیم زمین های زراعی بین کشاورزان٬ اعطای حق رای برای نخستین بار به زنان٬ سهیم کردن کارگران در سود کارخانه ها٬ سواد آموزی در سطح فراگیر٬ تاسیس سپاه دانش و سپاه بهداشت به منظور رسیده گی به وضع روستاهای محروم٬ ملی شدن جنگل ها و...بود. اقدام دیگر شاهنشاه سازمان دهی به ارتش٬ تا اندازه یی بود که ایران صاحب چهارمین ارتش قدرتمند جهان گردد و بسیاری خدمات دیگر که شرح آن درین مجال اندک نمی گنجد. قابل توجه این که تمام اقدامات اصلاحی آریامهرفقید٬ تنها با اعتراض ملایان و ملاکین -که ارتزاق انگلی داشته و منافع شان را در خطر می دیدند -رو به رو شدند. شاهنشاه آریامهر در سال پنجاه رسمن اعلام کردند٬ تاریخ تقویم ها ازین پس باید مبنای شاهنشاهی داشته و بر اساس تاسیس سلسله ی پرافتخار هخامنشی نوشته و ثبت گردد. این اقدام خردمندانه و شایسته شاهنشاه٬ گذشته ازین که تحسین اندیشمندان و سایرمردم را برانگیخت باز هم خشم ملایان واپس گرا و عقب مانده را موجب شد زیرا گمان آنان این بود که مبدا تاریخ ایران هجرت پیامبر در عربستان (!!)است و این حرکت و اقدام میهن پرستانه آریامهر را تاب نمی آوردند.

   شاهنشاه درتاریخ بیست و ششم دی ماه هزار و سیصد و پنجاه و هفت در پی کودتای پیش نویس شده توده یی از مردم -که بی جهت نام انقلاب بر آن نهاده شد-مجبور به هجرت از خاک میهنش شد. درحالی که فرماندهان ارتش ایشان به آن حضرت اصرار می کردند قدری صبرکنند تا آشوب گران را سرکوب نمایند اما شاهنشاه نپذیرفت و فرمود:(سلطنتی که بر پایه خون بناشود نمی خواهم)شاهنشاه مدتی را در کشور پاناما گذراندند و همین طور امریکا و سرانجام به مصر شتافتند. درکشور مصر زنده یاد انورسادات رییس جمهوری وقت آن کشور٬ برادرانه ایشان را پذیرفت و تمام امکانات را برای پذیرایی و درمان شان فراهم نمود اما درمان ها برای آن حضرت موثر نبودند و گویا این بیماری تمنا ناپذیر ریشه هایش را در آن وجود عزیز دوانده و جای امیدی نبود. این وضعیت درحالی بود که خلخالی٬ جلاد ویژه ی حکومت اسلامی حکم پیگرد شاهنشاه آریامهر و خانواده ی ایشان را صادر نموده و درحال مذاکره با امریکا بر سر تحویل گرفتن پادشاه و تعویض ایشان با کارداران ربوده شده ی سفارت امریکا در ایران بود. 

   انورسادات تمام تلاش خود را نمود تا تامین جانی کافی برای شاهنشاه فراهم آورد و با وجود وخامت بیماری ایشان٬ بهترین پزشکان را بر امر درمان وی قرار داد. این تلاش های شادروان انورسادات اگرچه در بهبود جسمانی پادشاه موثر نبودند اما چهره ی این رییس جمهور فقید را در ذهن ملت بیدار ایران جاودانه و محبوب ساختند...بالاخره در روز پنجم امردادماه دوهزار و پانصد و سی و نه شاهنشاهی و دقایقی از ساعت پنج بامداد گذشته٬ پادشاه دیده گان مبارک شان را برای همیشه بستند و به نامیرایی تاریخ پیوستند.

یادگار از تو همین سوخته جانی ست مرا      

شعله از توست اگر گرم زبانی ست مرا

باورم نیست نگاه تو و این خاموشی                

باز بر گردش چشم تو گمانی ست مرا

   گویی قسمت این بود تا این پدر و پسر محبوب٬ وفات شان در دو روز متوالی صورت گیرد. به دستور انورسادات مراسم تشییع جنازه یی باشکوه برای ایشان برگزار گردید و پیکر شاهنشاه آریامهر در انبوه خیل سوگواران و مقامات بلند پایه جهان تا مسجدالرفاعی مشایعت شد و در کنار پدر و برادر به صورت ودیعه خاک سپاری شد تا در روز بزرگ آزادی میهن به خاک ایران بازگردند.

ای چرخ فلک خرابی از کینه ی توست          

بیدادگری شیوه ی دیرینه ی توست

ای خاک اگر سینه ی تو بشکافند             

بس گوهر قیمتی که درسینه ی توست

    در این زمینه شهبانوفرح نیز در سال هفتاد و نه(بیستمین سالگردعروج شاهنشاه)بیانیه یی را صادر کردند که با کلیک بر روی لینک علیاحضرت شهبانو می توانید فرازهایی از آن را در سایت آریامهر ملاحظه کنید.

   یادگارهای به جا مانده از ایشان اکنون چهار فرزند هستند که سه نفر شان از علیاحضرت شهبانو و یکی دیگر٬ والاحضرت شهناز از پرنسس فوزیه می باشند. به سهم خود بیست و هفتمین سال روز پرواز ابدیت شاهنشاه را نخست به محضر مبارک پسربزرگ و جانشین شان اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی و سپس به حضور سایر والاحضرتان و به خصوص شهبانوی نازنین تسلیت عرض می کنیم. امید که ذات همایونی رضا شاه دوم پهلوی همیشه در پناه ایزد یگانه سلامت و پیروز باشند. 

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

بیست و هشتم تیر دو هزار و پانصد و شصت و شش شاهنشاهی

           شاهنشاه آریامهرمحمدرضاپهلوی

 

وقت غصه ها سر رسیده    شادی از خونه پرکشیده

تو رو با اون که آفریده          می دونم این رسم زمونه

همه می ریم به یه بهونه     وای که بی توشدم دیوونه

تو بودی تنها یادگارم               بی تو تنهام یاور ندارم

چرا رفتی بنیان گذارم           رفتی پدر واسه همیشه

مهرت از دل بیرون نمی شه   تو زنده یی برا همیشه...

     با نزدیک شدن به پنجم امردادماه ٬ سالروز دلخراش درگذشت شاهنشاه آریا مهرایران پدرمحمد رضاشاه پهلوی٬ ابرمردی جاوید٬ که دغدغه اش خدمت به ملت بود و نامردمی و جفا دید و سرانجام ناباورانه از میان مان سفرکرد٬ سروده یی را- که درسوگ ایشان گفته ام -بخوانید تا درشب سالروز فقدان شاهنشاه  مطلب ویژه یی را پست نمایم :

مثل یک آرامش از دنیای ما کوچید و رفت

مثل نور ماهتابی در شبی تابید و رفت

 

گرچه با ما بود و در هر لحظه جاری بود لیک

بی خبر همچون پرستو پر زنان کوچید و رفت

 

تلخ می دانم چه ها کردند با آن بهترین

در شگفتم زخم بی انکار ما را دید و رفت

 

بعد از او انگار یادش مثل یک افسانه شد

مثل افسون بود چشمانش ولی خوابید و رفت

 

او که پایش در رکاب نقره فام ماه بود

زلف زرین طلوعی را شبی تابید و رفت

 

مثل یک تصویر بود اما به ابعاد وطن

خانه ی دل های ما را یک به یک کاوید و رفت

 

چون قناری بود و آهنگ بهاری می سرود

گویی از خاموشی لب های ما ترسید و رفت

 

این سرا همچون کویری خشک گشت و شوره زار

باغ را بر چشم های عاشقان بخشید و رفت

 

ناله های خفته در عمق گلوی دشت را

باورم هرگز نمی آیدکه او نشنید و رفت

 

این کویر تفته چون تابوت می ماند کنون

خوشه یی از شاخ و برگ زنده گی را چید و رفت.

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

 
<