تبليغاتX

پادشاه فرزانه ايران اعلاحضرت همايوني رضا شاه دوم پهلوي ! حقير در کلبه فقيرانه ام جواهر پربهايي را دارم که شما در جاه و جلال کبريايي تان آن را نداريد. من چون شما را دارم و شما چون خودتان نداريد

سال 1387 سال پرچم شيروخورشيد "> تحریم انتخابات وظیفه ملی است! پاسارگاد2

بيست و سوم ارديبهشت دو هزار و پانصد و شصت و هشت شاهنشاهي

    his majesty Reza Shah II

    چه خواهد شد و سهم هريك در به سرانجام رساندن قيامي بر ضد حكومت جهل و جنون و جنايت ملايان چه خواهد بود؟ اين صحبتي است كه جاي تحليل و گفتگو بسيار دارد.

    ذات اقدس همايوني اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوي بر اساس هرچه جدي و شتابان تر نمودن كوشش هاي ملوكانه كه ريشه در رحمت بيكرانه وجود مبارك حضرتش دارد اينبار دانشگاه كاليفرنيا واقع در شهر ارواين را به پرتو خجسته ي همايوني روشن ساخته و فرمايشات گهربارشان را به خيل عظيم دانشجويان حاضر در سالن اجتماعات اين دانشگاه مرحمت نمودند.

    معظم له در متن سخنراني كم مانندشان با اشاره به تقلاي رژيم اسلامي براي ايجاد يك خط مقدم دفاعي در آنسوي مرزها و توسط تروريزم بين المللي براي تضمين بقاي خود، سخن را به بخش هاي حساس و مهم تري وارد فرموده و در بخش هاي پاياني بيانات پرشكوه شان هوشمندانه بحث انتخابات كذايي رژيم اسلامي را به ميان آورده و صريحن فرمودند: " در ایران آزادی وجود ندارد، و بازی انتخابات در ایران به هیچ روی و به هیچ شکلی خواسته ها و آرمان های مردم ایران را منعکس نمی کند"  

    شاه شاهان رضاشاه دوم پهلوي در پايان سخنراني ملوكانه از تك تك دوستداران آزادي و كمال خواهان دعوت كردند تا پشتيباني خود را از ايرانيان شجاع دريغ ندارند و به طور رسا به جوانان ايراني اين پيام را برسانند كه فرياد آزاديخواهانه آنان را شنيده اند و هرگز آنها را تنها نخواهند گذاشت.

   در حاليكه حكومت منفور و تهي از انديشه ولايت فقيه در واپسين دست و پا زدن مذبوحانه اش براي حفظ بنايي كه از ابتدا نيز پايه اش بر آب نهاده شده بود اكنون به هر صخره و شاخه يي چنگ مي زند تا بنيان تارعنكبوتي بنيادگرايي اش دستخوش توفان نگردد، شاهنشاه بزرگ ايران و پدر مهربان ملت در سخناني اميدبخش و مملو از شكوه، افق هايي روشن را در آينده نزديك ايران ترسيم فرمودند. آرزوي سي ساله ايران چند گام بيشتر با تحققي جاودانه فاصله ندارد و روزي كه يگانه معبود ميهن بازگردند در راه است.

    متن حاضر برگردان سخنراني ذات همایونی اعلاحضرت رضا شاه دوم پهلوی در دانشگاه كاليفرنيا ارواين مي باشد كه دوستان گرامي مي توانند در زير بخوانند:

 

اعضای دانشکده، دانشجویان، میهمانان محترم، خانم ها و آقایان:

بسیار خوشحالم که باردیگر که به دانشگاه ارواین بازگشته ام. این، برای من فرصت مناسبی است که دراین مرحلۀ حساس از روابط دو کشورمان، و تاثیر بزرگی که می تواند در تامین ثبات و صلح خاورمیانه داشته باشد، در اینجا سخن بگویم.

اجازه بدهید سخنم را با این موضوع آغاز کنم که هرچند از نظر شما، دانشگاه جایی است که جویندگان دانش می توانند در آنجا با صلح و آرامش و آزادی به تحصیل بپردازند، اما متاسفانه چنین شرایطی برای هزاران دانشجوی سرزمین من فراهم نیست و ذهن جوان و جستجوگر آنان، در فضای بسته و تعصب آمیزی که از سوی حکومت نامحبوب دیکتاتوری دینی با خشونت بر آنان تحمیل می شود همواره در قید و بند گرفتاراست.

بخاطر چنین شرایط نادلخواهی است که دانشگاه ها در کشورمن فضایی برای آزاد اندیشیدن و آزادانه فراگرفتن نیست. برای دانشجویان ایرانی فرصتی برای بحث و گفتگوی آزاد دربارۀ مسایل روز و دربارۀ آنچه آیندۀ ایران را شکل خواهد داد، آن چیزی نیست که در دانشگاه های غربی به طورعادی فراهم است.

با اینهمه، علاقمندم اعلام کنم که دانشجویان ایرانی، هرگز به این شرایط تحمیلی از سوی رژیم گردن نمی نهند و مقاومت دلیرانۀ آنان همچون خاری درچشم رژیم تحمیل گر فرو می رود. مقاومت پیگیر و سرسختانۀ دانشجویان ایرانی و کوشش مداوم آنها برای پیشبرد ارزش های دموکراتیک و سکولار، که حتی در درون سلول هــای «زنــدان روشنفکـری» نیــز متــوقف نمی شود، به صورت منبع الهام مبارزۀ مردم عادی در سراسر کشور در آمده است. در حقیقت جنبش نیرومند دانشجویی برای به دست آوردن آزادی، عدالت و حقوق بشر، به صورت نیروی محرکه و برانگیزانندۀ حرکت های مشابهی از سوی جنبش بانوان، سندیکاهای کارگری واقوام و اقلیت های مذهبی در سراسرکشور درآمده است.

با اینهمه، دانشجویان ایران همچنان هوشیارانه و واقع بینانه به دورنمای آینده می نگرند و از خطرات راهی که برای پیشبـرد آرمان هایشــان در پیش گرفته انــد آگاهی دارنـد. آنها همچنان می دانند که اهداف درستی را دنبال می کنند و نیز می دانند که برای نجات آینده ای که به آنان تعلق دارد می باید با رژیم حاکم بجنگند.

دوستان عزیز،

انگیزۀ من این است که از نبرد دانشجویان ایران با حکومت واپسگرای اسلامی، تا پیروزی نهایی آنان پشتیبانی کنم، و اطمینان دارم که این پیروزی سرانجام به دست خواهد آمد و اتحاد نامقدس تعصب مذهبی و دیکتاتوری سیاسی را که مردم عادی ایران را به روز سیاه نشانده است و جایگاه کشور ما را در جامعۀ بین المللی تا این اندازه تنزل داده است، در هم خواهد کوبید.

من نیز به سهم خود، دچارهیچ توهمی دربارۀ موانعی که برای رسیدن به این هدف بر سر راه ما قرار دارد نیستم و به درستی از دشواری هایی که هر روزه با آن روبرو می باشیم آگاه هستم. اما باور من این است که در این نبرد با حکومت اسلامی، پیروزی با ما خواهد بود.

حکومت منفور و نامحبوب اسلامی در
۳۰ سال گذشته، با بیش از ۸۰۰ میلیارد دلار درآمد نفت، هیچ گام واقعی برای تامین و افزایش آسایش مردم، آسودگی خیال آنان و آبادانی کشور برنداشته است. زمانی از روی کار آمدن این حکومت نگذشته بود که ملاها حسن نیت ملت ایران و جامعۀ بین المللی را به باد دادند.

با نگاهی به گذشته، دشوار می توان به نتیجه ای جز این رسید که هدف آنانی که قدرت را درتهران به دست گرفته اند تنها دگرگون کردن اوضاع در منطقه یا در جهان اسلام نبوده، بلکه آنان خواهان در هم ریختن اوضاع در همۀ جهان بوده و هستند.

واقعیت این است که برنامۀ رژیم اسلامی برای صدور انقلاب، تا آنگاه که اکثریت مردم کشور را از خود رویگردان نکرده بود تنها به شعارهای توخالــی و یاوه سـرایی محدود می شد. به گونه ای که جز در پیش گرفتن سیاست خارجی آمریکا ستیزانـه ای که با گروگــان گرفتن دیپلمات های آمریکایی در تهران آغاز شد و تا کنون نیز ادامه داشته است هرگز بجز جنگ تبلیغاتی برای شیطانی نشان دادن چهرۀ کشورهایی مانند اسرائیل به خاطر زیر پا نهادن حقوق فلسطینی ها، و یا علیه برخی کشورهای عرب به بهانۀ وابستگی آنها به ایالات متحدۀ آمریکا، کوچکترین اقدام عملی و جدی در بیرون از مرزهای خود انجام نمی داد. در مورد عربستان سعودی و رهبران آن نیز که مورد کینۀ شخصی خمینی بودند که معتقد بود مقدس ترین مکان مذهبی مسلمانان در مکه و مدینه را غصب کرده اند، از محدودۀ تبلیغات دشمنانه و شعارهای توخالی فراتر نمی رفت.

اما، آنگاه که هیجان روزهای اولیۀ انقلاب فرونشست و زمینه برای درک هوشیارانۀ مردم از واقعیت ها فراهم شد، اوضاع رو به تغییر نهاد. نخست و مهمتر از همه، جنگ ایران با عراق که زندگی صدها هزار از جوانان ایرانی در آن بیهوده بر باد رفت، به مانند وسیله ای برای مستحکم کردن سلطۀ بنیادگرایانۀ خود در سرتاسرکشور مورد سوء استفاده قرار داد و کوچکترین جنبش ضد حکومت اسلامی را به بهانۀ جنگ، با خشونت تمام سرکوب کرد.

افزون براین، هرچه بی کفایتی رژیم و سوء مدیریت آنان در ادارۀ کشور آشکارتر گردید نیاز حکومت گران اسلامی به توسل به عوامل دیگری مانند: ایجاد «یک خط مقدم دفاعی» در بیرون مرزهای کشور، برای حفظ و بقای حکومت اسلامی، به ضرورت اولیه تبدیل گردید. چنین بود که طیف سیاست های ضد و نقیض حکومت اسلامی که در بیست و چند سال گذشته شاهد آن بوده ایم، با برپا ساختن حزب الله لبنان در اوایل دهۀ
۸۰، تا پشتیبانی های مالی و غیره که به گروه های تند رو مانند حماس در فلسطین، یا ادامۀ واسطه گری برای گروه های تندروی شیعی در عراق و افغانستان یا بحرین.... لیست می تواند همچنان ادامه یابد.

جالب است که بگویم که تلاش حکومت اسلامی برای ایجاد «یک خط مقدم دفاعی» در بیرون مرزهای کشور برای بقای خود، از زبان محمد خاتمی، رئیس جمهور پیشین حکومت اسلامی آشکار تایید شده است. بنا به شهادت یک دیپلمات ارشد آمریکایی در جلسۀ کمیته روابط خارجی سنای آمریکا در اوایل سال جاری، که از خاتمی پرسیده بود «آیا او درک نمی کند که مسلح کردن مناطقی مانند جنوب لبنان و یا تجهیز کردن گروه هایی مانند حزب الله و حماس می تواند به درگیری های وحشتناک بین اسرائیل و دیگر کشورها در منطقه منجرشود؟»، خاتمی پاسخ داده بود که باید «به خاطر داشته باشید که ایران طرح دفاعی خود را بر خطوط جبهه های خارجی می ریزد».

بنابراین، برخلاف آنچه که به وسیلۀ برخی از کارشناسان به گونه ای اغراق آمیز دربارۀ قدرتمندتر شدن رژیم اسلامی ناشی از سیاست های متغیر دولت آمریکا ابراز می شود، باید بگویم که این زیاده روی در برآورد قدرت حکومت اسلامی، سخن بیهوده ای بیش نیست.

باورمن چنین است، زیرا حکومتی که از پشتیبانی قوی مردمش برخوردار باشد، هرگز آرامش خیال مردم و آبادانی کشورش را فدای پدید آوردن یک باصطلاح «خط مقدم دفاعی» مانند آنچه که به آن اشاره کردم، نمی سازد. دربارۀ جاه طلبی های هسته ای رژیم، که اکنون به صورت کانون اصلی درگیری ایران با جامعۀ بین المللی تبدیل شده است، می پرسم که: این چه حکومتی است که با نشستن بر روی عظیم ترین ذخایر گاز و نفت، اگرنقشۀ دیگری جز استفادۀ صلح آمیز از انرژی هسته ای ندارد، چرا با پنهان کــاری و دروغگویــی، جامعۀ جهانـی را علیه خود برمی انگیزد و مردم کشورش را گرفتار عواقب آسیب رسان تحریم های اقتصادی و یا حتی درگیری احتمالی نظامی می کند؟

برپایۀ این واقعیت ها است که به نظرمن، اگر حکومت اسلامی، نیرومند می بود و اعتماد به نفس می داشت هرگز به سیاست های ستیزه جویانۀ پرهزینه ای که رهبران این حکومت، در پشتیبانی از عواملشان در جاهایی مانند لبنان، فلسطین، عراق و افغانستان در پیش گرفته اند، و یا در مقابلۀ منفی با شورای امنیت سازمان ملل متحد بر سر دستیابی به جنگ افزار هسته ای دست نمی زد. این چنین سیاستی، نشانۀ تزلزل و احساس عدم اعتمادی است که به هر حکومتی که مورد تنفر و انزجار مردم کشورش قرار داشته باشد دست می دهد.

اکنون، علاقمندم به همان موضوع بسیار مهم روابط ایران و آمریکا در این مرحله بپردازم. با وجود محبوبیت شخصی پرزیدنت اوباما و فضای تازه ای که دولت او از زمان روی کار آمدن پدید آورده است، ساده لوحانه خواهد بود اگر با آگاه بودن از مسایل آشکاری که روابط ایران و آمریکا را در
۳۰ سال گذشته به تیرگی کشانده است، تصورکنیم که یک گشایش ناگهانی در روابط ایران و آمریکا به دست خواهد آمد.

رژیم اسلامی ایران از نخستین روز روی کارآمدن در سال
۱۹۷۹ تا کنون، سیاستی بر پایۀ ایدئولوژی دینی، با هدف استقرار کشوری با دکترین مذهب شیعه در پیش گرفته است. تکیۀ اصلی این دکترین، بر دشمنی با ایالات متحده قرار دارد، که ریشۀ آن از عدم تفاهم سیاسی و مغایرت فرهنگی با دنیای آزاد سرچشمه می گیرد. در این دکترین، ایالات متحده به عنوان یک نیروی مهاجم و دست انداز، که با استفاده از پایگاه اسرائیل، درقلب سرزمین های اسلامی مستقر شده، دیده می شود. افزون براین، ایالات متحدۀ آمریکا در چشم حکومت اسلامی، مانعی است که دستیابی اش بـه هدف هایــی که آرزوی سلطــه جویانـۀ این حکومت در منطقـه است را ناکام می سازد.

در
۳۰ سال گذشته، پنج رئیس جمهور آمریکا با این درگیری ها روبرو بوده اند و همۀ ابزارهای سیاسی، از انواع تضییقات تا دلجویی، از اقدامات بازدارنده تا تهدیدهای آشکار توسل به زور علیه حکومت اسلامی را با ناکامی بکار گرفته اند. بخش مهمی از این ناکامی در غرب بخصوص آمریکا بوده است. این ناکامی، از نابسامانی در بکارگرفتن ابزارهای یاد شده نیز ناشی می شود.

اکنون، دولت جدید آمریکا، با امید برای گشودن این گرۀ کوری که هر دو حزب آمریکا مدت
۳۰ سال گرفتار بازکردن آن بوده اند می خواهد گفتگو و مذاکره را بر رویارویی ترجیح دهد. اما اگر هدف گفتگو با حکومت اسلامی منصرف کردن رژیم از ادامۀ سیاست های کنونی اش باشد، نخستین پرسشی که به میان می آید این است که آقای اوباما چه اهرمی در دست دارد که بتواند نتیجه ای متفاوت از پیشینیـان خود در مذاکــره با جمهوری اسلامی، به دست آورد. اگــرگمان می کنند که این اهرم بر پایۀ بازسازی اعتبار جهانی آمریکا در اثر محبوبیت و پرستیز شخصی پرزیدنت اوباما است، باید بگویم که شاید دولت آمریکا به سوی یک ناخشنودی و ناکامی دیگر گام برمی دارد.

این احتمال وجود دارد که حکومت اسلامی به منظور کسب مشروعیتـی که از نداشتن آن رنج می برد به ندای آمریکا برای گفتگو پاسخ مثبت دهد، بدون اینکه در مسایل کلیدی که برای آمریکا و متحدانش اهمیت دارند کوتاه بیاید. اما حکومت اسلامی گفتگو با آمریکا و متحدان غربی اش را دلیلی برای مشروعیت حکومت خود به مردم ایران جلوه خواهد داد. اگر هدف پرزیدنت اوباما از گفتگوی مستقیم با حکومت اسلامی این است که از راه های دیپلماتیک، رژیم ایران را به تغییر برخی از سیاست های ضد و نقیض خود مانند جاه طلبی های هسته ای و یا سیاست منفی مداخله جویانه در منطقه وادار سازد، مطمئنا همانگونه که در هفته های اخیر شاهد آن بوده ایم، ایشان شگفت زده خواهد شد که ببیند حکومت اسلامی به جای اینکه خود تغییر رفتار دهد، برای آغاز گفتگو با آمریکا، خواستار تغییر رفتار از سوی دولت ایالات متحده در برابر خود خواهد شد.

نگرانی من این است که در پایان این ماجرا میلیون ها ایرانی بی نام که جویندگان آزادی و دوستان طبیعی دنیای غرب هستند، تاوان اینگونه اشتباهات را بپردازند.

دراینجا، بسیار به جا می دانم که نکته ای دربارۀ پیام نوروزی پرزیدنت اوباما که بسیاری از ایرانیان را در ابهام فرو برده است بگویم. پرزیدنت اوباما، درپیامی که برخلاف پیام روسای پیشین آمریکا، هم مردم ایران و هم دولت ایران را خطاب قرار داده بود، اشارۀ خاصی به شعر شاعربزرگ ایران، سعدی که درقرن
۱۳ میلادی زندگی می کرد، داشت. واقعیت این است که، همان شعرسعدی، نوشته بربالای تالار ورودی ساختمان سازمان ملل متحد در نیویورک، که شکسته شدن همۀ سدها را اعلام می کند:



بنی آدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگرعضوها را نماند قرار
تو که از محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی

تاریخ فرهنگ و تمدن غنی سرزمین من، سخنان سعدی را در ضمیر ناخودآگاه اکثریت قاطع مردم آن سرزمین که امروز قربانیان اصلی حکومتگران خون آشام و بی رحم اسلامی هستند، نهادینه ساخته است.

درحالی که من پرزیدنت اوباما را برای شهامت و ابتکار او در تمایل به ارائۀ یک راهکار نوین تحسین می کنم، اما از این حکمت که مردم زیر ستــم را با حکومتی که برآن مــردم ستمگری می کند در یک کفۀ ترازو قرار داده است هیچ سر در نمی آورم. با تاکید روی این نکته، هدف اصلی من این است که توجه شما را به مسئولیتی که همۀ ما، به عنوان انسان، برای نشان دادن علاقمندی و دلسوزی نسبت به سرنوشت کسانی که بیش از هرچیز به درک ما از شرایطشان نیازمند هستند جلب کنم و در این زمینه به شما اطمینان می دهم که این مردم ایران هستند که به درک شما نیازمندند، و نه حکومت سرکوبگرآنان.

من با خواستۀ دولت تازۀ آمریکا برای ارتباط و گفتگو با حکومت اسلامی مخالفتی ندارم، مشروط بر اینکه به هدف والای صلح جهانی کمک کند. اما اگر یک برآورد هوشمندانه ما را به این نتیجه برساند که احتمال ندارد که حکومت اسلامی از مسیر ایدئولوژیک خود، و از دشمنی با آمریکا خارج شود، آنگاه ارزش دارد به یاد بیاوریم که ایران واقعی هیچ نقطۀ اشتراکی با رژیمی که قدرت را در ایران غصب کرده است و با مشت گره کرده با جهانیان روبرو می شود ندارد.

بنابراین مسایلی که برای هم میهنان من، همانند همۀ آنهایی که برای حقوق بشر در ایران ایستادگی می کنند مهم است، هرگز نباید در ازای مسایل «رئال پولیتیک» که امکان حل شدن یا نشدن دارند، کم رنگ و بی اهمیت شود.

این زمان مناسبی است که بشما بگویم که چرا بحث بین ایدئالیسم و رئال پولیتیک به نتیجۀ مثمر ثمرنهایی در ارتباط با جمهوری اسلامی نرسیده است. ایدئالیسم تاکید بر دموکراسی و حقوق بشر درمقابل امنیت و منافع اقتصادی دارد، درحالی که رئال پولیتیک برعکس عمل می کند.

درمورد مسئلۀ ایران این دوگانگی کاذب است. اینجا، ایدئالیسم رئالیسم است! تاریخ دیپلماسی هسته ای با ایران شاهد واضحی را به دست می دهد که فشارهای اقتصادی و سیاسی خارجی کافی نیست که رژیم را به تغییر رفتار وادارکند. باید به پشتیبانی از دموکراسی و حقوق بشر فکر کرد بعنوان اهرمی که افزایندۀ فشار داخلی بر رژیم برای تسلیم می شود، فکرکرد. این بدان مفهوم نیست که سیاستمداران باید حقوق بشر و دموکراسی را به لیست خواست های خود و باری بر مسئولیت هایشان بیافزایند. بحث من اینست که سیاست هایی که موجب رساترشدن صدای ملت ایران بشود مهمترین وسیلۀ دردسترس برای سیاستمداران است. بـرای همین است که من می گویم: «اینجا ایدئالیسم رئالیسم است.»

خانمها و آقایان،

پیش از آنکه سخنانم را به پایان ببرم، علاقمندم به کوتاهی دربارۀ به اصطلاح انتخابات در ایران سخن بگویم. با همۀ هیاهویی که پیرامون انتخاباتی که قراراست در
۱۲ ژوئن در ایران روی صحنۀ نمایش برود، می خواهم نکات زیر را یادآورشوم:

درایران آزادی وجود ندارد، و بازی انتخابات در ایران به هیچ روی و به هیچ شکلی خواسته ها و آرمان های مردم ایران را منعکس نمی کند.

بنابراین، هرگونه تبلیغی که از سوی لابیست ها و توجیه کنندگانی که ادعا می کنند که در ایران، برخلاف برخی دیگر از کشورهای خاورمیانه «دست کم یک گونه ای انتخابات انجام می شود» کاملا گمراه کننده و گول زننده است.

شرایط به همین سادگی است که، همۀ نامزدان انتخابات از سوی حکومت و از میان «خودی ها» برگزیده می شونــد، و علیرغم هـرگونــه تفاوتـی که در روش و یا تبلیغات انتخابـاتی آنها دیده می شود، هریک از آنان که سر از صندوق در بیاورد، حتی در جزیی ترین مسئله ای که پیامد آن چه در داخل کشور و چه در صحنۀ بین المللی سرانجام دامنگیر مردم ایران خواهد شد، از یک دستورالعمل پیروی خواهد کرد. و در آخر، هرکس که روی کار بیاید، می باید هر تصمیم یا سیاستی را که از سوی ولی فقیه به او دیکته می شود کاملا به اجرا بگذارد. کوتاه سخن، اینکه چه احمدی نژاد بار دیگر سر از صندوق ها به درآورد و چه دیگری، کوچکترین تفاوتی در سرنوشت و زندگی مردم ایران نخواهد داشت.

اجازه بدهید سخنانم را با این مثال به پایان برسانم که من «هیچ راه حل آنی» و یا «گلولۀ نقره ای» برای حل مشکلات میان ایران و آمریکا نمی بینــم. بنابرایــن، هنگامی که به «ایـــران» می اندیشیم باید در اندیشۀ راه حل حساب شدۀ نهایی برای نجات ایران و ایرانیان باشیم.

و در پایان اینکه هرگز نباید فراموش کنیم که ورای چهره هــای نامطلوب خامنــه ای ها و احمدی نژادها، یک ایران دیگری وجود دارد که به شدت خواهان تغییراست.

فعالان زن، جوانان خستگی ناپذیر و تسلیم ناشدنی، سندیکاها، فرهنگیان، دانشگاهیان، نویسندگان، روزنامه نگاران، وکلای دادگستری، هنرمندان، گروه های قومی و اقلیت های مذهبی و مردمی که حقوق مدنی آنها زیر پا نهاده شده است بخشی از تلاش گستردۀ ملی برای تغییر و دگرگونی هستند.

اینها صدای واقعی ایران می باشند و این ها مردمانی هستند که آمادۀ خطرپذیری برای به دست آوردن فردایی بهتر می باشند.

خواستۀ من از شما این است که از این هم میهنان شجاع من پشتیبانی کنید. شما باید بطور رسا این پیام را به جوانان ما برسانید که فریاد آزادیخواهانۀ آنها را شنیده اید و هرگز آنها را تنها نخواهید گذاشت.

شما هرگز نمی توانید و نباید با وجدانی آرام در این ساعات سرنوشت ساز به آنان پشت کنید زیرا که آنها آیندۀ ایران هستند.

*****

ششم ماه می
۲۰۰۹

پیوند به تارنمای ملوکانه پادشاه ایران اعلاحضرت رضا شاه دوم پهلوی

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

يازدهم ارديبهشت دو هزار و پانصد و شصت و هشت شاهنشاهي

      اعلاحضرت رضا شاه دوم پهلوي

    همواره بار اصلي مشقت بر شانه هاي كارگران بوده است. وجود كارگران و زحمتكشان در تمام عرصه ها لازمه ي بقاي هر اجتماعي است چرا كه اجراي تمامي پروژه ها و برنامه هاي دشوار،  وابسته به حضور و تلاش كارگران مي باشد.  

    وضعيت كارگران ايراني اكنون ماوراي واژه مشقت و بي نهايت رقت بار است. در سلطه رژيمي چون حكومت استبداد مطلقه فقيه - كه مدعي گزافه گو و دروغين حمايت از حقوق مستضعفين(!!) مي باشد - كارگر ايراني از كمترين حقوق خود محروم بوده و از جنبه هاي گوناگون مورد ظلم و بي مهري قرار دارد. توجه به حقوق كارگران بخشي از نهادي و مهم ترين وظايف سازمان حقوق بشر و ساير ارگان هاي مربوطه مي باشد. اين مهم ذهن بسياري از افراد فهيم و انسان دوست را هميشه مشغول داشته و همچنان سِير تلاش براي احقاق حقوق كارگران در محافل بشري جهان ادامه دارد. به همين منظور، نخستين روز ماه مي برابر با يازدهم ارديبهشت "روز جهاني كارگر" ناميده شده است.

    گمان و پندار مضحك و احمقانه يي كه مقارن با استقرار غيرقانوني و صاعقه وار رژيم جمهوري اسلامي در اذهان ساده انديش بعضي به وجود آمده بود، تصويري دور از ذهن و خنده آور را از بها دادن به شخصيت و حيثيت كارگران ايراني ترسيم مي نمود. اين باور بسيار زود رنگ باخت و اميدها به تلي از خاكستر بدل گرديدند زيرا نخستين افرادي كه محكوم شدند تا در زير چرخ هاي رژيم بنيادگراي اسلامي فنا و قرباني شوند همانا قشر زحمت كشان بودند. اگرچه در برخي زمان ها از نام، جان و بضاعت اندك اين قشر محروم جاده براي پيشبرد مقاصد شوم حاكميت ولايي ساخته شد و بهره برداري از نام رنجبران و مستضعفان، اين امكان را به رژيم بخشيد تا بتواند در جهت اثبات حقانيت نداشته اش، دست به تبليغاتي گسترده و عوام فريب زند اما آنانكه در اين چرخه منفور همواره ناكام و سرخورده باقي ماندند بي ترديد همين زحمت كشان و كارگران ايراني بودند.

    كارگر هيچگاه فرياد رسي نداشته است. چه آن شيادان قدرت پرستي كه با انديشه هاي واهي ماركسيستي قدم به ميدان گذاشته و چه مدعيان دين و غيب پرستان فريبكار و پست فطرتي كه دم از "ستاندن حق مظلوم از ظالم" و نشر افكار رابين هودي زده و مي زنند، هر دو گروه بيشترين سوء استفاده را از نام "كارگران" نموده و سخت ترين ظلم و شقاوت را در حق اين قشر شريف و بيگناه مرتكب شدند تا امروز كارگر ايراني بي پناه ترين و زخم خورده ترين فرد جامعه باشد.

    اهوراي ايران، نماد فره ايزدي، يگانه منجي و پادشاه فرخنده بخت و فريدون تبار ايرانزمين، آن يگانه يار و وجود هماره برقرار، ذات احديت اعلاحضرت رضا شاه دوم پهلوي اراده فرموده اند تا چون ساليان گذشته در آستانه روز جهاني كارگر، دست تفقدي بر سر يكي از مظلوم ترين اقشار ايراني(كارگران) كشيده و بر اساس رحمت بي منتهاي حضرتش، آن وجود مبارك پيامي ملوكانه به كارگران ايراني مرحمت فرمايند.

    معظم له كارگران ايراني را "يكي از محروم ترين اقشار كشور" ناميده  و با صراحتي شايان توجه مسبب تمام حق كشي ها در حق اينان را "رژيم ولايت فقيه" و "ديكتاتوري مذهبي" عنوان فرموده اند.

    شاهنشاه ايران در متن پيام شهريارانه، همسو با ابهت و شكوه ذات اقدس شان " نقش کارگران در پیوستن به سندیکاها" را سرنوشت ساز ترين وظيفه آنها تبيين فرمودند.

    متن كامل پيام گهربار ذات مبارك اعلاحضرت رضا شاه دوم پهلوي را در زير بخوانيد:

 

پنجشنبه 10 ارديبهشت 1388

هم میهنان عزیزم،

اول مـاه مـه، روز جهانـی گرامیداشت کـار و کارگـری است، این روز یـادآور یک حقیقت روشن است که آسایش و رفــاه مردمــان نه تنهـا بــه سرمایـه و تکنولـوژی و مدیـریت که بـه کار نیـز بستگی دارد. متاسفانه در کشور ما نه با سرمایه برخورد درستی صورت می گیرد، نه با صنایع و مدیریت و نه با کار و کارگر.

ثروت های ملی ما بجای آنکه درست سرمایه گذاری شده و مورد بهره برداری قـرار بگیرد، به هدر داده می شود. صنایع ملی در وضع اسف آوری قرار دارند و روزی نیست که خبر تعطیل و ورشکستگی یک یا چنـد موسسه صنعتـی مهم کشور در اخبــار نیـاید. بجـای مدیریت درست که دانش فنی و تخصصی همراه بـا وجـدان ملی اساس آنست، مافیـای قدرت حاکم جـانشین آن شده است.

از اینرو جای شگفتی نیست که فقـر، بیکاری و گرانـی عمومیت یافتـه و بویـژه دامنگیر جامعۀ کارگــری گشتـــه است. کارگــران به فـردای خود امیــدی ندارنــد، در مضیقۀ شدیــد مسکن بسر می برند. تــورم و گرانی قــوۀ خریــد آنها را بشدت کاهش میدهــد، فرزندان آنها بـه علت هزینۀ سنگین تحصیلی از تحصیل محرومند. عدم مراعات حقوق بازنشستگی، بیکاری و از کارافتادگی مزید بر علل دیگر، کارگران را به یکی از محروم ترین اقشار کشور مبدل ساخته است.

تردیـدی نیست کـه مسئــول این نــابسامــانــی هـا و حق کشــی ها، رژیــم ولایـت فقیــه است که دیکتاتــوری مذهبــی را بر کلیــۀ آحــاد ملت حاکــم کــرده است، در چنیــن شـرایطــی اهمیت کار اتحادیه هــای کارگری در دفاع از حقـوق کارگــران از هر زمان برجسته تـر و نقش کارگران در پیوستن به سندیکاهای کارگران سرنوشت ساز خواهد بود.

من ضمن باور به ارزش کار، روز اول مـاه مه را به همـۀ کارگــران عزیـز شادباش می گویم و اعتقاد دارم که همبستگی شما در سراسـر کشور عــامل اصلی پیـروزی و احقـاق حق کارگــران خواهد بود.

خداوند نگهدار ایران باد

رضا پهلوی

 پیوند به تارنمای ملوکانه اعلاحضرت رضا شاه دوم پهلوی

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

سي ام اسفند دو هزار و پانصد و شصت و هفت شاهنشاهي

      his majesty reza shah II

  بهار پشت درب خانه ايستاده است. آري اگرچه بهاري ديگر از راه رسيد اما فصل دوباره يي آغاز نگشته است.

  پرونده سالي كه گذشت چون ساليان پيش، سياه و تاريك بود. سال هشتاد و هفت خورشيدي يكي از ديگر سال هاي تلخ بود كه با رويدادهاي تاسف باري توام گشته و چهره كريهي از آن در اذهان ما نقش بسته است.

   سالي كه دفتر حقوق بشر در تهران پلمب و تعطيل شد، سالي كه لجاجت اتمي رژيم اسلامي به بحراني خطرناك در سطح جهاني بدل گشت، سالي كه به سبب جنون جمهوري جنايتكار اسلامي نام ايران و آبروي ايرانيان بيش از گذشته مورد هتاكي و اهانت واقع شد و درون ايران هم حوادث دردناك بسياري براي هم ميهنان عزيز رخ دادند. سرانجام در ماه واپسين سال هشتاد و هفت خورشيدي دو زنداني سياسي( امير حشمت ساران و امید رضا میرصیافی) به قتل رسيدند تا دفتر اين سال نحس نيز چونان سال هاي ظلماني گذشته در سلطه خون آشامان اسلام گرا به فجيع ترين و زننده ترين شكل ممكن بسته شود. سالي كه مثل سال هاي گذشته همچنان حيثيت بين المللي ايران خدشه دار بوده و نام ايران با پيشوند و پسوند "تروريزم" خوانده مي شود. سال هشتاد و هفت به راستي سال غم انگيزي بود.

   اما اين اميد زنده است و روز به روز نيز رنگ و لعاب برجسته تري به خود مي گيرد كه فرجام و شادكامي در آينده يي بسيار نزديك به چشم مي آيد و به زودي روز آزادي ايران بر خواهد دميد.

   دلبر دل افروز ايران، آن سرو تناور، آن نماد فره ايزدي و آن يگانه گوهر گرانبار ميهن ما، آن ابرمرد و آن بهتر از هرچه بهترين، بزرگ پادشاهي كه سر كرنش خميدن به پيشگاه ايشان از شروط بندگي ما مي باشد، ذات اقدس ملوكانه اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوي يگانه سمبل ايزد ايرانزمين بار ديگر در غربت بهار را آغاز مي فرمايند. آري ذات اهورايي و پر ابهتي كه بهار بي اذن حضرتش جسارت شكوفا شدن ندارد. همان بزرگزاده نيك نام و پادشاه قدر قدرتي كه دست كائنات به دامان ايشان نمي رسد چرا بار ديگر غريبانه به ميعاد سال نو خواهند رفت؟

   اين افسوس و اندوهي است كه همواره قلب ما را جريحه دار مي سازد و حسرت جانسوزي كه موجب مي شود خودمان غم غربت را از ياد برده و شيريني سال نو نيز چون هميشه در كام ما تلخ گردد.

   شاه شاهان، پدر همايون تبار ملت رضاشاه دوم پهلوي اگرچه همانگونه كه از ذات كبريايي يك شهريار فرخنده بخت برمي آيد، بردبارانه سال جديد را به هم ميهنان شادباش مرحمت مي فرمايند اما خواندن واژگان و جمله هاي زيبنده و پرفروغ معظم له، حس سرافرازي و اندوه را هم زمان به قلب ما هديه مي كند. سرافرازي از بودن زير سايه چنين شاهنشاه مهرباني و اندوه اينكه آن حضرت از ميهن شان و از خانه يي كه صاحب آن بي هيچ ترديدي وجود نازنين ايشان مي باشد دور هستند و در هنگامه غربت نشيني غم افزاي صاحبخانه، بيگانگان در عرصه حكومت ايران تُرك تازي مي كنند و كينه ورزانه مال و جان و ناموس ايرانيان را روياروي تهديدي مداوم قرار داده اند. تنها ابراز تاسف سزاوار چنين مهلكه رقت باري نيست حال آنكه كليد آزادي ايران در دستان خود همين ملت است اما سكوت و سازشكاري ناخواسته خيل بيشماري -كه به سوختن و ساختن عادتي ديرينه دارند- شوربختانه عمر ننگين و شوم رژيم نامشروعي به نام جمهوري اسلامي را به سه دهه رسانده و سرتابه پاي ايران را تاريك و تيره ساخته است.

  انتظار اكنون سهم ماست. سهم بزرگ ما از تمام آنچه كه شد. تمام آنچه كه مي توانست رخ ندهد و تمام آنچه كه به هر روي امروز پيش روي ماست:

گر دست رسد در سَر ِزلفين تو بازم

چون گوي چه سَرها كه به چوگان ِتو بازم

زلف ِتو مرا عُمر ِدراز است ولي نيست

در دست سرمويي از آن عمر ِدرازم

پروانه ي راحت بده اي شمع كه امشب

از آتَش ِدل پيش تو چون شمع گُدازم

گر خلوت ِما را شبي از رُخ بفروزي

چون صبح بر آفاق ِجهان سَر بفرازم

   البته انتظار، بخش مهمي از سرنوشت ما عاشقان ايران و دلباختگان راه آزادي است. راهي كه به رخسار هماره شكوفان و سحرانگيز معبود ايران رضاشاه دوم خواهد پيوست راهي ست كه به سربلندي و درخشش ميهن عزيز ما ايران خاتمه مي يابد. راهي كه با ابروان دل انگيز محبوب، پيوند ديرينه دارد به راستي همان راهي است كه "راه سرافرازي ايران" نام دارد. راهي كه به شكوه وطن ما خواهد رسيد همان جاده است كه سرانجامش پادشاهي پهلوي است. به اميد روزي كه در ايران پادشاهي، در ايراني آزاد و آباد بتوانيم به پابوس يگانه افتخار ملت ايران، شكوه شاهانه رضا پهلوي دوم شرفياب گرديم و به خاطر كوتاهي ها و كاهلي هاي مان از درگاه حضرتش پوزش مسئلت داريم. به اميد آن روز بزرگي كه آرزوي تك تك ما مي باشد، پيام ملوكانه پادشاه گرانجايگاه ايران را مي خوانيم و اميد مان را به فردايي روشن، بيشتر و همواره تر مي سازيم.

   وجود مبارك اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوي اراده فرمودند تا پيام ملوكانه را به مناسبت فرا رسيدن نوروز باستاني و آغاز سال نو خورشيدي به ما خاكساران خطا پيشه تفقد كنند. پيام گرانبهاي آن حضرت مملو از اميد و مهرباني است و چون هميشه واژگان بي مانند ايشان، روح اميد و ميهن پرستي را به كالبد نيمه جان ما باز مي گردانَد و خون غرور و اقتدار را در رگان سرد ما به جريان مي اندازد. پيام شاهانه لبريز از مهر و لطف بي كرانه معظم له نسبت به ما رعاياي بي مقدار است و در متن شكوهمند خود اقيانوسي از آزادي و آزادگي را وديعه دارد.

   حاشيه رفتن جان نثار، بيش از اين در محضر چنين پيام خجسته يي شايسته نيست. پس متن كامل پيام شهريارانه پادشاه ايران اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی را در زير بخوانيد:

 

دبيرخانه رضا پهلوي
چهارشنبه 28 اسفند 1387

هم میهنان عزیزم،

آغاز سال نو و فرارسیدن عید نوروز، این یادگار کهنسال ملی را، به یکایک شما شادباش می گویم.

امیدوارم بتوانید این ایام فرخنده را به رسم دیرینه با شکوهی هرچه بیشتر در شادی و تندرستی برگذار کنید.

عید نوروز را از جان و دل گرامی می داریم که میراث ارزندۀ نیاکان نکوکار ماست. آن را عید ملی و بزرگ خود می شمریم که یادآور هویت و شناسنامۀ هزاران سالۀ ایرانیان است. به استقبال نوروز می رویم و به جشن اش بر می خیزیم که سرآغاز نوزایش و بیداری طبیعت است و نشان بی مثال برون شدن زندگی و پویایی از سرداب خواب و سکون. هیچ عید دیگری در جهان نیست که این ویژگی های جان فزا را همه یکجا در خود داشته باشد.

آرزویم آن است که در این عید بزرگ دل های شما هم میهنان عزیــزم، چون بهـاران، آکنده از شکوفه های امید به برآمدن فردایی شایستۀ ایران و مردم آزادۀ آن شود. امیدوارم در سال نو خوش دلی و تندرستی و آزادی نصیب شما و صلح و آسایش و امنیت بهرۀ میهن ما باشد.

خواستار آنم که در این ایام سرور و امید یاد بداندیشان و بدخواهان ایران از سینه ها بیرون رود. باشد که خاطرۀ نیکان و بزرگان تاریخ وطن و یادآوری دوران های سربلندی ایران دل ها را آکنده از شوق و شور و عزم ها را به برکشیدن دوبارۀ وطن استوارتر از همیشه کند.

امیدوارم که دروغ و ریا از پهنۀ میهنمان رخت بربندد و در سال نو آفتاب درخشان آزادی و آشتی برسرزمین کُهن ما بتابد و آغازگر عصر تازه ای از نیک بختی و سرافرازی ملت و طلیعۀ دوران درخشیدن توانایی های جوانان مستعد وطن شود.

نوروز و سال نو بر همۀ شما شاد و فرخنده باد

خداوند نگهدار ایران باد

رضا پهلوی

 پیوند به تارنمای اهورایی اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

هجدهم اسفند دو هزار و پانصد و شصت و هفت شاهنشاهي

          اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوي در كنار بانوي نخست ايران ملكه ياسمين اعتماد اميني پهلوي

    تبعيض و بي عدالتي پيرامون زنان ايراني كه ناشي از شيوه اسلامي مملكت داري مي باشد واقعيت تلخي است كه اكنون در گوشه گوشه و زواياي ميهن ما ايران رخ نمايي مي كند.

   حكومت اسلامي امروز كه فرزند هزار و اندي سال خرافه پرستي و شيطان صفتي عالمان روبَه صفت ديني مي باشد همواره زن را بخشي از مايملك شخصي مرد محسوب كرده و به آساني از پايه يي ترين حقوق خود محروم مي سازد.

   امروزه با پيشرفت و ترقي شايان وصف جهان و در عصر و زمانه يي كه واژه هايي چون "آزادي" و "برابري حقوق" حرف نخستين و واپسين را زده و شيوه زيستن در دنياي مدرن امروز، مشاركت تمام عيار زنان را در كنار مردان، مهم و ضروري مي شمارد شوربختانه كشور ما ايران با يك سقوط ناگهاني و دردناك به چاه ارتجاع و واپسگرايي، از قافله پيشرفت و انديشه هاي نوين بازمانده و به گرداب جهالت و انسان ستيزي محض گرفتار آمد. ذات اقدس همايوني شهريار ايران در پيامي كه به مناسبت هشتم مارچ(روز جهاني زن) به بانوان ايراني مرحمت فرمودند تبعیض ها و محدوديت هایی که در سی سال گذشته و پس از وقوع انقلاب شوم خميني بر زنان آزاده ي ایران تحمیل شده است را " شرم آورترین بخش کارنامۀ نظام واپسگرای جمهوری اسلامی" شمردند.

   ذات شاهانه اعلاحضرت رضا پهلوي دوم در متن درخشان و كم مانندي كه به لطف آن وجود مبارك، نوشته و به زنان ايران منت گذارده اند تاكيد اكيد فرمودند: " زنان، یعنی اکثریت قاطع مردم میهن ما مهمترین و بیشترین قربانیان سیاست های تبعیض آلوده و سرکوبگرانۀ ولایت نامشروع فقیه اند."

   معظم له در بيانيه سرشار از ابهت و كمالات شان به پشتيباني از حقوق مُسَلم زنان ايراني اشاره داشته و تصريح كردند: " این واقعیت را بپذیریم که رهایی و آزادی وطن بی آزادی و رهایی زنان وطن از بند های اسارت و تبعیض ناشدنی است". به راستي همين جمله در بطن خود حاوي پيامي روشن و انكار ناپذير است و به اصل مهمي باز مي گردد كه هميشه مورد توجه انديشمندان جوامع مي باشد. چه بخواهيم و چه نخواهيم از اين واقع گريزي نيست: ما تنها زماني به آزادي واقعي دست خواهيم يافت كه در متن زندگي و جامعه پيرامون خود بتوانيم آزادي و برابري تعريف شده انساني را تحمل نماييم.

   قايل بودن حق طبيعي زيستن و آزادانه سخن گفتن ديگران- حتا آناني كه مخالف و ديگر گونه مي انديشند- نخستين مشق براي بهينه انديشيدن و درست نگريستن است. در كنار مبارزه بر ضد رژيم منفور و منحوس اسلامي، نهادينه ساختن اصل برابري حقوق انسان ها فارغ از جنسيت، قوميت، دين، نژاد، مليت و ساير مسايل، يك شاخص است كه بسيار مهم و كليدي به نظر مي رسد.   
 

   همانگونه كه در سطرهاي بالاتر اشاره شد، هشتم مارچ برابر با هجدهم اسفند ماه همه ساله برابر با روز جهاني زن مي باشد. بر روال ساليان گذشته شاهنشاه برحق ميهن ذات اقدس شهرياري اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی، زنان ايراني را به مهر ملوكانه مزين فرموده و پيام شادباش شهريارانه را در روز جهاني زن به بانوان ايراني تفقد نمودند.

متن كامل پيام معظم له را بخوانيد:

دبيرخانه رضا پهلوي
شنبه 17 اسفند 1387

هم میهنان عزیزم،

برای نخستین بار در انقلاب فرانسه بود که تلاش دیرینۀ زنان در طلب «آزادی و برابری» تبلوری تازه و تاریخی یافت. از آن پس، پیکار زنان برای رهایی از بندهای دیرینۀ بندگی در نظام های مردسالار نیرویی فزاینده یافت و با تثبیت شأن و اولویت حقوق فرد در جوامع مدرن جهان زنان نیز به تدریج به حقوق انسانی خود دست یافتند و به سوی مشارکت برابر با مردان در عرصه های گوناگون اجتماعی و سیاسی به پیش رفتند. در نیمۀ دوم قرن بیستم منشور سازمان ملل متحد، اعلامیۀ جهانی حقوق بشر و میثاق های بین المللی حقوق مدنی، سیاسی و اقتصادی، به نوبت برابری کامل و بی قید و شرط زنان با مردان را تصویب و تأیید کردند.

امروز در نخستین دهۀ قرن بیست و یکم، زنان نه تنها در جوامع پیشرفته و مدرن جهان بلکه در بسیاری از جوامع رو به رشد نیز از حقوق و آزادی های برابر با مردان برخوردار شده اند. حتی در شماری از جوامع مسلمان نیز زنان شهروندان متساوی الحقوق با مردان به شمار می روند و سالهاست که توانسته اند به بالاترین مناصب و مقامات سیاسی و تصمیم گیری در کشورهای خویش دست یابند.

با توجه به چنین واقعیت های غیرقابل انکار و کتمان در زمینۀ گسترش بی وقفۀ حقوق و آزادی های زنان در دنیا، سزاوار آن است که محدودیت ها و تبعیض هایی را که در سی سال گذشته بر زنان آگاه و آزادۀ ایران تحمیل شده شرم آورترین بخش کارنامۀ نظام واپسگرای جمهوری اسلامی شمرد. زنانی که یک سدۀ پیش با شرکت در انقلاب مشروطیت مقدمات آزادی و احقاق حقوق خویش را فراهم آوردند و در آستانۀ انقلاب اسلامی به دستاوردها و پیشرفت های تاریخی در زمینۀ برابری با مردان رسیده بودند، امروز برای دستیابی به حداقل حقوق و آزادی های مسلم خویش باید پیوسته با قوانین قرون وسطایی و نظام دادگستری مردسالار رژیم بستیزند و در رویارویی با عوامل و ایادی خشن و سرکوبگرش قربانی دهند. زنان، یعنی اکثریت قاطع مردم میهن ما مهمترین و بیشترین قربانیان سیاست های تبعیض آلوده و سرکوبگرانۀ ولایت نامشروع فقیه اند.

بجاست که در گرامیداشت این سالگرد جهانی حقوق زن، همۀ ما، پدران، پسران، برادران و همسران زنان شیردل ایران، بیش از پیش به پشتیبانی از آنان و حقوق مسلمشان همت کنیم و این واقعیت را بپذیریم که رهایی و آزادی وطن بی آزادی و رهایی زنان وطن از بند های اسارت و تبعیض ناشدنی است.

روز جهانی زن را شادباش می گویم.

خداوند نگهدار ایران باد

رضا پهلوی

 پيوند به تارنماي اهورايي اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوي

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

دهم اسفند دو هزار و پانصد و شصت و هفت شاهنشاهي

        اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوي

   حقيقتي كه ساليان سال در ميان گروه هاي اپوزوسيون مورد بحث بوده و همواره در نگاه آنهایی - كه البته چشم بينايي براي ديدن داشته اند - بهترين و درخشان ترين گزينه براي نجات ايران از چنگال رژيم اهريمني ملايان به نظر رسيده و ساحل آرامشي را پس از اين توفان هاي سهمگين، نويد مي داده است سر سپردن به رهبري اعلاحضرت رضا شاه دوم پهلوی و تفويض كامل امور به ايشان براي پيشبُرد قيام ملي و براندازي رژيم اسلامي بوده و هست.

   اين گزينه همواره و بي هيچ تعارفي پاسخگوترين و اميدواركننده ترين چشم انداز تلقي گرديده و حتا مخالفين سلطنت شكوهمند پهلوي نيز هيچگاه توانمند نبوده و نيستند كه در يك جمع بندي عقلاني و نه البته احساسي و خشمگينانه، "بهترين بودن" ايشان را به عنوان رهبر اين قيام ملي انكار نمايند.

   باري در طي نزديك به دو سال گذشته و پس از شنيدن فرمايشات كليدي و سرنوشت ساز اعلاحضرت در شبكه تلويزيوني صداي امريكا، اين گمانه در ميان گروه هاي مخالف(آسوده از بينش ها و نگرش هاي سياسي) صدچندان شد كه بي ترديد يگانه راه برون رفت از بحران پيچيده و خطرناكي به نام جمهوري اسلامي، پذيرش رهبريت رضاشاه دوم پهلوي و قرار گرفتن در صف پيروان و هواداران ايشان مي باشد تا مقتدرانه به سرمنزل مقصود كه همانا رهايي ايران است نزديك شويم.

   در اين مسير بسياري از آزاديخواهان، ميهن پرستان راستين و آنهايي كه در متن تلاش هاي صادقانه شان عشق به ايران جريان داشته و دارد، تصميم گرفتند تا جنبش ها و نهادهايي را زير نام مبارك شاهنشاه ايران رضاشاه دوم ساماندهي كنند. اين عزيزان ادامه مبارزه و فعاليت خود را صراحتن تحت اوامر معظم له و زير پرچم آن پرچمدار همايون تبار آزادي اعلام داشته و از سر گرفتند.

   چند روز پيش نشريه الكترونيكي "سكيولاريزم نو" اقدام به حركتي كرد كه در نوع خود هم عجيب و هم به اندازه يي پرسش انگيز بود. اين نشريه اينترنتي در تاريخ هفتم اسفند ماه امسال نوشتاري را ارايه داده و نخست به جلسه يي كه اخيرن با تلاش آقايان دكتر عليرضا نوري زاده و پرويز خوانساري و در سايه حضور اعلاحضرت همايوني در لندن برگزار گرديده است اشاره مي كند و ضمن تشريح اهداف دموكراتيك اين جلسه، در ادامه و بسيار غيرمسوولانه از راه اندازي جنبشي به نام "خيزش ايران نو" زير نظر معظم له خبر داده و تصريح مي كند كه اين گروه تحت فرمان و به خواست پادشاه وقت فعاليت خود را از سر گرفته و يك پتيشن(دادنامه) به نام "هفتاد ميليون امضا" را نيز در سايت رسمي خود قرار داده است كه موظف مي باشد امضاي مبارزين و آزاديخواهان حمايت كننده ي ايشان را به ثبت رساند. چيزي شبيه اين مطلب جعلي و دروغين – كه به واقع مشخص نيست چه انگيزه و طينتي در پس آن پنهان باشد- يكبار ديگر و در ساختاري متفاوت رخ داده و بلافاصله از سوي دبيرخانه ملوكانه قوين تكذيب شده بود. اكنون براي بار ديگر، همان داستان به گونه يي وسيع تر و گسترده تر اتفاق افتاده و عوام فريبانه يك سازمان نوبنياد را بي هيچ سَنَد يا مدركي به آن حضرت متصل مي سازد.

   از آنجا كه شفاف سازي و آگاه نمودن اذهان عمومي در نگر اعلاحضرت رضا پهلوي دوم، يك امر حياتي و مهم محسوب مي شود آن وجود مبارك اراده كردند تا به اعضاي دبيرخانه همايوني امر فرمايند، بيانيه يي دو - سه خطي را در تكذيب هرگونه ارتباط ذات احديت رضاشاه دوم و دفتر ايشان با سازمان خيزش ايران نو منتشر كرده و در اختيار رسانه ها و عموم مردم قرار دهند.

   اگرچه انديشه، هدف، انگيزه و مانيفست سياسي اين سازمان از سوي اعلاحضرت، قاطعانه زير سوال برده نشده و آن شهريار بلند مرتبه در متن گهربار صادره از دفترشان، ارزش و رسميت "خيزش نو" را لزومن رد نفرموده اند اما هرگونه ارتباط فكري، معنوي و مادي را با "سازمان خيزش نو" به شدت تكذيب نموده و همچنين خاطرنشان فرمودند كه نظرات ارايه شده از سوي اين سازمان نيز با ديدگاه ها و انديشه هاي ذات اقدس ملوكانه هيچ نوع ارتباطي ندارد.

   متن صادره از دبيرخانه اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوي به شرح زير مي باشد:

8 اسفند ماه 1387

بدينوسيله به آگاهي هم ميهنان عزيز مي رساند كه، نظرات ارائه شده از سوي «سازمان خیزش نو» هيچگونه ارتباطي با شاهزاده رضا پهلوي و دبیرخانۀ ايشان ندارد.

پاينده ايران

دبیرخانۀ شاهزاده رضا پهلوي

 پيوند اطلاعيه ملوكانه در تارنماي ايران ب ب ب

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

بيست و دوم بهمن دو هزار و پانصد و شصت و هفت شاهنشاهي

     اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوي

   در ساعاتي مانده به آغاز سالروز فاجعه ملي بيست و دوم بهمن ماه، پدر و پادشاه ملت ايران، آن ذات برگزيده و آن وجود خجسته - كسي كه نام بلندش براي سربلندي يك تاريخ بس است - اعلاحضرت همایونی رضاشاه دوم پهلوی اراده فرمودند تا پيامي شاهانه را به مردم شان ابلاغ كنند. شاه شاهان اعلاحضرت رضا پهلوي دوم، سرتيتر آن بيانيه ي مبارك را چنين قرار دادند:" بمناسبت سالگرد سی امین سال تولد مصیبت بارترین حکومت تاریخ ایران".

   آن حضرت يكبار ديگر و با خروش كلام نافذشان در آستانه اين روز شوم و تاريك، بر پيكرهاي يخ زده هم ميهنان دربند روح سرافرازي و آزادي و آزادگي دميده و به مهر ملوكانه شان ما خاكساران را بنده نوازي فرمودند. پيام معظم له سراسر از اميد لبريز است و بشارت يك پيروزي نزديك در جاي جاي اين متن پرشكوه به چشم مي آيد. آن ذات همايوني به تاكيد و در چند قسمت از پيام گهربارشان به " افق بلند و روشن فردای ایران " و مژده رويت اش صريحن اشاره كردند.  

   همانگونه كه دوستان عزيز آگاه هستند دیروز نهم فوريه 2009 ميلادي، وجود مبارك رضاشاه دوم پادشاه برحق ايرانزمين در يك كنفرانس مطبوعاتي واقع در شهر پاريس حضور يافتند و تعداد زيادي از خبرنگارانِ فرانسوي، ايراني و همينطور مليت هاي ديگر به پابوسي آن حضرت شرفياب شده و افتخار گفتگو با ايشان را كسب نمودند.

  راديو فرانسه نيز اين فرصت را داشت تا در محضر شاهنشاه ايران مصاحبه يي انجام دهد. اعلاحضرت كه به تازگي كتاب جديدي به نام "ساعت انتخاب" را به قلم شاهانه نگارش فرموده اند پيرامون كتاب نوين شان( اين كتاب در حال حاضر به زبان فرانسه انتشار يافته است) به پرسش هاي خبرنگار ايراني پاسخ فرمودند. نكته يي شايد اميدبخش و شيرين در آغاز اين گفتگو مشهود بود هنگامي كه خبرنگار مجرب ايراني تصريح كرد همانگونه كه در هنگام هجرت آريامهر بزرگ از ايران و در واپسين ساعات حضور ايشان در فرودگاه مهرآباد اين خبرنگار به حضور شاهنشاه فقيد مشرف شده و گفتگويي را تهيه ديده بود امروز نيز "شايد در آستانه بازگشت اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوي به ايران" اين دقايق پرشكوه نصيب وي شده است كه در خدمت فرزند و جانشين هماره برقرار آريامهر بتواند يك مصاحبه را به پايان رسانَد. اين خبرنگار شريف، در مدت تقريبن هفده دقيقه يي كه در اختيار داشت دو - سه مرتبه ديگر نيز به بازگشت زودهنگام معظم له اشاره كرد و ما به نيكي مي دانيم باز آمدن غرور آفرين شاهنشاه به وطن مقارن با تلاشي و نابودي هميشگي رژيم ملايان رخ خواهد داد و به راستي چه روز بزرگي است روزي كه آن یگانه دلبر و فاتح قلب هاي تپنده و عاشق، به كهن ميهن شان ايران بازگردند.

   آنچه كه در متن پيام ملوكانه رضاشاه دوم بسيار شاخص مي نمايد، يكي خطاب ايشان به ملت ايران و يادآوري مهمي است كه فرمودند:"راندن رژیمی خودکامه و ویرانگر از عرصۀ قدرت و حکومت تنها مقدمه ای برای پیروزی نهایی شماست". نكته ي شايان توجه ديگر، تاكيد آن ذات والاتبار بر زوال و پوسيدگي جمهوري جنايتكار اسلامي مي باشد  بخشي از پيام كه نوشته اند:"معتقدم در سی سالی که از عمر زیان بار رژیم می گذرد رهبرانش هیچگاه بیشتر از امروز احساس ضعف و زبونی نکرده اند، زیرا بیشتر از همیشه در دنیا محکوم و منزوی و در ایران مطرود و متزلزل اند". رضاشاه دوم سالروز انقلاب خميني را "سالگرد نامبارك" خوانده و در سطرهاي پاياني پيام شان برگرفته از ظرافت و نكته سنجي خاصه حضرتش، اين رژيم نامشروع سي ساله را به "عجوزه يي صدساله" تعبير فرموده اند.

  متن كامل پيام شهريار ايران را در زير بخوانيد:

دوشنبه 21 بهمن 1387

هم میهنان عزیزم،

در آستانۀ سالگرد انقلاب اسلامی، سخنانم با شما بیشتر از آن که در برشمردن مصیبت های سی سال گذشته باشد به قصد یادآوری افق بلند و روشن فردای ایران است. بدون اطمینان به برآمدن چنین افقی مقاومت و پیکار سی سالۀ شما به فرجام نخواهد رسید. هیچ ایرانی آگاه به سرافرازی های تاریخ کُهن وطن و سربلند از فرهنگ و تمدن نام آورش نمی تواند و نباید نومید از آیندۀ روشن ایران باشد. افسرده از نیازهای برنیامده و آزادی های سرکوب شده، ایران را از پرتگاهی که در آن فرو افتاده بیرون نمی توان کشید و دوباره نمی توان ساخت، تنها با دلی انباشته از امید به پیروزی و خاطری مطمئن از آینده ای درخشان و درخور ایران است که می توان به چنین فردایی دست یافت. در یک کلام، بدون این امید و اطمینان، ادامه و گسترش پیکار علیه حاکمان فاسد و بی کفایت به فرجام نیک نخواهد رسید.

من در این سالگرد نامبارک، از سویی، مقاومت دلیرانۀ جوانان هوشمند ایران را، تلاش بی وقفه و تحسین برانگیز زنان شیردل و مصمم ایران را می ستایم و آن را بهترین نشان روحیۀ تسلیم ناپذیر و ارادۀ راسخ اکثریت قاطع هم میهنانم به ادامۀ پیکار می دانم؛ پیکاری که به یقین تا رهایی ایران از چنگ دشمنان و ویرانگران وطن پایان نخواهد گرفت. از سوی دیگر، معتقدم در سی سالی که از عمر زیان بار رژیم می گذرد رهبرانش هیچگاه بیشتر از امروز احساس ضعف و زبونی نکرده اند، زیرا بیشتر از همیشه در دنیا محکوم و منزوی و در ایران مطرود و متزلزل اند. نشانه های اختلاف و کشمکش میان مراکز قدرت و کارگردانان انحصارطلب حکومت رو به فــزونی است. تشدیـد فعالیت های تبلیغاتی داخلی و خارجی رژیم و تلاش روزافزون آن برای پرده پوشی برنابسامانی های همه جانبۀ اقتصادی کشور، و مهم تر از همه اصرارش را برگسترش دخالت ها و ماجراجویی ها ی خطرناک در منطقه و بر تحریک دیگران با ادامۀ تلاش هایش، آن هم به هر بها، برای دستیابی به سلاح های هسته ای و موشکی، نیز باید گویای ناتوانی روزافزونش شمرد. به این ترتیب، با گسترش جنبش های اعتراضی و حق طلبانه در شهرهای گوناگون ایران از یکسو، و پیدایش آثار ضعف و انزوای روزافزون رژیم از سوی دیگر است که می توان به پیروزی نهایی ملت از همیشه مطمئن تر شد.

هم میهنان آزاده ام،

راندن رژیمی خودکامه و ویرانگر از عرصۀ قدرت و حکومت تنها مقدمه ای برای پیروزی نهایی شماست. آزادی خود را از زیر بار نکبت و تبــاهی دوران کنــونی تنها مرحلـۀ نخست در تحقق آرمان های دیرین و برآورده شدن نیازهای سرکوب شدۀ خویش بشمارید. زیرا پیروزی نهایی شما هنگامی متحقق خواهد شد که امکانات ضروری برای شکوفایی استعدادهای بیکران فرزندان ایران با بهره جویی از منابع سرشار وطن، و استقرار نهادهای دموکراتیک و پاسخگو، فراهم آید. حرکتی که از یک سدۀ پیش با انقلاب مشروطیت در ایران آغاز شد، و با استقرار حکومت متظاهران به اسلام وحشیانــه به بنــد کشیده شد، معطوف به فــراهم آوردن همین امکانـات بود. این حرکت تاریخی را می توان و باید از سرگرفت و امکاناتی را، که علیرغم تلاش مستمر دشمنان خانگی ایران از میان نرفته اند، باز فراهم آورد و در جبران فرصت هایی طلایی از دست رفته در سال های سیاه از فرصت های نوین که به یقین پدیدار خواهند شد بهره جست. به یاری چنین امکانات و فرصت هایی است که شما خواهید توانست به راه پیشرفت و آبادانی میهن گام نهید، آزادانه و بی بیم از تهدید و خشونت و شلاق و زندان به کار و زندگی شایستۀ خویش دست یابید، و مهم تر از همه مسیر صلح و مسالمت و همزیستی با همۀ هموطنان خویش از هر کیش و قوم و زبان، و با همۀ مردم جهان را، از سرگیرید.

هم میهنان مبارزم،

اجازه ندهید اسارت سی ساله در زندان تاریک رژیم امید به روشنی آینده را نیز از شما به غارت بَرَد. سی سال مصاف با دشمن، هرچند با دشمنی بی رحم و خونریز، در برابر سه هزار سال تاریخ پرنشیب و فرازی که آکنده از پیروزی های درخشان بردشمنان گوناگون ایران بوده است، لحظه ای بیش نیست. هرگز از یاد نبرید که گرچه کوربینی حاکمان کنونی بهره وری از بخش بزرگ از ذخایر عظیم ایران را در مشکل، اگر نه محال، ساخته، سرزمین کهن ما هنوز صاحب وسیع ترین منابع انرژی در دنیاست. هرگز فراموش نکنید که گرچه رژیم بی کفایت و ماجراجو سرزمینی را که روزی صاحب بزرگترین تصفیه خانۀ جهان بود امروز ناچار به وارد کردن بیش از چهل درصد از مصارف نفت و بنزین خود از دیگر کشورهای جهان کرده، کارگران و مهندسان توانا و مجرب ایران خواهند توانست در شرایط مناسب تاسیساتی عظیم تر و پربارتر از گذشته در آن برپا سازند. مطمئن باشید که اگر امروز پس از گذشت سی سال از حکومت ویرانگران، هنوز سالانه بیش از صد هزار تَن از فرزندان مستعد شما جلای وطن می کنند، با تولد دوبارۀ ایران بسیاری از آن فرزندان به سوی دیار کهن، اما آزاد، سرازیر خواهند شد و در بازسازی آن نقشی ارزنده ایفا خواهند کرد. تردید نکنید که امروز نام نیک و خاطره انگیز ایران در جهان را سایه ای سیاه و هراسناک از ذهن ها پنهان کرده است، و اگر شمار دوستان ایران در دنیا از انگشتان دست تجاوز نمی کند، در فردای روشنی که به یقین در انتظار ماست نام ایران شأن و اعتبار از دست رفته را بازخواهد یافت و هیچ ملت و دولتی نخواهد بود که دست صلح و دوستی و یاری به سوی ایران دراز نکند.

هم میهنان عزیزم،

در سالگرد رژیمی که در سی سالگی عجوزه ای صد ساله می نماید جای غم خوردن و زانو به برگرفتن نیست. زمان سرشارشدن از امید به رهایی است. وقت آن است که همت ها را برای کوتاه کردن عمر این عجوزه دو چندان کنیم، به استقبال آینده رویم و بیشتر از همیشه مطمئن باشیم که دیر نخواهد پائید که بار دیگر همراه با همۀ جوامع آزاد و پیشرفتۀ جهان به سوی افق روشنی که در انتظار وطن ماست گام برخواهیم داشت.

خداوند نگهدار ایران باد

رضا پهلوی

پیوند به تارنمای ملوکانه ابرشاهنشاه اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

هفتم دی دو هزار و پانصد و شصت و هفت شاهنشاهی 

       اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوي

   يكي از رويداد هاي تاسف بار هفته اخير،يورش مزدوران انتظامي و پيراهن شخصي ها به كانون مدافعان حقوق بشر در خيابان يوسف آباد تهران و پلمپ كردن اين دفتر بود. ماموران حكومتي در حالي به اين دفتر حمله برده و طي اِعمال خشونت فيزيكي، دفتر نامبرده را تعطيل كردند كه اين كانون تصميم داشت با لختي تاخير جشن شصتمين سال تصويب اعلاميه جهاني حقوق بشر را برگزار كند.

   اگرچه علت ظاهري چنين عملي مشخص نيست اما به طور كلي واضح است كه رژيم ضد بشر و آدمكش اسلامي هيچ رغبت و تمايلي به وجود چنين دفاتري ندارد ناگفته پيداست نظارت اين قبيل كانون ها - كه موظف به دفاع از حقوق پايمال شده هم ميهنان هستند - براي يك رژيم كفتار صفت و دژخيم بسي گزاف است چرا كه دست و پاي اين جانيان بالفطره را در قتل و ارعاب و سركوب مردم در سطح وسيع خواهد بست و...

   تعطيل و پلمپ كردن دفتر دفاع از حقوق بشر در تهران، بازخورد بسيار سنگيني داشت و سبب برخاستن صداي اعتراض تن بيشماري از طرفداران آزادي و برابري گرديد.

   مقارن با انتشار رسمي اين خبر از منابع موثق، پدر والاتبار و تاجدار ايرانزمين اعلاحضرت همایونی رضاشاه دوم پهلوی اراده فرمودند تا پيامي را درين باره صادر كنند. آن حضرت اگرچه مهر و تفقد شاهانه را نسبت به مردم ايران در سطرسطر اين پيام اظهار فرموده اند اما برخلاف شايد بسياري دیگر از پيام هاي ملوكانه، اين بيانيه دارای خطابي جدي و بسيار گزنده به حاكمان نامشروع و بيگانه صفت اسلامي مي باشد كه افزون بر چون هميشه شيوايي كلام حضرتش، جديت و خشم آشكار معظم له نسبت به چنين هجوم ددمنشانه يي به راستي پشت آدمي را به لرزه درمي آورد.   

   اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوي تاكيد فرموده اند:" روشن نیست که این ایران ستیزانِ نابِخرد بی فرهنگ از کجا آمده اند ولی پس از سی سال زندگی در ایران باید بدانند که بستن یک دفتر در تهران برابر است با گشودن دهان میلیون ها ایرانی دادخواه که شمار روزافزون آنها به زودی ریشۀ ستم را از ایران بَرخواهد کَند"

   شاهنشاه ايران همچنين تصريح فرموده اند كه مردم ايران هيچگاه امت نخواهند شد و خاموش ساختن خروش هفت هزارساله ايرانيان از توان تاريخ بيرون است.

   با نگر بر فرمايشات گرانبار آن ذات متعال در مي يابيم كه جمهوری منحوس اسلامي با انجام چنين خشونت هاي مقطعي و سركوب هاي دوره به دوره اش تنها در صدد زمان خريدن براي ادامه بازي است تا به نقطه ی شومي كه سال هاست در نظر دارد دست يابد وگرنه پرواضح است كه چنين وحشي گري هايي همواره با شكستي سنگين در سطح جامعه و عرصه جهاني روبه رو خواهند شد.

  متن كامل پيام رضاشاه دوم را كه مانند گذشته از سوي دبيرخانه شاهانه صادر گرديده است در زير بخوانيد:  

دبيرخانه رضا پهلوي

جمعه 6 دي 1387

هم میهنان عزیزم،

رژیم بیدادگر اسلامی در تهران با خشم بسیار از ناتوانی در برابر خیزش مردم آزادیخواه به خاموش کردن فریاد آنها می پـردازد و دفتــر «دفاع از حقـوق بشر» در تهـران را می بندد و بس کـودکانه می پندارد که همۀ کاستی ها و کمبودها را با بستن یک دفتر کوچک به پایان رسانیده است.

روشن نیست که این ایران ستیزانِ نابِخرد بی فرهنگ از کجا آمده اند ولی پس از سی سال زندگی در ایران باید بدانند که بستن یک دفتر در تهران برابر است با گشودن دهان میلیون ها ایرانی دادخواه که شمار روزافزون آنها به زودی ریشۀ ستم را از ایران بَرخواهد کَند.

خیزش دادخواهانۀ مردم ایران ریشه در جاودانگی خون سیاوش دارد که روزی در جایی بر زمین فرو میچکد و در فردای آن روز از هزاران جای دیگر می جوشد و می بالد و سر برمی آورد.

آیا از فرهنگ کهن این سرزمین نیاموخته اند که سرنوشت بیدادگران زندانی شدن در دماوند تاریخ است. و هنوز شکوه دماوند و زبونی ضحاک به روشنی در اندیشه فرهنگ ساز ایرانی ماندگار و آشکار است.

آیا پس از گذشت سده ها نافرمانی و بیزاری از اندیشۀ بیگانگان ایران ستیز کسی به آنها نگفته است که «مردم ایران» هیچگاه «اُمت» نمی شوند و باز هم ندیده اند که از جاودانگی واژۀ «ایران» پیداست که خاموش کردن این خروش هفت هزار ساله از توان تاریخ بیرون بوده است.

امروز من نیز در جایگاه یک ایرانی میهن پرست سرنوشت بیدادگران را به دست دادخواهان ایران می سپارم و در این دادخواهی همراه و همرزم شما خواهم بود.

خداوند نگهدار ایران باد

رضا پهلوی

پیوند به تارنمای ملوکانه اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

بيست و دوم آذر دو هزار و پانصد و شصت و هفت شاهنشاهي

         اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوي

   دانشجویان میهن عزیزما از هنگام فاجعه ویرانگر سال ۵۷ تا کنون همواره حماسه سازانی انکار ناشدنی بوده اند.

  آفرينش قيام هجدهم تير 78 و پاسداشت آن در تمام سالگشت هاي اين نهضت شورانگيز، تشكيل جنبش های آزادی طلبانه و رويارويي شان در برابر ورود عناصر فاسد رژيم در فضای سپندينه دانشگاه كه یکی از موارد شاخص آن به آتش كشيدن تصاوير منحوس خامنه يي،احمدي نژاد و ساير مزدوران در محوطه دانشگاه بوده است همگي گواه بر نقش مهم دانشجویان در نبرد با جمهوري خون و جنون و قساوت اسلامي مي باشند. اين مساله كه هجده تير پايه و بنيان رژيم اسلامي را نشانه رفته بود، واقعيتي است كه حتا سران حاكم خود بر آن معترفند و اينچنين قيام ارزنده يي تنها از روح آزاديخواه دانشجو برمي آمد كه به روشني ديديم.

  بي ترديد دانشجويان٬ اين حماسه سازان ظلم ستيز ميهن مان هرگز از نظر لطف ملوكانه دور نمانده و نمي مانند و در مناسبت هاي گوناگون هركجا كه ذات اقدس همايوني اراده كند اقدامات اين عزيزان مورد مرحمت خاصه حضرتش قرار مي گيرند.

   پيرامون اعتراضات دليرانه دانشجويان در طي روزهاي گذشته(هفدهم آذر به این سو)، پدر تاجدار ايران ذات مبارك اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی عنايت فرمودند تا پيام مهر و عطوفت شاهانه را به اين عزيزان ابلاغ كنند.

  بيانيه شکوهمند همايوني آن اندازه شیوا و دلنشين است كه بايد به گوش جان نیوشیده شود تا واژه هاي شگرفش را به ژرفنای روح و قلب مان فهم و باور كنیم. معظم له با اشاره به اينكه:"صداي حق طلبانه شما در سراسر جهان طنين انداز شده"  تاكيد فرموده اند كه مردم ايران در اين راه با دانشجویان همگام خواهند بود تا راه براي استقرار يك حكومت دموكراتيك، سكولار و ملي هموار گردد. ايشان مردم شان را به رخدادن آينده يي روشن مژده مي دهند و اين يعني شب ناگزير است كه نابود گردد چرا كه هنگامه برآمدن خورشيد آزادي در سايه فره ايزدي آن حضرت است...

 متن كامل بيانيه شاهانه به شرح زير مي باشد:


دبيرخانه رضا پهلوي

پنجشنبه 21 آذر 1387

هم میهنان عزیزم،

بار دیگر فریاد آزادیخواهی و حق طلبی جوانان آزاده و آگاه ایرانی از سنگر فرهنگ ساز دانشگاه برخاست و بانگ رسای آن خواب سنگین سرکوبگرانِ «مردم ستیز و ایران خوار» را آشفته ساخت. آنچه در دانشگاه ها گذشت، جنبش فرزندانِ «انقلابی» بود که جز خفقان، فقر و ظلم ارمغانی دیگر برای آنها نداشت.

فریاد دانشجویان پیامی بود که از درون سینۀ مردم محروم جامعه برخاست و در سنگری قوی بنام دانشگاه نیرو گرفت و در این میان سرود آزادی و آگاهی دوباره خوانده شد و آوای آن از کوی و برزن دانشگاه به دامان شهر و روستای ایران روان گردید.

ایران خاستگاه آزادی است و آزادی «این ارمغان ایران به جهانیان» که با خوی ایرانی پیوندی دیرینه دارد، گمگشته ای است که از آن فرهنگ ما است و ناگزیر به همت شما جوانان دوباره به زادگاه خود بازخواهد گشت.

دانشجویان عزیز،

صدای حق طلبانۀ شما در سراسر جهان طنین انداز شده و نموداری از اراده و عزم راسخ نسلی است که تشنۀ آزادی است. اطمینان داشته باشید که مردم ایران در این راه با شما همگام خواهند بود و راه را برای استقرار یک حکومت دموکراتیک، سکولار و ملی هموار خواهند ساخت.

با درود فراوان به همۀ رهروان راه رهایی، من هم بنام یک ایرانی آزادیخواه در همه جا و به ویژه در سنگر دانشگاه با شما جوانان ایرانی که با اندیشه های نوین خود خون جوانی را در فرهنگ کهنسال ایران زمین می دمید، همراه و هم پیمان هستم.

خداوند نگهدار ایران باد

رضا پهلوی

پیوند به تارنمای ملوکانه اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

هفدهم آذر دو هزار و پانصد و شصت و هفت شاهنشاهي

    his majesty reza shah II

   در طي حدود يك ماه اخير مقارن با دگرگوني وضعيت سياسي امريكا و بالطبع يكسري تغييرات سياسي وسيع در سطح جهان، ذات ملوكانه رضاشاه دوم پدر تاجدار ايران دست به يكسري اقدامات وسيعي زدند كه در خلال ماه هاي گذشته، ابعاد و فراگيري اين فعاليت ها كم سابقه و حيرت آور بودند. پُستي كه جان نثار در همان زمان منتشر نمودم بازتاب سفر همايوني رضاشاه دوم پهلوي به كشور انگلستان و حضور معظم له در صحن مجلس عوام بريتانيا بود كه در امتداد اين سفر، رسانه هاي جهاني شاخصي اين افتخار را داشتند كه از محضر آن حضرت اذن شرفيابي گرفته و با پادشاه ايران گفتگو كنند. يكي از اين مصاحبه ها به وسيله راديو فردا (كه متن پياده شده مصاحبه در همين وبلاگ منتشر شد) انجام گرفت، همچنين سِر ديويد فرست از شبكه تلويزيوني الجزيره، خانم نوشين رام از راديو اسراييل، شبكه تلويزيوني بي بي سي و همينطور شبكه پارس كه عليرضا ميبدي موفق شد تا در خدمت اعلاحضرت رضاشاه دوم گفتگويي را تهيه كند. البته در همين اثنا و به مناسبت برگزاري هفتمين كنگره حزب مشروطه از آنجا كه دكتر اكمل دبير كل اين حزب و ساير اعضا آن مصرانه بر تمناي حضور حضرت شاهنشاه و به جان نيوشيدن سخنان ايشان پافشاری می کردند، رضاشاه دوم قبول فرموده و بااينكه زمان زيادي در اختيار نداشتند سفري طولاني و پرزحمت از  لندن به امريكا را تحمل كردند تا كنگره مشروطه خواهان به يمن فرامين گهربار ايشان روح و جان بگيرد.

   اين بازتاب وسيع رسانه يي در مدت كمتر از يك ماه گذشته به وضوح مشخص ساخت كه حضور شاهنشاه سرافراز ايران در مجلس بريتانيا و فرمايشاتي كه ايراد كردند از نظر پلي تيكال بسيار حساس و مورد توجه تلقي مي گردد. وقتي ذات همايوني فرمودند:"من در صحنه هستم و... امروز به شكل فعال دنبال تشكيل يك مركزيت رهبري هستم" ٬ به ناگاه چشمان مشتاق اما بي فروغ بسياري از هم ميهنان به سمت و سويی معطوف شد كه گويي خورشيد عالمتاب ايران به زودي در وطن رخ برخواهند افروخت. چه خوب است بيابيم و دريابيم چه گونه و به چه صورت مي توان اميد ملت را پررنگ تر و بارزتر ساخت و سرانجام به كابوس سي ساله ايران(جمهوري اسلامي) پاياني هميشگي بخشيد.

  بر اساس سلسله مقالاتي كه پيرامون بحث رهبريت در همين روزهاي اخير پي گرفتيم و با نگر بر نتيجه يي كه حاصل مان شد ترديدي نيست كه رهبر و پرچمدار نجات ايران همان يگانه ابرمردي است كه شهريار ايران نام دارد و اين ذات والاتبار هرآنچه كه مي گويند و تاكيد مي فرمايند جز به جهت تامين امنيت هم ميهنان و جز براي رسيدن ملت به خواسته مطلوب و آرمان مقدس "آزادي" و "برابري انساني" نمي باشد. بديهي است كه در زير سلطه رژيم حاكم به چنين مهمي دست نخواهيم يافت و اما عبور از چنين حكومت خودكامه يي جز با رهنمون هاي ايشان مقدور و ميسر نخواهد شد.

  اگر واقع بينانه نگاه كنيم جهان آزاد و به طور كلي دنياي غرب، هدفي جز حفظ منافع خود در سطح بين المللي ندارد و در نتيجه راهكارها و تصميماتي كه ارايه مي دهد جز در راستاي خواسته هاي خود نيست و اين امكان وجود دارد كه بسياري از تصميمات جهان غرب، به بهاي سنگين و گزافي براي مردم كشورمان تمام شود. برچه كسي پنهان است كه همين دولت هاي اروپايي زماني پشتيبان خميني و خط فكري وي بودند وگرنه چه گونه مي شد مردي عامي و برخاسته از قبيله يي غير ايراني و غرقه در جهل و بي سوادي مطلق، ناگهان در مسند رهبري مملكتي بنشيند كه پيش از آن جايگاه تكيه كردن سلسله داراني بزرگ و پرجاه و جلال بود. امروز نيز ماجرا شايد چندان متفاوت با ديروز نباشد و بازهم بحث سازش و بحث همكاري با جمهوري تروريست و آشوب طلب اسلامي روي ميز كار اتحاديه اروپا و آژانس بين المللي قرار دارد و شايد در اين برحه تنها اميد باقي مانده براي نجات ميهن ما پياده ساختن فرمولي باشد كه توسط ذات ملوكانه اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوي به جهان غرب تبيين گشته است.

   آنچه را كه ايشان به عنوان يگانه چهره شاخص٬معتبر و جهاني ايران عزيز، در مقاله يي به نام "ايران زمان براي سياست نوين" نگارش فرموده اند حاوي بهترين روش و مطلوب ترين گزينه براي خاموش ساختن حكومتي است كه بقاي آن سبب بحراني موحش در سطح خاور ميانه خواهد بود و به همان ميزان سقوط چنين نظام ماجراجو و بحران سازي جزو ضروري ترين و فوري ترين كارهايي است كه عمده ترين بخش آن بر عهده ملت ايران مي باشد.

  اين متن زيبا و درخشان را كه سطر به سطر و واژه به واژه اش مملو از انديشه ي ژرف و كمال ملوكانه نگارنده آن شاه شاهان است و آن اندازه پر منزلت كه جايي براي توضيح و توصيف از جانب اين حقير باقي نمي گذارد٬ بهتر است خود بخوانيد و از ابهت اين متن پرشكوه بهره مند گرديد.

   متن كامل نگارش شاهانه،منتشر شده در كيهان لندن:

 

رضا پهلوي

جمعه 8 آذر 1387

پیروزی باراک اوباما در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، جو انتظارات چشمگیری را برای مردم در سراسر جهان و از جمله مردم میهن ما، برانگیخته است. آنها پیروزی او را فرصت فراگیر جهانی در روند نوین و پرقدرتی برای تحول صلح آمیز، جهت به دست آوردن آزادی و عدالت می بینند و امیدوارهستند، از او حساسیت بیشتری دربارۀ مشکلات و موانعی که بازدارندۀ آنان بوده و سازش کاری هایی که غرور و احترامات انسانی ايشان را به مصالحه گذارده است، ببینند.

ولی آیـا چنین انتظـاراتی حقیقی است و یا فشــارهای اقتصادی یکبار دیگـر «مغلوب کننـدۀ» تعمق و مسئولیت بـرای رواج ارزش های دموکراتیک و حقوق بشری خواهد بود؟

لجاجت ایران در بی اعتنایی به چندین قطعنامۀ شورای امنیت سازمان ملل و چندین اخطار بین المللی در زمینۀ جاه طلبی های اتمی اش شرایطی را بوجود آورده است که کشور بصورت فزاینده ای منزوی شده و به آهستگی به پرتگاه یک درگیری نظامی ناخواسته، می غلطد.

تا کنون کاملا مشهود می باشد که سیاست کشورهای «۱+۵» برای رسیدن به هدف توقف برنامۀ غنی سازی ایران ناموفق بوده است. بدان سبب است که نه قول تشویق و نه تهدید به تنبیه کافی بوده، تا حاکمان فعلی در ایران را متقاعد و مجبور به تغییر روش سازد. همچنین، به نظر میرسد، بی توجهی جمهوری اسلامی به آخرین پیشنهادات و مشوقات اقتصادی گروه «۱+۵»، در شرایطی که نمایندگان دائم شورای امنیت و آلمان قادر به رسیدن به توافقات لازمه برای تصویب یک سلسله تحریم های جدید و کارساز علیه رژیم ایران نمی باشند، یک بار دیگر به مقولۀ «تلاش جهت همکاری با جمهوری اسلامی» به خاطر جلوگیری و گریز از گزینۀ «درگیری» روی آورده اند.

با توجه به این واقعیت که بیش از ۵ سال تحمل و تمایل غرب به مذاکره در مورد مسائل اتمی به این نتیجه نرسیده تا رژیم ایران را وادار به رعایت «خط قرمز» های خود نماید، آیا غرب می تواند به یک روند کاری قابل پذیرش با ایران برسد؟

تردیدی نیست که اگر کشورهای «۱+۵» برخلاف تمام اظهارات قبلی شان، اینک با پذیرش جمهوری اسلامی اتمی مخالفتی نداشتــه باشنـد که بی شک باعث شتـــاب و فراگیــرشدن پــروژه های عظیــم اتمی در تمامی منطقۀ خاورمیانــه و بویــژه در میان همسایگان ایـران خواهد بود و در نهایت منطقـه را با خطرات بالقـوۀ بزرگتــری از آنچـه، هم اکنون هست مبـدل خواهــد ساخت. بـدیهـی است کــه در صـورت چنیــن تغییــری در مواضـع اعـلام شــدۀ قبـلی، می شـود بحــران کنــونی را در چهـارچــوب «همکــاری» حـل نمــود. بتـــازگـی در بـررسـی کـه تـوســط «موسســۀ بــررسی هــای امنیتــی اتحــادیــۀ اروپــا»
(Institute for Security Studies of the European Union) انجام شده، توصیۀ خاصی در این زمینه ارائه شده است. ولی این فرمولی نیست که من پیشنهاد می کنم.

امروز بنظر می آید که سخن رایج در میان دیپلمات های غربی «مذاکرۀ مستقیم» (Engagement) باشد. مفهوم روشن استنباط شده از این عنوان آن است که آمریکا، نباید بطورخاص، پافشاری بر مذاکرات مشروط را ادامه دهد و می بایست برای مذاکرات مستقیم با ایران آمادگی داشته باشد.

طرفداران این خط فکری جدید تصور از دورنمایی دارند که وقتی مذاکرۀ مستقیم برقرارشود، تمامی موارد اختلاف که منجر به تیرگی و قطع روابط میان ایران و آمریکا بمدت ۳۰ سال گذشته بوده است که در عمل بطور غیر مستقیم بر روابط ایران و اتحادیۀ اروپا نیز تاثیرگذاشته است، در طی زمان بطور مناسب حل خواهد شد.

در این زمینه، صرف نظر از اولویت های ابتدایی ایرانیان که قبل از هرچیز خواستار زندگی در جامعه ای آزاد و انسانی، با تمامی ملحقات لازمۀ آن هستند، قابل انتظار است که رژیم ایران رفتار خود را در مورد مسائلی از قبیل: جاه طلبی های اتمی، تروریسم و نهایتا، فعالیت های تهدید کننده و بی ثبات کننده در کشورهایی مانند لبنان، فلسطین، عراق، افغانستان و منطقۀ خلیج فارس تعدیل نماید.

ولی با شناخت طبیعت جمهوری اسلامی و این حقیقت که در سه دهۀ گذشته؛ «آمریکا ستیزی» پایه و بنیاد اصلی سیاست خارجی رژیم بوده است، آیا این یک انتظار حقیقی است؟ عمیقا امیدوارم که دولت بعدی آمریکا در حالی که به بررسی کاملی از این واقعیت ها می پردازد، هم چنین تلاش تازه ای را آغاز نماید تا واقعیات و مشکلات موجود را صرفا از دیدگاه مسائل دلخواه و اولویت های خود ارزیابی نکند و روحیه و طرز برخورد حاکمیت اسلامی را در برخورد با مسائل خاص ایرانیان نیز مد نظر و مورد محاسبه قرار دهد.

از دیدگاه من که مصرا برعلیه هرگونه عملیات نظامی برعلیه کشورم میباشم، برای آنکه دیپلوماسی موفق شود، باید برای دستیابی به هر هدفی تمامی نکات بهمراه موانع، محتاطانه و بالاتر از همه درک کامل مورد ارزیابی دقیق واقع شوند. علاوه بر اینها، بدور از احتیاط و منطق است، اگر غرب مداوم خود را در شرایطی قرار دهد، تا مجبور به تکرار و تعویض خطوط قرمز خود باشد.

همچنین، باید قویا به این واقعیت مطلق که حساب این رژیم از ملت ایران جدا می باشد، نیز بطور اساسی و با بیشترین درجۀ اهمیت، بدان پرداخت. چون بزرگترین نقطه ضعف جمهوری اسلامی عمیق تر شدن دائمی شکاف میان حکومت و مردم می باشد که روزانه تاثیر خود را بر بدنۀ سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعۀ کشورمان می گذارد.

بر اساس این واقعیات، بدون خلاقیت یک سیاست موثر جدید با پشتیبانی تلاش های دیپلماتیک جدی و محکم که در برگیرندۀ قوی ترین نقش برای اکثریت قاطع ایرانیانی که مخالف با دیدگاه ها و ارزش های حاکمین کنونی هستند، هیچ چیز تغییر نخواهد یافت. در شرایطی که تجویز یک سیاست «همکاری» که در اصل «همپایه با تسلیم» از نظر رژیم معنی خواهد شد، باید این واقعیت را نیز همواره مد نظر داشت که هزینۀ هرنوع درگیری نیز نهایتا در دراز مدت افزایش خواهد یافت. تنها سیاست معنی دار و متناسب آن خواهد بود که ملت ایران را متعهد به نجات ایران و دعوت به عهده داری نقش موثر و تعیین کننده در این سیاست جدید که تضمین کنندۀ حفظ تمامیت ارضی، آزادی انتخاب و تجلی دموکراسی باضافۀ احترام به حقوق فردی است، نمود.

پیوند به تارنمای ملوکانه پادشاه فرزانه ایران اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

يكم آذر دو هزار و پانصد و شصت و هفت شاهنشاهي

      اعلاحضرت رضا شاه دوم پهلوي

   اينكه ساليان سال سكوت و مماشات كشورهاي دنيا در قبال سياست هاي ضدبشري جمهوري ولايت فقيه٬ آسيب هايي جدي را به پيكره ايران و به خصوص مردم ايران وارد ساخته است امري آشكار و البته واقعيتي تلخ است.

   براي بسياري اين ابهام و علامت سوال وجود داشته و شايد همين اكنون نيز به قوت خود باقي باشد كه چرا جوامع غربي و به خصوص اروپا در برابر ترك تازيدن رژيم اسلامي سكوت و بردباري بي جهتي را نزديك به سي سال است حفظ كرده اند. آيا زماني كه گروه هاي كثيف تروريستي به صورت مستقيم از جانب حكومت اسلامي براي حذف مخالفين خود به خاك همين كشورها به آساني پا گذاشته و ماموريت خود را به اتمام مي رساندند چرا واكنش كشورهايي كه مهد دموكراسي به شمار مي روند تا اين اندازه ضعيف بود؟ آيا روح سازشكاري پيدا و پنهان جهانيان با رژيم فاسق و بي بن و مايه اسلامي درچه عاملي نهفته است؟آيا با نگر بر اينكه از همان ابتدا شخص روح الله خميني گجستگ مورد توجه و اهميت براي جهان غرب به شمار مي رفت اين حمايت ضمني و مبهم اروپا و امريكا از رژيم جانشينان آن كفتار پير مرتبط با همان جانبداري و مراقبت آن سال هاي شان از همان خميني نيست؟

   امروز سياست و ديدگاه كشورهاي اروپايي تا حد زيادي تغيير يافته است. امروز به وضوح مي توان ردپاي روشني از دگرگوني را مشاهده كرد. جهان غرب به كشور ايران طور ديگري نگاه مي كند و حتا با چهره هاي برجسته مخالف رژيم و آزادي طلبان ايراني به بحث و گفتگو مي نشيند.

  لازم به تاكيد نمي باشد چرا كه بر همه عيان است نقش اصلي و كليدي در نجات ايران منحصر به همت و اراده ايرانيان و بالاخص ايرانيان درون مرز مي باشد اما اهميت حمايت كلامي و رسانه يي جهانيان را در به پيروزي رسيدن اين مهم نبايد ناديده انگاشت. امروزه و در شرايطي كه سراسر اين كره خاكي دهكده يي كوچك تحت سيطره ارتباطات سريع در مقياس ثانيه مي باشد، وجود و حضور يك جمهوري واپسگرا و قرون وسطايي نه فقط در جهت تخريب كشور ما ايران كه مضر و مشكل آفرين براي تمامي ممالك مي باشد.

  سه شنبه همين هفته خواست ملوكانه پادشاه ايران مقرر نمود تا بنا بر خواهش گيزل استوارت (Gisele Stewart)نماينده حزب كارگر حاكم بر پارلمان كشور انگلستان به اين كشور سفري فرموده و در صحن مجلس با نمايندگان آن صحبت و گفتگو كنند. رضاشاه دوم پهلوي در طي بيانات شان براي نمايندگان پارلمان بريتانيا با مسرت خاطرنشان كردند:"درهاي بيشتري به روي ما باز شده است" شهريار ايران سپس بر اساس وسعت بي پايان بخشش و كرم شاهانه فرمودند:" بايد گذشته را پشت سر گذاشت و به اتفاق برای برقراری يک دموكراسی نوين منطبق با اصول و خواست جمعيت جوان ايران تلاش كرد"

  شهران طبري خبرنگار راديو فردا به مناسبت حضور شاهنشاه و فرمانرواي ايران اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی در مجلس عوام بريتانيا در آن محل حضور يافت تا از پيشگاه رضاشاه دوم اذن شرفيابی گرفته و گفتگويي با معظم له انجام دهد. نظر به اينكه متاسفانه اين خبرنگار ايراني به علت عدم دقت و يا ناتواني در فهم مساله،طرز ادب و نزاكت را چندان در گزارش خود لحاظ نكرده است، حقير بي آنكه به اصل متن خدشه يي وارد شود ويرايش مختصر و مفيدي انجام داده و نام پادشاه ايران را به صورت كامل و منطبق با اصول نوشته ام كه شوربختانه راديوفردا از اين مهم غافل بوده است.

نكته: جمله ها و يا واژه هاي قيد شده داخل علامت كروشه تعابير و تفاسير راديو فردا از بيانات شاهنشاه بوده و براي درك بهتر مطلب ذكر شده اند به رغم آنكه اين جمله ها جزو فرمايشات ايشان نيستند اما تفسير صحيح و معقولي از گفتارهاي ملوكانه مي باشند.

گزارش را در زير بخوانيد:

رادیوفردا

شهران طبري

پنجشنبه 30 آبان 1387

راديو فردا: چرا برای بيان نظرات خود بريتانيا و مجلس عوام اين كشور را انتخاب کردید؟ آيا در نگاه اروپا به مسايل ايران تغييری رخ داده يا در حال رخ دادن است؟

اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی: از ديد من فضای اروپا در مقايسه با سال‌های گذشته يک تغيير ماهوی پيدا كرده است. به اين مفهوم كه از يک‌سو بسياری از قانون‌گذاران، دولت‌مردان و دولت‌زنان اين كشورها بيشتر با ماهيت واقعی رژيم ايران آشنا می‌شوند. از سوی ديگر، كشورهای اروپا با نگرانی‌های مختلفی روبه‌رو هستند؛ از مسأله غنی‌سازی و اتمی شدن رژیم [ایران] گرفته تا تروريسم و عواقب آن.

در حقيقت نيروهای اپوزيسيون و كسانی كه مانند من طرفدار يک نظام دموكراسی پارلمانی سكولار هستند، در مقابل آن چه به عنوان يک حكومت مذهبی در ايران وجود دارد، فرصت‌های بيشتری پيدا می‌كنند كه وارد اصل مطلب شوند.

اصل صحبت من، نه تنها در بريتانيا بلكه در پارلمان اروپا هم، اين بود كه شما وارد شدن به يک ديالوگ را مطرح می‌كنيد، اما اين ديالوگ طبق معمول به رژيم ايران محدود خواهد بود يا به نيروهای طرفدار دموكراسی و آزادی كه اكثريت جامعه ايران را تشكيل مي دهند هم گسترش خواهد يافت.

خوشبختانه توجه به اين مسايل به جايی رسيده است كه امروز مشخص‌تر از گذشته و با فكر بازتر، افرادی مانند من را دعوت می‌كنند تا صحبت كنيم و مسايل را توضيح دهيم. اين فرصت مناسبی است.

امروز درهای بيشتری به روی ما باز و درهای بيشتری به روی رژيم [ایران] بسته می‌شود.

البته مدت‌ها ست كه من و افراد ديگر اپوزيسيون رژيم ايران تلاش می‌كنيم.

پرسش‌های ديگری كه مطرح است اين است كه چگونه بايد فعاليت كرد؛ با چه كسانی بايد صحبت كرد؛ چگونه بايد ارتباط برقرار كرد. اين برخورد بسيار سازنده‌تر است.

رادیو فردا: در صحبت‌های خود اشاره كرديد كه هدف‌تان ارتباط و صحبت با مردم ايران است و تغيير بايد از درون جامعه ايران روی دهد. چگونه می‌توانيد با مردم ايران اين ديالوگ را برقرار كنيد؟

اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی:در حال حاضر، به دليل خفقان موجود درايران، بيشتر ارتباطات زيرزمينی است [مثلا] از طريق تلفن و اينترنت. اين ارتباط با هسته‌های مختلف مقاومت و در بخش‌های مختلف اجتماعی در داخل كشور وجود دارد.

آن چه كمبود آن در صحنه كاملا محسوس است، حداقل ساختار هماهنگی و مكانيزم رهبری اين برنامه است.

رادیو فردا:در مجلس عوام بریتانیا گفتید كه در حال تهيه يک بسته سياسی برای گشودن راهی به سوی دموكراسی هستيد. برای تدوين اين، به گفته شما، بسته سياسی چه اقداماتی انجام گرفته است؟

اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی: يک پروژه مشترک ملی، كه گسترده‌ترين نيروهای سياسی كشور را در يک هدف مشترک در برگيرد، می‌تواند تنها راه باشد.

اين اهداف مشترک را به صورت ساده بيان می‌كنم: ايجاد يك آلترناتيو دموكراسی سكولار پارلمانی در مقابل نظام [حکومتی فعلی ایران] ، [تهیه] يک قانون اساسی مبتنی بر اعلاميه جهانی حقوق بشر، [آماده‌سازی] يک پروسه انتخاباتی از طريق مجلس مؤسسان كه قانون اساسی آينده كشور را تدوين می‌كند.

تمام فرم‌هايی كه اين سيستم می‌تواند داشته باشد مورد بررسي قرار می‌گيرد؛ اين كه نظام مشروطه باشد يا جمهوری يا فدرال.

اين بار، بر خلاف ۳۰ سال پيش، مردم ايران بايد بدانند كه «نه» گفتن به اين سيستم [حکومتی فعلی] مهم‌ترين مسأله نيست، بلكه بدانند به چه چيزی می‌خواهند رأی بدهند.

ابتدا اين مسايل بايد به طور مشخص بيان شده و زمينه های لازم برای تشكيل احزاب ايجاد شود.

سقوط نظام مرحله بعدی است، اين كه دولت موقتی كه پس از اين مرحله تشكيل می‌شود، چگونه كشور را اداره خواهد كرد و چگونه زمينه‌های لازم را ايجاد خواهد كرد.

اين‌ها دغدغه‌های مشترک همه كسانی است كه ممكن است در روز نهايی رأی آن‌ها با هم متفاوت باشد. اما بخش عظيمی از نيروهای مختلف عقيدتی و سياسی مردم در اين راه حل كه محتوای نظام [احتمالی سیاسی] بايد سكولار دموكراتيک باشد، هم‌سنگر هستند.

 

پیوند به تارنمای ملوکانه اعلاحضرت شاهنشاه رضاپهلوی دوم

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

بيست و پنجم آبان دو هزار و پانصد و شصت و هفت شاهنشاهي    

    his majesty king rezashah II

   در شرايطي كه باراك اوباما در يك نبرد سياسي توانست بر رقيب خود چيره گشته و جايگاه رياست جمهوري را به مدت چهارسال در ايالات متحده تصاحب كند،بحث هاي گوناگون و متضادي در ميان دوستان آزاديخواه و مبارز درگرفته است و هركسي بنا بر ظن خود نگاه ويژه يي به موضوع دارد و از ظهور رييس جمهوري جديد امريكا برداشت خاص خود را می کند.بعضي بر اين باورند كه شايد باراك اوباما در قياس با مسندنشين پيشين خود آقاي بوش خشونت كمتري با رژيم تهران داشته و پايش را بر شريان حيات منفور جمهوري ولايت فقيه كمتر بفشارد و البته بسياري معتقدند كه فصلي به مراتب دردناك تر و تلخ تر براي حاكمان رژيم نامشروع اسلامي آغاز گشته است.

   پرسشي كه زيبنده است در صدر پرسش ها واقع گردد،سرنوشت موطن مان ايران و ملت آن است كه مشخص نيست تا به كي و در گذر سياست دولتمردان جهان و زير بار ظلم مداوم حكومتي بنيادگرا كه سران آن كوچكترين تعهد و توجهي به وضعيت اين مردم ندارند سرانجام چه خواهد بود؟مردم ايران آيا بايد امروز نيز منتظر باشند تا ببينند شخص اول كشور امريكا چه سياستي را درباره كشورشان پياده خواهد كرد؟آيا به يك حمله نظامي پرضرر و بي خاصيت مي انديشد و يا در جستجوي راه حلي معقول و منطقي است؟سوال دقيقن اينجاست كه سياست هاي خصمانه جهان آزاد در قبال جمهوري اسلامي،آيا بايد همچنان به نحوي انجام گيرد كه ملت ايران و منافع طبيعي آنها در نظر گرفته نشده و پايمال گردد؟يا اينكه اينبار چشم انداز روشن تري ترسيم مي گردد و بستري هموار مي شود تا هم ميهنان مان به يمن شرافت و هويت ايراني خود طومار رژيم منحوس اسلامي را درهم پيچند؟

   پدر فرزانه ملت٬ ذات همايوني پادشاه ايران اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی به ميل ملوكانه نامه يي سرگشاده خطاب به رياست جمهوري جديد امريكا نوشته اند كه متن آن را در زير خواهيد خواند. شهريار ايران ابتدا از سر شوكت شاهانه پيروزي اوباما را در انتخابات به وی شادباش فرمودند و سپس سخن را به وضعيت ايران- سرزميني كه امروز در دست عده يي نالايق پليد گرفتار آمده است-برده و مسايل مهمي را طرح كردند.

   نكته مهم:پيش از خواندن متن كامل نامه اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوي به رياست جمهوري منتخب امريكا قيد اين نكته ضروري است كه تا واپسين لحظه يي كه اين پست براي ارسال آماده مي شد متاسفانه دبيرخانه ملوكانه پادشاه ايران متن به فارسي برگردانده شده نامه آن حضرت را در خروجي تارنماي مبارك ايشان قرار نداده بود و اين حقير نيز به ناچار متن را به فارسي ترجمه نموده و در پست قرار دادم پس دقت فرماييد اگر هرگونه سهو كلامي و يا هر اشتباهي در متن ديده مي شود، به هيچ وجه به دبيرخانه ي شاهانه و يا اصل متن همايوني مرتبط نمي باشد و كوتاهي و احيانن ناتواني بنده هرگز نمي تواند با شكوه و جلالت متن رضاشاه دوم قرابت و ارتباطي داشته باشد. لينك اصل متن در پايين متن برگردان شده قرار دارد.

   برگردان فارسي نامه معظم له به آقاي اوباما را در زير مي خوانيد:

نامه يي به دوست گرانقدر باراك اوباما رييس جمهور برگزيده ايالات متحده امريكا

واشينگتن دي سي

چهاردهم نوامبر 2008

رييس جمهور منتخب عزيز

   همراه با خوشايندي بزرگ ،من شادباش صميمانه ام را به مناسبت اين پيروزي انتخاباتي تاريخي به شما پيشكش مي كنم.

   اين به راستي هنگامه سرافرازي نه فقط براي امريكاست بلكه براي ميليون ها نفر ديگر در سراسر جهان كه باورمند و مشتاق براي آن ارزشهايي هستند كه عمومن به مانند نشان هايي براي جامعه امريكا درخور و مورد تاييد مي باشند.

   موفقيت شما يك يادآوري شايان توجه از نيروي بالقوه يي بود براي تغيير عمده يي ترقي دهنده از ميان صندوق آرا  و در روند يك گزينش آزاد و زيبا.

آقاي رييس جمهور منتخب

   چشم انداز يك دگرگوني به همان ميزان كه توسط شما وعده داده شد پيش از اينها قدر عظيمي از انتظار مردم را در هر كجا كه در طي رقابت افرادي چون شما به بناكردن پايه هاي اجتماعي بر صلح،آزادي،عدالت و فراغت اميدوار بودند برانگيخته ساخته بود.

  در هيچ مكاني خواسته چنين تغييري بزرگ تر در سرزمين من ايران نيست.

  مردم ايران شايد در زمره بيشترين مشتاقان و آرزومندان همين نوع ارزش هايي باشند كه زيبنده است هم رديف با موفقيت شما در ماه هاي اخير باشد.اعتقاد ايرانيان اين است كه اگر فرصت مجال دهد آري خواهند توانست.

  اين آرزوي آنهاست كه همراه سيرت نيك و صداي حمايتگر شما ،هم نيز بتوانند مبارزه را براي تحقق آزادي هاي فردي و آزادي پايه يي همراه با اعاده سربلندي و مقام انساني شان پيگيري كنند.

آرزومند موفقيت همواره فزاينده شما در تمام تلاش هاي آينده تان

صميمانه در خدمت شما

رضا پهلوي

 

پیوند به تارنمای ملوکانه اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

دهم آبان دو هزار و پانصد و شصت و هفت شاهنشاهي    

   تمثال شاهانه اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوي - تصوير شكوهمند كوروش بزرگ

    امروز دهم آبان ماه برابر با روز جهاني كوروش كبير مي باشد.چهره درخشان و (به تعبير جانشين كوروش)پادشاه دادگري كه برگ هاي تاريخ كهن ميهن مان را به گونه يي پرشكوه رقم زد. او در اوان و آغاز تاريخ ايران و زماني كه حتا بشريت نامي از حقوق و برابري و عدالت به معناي تام كلمه(نه عدالت دستمالي شده و تهوع آوري كه امروز دشمنان ايران دركاسه يي به نام اسلام تعارف ملت مي كنند)همان شاهنشاه بزرگ بود كه دستور داد كتيبه يي را به نام"لوحه حمورابي" بر سر در تخت جمشيد بارگاه بزرگ ايرانيان نقش كنند كه جمله به جمله و واژه به واژه از صلح،رفاقت ،برادري و برابري سخن مي گفت.

     كوروش بزرگ بي ترديد يكي از شخصيت هاي بارز و عظيم تاريخ ايران است.هنگامي كه نام كوروش كبير در هركجاي جهان بر زبان آيد مردمان هر دياري بي اختيار به ايران و ايراني آفرين مي گويند و ملت ايران را به خاطر داشتن يكچنين فخر تاريخي بزرگي مي ستايند.

     در گذر تاريخ و عصر كنوني ،لوحه حمورابي سرمنشا بديعي جهت نوشتن و تدوين "اعلاميه جهاني حقوق بشر" شد. جهانيان امروز بي هيچ پرده پوشي و تعارفي مي گويند كه كوروش كبير،پادشاه جاويدنام ايراني مبتكر و آفريدگار حقوق بشر بوده است و در حقيقت كشور ايران به عنوان مملكتي كه امروز و برحسب جور حاكماني انيراني و بيگانه پرست،مردمانش از موهبتي اينچنين بزرگ محروم و بي نصيب هستند خود مهد و خاستگاه حقوق بشر و برابري بي چون و چراي حقوق و آزادي هاي فردي و انساني بوده است.اين واقعيت است اما يك واقعيت تلخ كه همواره ذهن انسان را به پرسشي جدي و آزارنده وادار مي سازد كه چرا و چه گونه ملتي با داشتن ابرمرداني همچون كوروش كبير و برخورداري از آن تاريخ سترگ و پرافتخار امروز درمنجلاب دين گرايي غوطه ور گرديده و به گونه يي در اين گرداب، مغروق و بي پناه افتاده است كه به دشواري مي تواند چشم انداز نجات و رهايي را دربرابر ديده گان خود ترسيم كند.

    شايد بد نباشد به اين نكته نيز اشاره شود كه از روزها و شايد هفته ها پيش صحبت اين بود تا در اين روز بزرگ و سالگرد صدور لوحه حمورابي(سرمشق اعلاميه جهاني حقوق بشر)ايرانيان راستين و ميهن پرستان عزيزي كه در داخل مرزها حضوردارند به پاسارگاد رفته و بر سرمزار كوروش بزرگ گردهم آيند تا از اين شاهنشاه فرزانه قدر داني كنند اما شوربختانه عوامل رژيم اسلامي در طي اين چند روز اخير و تا همين امروز جاده ها و مسير پاسارگاد را بسته اند تا مانع از برگزاري مراسمي شوند كه برآمده از روح وطن پرستي ايرانيان است و بايد بپذيريم كه عشق به ميهن در همه جاي جهان امري طبيعي و در عين حال ممدوح است اما در سايه حاكماني كه برمسندخلافت خدا تكيه كرده و "آن جهاني"مي انديشند وطن پرستي جرمي بس بزرگ محسوب مي شود...

    سخن كوتاه مي كنيم از آنجا كه شهريار و شاهنشاه بزرگ ايران در تمام موقعيت ها و مناسبت ها(چه تلخ و چه شيرين)همدلانه و از سرشكوه خسرواني خويش،منت بر سر مان گذارده و بيانيه ملوكانه يي را مرحمت مي دارند،در آستانه روز جهاني كوروش بزرگ نيز پادشاه وقت ايران ذات همايوني اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی اراده فرموده اند تا پيامي را صادر كنند و به راستي كه هيچكسي هرگز و در هيچ زماني به قدر و اندازه ميراث دار كوروش ذات مبارك رضاشاه دوم پهلوي نمي تواند ابهت كوروش را توصيف كند.

متن كامل بيانيه معظم له به شرح زير مي باشد:

 

دبيرخانه رضا پهلوي
سه شنبه 7 آبان 1387

همراه و همصدا با هم میهنان عزیزم، سال روز صـدور نخستین منشور آزادی انسان ها را بزرگ می دارم.

امیدوارم که یادآوری و بزرگداشت این رویداد تاریخی افتخار همۀ فرزندان ایران را به هویت تاریخی و درخشانشان دو چندان سازد و همبستگی آنان در راه نیل به آزادی و نیک بختی را جانی تازه بخشد. بیست و پنج قرن پیش، در دورانی که واژه های آزادی و حق بر مردم جهان ناشناخته بود، کورش بزرگ، پادشاه دادگر ایران، از آزادی و حیثیت انسان سخن گفت. او همگان را فراخواند که به یکی از آزادی های بنیادی بشری، که همانا آزادی پرستش و انتخاب مذهب باشد، احترام گذارند و با پیـروان هیچ کیشی به دشمنی برنخیزند و برعکس با آنان با احترام و مدارا رفتار کنند. چنین توشه های ارزنده و میراث های گران قدر فرهنگی است که شالوده های هویت ملی و ایرانی مردم شریف و صلح جوی ایران را مایه و ملاطی جاودانه بخشیده.

امروز با بزرگداشت و تکیۀ هرچه بیشتر بر چنین میراث هـا و ارزش هایی است که می توان پیکــار بــا دشمنـان حقوق و آزادی های مردم ایران را نیرویی بی کران بخشید. با الهام گرفتن از همۀ بزرگان و آزادی خواهان نامدار تاریخ ایران واز قهرمانان مترقی انقلاب مشروطه است که می توان سرانجام غاصبان حقوق مردم ایران و دشمنان آزادی و پیشرفت و نیک بختی آنان را به عقب راند و بار دیگر نام ایران را به فهرست جوامع آزاد و آباد جهان افزود.

یقین دارم که چنین خواهد شد.

خداوند نگهدار ایران باد
رضا پهلوی

 پيوند به تارنماي ملوكانه اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوي

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

بیست و هشتم مهر دو هزار و پانصد و شصت و هفت شاهنشاهی

  اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

    شبکه تلویزیونی آریامهر با مدیریت سعید سکویی و همکاری غیرمستقیم مسعود صدر(که از شبکه پارس بیرون آمده و به آریامهر تی وی ملحق گشته است)چند ماهی است که بر روی ماهواره های تل استار ۵ و تل استار ۱۲ قرار گرفته و در بسیاری از نقاط جهان و همینطور کشورمان ایران قابل دسترسی است.

   سوگمندانه همانگونه که از نام مدیر شبکه(سعید سکویی) و سوابق وی از پیش پیدا بوده این شبکه نه تنها قدم موثر و مفیدی در جهت نظام پادشاهی بر نمی دارد بلکه در حماقتی ژرف و مضحک٬بحث را به بیراهه های نامشخصی کشانده و تلاش می کند تا با وارون نشان دادن اصل مطلب٬مسیر ذهن بینندگان را از حقایق منحرف ساخته و به سمت و سوی ذهنیات ناآگاهانه و- باید اضافه کنم- بی شرمانه خود منعطف و معطوف سازد.

    تا آنجایی که ابهام و کژمداری شبکه یی-که متاسفانه از نام والا و مبارکی چون آریامهر نیز بهره منفعت جویانه برده است-موجبات پرسش و تحیر پاره یی از مخاطبین این شبکه ماهواره یی شده است که آیا به طور کلی مشی و مواضع آن مورد قبول و پذیرش پادشاه بزرگ ایران رضاشاه دوم پهلوی می باشد؟و اینکه آیا ایشان به عنوان یگانه وارث تاج و تخت کیانی٬محتوا و درون مایه یک چنین کانالی را تایید می فرمایند یا خیر؟اگرچه مخاطبین فهیم و آگاه کانال های ماهواره یی در هرکجای این کره خاکی٬ همانان که خون ایرانی در رگان پرغرورشان موج می زند از ابتدا بر این مهم واقف بوده و هستند که چنین شبکه دروغ پرداز و تحریف گری هرگز نمی تواند با چنین ابرشخصیت و چنان مرد بی همتایی ارتباط و تقارنی داشته باشد و اصولن نهاد مقدس پادشاهی آن اندازه بزرگ است که با سخنان سبکسرانه عده یی دشمن دوست نما و یا رندان فرصت طلب٬ گردی به دامان پرمنزلتش نخواهد نشست آنچنانکه در گذر بیست و نه سال استقرار نامشروع حکومت اسلامی و تبلیغات چند میلیاردی این رژیم بر ضد کیان شاهنشاهی ایران ٬روز به روز بر ابهت و محبوبیت نظام فرازمند پادشاهی افزوده شد در حالیکه اقتدار پوشالی حکومت الله شمع رو به زوالی است که در خط پایان قرار گرفته و حتا دیگر میان هم کیشان خود ماوایی ندارد.      

   اما در هرحال همیشه عده یی هستند که به سرعت مجذوب و فریفته جنجال ها می شوند که اگر همان ها نبودند امروز جمهوری کثیف و حیوان صفت اسلامی میان خانه سست بنیان خود جام مستانه نمی زد و نزدیک به سه دهه در ایران اهورایی ما جولان نمی داد.بدیهی است که اینچنین نظام های تهی مایه یی روی دوش ساده اندیشان سوار هستند تا از ذهن های حرمان زده و ناپخته شان سکوی پرشی به سوی آمال و آرزوهای دور و دراز و بی معنای خود بسازند.

   به همین سبب شهریار و پادشاه ایران ذات ملوکانه اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی اراده فرمودند تا به آگاهی آن دسته از هم میهنان(که ممکن است هنوز درگیر شبهه و استفهام مانده و به اشتباه گمان کنند شبکه ماهواره یی آریامهر تی وی با دفتر معظم له و یا با خود حضرتش ارتباطی مستقیم یا غیر مستقیم دارد)برسانند که هرگز و به هیچ وجه و در هیچ شکل و صورتی٬کانال تلویزیونی یاد شده با وجود مبارک اعلاحضرت در ارتباط نمی باشد.ذات همایونی به مانند همیشه هم صادقانه و بزرگوارانه و هم بسیار مدبرانه فرمان دادند که اطلاعیه شش-هفت خطی زیر توسط دفتر ایشان منتشر شود٬تا دیگر هیچ شبکه و رسانه یی به خود این اجازه را ندهد با افکار عمومی بازی کرده و یا از شرایط ناگوار هم میهنان عزیز درون مرز هرگونه سو استفاده یی کند.

  متن کامل بیانیه صادره از دبیرخانه ملوکانه به شرح زیر می باشد:

پنجشنبه 25 مهر 1387

بدینوسیله به آگاهی هم میهنان عزیز می رساند که، برنامه ها و مواضع شبکۀ تلویزیونی «آریامهر» هیچگونه ارتباط مستقیم یا غیر مستقیم با شاهزاده رضا پهلوی و دبیرخانۀ ایشان ندارد.

امیدواریم که این توضیح هرگونه شبهه ای را که ممکن است در این باره در اذهان بینندگان برنامه های تلویزیون «آریامهر» ایجاد شده باشد برطرف سازد.

پاینده ایران
دبیرخانۀ شاهزاده رضا پهلوی
 
پیوند به تارنمای ملوکانه اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی
+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

یازدهم مهر دو هزار و پانصد و شصت و هفت شاهنشاهی      

          his majesty Reza Shah II

     هنگامی که خبر درگذشت اسدالله مروتی روی خروجی رسانه ها قرارگرفت،بی تردید قلب بسیاری از ایرانیان اندوهگین شد.اسدالله مروتی از مبدعین و بنیان گذاران رادیو صدای ایران بود.رادیویی که نامش و صدایش برای مان آشناست. این رادیو به حق بازتاب صدای خفته در گلوی میهن مظلوم و مصیبت دیده ما ایران است که امواج مقتدر اش این صدای زخم خورده و خشم آلود را در سرتاسر جهان پخش می کند و یاور تمام هم میهنان دربند افتاده و به تعبیرملوکانه، طنین غرش های مقاومت آزادی خواهان دلیر ایران می باشد.شادروان اسدالله مروتی از هنگام مهاجرتش به تبعید و تا واپسین دم زندگی همچنان و هماره به دودمان بزرگ پادشاهی و خاندان سلطنت پهلوی وفادار بوده و لحظه یی حتا از چنین اندیشه والایی عدول نکرد.

    زنده یاد اسدالله مروتی پیش از وقوع انقلاب ننگین 57 مدیریت باشگاه ورزشی عقاب(وابسته به نیروی هوایی شاهنشاهی ایران)را برعهده داشت و پس از مهاجرت ناگزیر از وطن،رادیو صدای ایران را درغربت پایه گذاری کرد و در جهت ارتقا آن گام های بزرگی برداشت. مروتی از مدتی پیش به علت کهولت سن،مدیریت این رادیو را به فرزندش "علیرضا" سپرده و خود دورادور نظاره گر روند امور بود. اسدالله مروتی سوم مهرماه امسال درحالیکه نهمین دهه از عمر سراسر کوشش خود را سپری می کرد،در بیمارستانی واقع در ایالت کالیفرنیا بر اثر یک نوع عارضه بدخیم پوستی دنیای فانی را بدرود گفت.مقارن با اعلان رسمی خبر فوت آقای مروتی،پادشاه بزرگ و برقرار ایران ذات مبارک اعلاحضرت رضا شاه دوم پهلوی اراده فرمودند تا پیام مهر آمیز و تسلابخشی را به همکاران زنده یاد مروتی و همچنین فرزند بازمانده ایشان، مرحمت کنند.

   متن کامل پیام معظم له به شرح زیر می باشد:

دبيرخانه رضا پهلوي
پنجشنبه 4 مهر 1387

درگذشت اسداله مروتی، از نخستین بنیان گذاران رسانه های فارسی زبان در آمریکای شمالی، به حق باید همۀ ایرانیان آزادۀ اهل قلم، سخن و هنر را سخت متاسف و اندوهگین کند.

او، در سال های سخت دوری از میهن عزیز و مصیبت دیده اش، با همتی کم نظیر و با تکیه بر همۀ توش و توانی که داشت «صدای ایران» اش را هرچه رساتر کرد تا غُرش های مقاومت آزادی خواهان دلیر ایران را طنین افکند و پیام همبستگی و پشتیبانی ایرانیان کوچیده از وطن را به رزمندگان درون ایران رساند. امکاناتش را در انحصار فرقه و حزبی قرار نداد و هر پیام و سخن و سرود و نغمه ای را که برای ایران و رهایی و آزادی و بهروزی مردمانش جان گرفته بود مشتاقانــه می پذیــرفت و منتشر می کرد. تا آخرین دَم زندگی از تلاش باز نایستاد و امیدش را به رهایی ایران هرگز رها نکرد.

رفتن این آزاده مرد بلند همت ایران دوست را به همۀ یاران و همکارانش، به همۀ کوشندگان راه رهایی ایران و به همۀ بازماندگان او، به ویژه علی رضا مروتی، فرزند برومندش تسلیت می گویم.

روانش شاد و راهش پاینده باد

رضا پهلوی

پیوند به تارنمای ملوکانه اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

بیست و نهم شهریور دو هزار و پانصد و شصت و هفت شاهنشاهی

    his majesty king reza shah II

   حوالی سه روز پیش خبری عجیب درمحیط نت گسترش یافت و در سایت بالاترین و در ردیف لینک های محبوب و پرطرفدار جای گرفت.خبری که از همان ابتدا مشخص بود زاییده یک شایعه است و حقیقت ندارد. اما اینبار منبع شایعه نه رسانه های دغل کار رژیم مجعول اسلامی بودند و نه افراد عادی و عامی و بیکار که شوق آن دارند هر از گاهی دروغ پررنگ و به اصطلاح خوش طعمی را سر زبان ها انداخته و اوقات خود را بگذرانند بلکه این دفعه خبرگزاری رویترز(reuters ) بود که به نقل از هالیوود رپرتر(Hollywood reporter) سرمنشا پخش خبری دروغین درمورد پادشاه ایران شد.

   تیتر این خبر بی پایه و البته جنجالی، یک سطر بیش تر نبود:

   "ولیعهدایران (رضاشاه دوم پهلوی)فیلمی درباره خانواده اش تهیه می کند"

    آنچه که از قراین پیداست تهیه کنندگان بزرگ و به نام هالیوودی تصمیم دارند که فیلمی نیمه مستند بر اساس فعالیت های انسانی و بزرگ منشانه والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوی یگانه دخت به جامانده از رضاشاه کبیر و در پیرامون تلاش های ایشان برای احقاق حقوق بانوان ایرانی تدارک ببینند که چه اقدام بایسته یی است اما پادشاه ایران اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی(آنچنان که حضرتش، راستی و صحت این خبر را تکذیب فرموده اند) نقشی مادی یا معنوی در تهیه فیلم یادشده ندارند.

    بر همین اساس و بنا برخواست ذات همایونی، دبیرخانه ملوکانه درست بیست و چهارساعت پس از انتشار این خبر،تکذیبیه یی کوتاه خطاب به هم میهنان ایران منتشرفرموده است که متن کامل آن در زیر خواهد آمد. دبیرخانه معظم له با صراحت هرگونه دخالت شهریار والاتبار ایران را در تهیه این فیلم رد کرد و خاطر نشان ساخت که مراتب این تکذیب به خبرگزاری رویترز و هالیوود رپرتر نیز ابلاغ گردیده است. البته آنطور که از متن تکذیب نامه ی شاهانه برمی آید، اعلاحضرت مخالفتی نیز با ساخت فیلمی در ارتباط با اعضای خانواده جلیل القدر و عمه والاگهرشان ابراز نفرموده اند اما بسیارشفاف،همکاری وجود مبارک شان را با ساخت این فیلم تکذیب کرده اند.

  متن تکذیبیه دبیرخانه رضاشاه دوم پهلوی پادشاه بزرگ ایران به شرح زیر می باشد:

 

دبيرخانه رضا پهلوي
چهارشنبه 27 شهريور 1387

هم میهنان عزیز،

خبرگزاری رویترز در تاریخ
۲۶ شهریورماه ۱۳۸۷ (برابر با 16 سپتامبر2008) خبری به نقل از هالیوود رپرتر منتشر کرده است با این مضمون:

«ولیعهد ایران فیلمی در بارۀ خانواده اش تهیه می کند»

به آگاهی می رساند که این خبر قویا تکذیب می شود و تهیۀ این فیلم هیچگونه ارتباطی با شاهزاده رضا پهلوی ندارد و مراتب تکذیب به خبرگزاری رویترز و هالیوود رپرتر نیز منعکس گردیده است.

دبیرخانۀ رضا پهلوی

پیوندبه تارنمای ملوکانه اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

بیست و هفتم شهریور دو هزار و پانصد و شصت و هفت شاهنشاهی

    اعلاحضرت رضا شاه دوم پهلوی

  با نزدیک شدن ماه مهر و آغاز سال تحصیلی جدید، دانش آموزان، دانشجویان و خصوصن نونهالان عزیز همین هم وطنان کوچک ما(البته بزرگان فردا)آماده شروع آموختن و پی گرفتن تحصیل شان برای رقم خوردن فردایی بهتر شده اند.

   جشن شکوفه ها دیروز با حضور میلیون ها نونهال عزیز در کشورمان ایران برگزارشد.فرزندان ایران که امسال برای نخستین بار وارد مدرسه می شوند و از نزدیک فضای علم آموزی را نگاه می کنند متاسفانه بی خبرند که چه اندازه از سوی مسوولین بی مسوولیت و خودکامه میهن شان نسبت به "دانش" و نسبت به "دانش آموز"ستم روا می شود.

   با آغاز دوباره سال تحصیلی، هراسی باز در دل سردمداران این رژیم ننگین افتاده است و آنچنان درمانده و عاجزشده اند که به رغم خشونت ها وسرکوب ها بازهم رویارویی با صدای رسای دانشجویان آزادیخواه و مبارز، مشکلی دو چندان برای این اهریمنان می باشد و در گیر و دار مسایل و مصایبی که نیک بختانه حکومت نامشروع اسلامی در ماورای مرزها و با دولت های جهانی درحال دست و پنجه نرم کردن است ،غریو میهن پرستانه جوانان و دانشجویان در سال تحصیلی جدید،آزاری مضاعف برای این حاکمان جور و جهل و جنایت ایجاد خواهدکرد و جا دارد اشاره شود که چشم امید ایران ،دانشجویان سربلند این مرز و بوم هستند.

    حقیر سخن را کوتاه می کنم چرا که در پیشگاه فرمایشات و بیانات ملوکانه ی انسانی که ذات مبارکش فراتر از یک انسان، وسیع تر از تمام ایران و پرشکوه تر از زیر و بالای این جهان است کلام چون منی بس خطاست.

   به مانند هرسال، پادشاه و پدر ایران٬ وارث اریکه کیانی٬ شهریار فربخت ایران٬ وجود مبارک اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی اراده فرموده اند تا پیامی را به دانش آموزان،فرهنگیان و دانشجویان عزیز ایران مرحمت کنند تا مهر تاییدشاهانه یی باشد بر سال تحصیلی 88-87 و این سال نیز برای تمام دانش آموزان و پویندگان علم و دانش،مبارک و میمون گردد.

   متن کامل پیام معظم له به شرح زیر می باشد:

 

سه شنبه 26 شهريور 1387

هم میهنان عزیزم،
دانش آموزان، دانشجویان و فرهنگیان عزیز و آگاه میهن

آغاز سال تحصیلی جدید را به همۀ شما عزیزان شادباش می گویم.

با آغاز سال تحصیلی جدید، فصل جدیدی از آموختن، آگاهی، خِرَد گرایی و عمل به مسئولیت های علمی، ملی و آزادیخواهی آغاز می شود، خصوصا که این فصل، با آئین باستانی «مهرگان» همراه است که جلوه ای از جوانی و سرشاری و یاد آور پیوندهای ملی و تاریخی ما ایرانیان است.

رژیم خودکامۀ جمهوری اسلامی در حالی که از پاسخگویی به ابتدایی ترین حقوق مشروع هزاران آموزگار و معلم دلسوز و شریف، درمانده با وجود شدیدترین سرکوب ها و وحشیانه ترین شیوه ها، نتوانسته است فریادهای آزادیخواهانه و عدالتجوی میلیون ها دانش آموز و دانشجوی آگاه و مبارز را خاموش سازد لذا، «سیاست پادگانی رژیم در دانشگاه ها» با هوشیاری دانشجویان مبارز، شکست خورده است، چرا که دانشگاه های ایران – همواره – سنگر واقعی آگاهی، خِرَد گرایی و آرمان های آزادیخواهانۀ ملت ایران بوده است. و هم از اینروست که سال تحصیلی جدید نیز، فصل جدیدی در مبارزه علیه استبداد مذهبی و اختناق سیاسی حاکمان ضد ایرانی بشمار می رود.

در آغاز سال تحصیلی جدید به همۀ هم میهنان عزیزم و خصوصا به دانش آموزان و دانشجویان مبارز، نوید می دهم که بزودی با همدلی و همبستگی ملی ایرانیان وطن دوست (از طیف های مختلف فکری) گام های نوینی در راه رهایی میهن برداشته می شود و فصل نوینی در مبارزات ملت بزرگ ما آغاز خواهد شد که صدای آزادیخواهانه و عدالتجوی شما جوانان و دانشجویان مبارز نیز – به یُمن این همبستگی ملی – طنینی جهان تاب خواهد یافت.

با این نوید پُر امید و با بزرگداشت خاطرۀ همۀ دانشجویان شجاع و دربند، آرزو می کنم که سال تحصیلی جدید، سال پیروزی های بزرگ باشد.

خداوند نگهدار ایران باد
رضا پهلوی

پیوند به تارنمای ملوکانه اعلاحضرت همایونی رضاشاه دوم پهلوی

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

دهم شهریور دو هزار و پانصد و شصت و هفت شاهنشاهی

     شهریارهمواره برقرار ایران اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

    امروز دهم شهریور ماه است. یادآور تراژدی سیاه و اسف ناکی که درسال شصت و هفت و در اوج سرکشی و طغیان امام خون و جنون، کابوس مرگ بار ایران٬ روح الله خمینی جانی بالفطره به وقوع پیوست که متعاقب آن عزیزان بسیاری از این مرز و بوم را هم آغوش بستر سرد خاک ساخت و چشمان تا همیشه منتظر بسیاری از چشم به راهان٬ بر قاب پنجره خیره ماند و خشک شد که...یاران رفته به خانه برنمی گردند.

    گرچه اعدام های سیاسی همیشه٬ جزو رویه های اصلی رژیم منفور و مستبد اسلامی بوده و هست و تا واپسین دم شوم این اهریمنان، بی شک جز این نخواهدبود اما آنچه این تاریخ تلخ را برجسته و غیرقابل فراموشی می سازد، تعداد بیشمار قربانیان آن است که تنها جرم شان باور و اندیشه آنان بود و همچنین مدت زمان کمی که این فاجعه بشری رخ داد.شهریور شصت و هفت ٬ماهی بود که دست جلاد و ستم پیشه حاکمان اسلام از آستین ملوث کچویی و لاجوردی بیرون آمد تاحکم تیرباران و اعدام دگراندیشان را صادر کنند. دگراندیشانی که به تعبیر ملوکانه شهریار ایران،جرم شان در نهایت معصومیت٬پای بندی به اصل آزادی عقیده و بیان آزادانه آرمان های شان بود.

   لاجوردی و کچویی دو دیو نفرین شده و سگان هار و دست آموز ولایت فقیه،بنابر دستورمستقیم خمینی در پایان تابستان سیاه سال شصت و هفت اعدام های دسته جمعی را آغازکرده و تن بی جان این عزیزان را به گورستان غربت زده خاوران سپردند تا روزی و روزگاری همین خاوران،به مظهری برای خشم و نفرت افراد نسبت به "روح دین سالاری" بدل گردد.

   متقارن با فرا رسیدن این سالروز غمبار، پدرهمایون تبار ایرانزمین،شهریاربزرگ و مالک بی رقیب روح و جان میهن، همان یگانه سپهسالار و منجی والاتبار، پادشاه جلیل القدر ایران، ذات مبارک اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی اراده کرده اند تا پیامی را مبنی بر گرامی داشتن یاد و خاطره این شهیدان وطن،به ملت ایران ابلاغ فرمایند.

   و بی هیچ تردیدی خواندن واژه به واژه و سطر به سطر بیانات ملوکانه آن حضرت چونان سرچشمه یی زلال و بی کران،مرهمی بر آتش قلب همیشه داغدار بازماندگان این کشتار دلخراش است و پرتوی آشکار و درخشان از تلالو فره ایزدی که متعاقب آن،خط بطلانی روشن بر ظلم و تیرگی و شقاوت این رژیم دون صفت خواهدبود.

   متن کامل پیام معظم له به شرح زیر است:

جمعه 8 شهريور 1387

هم میهنان عزیزم،

با نگرشی به کارنامۀ سیاه و سهمناک کشتار در جمهوری اسلامی از سال
۱۳۵۷ تا کنون، هر برگی را خونین تر و مرگبارتر از برگ دیگری می یابیم.

جرم تمامی این جانباختگان صرفنظر از ایده و مرام سیاسی آنان، در نهایت معصومیت، پای بندی به اصل آزادی عقیده و بیان و ابراز آزادانۀ اعتقادات و آرمانهایشان بوده است.

جلادان رژیم دستور دارند که دگراندیشان دربند را یا به ترک عقیده وادار کنند و یا بکشند و در گورستان های بی نام و نشان به خاک بسپارند.

دهم شهریور ماه تنها یادآور کشتار بی رحمانۀ تاریخی نیست، بلکه حکایت از مقاومت قهرمانانه و رشادت آمیز قربانیان آن دارد. آنها با پذیرش مرگ بجای تسلیم در برابر استبداد، نقاب از چهرۀ اهریمنی رژیم برگرفتند و ماهیت ضد ایرانی و واپسگرای آنرا برملا ساختند.

اکنون بر ما ایرانیان است که همواره یاد تمامی این فرزندان جانباخته و شایستۀ ایران را با هر باور و اندیشه ای گرامی بداریم و با تلاشی همبسته و پیوسته در راه رهایی میهن، روح پاکشان را شاد و خانواده هایشان را مفتخر و سربلند نمائیم.

خداوند نگهدار ایران باد

رضا پهلوی

 پیوندبه تارنمای ملوکانه اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

دوازدهم امرداد دو هزار و پانصد و شصت و هفت شاهنشاهی

     his majesty  reza shah II

  در آستانه یکصد و دومین سالگرد قیام پرشکوه مشروطیت واقع هستیم.قیام ارزشمندی که دو-سه نسل پیش از ما٬فاتحانه به ثمر رساندند و دستاورد گرانبهای آن٬حاکمیت ملی درسایه فره ایزدی شهریاران اریکه نشین بود.شوربختانه عدم شایسته گی و توان درک مان از روی آوردچنین موهبتی موجب شد تابدان پشت کرده  و خود را از داشتن چنین نعمتی محروم و گرفتار استبدادسیاهی به نام"حاکمیت کثیف ولایت فقیه" کنیم.

  شاید برای بسیاری از نسل امروز(که قربانیان بی گناه و تیپاخورده کودتای بیگانه گان درسال پنجاه و هفت هستند و دوران سربلندی ایران را به سختی تصور داشته و مبهوتانه به کابوس سیاه امروزخیره هستند)درک و باور اینکه زمانی ملت ایران به شکل خودجوش انقلاب مشروطیت را آفریده و سرفصلی روشن را برای سالیان سال و به واقع برای تاریخ ایران رقم زده است٬دشوار و دور از ذهن باشد اما...واقعیتی روشن و مبرهن است که ملت ایران ،همان ملتی که زمانی انقلاب مشروطه را به پیروزی رساند روزی بسیار نزدیک برشب دیجور تیره اندیشان نیزخط کشیده و در آفاق این پهن دشت، نام پرتلالو "آزادی"را خواهد نوشت.

  چونان هرسال٬ وارث بی چون مشروطیت و سرور بی رقاب کائنات، آن دُرلایزال و آن جواهرگرانبار٬همو که قلب های ما درتب و تاب تپیدن به فرمان ایشان و هستی ما بسته نازنگاه شان و رقم خوردن تاریخ ما در گرو خواست حضرتش است، شاه شاهان ،شهریار فرزانه ایران ، نمادفره ایزدی ،وجودمبارک اعلاحضرت همایونی رضاشاه دوم پهلوی محبوب و چشم و چراغ ملت ایران، اراده فرموده اند تاپیامی را به مناسبت سالگرد این قیام مهم-که بی تردید نقطه عطف بزرگی در تاریخ معاصربوده است-قلم بزنند و از سر شکوه کبریایی ذات ملوکانه شان به ملت ایران مرحمت کنند.

  پادشاه بزرگ ایران رضاشاه دوم پهلوی ٬راز پیشرفت ملت را در گرو دو اصل مهم یعنی حق حاکمیت مردم و جدایی دین ازحکومت خوانده و تصریح فرمودند که این دو اصل ،میراث گرانبهای مشروطیت بوده و چون مشعلی فروزان مسیر آینده را تابناک می سازند.

  اشاره همایونی،عینن به اصل هایی است که امروزه نبود آنها درسطح جامعه  منجر به تلخکامی و سقوط پرشتاب ایران به ورطه نیستی و نابودی شده است.

  ذات خجسته اعلاحضرت در ادامه پیام شکوهمندخود٬تاکید اکید کردند که بدون آرمان خواهی ،دلاوری و فداکاری رسیدن به سعادت و خوشبختی مقدور نخواهد بود.

  ذات مبارک در سطور واپسین پیام شان خردمندانه و شفاف، ملت را به جنبش دعوت نموده و فرمودند که آزادی و حق گرفتنی است و این ماییم که باید به عوامل بدبختی و اسارت خود پایان بدهیم.

  رضاشاه دوم شهریار در تبعید، در پیام سرتاسر لبریزمهر و طراوت و تابندگی خود نوید"پیروزی" را داده و با صراحت اعلام کردند که "حکومت جباران" پایدار نیست.

  به نظرمی آید ایرانیان ریشه یی و رهروان آیین فرازمند پادشاهی ،بهتراست باخواندن پیام آن حضرت باچشمان باز تر و هوشیارانه تر قدم ها راتندکرده و ازپرداختن هزینه در راه رسیدن به آزادی و رهایی میهن مان بیم نداشته باشند.

 متن کامل پیام معظم له به شرح زیر است:

شنبه ۱۲ مرداد۱۳۸۷

هم میهنان عزیزم،

ملت ایران یکصد و دومین سالگرد انقلاب مشروطیت را که آغاز عصر آزادیخواهی، پشت کرد به قرون وسطی و احیای فرهنگ غرور آفرین ایرانی در عصر تمدن صنعتی نوین بود، در شرایطی جشن میگیرد که یک نظام ضد ملی و اشغالگر بنام «جمهوری اسلامی» برکشورما چیره گشته است و با ترور و سرکوب بیرحمانــۀ مردم، عوامفــریبی مــذهبی، تــرویج خرافات و تاریک اندیشی و بحران آفرینی های پی در پی در منطقه به حیات ننگین و مافیایی خود ادامه میدهد و اکنون نیز با تهدید به دستیابی سلاح هسته ای می رود که ایران را به کام مرگبار یک ماجرای جنگی بسپرد.

هم میهنان عزیزم،

من هم مانند همۀ ایرانیانی که به خوشبختی ملت و سرافرازی ایران می اندیشند، معتقدم که راز پیشرفت ما در گرو دو اصل مهم است:

حق حاکمیت مردم و جدایی دین از حکومت (سکولاریزم)، این دو اصل بنیادی درهمانحال که میراث گرانبهای مشروطیت اند، مشعلی فروزان اند که مسیر نسل های آینده را تابناک میسازند.

بنابراین، تداوم ره آوردهای حیاتبخش انقلاب مشروطیت میسرنیست، مگر آنکــه رژیم ضـد ملی و آزادی کُش کنونی که متاسفانه پایمال کنندۀ این دو اصل مهم است را به گورستان تاریخ روانه سازیم.

ولی آیا پدران و مادران ما و یا هیچ ملتی توانسته اند بدون آرمانخواهی، بدون دلاوری و فداکاری زنجیرهای اسارت را از دست و پای خود بگسلند و به سعادت و خوشبختی دست یابند؟

آزادی و حق گرفتنی است! مائیم که باید به عوامل بدبختی و اسارت خود و به آنچه که زندگانی تک تک ما را تلخ و سیاه کرده است، پایان بدهیم! مائیم که باید حرکت کنیم تا برکت آسمانها به ما روی آورد. از انقلاب مشروطیت بیآموزیم و بی هراس و یکپارچه بپاخیزیم و مطمئن باشید که حکومت جباران پایدارنیست و پیروزی از آن ماست!

خداوند نگهدار ایران باد

رضا پهلوی

لینک به تارنمای ملوکانه شهریار ایران اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

 

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

بیست و نهم تیر دو هزار و پانصد و شصت و هفت شاهنشاهی

    his majesty Reza Shah II

    مقارن با رخدادن حوادث اخیر و به خصوص اطوار نظامی رژیم علی خامنه یی(در رزمایش فریبکارانه دو هفته گذشته) و بالاگرفتن جو بحران که موجب تحریک بیشترجهان آزاد و همینطوراسراییل برای اندیشیدن تدبیری جدی برای عبور از جمهوری سرکش و مشکل ساز اسلامی شد٬ در بیست و دوم تیرماه امسال برابر با دوازدهم جولای۲۰۰۸میلادی٬ شهریاربزرگ منش ایران آن ذات والاتبار و آن یگانه آفتاب همواره فروزان اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی- که امید بازگشت مبارکش٬ مامن شب های تاریک ایرانیان است-اراده کردند تا بیانات همایونی را در شهر تورنتوی کانادا و در انجمن "آینده ایران" چون ستاره تابنده یی درجمع عده یی ازایرانیان فرهیخته مقیم تورنتو ایراد فرمایند.

   بخش عمده یی از فرمایشات ملوکانه٬ هشدار اکید به دنیای غرب بوده و اینکه برای تجهیز و پشتیبانی از خیزش ملی ایران برعلیه رژیم٬ فاصله زمانی کوتاهی باقی مانده است.

   از آنجا که تا بدین لحظه متن کامل سخنان معظم له و همینطور گفتگویی که آن حضرت با روزنامه "گلوب اند میل"داشته اند به دستم نرسیده تنها بخش هایی که توسط منابع رسمی اعلام شده اند را با برداشت ازسایت محترم ایران ب ب ب در زیر آورده ام. به مجردی که رسانه ها متن کامل فرمایشات اعلاحضرت رضاشاه دوم و مصاحبه همایونی با روزنامه "گلوب اند میل" را بازتاب دهند حقیر نیز در این وبلاگ و در منظر دوستان عزیز قرار خواهم داد.

   شهریار ایران با موضع گیری هوشمندانه و شفاف در برابر اشتباه بزرگ دنیای غرب در مذاکره با رژیم ولایت فقیه٬ فرمودند:"غرب باید دریابد که گفتگو دربارة حقوق بشر، آزادی، حقوق زنان، با این رژیم بمانند تجویز سیانور است. بنظر من، تنها چیزی که رژیم را مجبور به تغییر روش خواهد نمود، هویجی نیست که شما از بیرون برای آنان تکان می دهید یا تهدید به حمله برای خنثی کردن امکانات نظامی اشان. بلکه بزرگترین وحشتی که خواب را از چشم سردمداران رژیم می رباید، فقط وحشت از آن است که یک روز مردم در خیابان ها برعلیه آنان بپاخیزند"

   رضا شاه دوم در ادامه و با "وقت کشی"توصیف کردن هدف سیاسی احمدی نژاد در زمینه بحث و تبادل نظر با قدرت های جهان تصریح کردند:"هدف رژیم و دولت احمدی نژاد یک بازی وقت کشی می باشد و بس. تا بتوانند با استفاده از زمان بیشتر به بمب اتمی دست یابند"

   و سپس تاکید کردند:"فقط زمان کوتاهی باقی مانده است تا اینکه کارها به ابعاد زشت و ناجوری تبدیل نشوند و این یک جنایت عظیم تاریخی برای بشریت و کره زمین خواهد بود، اگر جامعۀ جهانی به این گزینه مردمی در ایران شانس لازم را ندهد. زیرا بعدا بسیار دیرخواهد بود"

   پادشاه فرزانه ایران همچنین در راستای دیدگاه بزرگ منشانه شان که حق رقم زدن سرانجام نهایی را به خود ملت واگذار کرده اند چنین فرمودند:"پاشنۀ آشیل این رژیم مطمئنا بدست گرفتن اسلحه، درگیری و جنگ های چندین ساله نمی باشد. بلکه باید شرایطی را به وجود آورد تا با پشتیبانی شما ملت ایران آزادی خود را بازیابد. شما آنجا برای دیکته کردن راه حل و یا دیکته کردن یک سرانجام نهایی به ملت ایران نیستید. بلکه باید بگذارید ملت ایران تصمیم خودشان را بگیرند."

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

نوزدهم تیر دو هزار و پانصد و شصت و هفت شاهنشاهی

 اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوي - طلعتي بر تارك ايران

    در ضمیر تک تک آزادگان و آزادیخواهان و درمتن مبارزه هروطن پرستی همیشه و هرزمان امید وانگیزه یی نهفته است که به آنان اعتماد به نفس، جرات و شرف مبارزه را موهبت می کند. گرچه هرآنکه قدمی در راه وطن برمی دارد قطعن دیدگاه و هدف مشخصی داشته و اگرچه ممکن است زوایای دید همگان یکی نباشد و بعضن هدف غایی را تفسیر به رای کنند٬ حقیر اطمینان محکمی دارم انگیزه و خط دهنده اصلی مبارزه و قدم برداشتن در راه متعالی آزادی ایران، وجودی جز وجود مبارک اعلاحضرت نبوده و نیست و نخواهد بود.

    به مناسبت فرا رسیدن سالگرد هجده تیر٬ مطابق هرسال پدرفرزانه ملت و شهریار هماره برقرار ایران، نظری از سرکرامت برسر ما انداخته و چونان همیشه اراده فرمودند تا پیامی را بدین مضمون ابلاغ کرده و قلب های افسرده ایرانیان را به لطف کلام شیوا و دلنشین شان به تپیدن درآورند.

    ذات مبارک اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی در متن پیامی که به ملت ایران تفقد فرموده اند،نقش دانشجویان و جوانان مبارز را دراین روزهای سرنوشت ساز از هر زمانی حیاتی تر دانسته و درسطر های واپسین پیام شاهانه با صراحت اعلام کردند:"من اعتقاد راسخ دارم که راه شما سازندگان ایران فردا، راه پیروزی است". به راستی که با خواندن هر پیامی از جانب آن خورشید دل انگیز و رخشان، اشک شوق است که میهمان دیده ها می شود و حسی خوشایند سراغ مان را می گیرد که بر کوهی از استواری و ایمان تکیه زده ایم و تکیه گاه مان، جان پناه تاریخ سترگ و بلندبالای ایرانزمین است:

همه عمر بر ندارم سر ازین خمارمستی

که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد

دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی

    رضاشاه دوم پهلوی در پیام سرتاسر جود و کرامت شان- که از ذات بی پایان یک وجود مطلق سرچشمه می گیرد- اقیانوسی از امید را رو در روی ما نمایان می سازند و انگیزه یی صدچندان تا به زودی قادر شویم ریشه نظام تاریک اندیشان واپس گرای اسلامی را براندازیم و تاریخ را با دست توانای ایرانی دوباره قلم بزنیم.

    متن کامل پیام معظم له به شرح زیر است :

 

سه شنبه 18 تير 1387

هم میهنان عزیزم،

جنبش دانشجویی در
۱۸ تیرماه ۱۳۷۸ فریاد آزادیخواهی نسلی بـود که از یک انقلاب بی هدف پیشینیان خود جز خفقان و بی دادگری بهره ای نبرده است.

دانشجویان در آن روز بپا خاستند تا زنجیرهای اسارت را بگسلند و راه را به سوی ترقی و آزادی برای خود و نسل های آینده بازگشایند.

دانشگاه همیشه بستر تحولات سیاسی و مکتب آزاداندیشی و سنگـر مبـارزه با خفقان و بی عدالتی بوده است.

دانشجویان و جوانان برومند ایران

در این روزهای حساس و سرنوشت ساز نقش شما سازندگان ایران فردا از هر زمان حیاتی تراست. شما مواجه با رژیمی هستید که با تمام قدرت در صدد نابودی تاریخ، فرهنگ و هویت ملی شما است با ایرانی و ایرانیت در ستیزاست و بیگانه پرستی را برای خود افتخار می داند.

مقاومت و پایداری شما در مقابل چنین رژیمی قابل ستایش است. من اعتقاد راسخ دارم که راه شما سازندگان ایران فردا، راه پیروزی است.
دراین راه پرفراز و نشیب من همواره همراه با شما در تلاش هستم.


خداوند نگهدار ایران باد

رضا پهلوی

لینک به سایت ملوکانه اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

 

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

چهارم خرداد دو هزار و پانصد و شصت و هفت شاهنشاهی

    اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

    با شتاب گرفتن سیرنزولی رژیم منقرض اسلامی -که از بخت تیره در کهن دیار ما و توسط جهل مشتی از توده های اوباش ٬احیا و پایه گذاری شده -کوشش های بی نتیجه سران حکومتی٬ برای حفظ و بقای سیستمی که دیری ست مشروعیت خود را از دست داده دارد شکل و صورت خطرناکی پیدامی کند.

   جمهوری استبدادی اسلامی کم کم بنا را برفروختن و به تاراج گذاشتن میهن ما گذاشته و چندی پیش بر سر معادلات پوچ هسته یی اش٬ سهم پنجاه درصدی ما را از دریای خزر به نه درصدتبدیل کرد که هرچندصدور قطع نامه جدیدی بار دیگر عیش وطن فروشی این بدکرداران را منقص کرد و البته بارگران قطع نامه ها همچنان بردوش ملت نیز سنگینی می کند و...

   شرایط کنونی ضمن اینکه بشارت از پایان دیکتاتوری سی ساله رژیم منفور ولایت فقیه بر ایران می دهد،این نگرانی را نیزسبب می شود که مبادا همزمان با به اتمام رسیدن سلطه ملایان بر ایران ،بخش یا بخش های مهمی از تمامیت ارضی ما نیز به کشورهای منطقه بذل و تقدیم شود.

   در چنین شرایط خطیر و حساسی، آن وجود مبارک و آن ذات بلندمرتبه٬ شهریار ایران٬ اعلاحضرت همایونی رضاشاه دوم پهلوی اراده فرمودند تا از سر ابهت و جلالت خویش، هشداری را به علی خامنه یی ابلاغ کنند. آن حضرت اگرچه در جایگاهی بس والا و از فراز عظمت و قدرت ملوکانه شان ٬شخصی به مانند خامنه یی دیکتاتور خون آشام و بیجا نشسته در مسند رهبری را به موجودیت و انسانیت نمی شناسند اما...اما در بیکرانه یک ذات مطلق و یک وجود اهورایی- که وسعت لایتناهی اش ساکنان عرش را به خدمت بی چون فرا می خوانَد- حتا شخصی مانند خامنه یی و دستیاران وی(چنانچه معظم له اینگونه خطاب فرمودند)باید حقایق را بشنوند و پیش از آنچه دیرشود، بنا به تعبیرحضرتش به دامن بخشش بیکران ملت شتابند و از اریکه قدرت مداری به زیر آیند تا مگر از آتش قهر و خشم ملت ایران اندکی مصون شوند.

    ذات مبارک شاهنشاه و شهریارخوبان، اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی در تاریخ یکم خرداد همین امسال٬ پیام شاهانه را در قالب" هشداری به آقای علی خامنه یی و دست یاران شان" نگارش فرمودند که شگفتا آدمی باخواندن جمله جمله و سطرسطر آن٬ موی برتنش راست می شود و از شجاعت ،کرامت ،عطوفت و عظمت آن حضرت به حیرت می آید که اگر این ابرانسان( که خداوندان را لیاقت دست بوسی اش نیست )شهریار ایران هستند خوشا برما و به قول خواجه شیراز:

هواخواه توام جانا و می دانم که می دانی

که هم نادیده می بینی و هم ننوشته می خوانی

ملامت گو چه دریابد٬میان عاشق و معشوق

نبیند چشم نابینا خصوص اسرار پنهانی

گشاد کار مشتاقان در آن ابروی دلبندست

خدا را یک نفس بنشین ٬گره بگشا ز پیشانی

مَلَک در سجده آدم ،زمین بوس تونیت کرد

که در حُسن تولطفی دید بیش از حد انسانی

   امید که درسایه همایونی شاهنشاه عالمیان رضاشاه دوم پهلوی بتوانیم ایران را زودتر ازچنگال بدکاران اسلام گرا بیرون آوریم. همواره بدانیم صد وای برما اگر خاموش بنشینیم تا میهن مان را به تاراج دهند.

   متن کامل پیام معظم له به شرح زیر است:

«هشداری به آقای علی خامنه ای و دست یارانشان»

من نیز، همانند اکثریت قاطع هم میهنانم، دیریست که حکومت جابرانه و خودکامۀ شما را بر ایران عزیز و بر مردم آزاده و شریفش، از هر نوع مشروعیت قانونی و اعتبار اخلاقی بی نصیب می دانم. چه، اگرانقلاب از رهگذر مشارکت نسنجیدۀ مردم ایران مشروعیتی داشت، با آغاز و ادامۀ حکومت ولایت فقیه، که شما و یارانتان، چون بختکی سنگین برسینۀ ایرانیان فرود آوردید، ذره ای از آن مشروعیت بر دامن به خون و فساد آلودۀ شما برجای نمانده است.

اعتبار و مشروعیت هرحکومتی تنها مشروط به تبعیتش از رای شهروندان و، مهم تر از آن، منوط به لیاقتش در برآوردن خواست های برحق و آرمان های انسانی آن هاست. حکومتی که نه پاسخگوی شهروندانش باشد و نه کارساز مشکلاتشان، همانقدر مشروع و معتبراست که حکومت بیگانگان در سرزمینی اشغال شده. کارنامۀ سیاه سی سالۀ ولایت فقیه، آقای خامنه ای، بی گمان معرف وجود و حضور چنین حکومتی در میهن عزیزماست.

دلایل بی اعتنایی حکومت شما به رای مردم ایران چنان بدیهی و بی شمارند که مشکل بتوان کسی را، در ایران یا در سراسر جهان، یافت که از آن بی خبرباشد. نزدیک به سی سال است که شما و دستیارانتان، با توسل به خشونت بی کران و تهدیدها و ترفندهای گوناگون مجال ابراز رای و اظهارنظر آزادانه را از مردم ایران سلب کرده اید و در زندانی به پهنای سرزمین بزرگ ایران نه از مطبوعاتی که خواست ها و آرای شهروندان محروم را آزادانه بازتاب دهند نشانی برجای گذاشته اید و نه از احزاب مستقلی که بتوانند گویا و مدافع منافع و مصالح طبقات گوناگون جامعه باشند.

کارگران و کارمندان ایران که در این سال های سخت و عصیان زا متحمل بیشترین محرومیت ها شده اند نه حق تشکیل سندیکاها و انجمن های خود را داشته اند و نه حتی حق تجمع و تظاهر مسالمت آمیز در اعتراض به حکومتی که چنین مصیبت ها و محرومیت هایی بر آنان تحمیل کرده است. میلیون ها دانشجوی ایرانی، این نمایندگان واقعی ملت، این سخنگویان هشیار و فرهیختۀ مردم ایران، هرگاه سخنی در بیان واقعیت های تلخ زندگی خویش، در دفاع از مصلحت میهن رنجورشان، به زبان و قلم آورند پاسخ آن تحمل شکنجه و زندان و مرگ است. همین بها را سال هاست که زنان شیردل ایران، مادران و دختران محروم وطن، نیز پرداخته اند، آن هم به اتهام حق طلبی، به گناه تجاوز از حصار و حریم قرون وسطایی، به جرم تلاش برای گسیختن زنجیرهای بندگی و حقارتی که حکومت شما بر آنان تحمیل کرده است. حتی روحانیان حق طلب نیز که به نقش شما در سست کردن اعتقادات مذهبی بخش بزرگی از مردم ایران پی برده اند اگر زبان به انتقاد و اعتراض گشایند از انتقام شما مصون نمی مانند.


تنها دو نهادی را که می توانند معرف و مترجم واقعی خواست و ارادۀ عمومی باشند، که همانا انتخابات ادواری و مجلس شوراست، به نمایشی مبتذل و فرمایشی و به ابزاری شرم آور برای فریب مردمان فرو کاسته اید. بی حضور احزاب و مطبوعات آزاد و دادگستری مستقل، مردم ایران همانقدر از انتخابات شما بهره برده اند که مردم اتحاد جماهیر شوروی سابق از انتخابات نظام استالینی.

و این جاست، آقای خامنه ای، که باید به دلیل دوم سلب کامل اعتبار و مشروعیت ولایت مطلقۀ فقیه پرداخت که همانا بی کفایتی مزمن شما و پیشینیانتان در برآوردن حداقل نیازهای اقتصادی مردم ایران است. ابعاد وحشتناک این بی کفایتی به ویژه با توجه به درآمد سرشار سی سالۀ ایران از فروش نفت آشکارمی شود. به سخن دیگر، نظام ولایی شما افزون بر سلب همۀ حقوق و آزادی های مردم ایران، و علیرغم دست یافتن به ثروتی باد آورده و عظیم، ایران آباد و بالندۀ آستانۀ انقلاب اسلامی را که رشک جوامع همسایه بود به سراشیب ورشکستگی اقتصادی کشانده و مردم کوشا و مستعدش را به مصیبت های جانکاه تورم و بیکاری روزافزون دچار کرده است. در سراسر جهان، از شمار انگشتان یک دست بیشتر نیستند حکومت هایی که شهروندان خویش را، بسان حکومت شما، هم از آزادی های اساسی بشری محروم کرده باشند و هم از حداقل حقوق مادی. عجیب نیست اگر برخی از یاران معدود شما درعرصۀ بین المللی، از جمله سوریه و سودان و کرۀ شمالی، نیز در جرگۀ چنین حکومت هایی جای دارند.


اما، آقای خامنه ای، سلب حقوق و آزادی های مردم ایران و خم کردن پشتشان با سنگینی مشکلات روزافزون اقتصادی با همۀ اهمیتشان در برابر خطرها و تهدیدهایی که از سر جهل و غوغاگری متوجۀ امنیت و تمامیت ارضی میهن عزیز ما کرده اید رنگ می بازند. واقعیت مسلم آن است که سال ها پیش از تسلط شما و یارانتان بر مسند حکومت، سودای بهره جویی از اهرم مذهب برای دخالت در جوامع همسایۀ ایران مهم ترین وسوسۀ ذهنی شما بوده است. در مقدمۀ قانون اساسی جمهوری اسلامی، که «سند سلب حقوق ملت» نامی برازندۀ آن است، از چنین سودایی به صراحت سخن رفته.

تلاش شما برای حادثه آفرینی و مبارز طلبی برای تحریف افکار مردم ایران ریشه ای بس دیرینه دارد. از همان آغاز تسلط شما و یارانتان بر مسند قدرت بود که به خوار شمردن بزرگان و قهرمانان تاریخی و تحقیر آثار گرانقدر باستانی ایران پرداختید و عناد و خصومت خویش با هویت و فرهنگ کهن ایران، یعنی شالوده های استوار همبستگی هزاران سالۀ مردمانش، را تایید کردید. از همان آغاز بود که با درهم شکستن شیرازه های ارتش مجهز و مقتدر ایران و ریختن خون سردارانش، به حکومت عراق بهانه و فرصت دادید تا جسورانه بر میهن عزیز ما بتازد. از همان آغاز بود که با سرکوب اقوام گوناگون ایرانی، با تهدید و تحقیر ایرانیان پیرو مذاهبی جز تشیع، شالوده های دیرینۀ همبستگی و همزیستی میان ایرانیان را سست کردید. جنگ با عراق را، به بهای سنگین قربانی کردن صدها هزار جوان و نوجوان ایرانی و اتلاف سرمایه های بی حساب، آن هم به سودای تسلط بر عراق و رسیدن به قدس، چنان به درازا کشاندید تا ایران قربانی تجاوز، خود در نظر جهانیان و در داوری شورای امنیت سازمان ملل متحد، همتراز متجاوزان شناخته شود. با نقض یکی از کهن ترین و مسلم ترین اصول حقوق بین الملل به اشغال سفارت آمریکا و دستگیری و شکنجۀ اعضایش پرداختید، و با وادار ساختن این کشور به قطع رابطه با ایران، تنگناهای اقتصادی و سیاسی بی سابقه و پر هزینه ای برای مردم ایران به ارمغان آوردید.

با دخالت مستقیم و غیر مستقیم در امور داخلی همسایگان دور و نزدیک ایران، از جمله عراق و لبنان و فلسطین و افغانستان، و با حمایت تبلیغاتی و مالی و نظامی خود از تندروترین و خشونت گراترین دشمنان آزادی و همزیستی در این جوامع، نه تنها نام ایران عزیز را در جوامع بین المللی همنشین صفات پلیدی چون «تروریست» و «یاغی» کردید بلکه شماری بزرگ از کشورهای بزرگ و کوچک جهان را به صف دشمنانش راندید. اگر تا کنون ساده لوحانی در جهان نقش مستقیم حکومت شما را در آشوب ها و کشتارهای سرزمین های دور و نزدیک ایران نمی دیدند سخنانی که برای نخستین بار از زبان یار دیرین شما، آقای محمد خاتمی، در اعتراف بی پرده به این نقش جاری شد جای تردید برای کسی باقی نگذاشت.


اما، این همه نیز برای تحقق اهداف اصلی شما که منحرف کردن افکار مردم ایران، از راه تحریک دیگران به دشمنی با ایران و برافروختن آتش ستیز و جنگ، است کافی نبود. از همین رو، به بهانۀ دسترسی به انرژی هسته ای برای مقاصد صلح آمیز، درصدد دسترسی به سلاح های خوفناک تری برآمده اید تا بار دیگر ایران را آماج تهدید و تعرض دیگران سازید. از رهگذراصرار شما برچنین سودایی است که امروز کشور عزیزما با بحرانی بی سابقه و خطرناک روبروست؛ بحرانی که هم میهنان عزیز صلح دوست من کمترین نقشی در ایجاد آن نداشته اند.

مردم آگاه و دوراندیش ایران منفعت و مصلحت خویش را نه دخالت مسلحانه و موذیانۀ شما در سرنوشت مردم فلسطین و عراق و لبنان می بینند، نه در دشمنی شما با جوامع آزاد و پیشرفتۀ جهان و نه در اصرار دیوانه وارتان بر دست یافتن به سلاح هسته ای. مردم ایران از یاد نبرده اند که موجبات دسترسی به فنآوری و انرژی هسته ای، آن هم با موافقت و همکاری جامعۀ بین المللی، سال ها پیش از انقلاب فراهم شده بود زیرا هیچ کشوری در جهان بیمی از هدف ها و سیاست های حکومت آن روز ایران نداشت. شما و پیشینیان شما، اما، با هدف های تجاوز طلبانه و سیاست های تحریک آمیز خود نه تنها آن فضای اعتماد و تفاهم را یکسره نابود کرده اید بلکه با جهل و عمد اکثریت قریب به اتفاق دولت های جهان را از نزدیک و دور، به دشمنان ایران مبدل ساختید تا برای سرکوب هرچه بیشتر مردم آزادۀ ایران بهانۀ دیگری بیابید.


گرچه در آغاز این سخن، حکومت شما آقای خامنه ای و دستیارانتان را محروم از هر نوع اعتبار و مشروعیت در چشم هموطنانم خواندم، و بنابراین نمی بایست شما و حکومت شما را مخاطب خود سازم، اما، عشق به سرزمین پاک نیاکانم و نگرانی از سرنوشت هم میهنان محرومم مرا ناگزیر از آن می کند که به شما هشدار دهم که مسئولیت اصلی هر آسیب و خدشه ای که از سوی هر نیرو و قدرتی به تمامیت و یکپارچگی ایران عزیز، به هر گوشه ای از این سرزمین مقدس، وارد آید با شما و دستیاران شماست.

بدانید که در صورت رخ دادن فاجعه ای از اینگونه، سرنوشت شما و یارانتان بهتر از سرنوشت حاکمان خودکامه ای که در سال های اخیر بر کرسی متهمان به جنایت علیه بشریت نشستند و کیفری در خور یافتند نخواهد بود. از سرنوشت آنان اگر پند نمی گیرید، اگر آزادی و بهروزی شهروندان ایران کمترین محلی در دل و اندیشۀ شما ندارد، دستکم نگران سرزمینی باشید که در آن زاده شدید. اگر امروز که می توانید نخواهید سر به خواست های ملت دهید و به دامن بخشش بی کرانش دست آویزید، بدانید مسند قدرتی که چنین فرعون وار برآن تکیه زده اید در برابر عصیان روزافزون مردم ایران تاب نخواهد آورد، فرو خواهد شکست و شمارا سرانجام بر کرسی پاسخ گویی به آنان برای محرومیت ها و مصیبت های سی ساله خواهد نشاند
.
 

خداوند نگهدار ایران باد

رضا پهلوی 

لینک به تارنمای ملوکانه شهریار فرزانه ایران اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

دوازدهم اردیبهشت دو هزار و پانصد و شصت و هفت شاهنشاهی

    اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

     یازدهم اردیبهشت ماه برابر با یکم ماه مه، به روزجهانی کارگر شناخته می شود. سوگمندانه قشر کارگر در جامعه امروز و در زیر سُم وحشی ترین حاکمان و نابخردترین مسوولین تاریخ، متحمل بیشترین صدمات شده و از حقوق نخستین خود نیز بی بهره هستند. در همین راستا و مطابق روال هرسال سرور و پادشاه و شهریار محبوب ایران، همو که ابهت و جلالت ذات کبریایی اش، مایه رشک و حسرت ملایک مقرب خداوند است و همان ابر انسان بزرگ و بی نهایتی که هرگز و هرگز الاهی را تاب تصور جایگاه بلند آوازه اش نیست، از سر لطف و تفقد بی کرانه یی که به این قشر مظلوم و زحمتکش مرحمت می دارند اراده کردند تا دیروز چهارشنبه یازدهم اردیبهشت ماه پیامی را به کارگران شریف ایرانی ابلاغ فرمایند.

     شاهنشاه برقرار ایران ذات اقدس همایونی اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی در آغاز پیام ملوکانه شان از رفاه، حقوق شهروندی و ارج انسانی کارگر که توسط حاکمین وقت آشکارا زیر پا نهاده می شود سخن گفتند و سپس به مشکلات عموم کارگران ایرانی یعنی:بیکاری مزمن، تهدید به اخراج، تعویق در پرداخت حقوق، عدم آزادی برای تشکیل سندیکا ها و...مواردی دیگر اشاره فرمودند که باز به کمال دقت و تامل حضرتش در امور زندگی محروم ترین سلک جامعه یعنی همان کارگران باز می گردد. آن وجود مبارک با همان صراحت کلام همیشگی شان تاکید فرمودند که دولت حاکم بهای نفت را که منطقن متعلق به ملت ایران است به خارجیان هدیه داده و یا مصروف ساخت سلاح های مرگبار می کند. آن پادشاه ابرشوکت در سطرهای پایانی پیام شان، روزکارگر را هم به کارگران و هم به مردم آزاده ایران تهنیت فرموده و اطمینان دادند که سرانجام روزی کارگران ایران از بانیان و پاسداران نظامی مردم سالار بوده و به حقوق حقه خود دست خواهند یافت.

  متن کامل پیام ذات مبارک رضاشاه دوم پهلوی مالک بی رقاب اریکه کیانی به شرح زیر است:

کارگران عزیز و شریف،

روز اول ماه مه در سراسرجهان، روز گرامیداشت کار و کارگراست. روزیست که ما را به ارج انسانی کارگر، به حقوق شهروندی و به رفاه و خوش زیستی او توجه می دهد. شوربختانه همۀ این دیدگاه های مترقی و والا و عمیقا انسانی در کشور ما یا با لفاظی صِرف حاکمین روبرو و لوث می گردد و یا آشکارا و بدون پرده پوشی زیر پا نهاده می شود.

کارگران در رژیم خودکامۀ کنونی با بیکاری مزمن و دامن گستر، تهدید به اخراج، تعویق در پرداخت حقوق، عدم آزادی برای تشکیل سندیکاهای خود، تعطیل کارخانجات کشور و تورم و گرانی شدید که فشار زندگانی را بر دوش آنها کمرشکن می کند، روبرو هستند. این در حالی است که دولت از بابت افزایش بهای نفت که ثروت طبیعی و خدادادی فرد فرد ایرانیان و نسل های کارورز آتی است، سهمی را که منطقا متعلق به ایرانیان است، یا به خارجیان هدیه می دهد یا مصروف ساختن سلاح های مرگبار می سازد و یا به جیب مافیای قدرت و ثروت سرازیر می کند.

من روز اول ماه مه را به همۀ کارگران کشور و به همۀ مردم آزادۀ ایران تهنیت می گویم و مطمئن هستم که سرانجام روزی کارگران ایران در نظامی مردم سالار که خود از بانیان و پاسداران آن خواهند بود، به حقوق حقه و انسانی خود دست خواهند یافت.

خداوند نگهدار ایران باد

رضا پهلوی

 لینک به تارنمای ملوکانه پادشاه ایران اعلاحضرت همایونی رضاشاه دوم پهلوی

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

بیست و چهارم فروردین دو هزار و پانصد و شصت و هفت شاهنشاهی

اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی سمت راست تصویر-عباس امیرانتظام سمت چپ تصویر

   آقای عباس امیرانتظام از مبارزین پیش کسوت راه آزادی ایران است که بیست و هشت سال پیش رژیم استبدادی اسلامی حکم اعدام وی را صادر کرد که اگرچه این حکم ناجوانمردانه به حبس ابد کاهش یافت اما باز چیزی از صعب بودن و استخوان سوز بودن آن کم نمی کند که یک انسان آزاد اندیش به جرم کوشیدن برای آزادی هم میهنان خود مجبور باشد مدت زمانی طولانی- شاید تمام عمر خود-را در پشت دیوارهای تاریک زندان سپری کند. اخیرن رسانه های معتبر اعلام کردند که عباس امیرانتظام، وضعیت جسمانی مطلوبی ندارد و در آستانه یک عمل جراحی جدی و سنگین قرار گرفته است.

  در چنین شرایطی باز هم طلعت تابناک و مهر فروزنده بر بام اشراقی میهن مان، شهریار قلب های منزه ایرانی، سرور عالمیان و پادشاه بزرگ و محبوب ایران٬ ذات همایونی اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی در تاریخ بیستم فروردین امسال اراده کردند تا از سر لطف و مهر بی کرانه یی که در آن ذات اهورایی متبلور است  پیامی را در این رابطه به جبهه ملی ایران ابلاغ فرمایند. آن حضرت در پیام ملوکانه شان این زندانی سالخورده را "متفکر" و "دولتمرد" نامیده و برایش آرزوی سلامت و استقامت فرمودند.

  متن پیام معظم له به شرح زیر است:

دوستان و همرزمان سکولاريسم، آزادی و سربلندی ميهن در جبهه ملی ايران،

چندی است اطلاع يافته ام که مهندس عباس امير انتظام اين متفکر و دولتمرد ايرانی و مبارزی که ديرپائی است در راه آزادی و بهروزی ميهن گرانقدرمان در تلاش بوده است، تلاشی که از بابت آن بهای سنگينی را خود و خانواده محترم ايشان و همرزمان وی متحمل شده اند و همچنان می شوند، بار ديگر در چنگ بيماری گرفتار آمده و روزگارش سخت تر از پيش شده است.

همرزمان من،

تلاش ها و مقاومت ايشان در راه مبارزه برای آزادی، سرمشقی است برای همه کسانی که به آزادی ميهن عزيزمان ايران می انديشند.

من نيز با تمام وجود با کسانی که در اين راه تلاش می کنند همراهم. من برای مهندس اميرانتظام، اين پير سياست و خيرخواه ميهن و ملت از پروردگار آرزوی سلامت و استقامت دارم.

خداوند نگهدار ايران باد
رضا پهلوی

 

باسپاس ازسایت وزین ایران ب ب ب برای قراردادن پیام ملوکانه

 

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

بیست و دوم فروردین دو هزار و پانصد و شصت و هفت شاهنشاهی

اعلاحضرت رضا شاه دوم پهلوي

    نه بیست و نُه سال، بلکه برای عامی ترین و نادان ترین اقشار جامعه نیز تنها دو -سه سال بس بود تا دریابند، رسانه های وابسته به رژیم اسلامی از دروغگو ترین و جعلی سازترین رسانه های سراسر دنیا هستند. اگرچه ما همه می دانیم رسانه های مزدور حکومتی،بُرد چندانی حتا در خود ایران ندارند و اگرچه کمی مضحک است اما حقیقت دارد که ملت ایران برای شبکه سراسری و شبکه خبرسیما هم تره یی خرد نمی کنند چه برسد به برخی تارنماهای وابسته و حقیر مانند آژانس خبری فارس و غیره...

  پایگاه خبری(بخوانیدخبرساز)فارس، در تاریخ نوزدهم فروردین بازهم دسته گل به آب داده و یک دروغ شاخدار دیگر را در خروجی خبری خود قرار داده است تا برای چندهزارمین بار یقین کنیم: آنچه که یک سیستم دین سالار و مملکت فروش از آن عاری و بی بهره است همان راستی و درستی است. هرچند از پیش می دانستیم و می دانستند.

    نامه همایونی شهریارایران رضاشاه دوم پهلوی را که در مجله واشنگتن پست منتشر شده همه خوانده ایم و این حقیر نیز در تاریخ چهاردهم فروردین ماه آن را به روز کردم تا عزیزان بازدیدکننده از طریق این وبلاگ ،شرف مطالعه متن آن حضرت را داشته باشند. بنگاه یاوه سرایی فارس نیوز!! در تاریخ یادشده از قول مبارک ایشان مطالبی کاملن جعلی و تحریف شده را قرار داد که کوچکترین همخوانی با جملات ملوکانه و روح حاکم بر کلام اعلاحضرت نداشت.جملات زیر(که با رنگ دیگری نمایش داده شده) از این خبرگزاری برداشت شده و به علت رعایت در امانت بدون کم و کاست درج شده است :

به گزارش خبرگزاري فارس ، رضا پهلوي طي مقاله اي در روزنامه واشنگتن پست نوشت: ما در اين زمينه از مجاهدين خلق (منافقين) نيز براي ايجاد اين حكومت جديد استفاده مي كنيم و حتي دوم خردادي داخل ايران نيز مي توانند با ما همراه شوند.
وي گفت: دوم خرداديها بايد تكليف خود را هر چه زودتر با نظام ايران روشن كنند.
رضا پهلوي در ادامه اين مطلب از جهانيان خواست تا كمك كنند در ايران يك كودتاي مخملي رخ دهد.
يك فعال ضد انقلاب خارج نشين نيز گفت: طي ماههاي اخير تحركات داخلي و خارجي براي هدايت يك كودتاي مخملين در ايران شدت بيشتري به خود گرفته است.
مسعود آذري طي مطلبي در يك پايگاه اينترنتي اپوزوسيون خارج نشين نوشت: به نظر مي رسد با توجه به قرائن و شواهد سال جديد سال اپوزوسيون شدن برخي ديگر از چهره هاي جبهه اصلاحات است.
وي با ادعاي خارج شدن برخي دوم خرداديها از ايران طي هفته هاي اخير گفت: اين كار اشتباه است طرفداران كودتا بايد در ايران نيز بمانند تا بتوانند نيرو جذب كنند و پلي ارتباطي بين ما و مردم ايران برقرار كنند.
انتهاي پيام/

   تنها در این میانه از یک چیز متعجبم آیا یک رژیم دیکتاتوری نظیرحکومت وقت ایران ،گمان می کند با ملتی احمق طرف است؟آیا نمی داند از هر ده کاربری که سایت ملوکانه پادشاه ایران را هر روز باز می کنند-و تعدادشان نیز از شماره فراتر است-یک نفرشان احتمال دارد سری برای کنجکاوی هم شده به فارس نیوزبزند و این یعنی آن یک نفر نیز هر دو را با هم می خواند.آیا تارمویی از غیرت نیز در وجود بی وجود این لاشخورهای بی مصرف باقی نمانده که از افشای زودهنگام دروغ های شان شرمنده شوند و از پوزخندحقارت آمیزی که بر لب مردم می نشیندحس خجالت و سرافکنده گی به آنها دست دهد؟؟ البته زیاد هم نباید متعجب بود چون افرادی که نه برای شرف-که هرگز نداشته اند-بلکه برای پول –که از خزانه مملکت به جیب های عریض و طویل شان سرازیر است-قلم زده و جای یک سایت وزین خبری،یک مضحکه پرجنجال را برای ارضای هوس های شخص خامنه یی اداره می کنند انتظار کدام شرم و خجالتی را می توان داشت.

    دبیرخانه ی ملوکانه شاه خوبان ذات اقدس همایونی اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی ساعاتی پس از نشر مطلب تحریف شده در سایت خبری فارس، بنابر اراده آن وجود کبریایی ٬تکذیبیه یی را منتشر نمود تا اذهان عمومی از ماهیت دون پایه و بی ارزش رسانه های وابسته به ملایان با خبر شوند. انگیزه معظم له از انتشار این پیام٬ بی شک همان لطف و توجهی ست که نسبت به توده های ملت شان داشته و روشن ساختن آنان برای حضرتش مهم و مدنظر است.متن کامل صادره از دبیرخانه پادشاه ایران را در زیر بخوانید:

دوشنبه ۱۹ فروردين ۱۳۸۷

مسئول محترم آژانس خبری فارس،

 

بازگشت به خبر منتشره بتاریخ ۱۹فروردین ۱۳۸۷ در تارنمای خبری فارس در مورد مقاله شاهزاده رضا پهلوی در واشنگتن پست٬پسندیده است هر زمانی که به متن یک مصاحبه یا مقاله در آن تارنمای خبری استناد میشود٬به مطالب بیان یا اشاره نشده استناد نشود.


به پیوست برگردان فارسی مقالۀ مذکور ارسال گردیده و موارد ذکر شده در تارنمای خبری فارس قویا تکذیب می شود.

دبیرخانه رضا پهلوی

لینک به تارنمای ملوکانه پادشاه بزرگ ایران اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

چهاردهم فروردین دو هزار و پانصد و شصت و هفت شاهنشاهی

اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

   رخداد بی اقبال انتخابات مجلس هشتم- که برآمده از کوششی وسیع اما مذبوحانه از جانب نظام واپسگرای حاکم بود- مانند یک سیرک احمقانه به اجرا درآمد و پیامدی جز تحقیر و تمسخر بیشتر این رژیم از سوی جهانیان نداشت. بر کسی پوشیده نیست که پادشاه سرفراز ایرانزمین،آن شهریار مهربان و آن ذات اهورایی همواره و به شکلی جدی پیگیر وقایعی هستند که در ایران اتفاق می افتند. یازدهم فروردین امسال)سه روز پیش)، ذات همایونی اعلاحضرت اراده فرمودند تا نامه یی را خطاب به جهانیان بنویسند.نامه یی که چون تمام متون و دست نوشته های حضرتش درعین استحکام و شیوایی مملو از مهر،نیک پنداری و واژگان زلالی ست که از یک قلب دریایی و یک روح بی کرانه برمی خیزد:

آرام و خواب خلق جهان را سبب تویی

زان شد کنار دیده و دل تکیه گاه تو

با هرستاره یی سر و کار است هرشبم

از حسرتِ فروغِ رخ همچو ماه تو

   معظم له نامه ی ملوکانه را با این جمله آغازیدند:"انتخابات اخیر در ایران ،همانند تمامی انتخابات گذشته یک نمایش مضحک بود،یک تقلید تاسف آور..."و آنگاه با توجه به "آزادی" و "دموکراسی" حاکم بر ایالات متحده -که اکنون در آن حضور دارند-تاکید فرمودند:"من این اقبال را داشته ام که طی این سالیان در آزادی زندگی کنم ولی قلب من و ریشه های من در ایران است". با توجه به دقت و تفقد خاصی که ذات مبارکش بر اوضاع و احوال جوانان میهن مان دارند٬در میانه نامه شان با صراحت اعلام فرمودند:"جوانان ایران خواهان دیدگاه نوینی هستند".شاهنشاه خوبان رضاشاه دوم همچنین تصریح کردند که ما خواهان رعایت حقوق بشر برای ملت هستیم و هدف اصلی مان بازگشت به پرچم راستین ایران(پرچم شیر و خورشید) و برخورداری از جامعه یی آزاد، باز و سکولار،همراه با حکومتی که نماینده آمال و آرمان ایرانیان امروز و نسل های آینده باشد.

   هرچند آن ذات همایونی با بهره از مهر و رافت بی انتهای شان اشاره فرمودند:"من در مورد انقلاب خونین صحبت نمی کنم". متن کامل نامه اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی به شرح زیر است:

واشنگتن پست

يکشنبه 11 فروردين 1387

 

انتخابات اخیر در ایران، همانند تمامی انتخابات گذشته یک نمایش مضحک بود، یک تقلید تاسف آور، با حاکمانی که همواره وعده هایی میدهند که نمی توانند برآورده کنند. طی ۲۸ سال گذشته که بعنوان یک دموکرات سکولار، با تاسف شاهد فجایع سیاسی و اقتصادی بوده ام که ویرانگر امیدها و زندگی ملت ایران بوده است. من این اقبال را داشته ام که طی این سالیان در آزادی زندگی کنم؛ ولی قلب من و ریشه های من در ایران است.

بسیاری از هم میهنانم البته این اقبال را نداشته اند، بیش از دو سوم جمعیت ایران زیر
۳۰ سال دارند. این بدان معناست که آنان تاکنون، تمامی عمر خود را تحت حکومت ستمگری سرکرده اند که حاکمیت آن از ۱۳۵۷
آغاز گردید، هنگامی که آیت الله خمینی و تندروهای اسلامیش کنترل را بدست گرفتند. آنها با آسایش و امنیتی که جوانان در کشورهای آزاد از آن بهره مند هستند آشنا نیستند؛ بجای آن، فقر و وحشت را تحمل کرده اند.

جوانان ایران خواهان دیدگاه نوینی هستند

این نسلی است که مشتاق دگرگونی است. جوانان ایران از این حکومت دینی و واپسگرا که در تمامی جوانب زندگی آنان دخالت می کند، بطور فزاینده ای خشمگین اند. آنها از تمامی فرصت ها محرومند و رژیم بیلیون ها صرف فعالیت هایی می کند که هیچگونه ارتباطی به منافع و بهروزی ملت ایران ندارد. بعلاوه در این دوران جهانی شدن جوانان ایرانی، از انزوای کشورشان در جامعۀ بین المللی هراسناک اند.

جوانان ایران در خواسته هایشان برای تحولات بنیادین تنها نیستند. همراه آنان فعالان حقوق بشرهستند، زنانی که آزادیشان را در حکومت مذهبی از دست داده اند، اقلیت های مذهبی و قومی که با آنان بعنوان شهروندان درجه دوم و یا پست تر برخورد می شود، استادانی که آزادی اندیشمندی آنان سلب شده، رهبران کارگری که قادر نیستند از حقوق کارگرانشان بصورتی بایسته دفاع کنند، و رسانه های خبری که محدود و یا بسته شده اند.

ازدیدگاهی مثبت، می توان از این سرخوردگی و خشم، و این نیروی پرتوان موجی ساخت که تحول را در ایران میسر سازد. با پشتیبانی جامعۀ بین المللی، در این کشور کهن و دوست داشتنی – کشوری که با توانایی های بسیار، سرشار از امید است، دوران جدیدی می تواند آغاز شود.

من در مورد انقلاب خونین صحبت نمی کنم؛ من از یک آرمان جمعی مردم سخن می گویم، مانند آنچه که در هندوستان، لهستان، آفریقای جنوبی، اکراین، و خیلی از ایالات شوروی سابق شاهدش بوده ایم. آن را انقلاب مخملین یا انقلاب نارنجی- یا هر نام دیگری که بنامید، هدف یک دگرگونی بدور از خشونت و دموکراتیک است.

اشتیاق برای شکوفایی آزادی

 

زمانی که من در ۱۳۵۶، ایران را ترک کردم من این موقعیت را داشتم که آموزش خلبانی را در نیروی هوایی آمریکا به پایان برسانم، تحصیلاتم را در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی تکمیل نمایم و درآمریکا تشکیل خانواده بدهم. تجربیات زندگی در آمریکا و سایر ملل دموکرات به من این حس عمیق پذیرش و تعهد به ارزش های آزادی و دموکراسی را داده است. ولی احساسات من، مانند تمامی ایرانیان در سراسر جهان، به میهنم وابسته است. ما مشتاقیم که ببینیم آزادی باردیگر در این سرزمین شکوفا می شود و رویای آن روزی که نهایتا بتوانیم به میهنمان بازگردیم.
هدف ما چیزی نیست جز احترام و سربلندی برای تمامی ایرانیان، ما خواهان رعایت حقوق بشر برای تمامی ملت هستیم، و اجرای برنامه هایی که بتواند راهگشای اوضاع وخیم اجتماعی و اقتصادی باشد، ما خواستار روابط صلح آمیز وحسنه با همسایگانمان در خاورمیانه، با غرب، و جامعۀ گستردۀ جهانی هستیم.


نماد چنین هدف هایی، بازگشت و احترام به پرچم راستین ایران است – پرچم شیروخورشید نشان ایران - بیان ملموسی به جهانیان که ایران یکبار و برای همیشه جامعه ای آزاد، باز و سکولار، با حکومتی که به راستی نمایندۀ آمال و آرمان ایرانیان امروز و نسل های آینده خواهد بود.

بنابراین، من از شما دعوت می کنم که با من و ایرانیان متعهد در درون و برون ایران که دیدگاه مشترکی دارند همراه و هم پیمان شوید.
دگرگونی باید صورت پذیرد، این دگرگونی ظهورخواهد کرد و مانند همیشه، خود را به ایران دموکراتیک آینده متعهد میدانم.


رضا پهلوی

 

لینک به تارنمای ملوکانه پادشاه ایران رضاشاه دوم پهلوی

 

"شایان گفتن است که تمثال مبارک شاهانه در بالای پست٬ از تارنمای حضرتش برداشت شده است"

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

بیست و نهم اسفند دو هزار و پانصد و شصت و شش شاهنشاهی

     اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

ز در درا وشبستان مان منور کُن

هوای مجلس روحانیان معطر کُن

به چشم و ابروی جانان سپرده ام دل و جان

بیا بیا و تماشای طاق و منظر کُن

ستاره ی شب هجران نمی فشاند نور

به بام قصر برا و چراغ مَه بر کُن

چو شاهدان چمن زیر دست تواند

کرشمه بر سَمَن و جلوه بر صنوبر کُن

   اکنون که به لطف و عظمت ملوکانه پادشاه ایران٬ داریم به ساعت تحویل سال نو و فرا رسیدن بهاری دیگر نزدیک می شویم٬ اراده ملوکانه سرور و چشم و چراغ ملت٬ آفتاب عالمتاب و مهرجاوید و هماره در تلالو ایران٬ ذات مبارک اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی چنین بود تا پیام شادباش نوروزی را به مردم شان ابلاغ فرمایند. به راستی که ما باید پیوسته در ستایش آن وجود عزیزی باشیم که اگرچه در غربت ٬بهار را- که یکجا از ذات بی پایان خود حضرتش جلوه می گیرد-به ملت تبریک می گویند.

  متن پیام معظم له به شرح زیر است:

هم میهنان عزیزم،

همواره حیات و دوام ملت ها با قابلیت آنها در تولید، حفظ و اشاعۀ فرهنگ خویش در پیوندی تنگاتنگ بوده است. همواره، پایداری هرملتی در عرصۀ تاریخ، با استواری فرهنگی آن ملت عجین بوده است. اهل اندیشه و ایران شناسان، ملت ما را فرهنگجو و سرزمین ایران را از مهمترین بسترهای فرهنگ خیز در پهنۀ تمدن بشری به شمار آورده اند. تا فرهنگ ایران هست؛ تا ایرانی قابلیت خود را در خلق و تولید و سپس پاسداری از ارزش های هنری و ادبی و اخلاقی، در بطن ملت خود، با تمام تکثر آن، زنده نگه دارد؛ ایران و ایرانی زنده و پا برجا خواهد ماند.

در ژرفای سرد و تاریک تحجر، همین پابرجایی فرهنگی بوده و هست که ملت ما را زنده و زاینده نگه داشته است. براستی اگر شما ملت در برابر تهاجم فرهنگ ستیز جاهلیت در این سال ها نایستاده بودید، برچهارشنبه سوری، برتخت جمشید، برچهل ستون و بر نوروز ما چه می رفت؟ این شما ملت ایران و پیشتازان هنری و فرهنگی امان بوده اید، که خداوند جان و خِرد را در برابر این بی خدایان نهاده اید. این شما بودید که جهل را با علم، کراهت را با زیبایی و ماتم این شادی ستیزان را به پایبندی به آئین هزار و هزاران سالۀ خود پاسخ گفتید.

هم میهنانم،

نوروز، ستایش زندگی ست. زندگی، زیباترین زیبایی ها و ارزش ارزش هاست.

هم میهنان عزیزم،

فصلی نو و روزی نو و طرحی نو در پیش است. بهارانتان خجسته و نوروزتان فرخنده باد، که ایرانی نو در پیش است، سربلند و پوینده.

نوروزتان شاد و پیروز باد، که ایرانی آزاد و شکوفا در افق نمایان است که درآن، نخستین و آخرین رسالت دولتمردان و دولتزنانش، هیچ نباشد مگر رفاه، آسایش و امنیت ایرانی.

خداوند نگهدار ایران باد
رضا پهلوی
دبيرخانه رضا پهلوي
چهارشنبه 29 اسفند 1386

باسپاس ازسایت محترم ایران ب ب ب

لینک به تارنمای ملوکانه پادشاه بزرگ ایران رضاشاه دوم پهلوی

  جهت شنیدن پیام نوروزی با صدای ملوکانه بر این گزینه کلیک کنید(به علت پایین بودن سرعت اینترنت در داخل ایران امکان دارد به هر دلیل موفق به شنیدن پیام نشوید. در این صورت اشکال خود را مطرح کنید تا بکوشم راهنمایی تان کنم).

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

نوزدهم اسفند دو هزار و پانصد و شصت و شش شاهنشاهی

       اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

من ترک عشق شاهد وساغر نمی کنم

صدبار توبه کردم و دیگر نمی کنم

 

باغ بهشت و سایه توبا و قصرحور

با خاک کوی دوست برابر نمی کنم

   بار دیگر آفتاب عالمتاب و مهر بی پایان میهن لب گشودند تا پیامی دهند. سرورکائنات٬ شاهنشاه خوبان اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی اراده کردند تا به مناسبت هشتم مارس" روزجهانی زن" پیامی را به زنان زیر ستم ایرانی ابلاغ فرمایند. وجود مبارک اعلاحضرت٬ همواره توجه و دغدغه ویژه یی نسبت به وضعیت زن در ایران و "تاریک اندیشی" و "زن ستیزی"حاکم بر امروز داشته و بارها و بارها پیام هایی از این دست صادر کرده اند. متن پیام معظم له به شرح زیر است:

دبیرخانۀ رضا پهلوی
جمعه 17 اسفند 1386
هم میهنان عزیزم،

مردم گیتی در همۀ کشورها روز هشتم مارس را گرامی میدارند و جشن می گیرند و این گرامیداشت را با تکیه برارج بشری، حقوق برابر و منزلت خانوادگی و اجتماعی بانوان توام و برجسته می سازند.

سازمان ملل متحد سال جاری را بمناسبت روز جهانی زن، سال «سرمایه گذاری برای بانوان و دوشیزگان» اعلام کرده است. براستی این نیروی عظیم انسانی تنها با سرمایه گذاری بی دریغ در زمینۀ آموزش و پرورش و رشد استعدادهای خدادادی بانوان، با ایجاد فرصت های برابر، با تامین حقوق مساوی در ازای کار مساوی و بالاخره همراه با برخورداری بانوان از حقوق انسانی خود شکوفا می شود. در پرتو این شکوفایی است که ما نه تنها کودکانی برومند و خوشبخت خواهیم داشت، بلکه مردان نیز درکنار بانوانی شاد، فعال، فهیم و با هنراحساس غرورخواهند کرد.

من این روز بزرگ را به یکایک شما بانوان و دوشیزگان ایران شادباش می گویم.

اطمینان دارم که شما این روز فرخنــده را با همۀ جّـو ناشی از تاریــک اندیشی و زن ستیزی حاکمین وقت، به خوشی و میمنت برگزار خواهید کرد و پیام روز زن را در کوه ها و دشت های سرزمین مقدسمان پرطنین خواهید ساخت.

خداوند نگهدارایران باد
رضا پهلوی

باسپاس ازسایت محترم ایران ب ب ب

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

 بیست و یکم بهمن دو هزار و پانصد و شصت و شش شاهنشاهی  

      اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوي     

بُود آیا که در میکده ها بگشایند

گره از کار فرو بسته ما بگشایند

 

به صفای دل رندان صبوحی زدگان

بس در بسته٬ به مفتاح دعا بگشایند

 

در میخانه ببستند خدایا مپسند

که در خانه تزویر و ریا بگشایند

    در سالروز رخداد شوم بیست و دوم بهمن روز نابودی ایران و ایرانی٬ بار دیگر پدر مهربان میهن ذات اهورایی شهریار هماره برقرار ایران اعلاحضرت همایونی رضاشاه دوم پهلوی اراده فرمودند تا پیامی به ملت ابلاغ فرمایند. آن حضرت در منتهای شفقت و لبریز از مهر و لطفی که به مردم ایران و به طور ویژه نسبت به ایرانیان دربند دارند پیام ملوکانه را صادر فرمودند. روی سخن معظم له٬ بیشتر با جوانان و نسل کنونی ایران است و در سطر سطر آن متن ٬تاکید بر اصل اتحاد و امید به آینده یی نزدیک موج می زند. متن کامل پیام آن پادشاه بزرگ به شرح زیر است:

هم میهنان عزیزم،

نزدیک به ســه دهـۀ پیش در چنیـــن روزی، ملت ما مــردمی بودنـد که امیــد را در فــردای خود می جستند. ۲۹ سال پس از آن هرج و مرج بزرگ٬ حکومتی بر ایران چیــره شده است که تمام توانش را برآن گذاشته تا امید را ریشه کن کند. این حکومت برآن بوده و هست تا از شب، ابدیتی ســازد. شبــی کــــه سپیــده نــــدارد. شب سیــاه از فســاد. شب عــدول از حــق. شب دروغ. شب بی بخشش. شب سرد زمستانی که راکبان دروغ،  بی بهارش می خواهند. ۲۹ سال از ۲۲  بهمن ۱۳۵۷،  سالروز غروب امیــد، می گذرد. شبی که اگر بپایـــد، سرانجامش ویرانه ای خواهد بود فاجعه آمیزتر از ویرانۀ کنونی.

هم میهنم،  

خطاب من در این روز سیـاه، فـرد فـرد شما عزیزان اید. جمهوری تباهی، امروز در سخت ترین تنگناهــای درونی و برونی گرفتارآمده است. نسلی نــو به میان آمده است. نسلی که هم از تجربـۀ ویرانگر پدران خود آموخته و هم نگاهش به فراسوی ماتم است. نسلی که بدنۀ هرم جمعیتی ایران و نیروی محرکۀ اصلی افکارعمومی این ملت را تشکیل می دهد. نسلی که بــرآنست که بساط غم برانــدازد و بـــرای میهن و زنــدگی خویش طرحی نــو دراندازد. نسلی کـــه، از این پس، هستی ایران در گروی ارادۀ آن نهفته است.

هم میهنانم،

من برآنـم تا همراه بــا شما و دست در دست هم، طومـار «آن دروغ بـــــزرگ» را درهم پیچیــم.  حاکمیت می بــایست کــه از آن ملت ایـران باشــد. در ایـن راه، من برآنـم، این خواست دیــــرینۀ شما ملت بزرگ جامۀ حقیقت پوشد.

هم میهنانم،

پایان شب سیـه، صبح سپیــد است. بهــاران آزادی در راه است. امــروز جهان آزاد آماده است تا از حرکت شما پشتیبانی کند. بیاییــم دست دردست هم نهیم و فــرارسیدن فصل شادی را شتابی نو بخشیم، که پیروزی در انتظار ملت ایران است.

خداوند نگهدار ایران باد
رضا پهلوی

 لینک به تارنمای ملوکانه اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

  فرا رسیدن سالروز کودتای شوم بیست و دوم بهمن٬ روزعزای ملی بر تمام ایرانیان حق طلب و راستین تسلیت باد.

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

هفدهم بهمن دو هزار و پانصد و شصت و شش شاهنشاهی

       اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

مرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیام

خیرمقدم٬چه خبر؟دوست کجا؟راه کدام؟

یارب این قافله را لطف ازل بدرقه باد

که از او خصم به دام آمد و معشوقه به کام

ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست

هرچه آغاز ندارد٬نپذیرد انجام

     پس از حضور موثر و نافذی که شهریارمان ،آن پرتو لایزال حقیقت و آن سمبل بی بدیل شکوه ایران،ذات ملوکانه رضاشاه دوم پهلوی ٬در اتریش و میان مردم آن کشور داشته و سخنانی را ایراد فرمودند، اینبار اراده معظم له برآن بود تا در دانشگاه جرج تاون فرمایشاتی را در جمع اساتید و دانشجویان آنجا بیان کنند. تردیدی نیست که فرمایشات ملوکانه ٬چون همیشه خواب را از چشم تاریک دلان تنگ نظرحاکم بر ایران و همینطور مزدوران شان گرفته است.خوشا برما که درسایه این ابرمرد دلیرنفس می کشیم. خوشابرما...مباحث محوری در این سخنان آن حضرت ،پیرامون بحران خاورمیانه بوده و هشدار به جامعه جهانی درباره بی پروایی های اخیر رژیم اسلامی حاکم بر ایران.اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی اشاره یی نیز به وضعیت ردصلاحیت نامزدهادرانتخابات مجلس هشتم داشته و با صراحت فرمودند:"درحالی که افزون برهفت هزار کاندیدا برای بدست آوردن 290 کرسی در مجلس شورای اسلامی ثبت نام کرده اند،تا کنون((دو سوم))آنها به دلایل گوناگون ولی بیشتر به خاطرشک و تردید نسبت به میزان ((التزام))و وابستگی آنان به قانون اساسی استبدادی جمهوری اسلامی، سلب صلاحیت شده اند"

      متن سخنرانی پادشاه بزرگ ایران ،ذات اقدس همایونی اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی در دانشگاه جرج تاون را در زیر می خوانید:

خانمها – آقایان،

ازتجدید دیدار دردانشگاه جرج تاون بسیارخوشوقتم و خوشحالم که باردیگر فرصتی فراهم آمد تا مسایل مهمی را که بی تردید دراین زمان آشفته، به همۀ ما مربوط میشود، با شما درمیان بگذارم.

ادامة حمایت رژیم مذهبی ایران از تروریسم، رفتارخصمانه در منطقه و ماورای آن، عدم شفافیت در برنامۀ اتمی، ادامۀ سرکوب شهروندان و انبوهی از مسایل دیگر، به درستی جهان را به این نتیجه رسانده است که چنین رژیمی نمی تواند قابل اعتماد باشد. ولی در حالیکه مردم ایران همچنان در رنج و عذاب بسر می برند، دنیا در تفکر است که این مسائل در نهایت به کجا منتهی خواهد شد؟ گرچه مسائل قابل طرح در این زمینه ها بسیار می باشند، با توجه به زمان اندک، امشب توجهم را بر روی مسایل اخیری متمرکز نموده ام که جامعۀ جهانی را به خود مشغول کرده است.

اجازه دهید در آغاز به این نکته اشاره کنم که علیرغم مهلت کوتاهی که به علت شرایط ناشی از انتشارگزارش «برآورد اطلاعات ملی آمریکا» (NIE)
دردسامبرگذشته فراهم آمد، کشور من ایران، توانست یکباردیگر، به دلایل نادرست، جایگاه ممتازی را درتیتررویدادهای جهانی در رسانه های گوناگون به خود اختصاص دهد. حتی وضع وخیم و بحرانی پاکستان، بدنبال ترور دوستم خانم بی نظیربوتو نخست وزیر پیشین آن کشور و یا انتخابات پرهرج ومرج کنیا و پیآمدهای خشونت بارآن، همینطورتداوم بحران درعراق و خاورمیانه، نتوانست نام ایران و حاکمان ستیزه جوی آن را از صفحات نخست روزنامه ها بزداید. همزمان با اوج گیری انتخابات مقدماتی «ریاست جمهوری» در آمریکا که مردم را بطور فزاینده ای درگیرتب انتخاباتی نموده است، از ایرانیان نیز خواسته شده است که در چهاردهم مارس (24 اسفند) برای «گزینش مجلس جدید»، به حوزه های رای گیری بروند. جالب اینجاست که اکثر رسانه های جهانی علیرغم تاکیدات مکرری که همواره بر انتخابات آزاد و عادلانۀ پارلمانی درپاکستان و یا میزان تخلفات و بی نظمی ها در انتخابات بحث انگیزریاست جمهوری کنیا درماه گذشته، داشته و دارند، چون رژیم حاکم بر ایران توانسته است، تیتر های نخست بیشتر مطبوعات جهان را به دلایل کاملا متفاوتی بخود اختصاص دهد،تلاش آنها برای تشریح دقیق واقعیات مربوط به نمایش فریبکارانه و «سیرک» مانندی که ملایان حاکم قصد دارند تحت لوای «انتخابات آزاد» به مردم ایران و جهان تحمیل نمایند، بسیار ناچیز و اندک بوده است.

درحالی که افزون بر هفت هزار کاندیدا برای بدست آوردن 290 کرسی در مجلس شورای اسلامی ثبت نام کرده اند، تاکنون «دو-سوم» آنها به دلایل گوناگون ولی بیشتر بخاطر شک و تردید نسبت به میزان «التزام» و وابستگی آنان به قانون اساسی استبدادی جمهوری اسلامی، سلب صلاحیت شده اند. مع الوصف، هیچ کوششی از سوی رسانه های جهان برای فشار بر حاکمان مستبد ایران که آنها نیز باید از همان روشی که بطور مثال از پرزیدنت مشرف درپاکستان خواسته شده است تبعیت نمایند، تا این تاریخ صورت نگرفته است. بدترازاین، آن که رسانه های جهانی آنقدر مشتاق راه یافتن به ایران به منظور تامین وسوسه هائی چون انجام مصاحبه با یکی از اعضای جنجال برانگیزرژیم، پیرامون مسایل ستیزه گرانه ای، مانند «محو اسرائیل از روی زمین» و یا بیانات مهمل دیگری از این قبیل، می باشند که به هیچ وجه توجهی به این واقعیت ندارند که خود را در دام فریبی گسترده شده توسط خود ملایان قرار میدهند که فقط کمک می کند تا رژیم بتواند با الغای این تصویر کاذب که انتخابات فرمایشی شان، به سبک انتخاباتی است که در روسیه شوروی سابق برگزار می شد و آزاد و عادلانه است و دارای این قابلیت می باشد که زندگی اکثریت مردم ایران را تغییردهد!

بگذارید خیلی روشن بگویم: انتخابات درایران، چیزی جز یک ریاکاری نیست و مردم ایران- چه آنهایی که به دلایل گوناگون مجبور به شرکت در آن می باشند، و یا آنهائی که با تحمل فشارهای سخت، آنرا تحریم می کنند- به خوبی آگاهند که صرف نظر از اینکه چه کسی به مجلس راه می یابد، بعید است که صادقانه و شرافتمندانه، اراده، خواسته ها و آرمانهای آنها را برای ایران، بازتاب دهد. از اینرو مجلس آینده نیز، به مانند گذشته، چون مهره ای در دست «رهبرجمهوری اسلامی» خواهد بود.

حال اجازه بدهید به موضوع دیگری بپردازم که امروز درصدر تفکرات هردانشجوی مسائل ایران قرار دارد و آن تاثیر گزارش «برآورد اطلاعات ملی آمریکا» بویژه درمیان جامعه ایرانیان می باشد. از دیدگاه من، مهمترین ویژگی مثبت این گزارش، این واقعیت بود که درجدال جاری میان جامعۀ بین المللی و جمهوری اسلامی، با توجه به مسائل فاش شده و دیگرجاه طلبی های جمهوری اسلامی، بدترین گزینه - به عبارتی گزینۀ وحشتناک جنگ که من همواره علیه آن سخن گفته ام، اینک در جایگاه صحیح و منطقی خود قرار گرفته است. درهفته های پیش از انتشارگزارش «برآورد اطلاعات ملی آمریکا»، علیرغم این واقعیت که مشخص بود، تلاش های دیپلماتیک بر رژیم مذهبی جهت پذیرش خواسته های شورای امنیت و آژانس بین المللی انرژی اتمی در ارتباط با برنامۀ غنی سازی اورانیوم بطور کامل طی نشده، با این حال، هیجانات تبلیغاتی در رسانه ها چنان بود که موجب این باور گردید، «گزینۀ نظامی ممکن است خیلی زودتر از تصورهمگان»، بکار گرفته شود.

در نتیجۀ انتشار گزارش«برآورد اطلاعات ملی آمریکا»، تردیدی نیست که یکباردیگر، کانون توجه به عرصۀ مذاکره و تلاش های دیپلماتیک به منظور حل این مشکل معطوف شده است. گرچه، ایالات متحده اعلام نموده، حق انتخاب گزینه نظامی را کماکان برای خود محفوظ نگاهداشته است، فضای متین تری اکنون مهیا شده که مانع از آن خواهد شد، تا امور از کنترل خارج شوند. گرچه پیامد این رویدادها، منبع آرامشی برای من و بسیاری از ایرانیانی بوده است که نگران از احتمال بروز یک جنگ فاجعه بار بوده ایم، ولی در عین حال تردیدی نیست که این مسائل باعث تضعیف روحیه در میان شهروندان عادی که برای رسیدن به دموکراسی و حقوق بشردر تقلا می باشند و به پشتیبانی معنوی جهان چشم دوخته اند، منتج گردیده است. زیرا این شایعه مطرح گردیده است که آمریکا و متحدانش در برابر فشارهای رژیم اسلامی، در مناطقی چون لبنان، فلسطین، عراق و افغانستان، جا زده و عقب نشینی کرده اند. تبلیغات منحرف کنندۀ پیرامون این گزارش در رسانه های بین المللی و شیوۀ عملکرد ماشین های تبلیغاتی رژیم نیز، از سوی دیگر، باعث گردیدند تا حکومت اسلامی این گزارش را در اثبات بیگناهی خود و پیروزی بر «شیطان بزرگ» و پایوران اروپایی آن قلمداد نماید. در این راستا، میزان عدم درک صحیح و ارائۀ عمدی تفسیرهای نادرست در مورد محتوا و معنای واقعی این گزارش
تا آن حد رسید که مقام های کلیدی رژیم مذهبی باورمند به تبلیغات خود، عملا خواستار آن شدند که جمهوری اسلامی از تمامی سوء ظن ها و بدگمانی ها مبرا اعلام شود و پروندۀ اتمی ایران در شورای امنیت متوقف گردد و به آژانس بین المللی انرژی اتمی عودت داده شود.

این واقعیتی شد که در نتیجۀ انتشار گزارش «برآورد اطلاعات ملی آمریکا»، جمهوری اسلامی بتواند تا در بازی «موش وگربۀ» خود که در چندین سال اخیر با استادی، جامعۀ جهانی را درگیرکرده، زمان بیشتری بخرد. ولی درعین حال، بدیهی است که آنها نمی توانند بیش از یک مدت زمان محدود، از تعبیر غلط و غیر واقعی گزارش مزبور بهره مند شوند. خوشبختانه، درحال حاضر، مفاهیم گزارش «برآورد اطلاعات ملی آمریکا»، را می توان تا آنجا که به رژیم ایران مربوط می شود و نه آنطور که بعضی ها احتمالا به دلایل مسائل سیاست داخلی در آمریکا، بخواهند تفسیر نمایند، با دید روشن تری ارزیابی نمود. زیرا برآورد گزارش براین واقعیت مهر تایید می زند که رهبران مذهبی، با پنهانکاری، جهان را در قبال برنامه های خود برای تولید و کسب سلاح های هسته ای، فریب داده اند. چون براساس این گزارش، رژیم اسلامی تا سال 2003 برنامه های تولید سلاح های هسته ای را به مفهوم طراحی و فعالیت تسلیحاتی متوقف نکرده بود. بقیۀ گزارش، درحالی که اظهار نظرهایی را با «درجات مختلف اطمینان» ابراز می دارد، کاملا فاقد این نکات مهم است که دلایل اصلی گرفتاری های رژیم ایران با شورای امنیت سازمان ملل، کمتر به امور تسلیحاتی پنهان آن مربوط بوده، بلکه در ارتباط با ابهام و کوتاهی اش در همکاری شفاف با آژانس بین المللی انرژی اتمی از یک سو، و شتاب در تداوم تولید و تکمیل موشک های دوربرد، از طرفی دیگربوده است.

روشن تر بگویم، هرگز در این اصل تردیدی وجود ندارد، «تا هنگامی که مقامات ایرانی دقیقا به مسایلی که از آنها خواسته شده نپردازند، چیزی حل نخواهد شد». بنابراین جای شگفتی نیست که پس از تاخیری 30 روزه، یا قدری بیشتر، گروه 1+5 یکباردیگر به انتشار پیش نویسی پرداخته اند که اساس سومین قطعنامۀ تنبیهی شورای امنیت علیه ایران خواهد بود.

درداخل ایران، هفته های گذشته، ایامی پر از نگرانی و تشویش بوده است. اگرچه نگرانی از بابت دورنمای یک درگیری نظامی کاهش یافته، با اینحال تردید عمیقی در بارۀ این وضعیت احساس می شود که آمریکا و جامعۀ جهانی، ممکن است درقبال توقف تحریکات رژیم در مکان هایی چون عراق و افغانستان، آرمان توسعه دموکراسی و حقوق بشر را به کنار بگذارند. بی شک چنین اقدامی، از یک طرف باعث سردی و تضعیف روحیه در میان آزادی خواهان و جنبش های دموکراتیک در سراسرجهان خواهد شد و همچنین به نحو دهشتناکی، پیروزی را به آدمکشان و تروریست ها در سراسرخاورمیانه، تقدیم خواهد نمود.

به باورمن، تلاش وفشاری که اخیرا درسیاست خاورمیانه ای آمریکا متمرکز گردیده و برحل کشمکش طولانی اسرائیل و فلسطینی ها متمرکزشده است، تحولی مثبت است که امیدوارم در دولت آیندۀ آمریکا نیز ادامه یابد و حفظ شود. بدون تردید، حل این اختلاف 60 ساله، بطور کلی اساس و زمینه ثبات و اعتدال را در منطقه خاورمیانه تشکیل خواهد داد. مع الوصف، تردیدی نداشته باشید که مستبدان مذهبی درتهران، برنامۀ هائی برای خود تدارک دیده اند که با دیدگاه و تصورات مردمان منطقه و جهان از طریق حل این مشکل با ایجاد دو کشور(اسرائیل و فلسطین) سازگارنیست. رژیم مذهبی، مطمئناٌ توسط عوامل و متحدان خود در سوریه، لبنان و فلسطین، خواهد کوشید که با استفاده از تمام امکانات، پیشرفت چنین حرکتی را مسدود و منحرف سازد، تا این ابتکارهرگز جامۀ عمل نپوشد.


من معتقدم که بخشی از اظهارات پرزیدنت بوش در مورد ایران، در سفراخیرش به خاورمیانه، بیانگر درک دولت او از این واقعیت می باشد. البته این به اضطراب عمومی در مورد جاه طلبی های آشکار و درازمدت رژیم مذهبی در منطقه و تهدید به کشورهای عربی خلیج فارس دامن می زند و رژیم را به عنوان حکومتی مشکل آفرین قلمداد می سازد، صرف نظر از اینکه چه کسی زمام امور را در دولت بعدی آمریکا برعهده می گیرد.

درپایان باید به این واقعیت روشن اشاره کنم که طی سه دهۀ گذشته، از هنگام روی کار آمدن آیت الله خمینی و استقرارنخستین رژیم مذهبی در عصرنوین، ما شاهد ایجاد یک روند بی سابقه و رو به افزایش از خشونت های افراط گرائی مذهبی، جنگ و کشمکش بوده ایم. یک نگاه گذرا به تحولات منطقه در این مدت، یعنی در سرزمین هایی چون افغانستان، پاکستان، عراق، کویت، لبنان و اسرائیل، آشکارا بیانگر نکته ای است که عنوان نموده ام. عدم اطمینان به آینده، همراه با هراس دائمی از خشونت و بی ثباتی، مردم خاورمیانه را از ایجاد فضایی صلح آمیز و سودمند که بتواند تمام توانائی های بالقوه آنان را بکار گیرد، بازداشته است. پرسشی که توجه همگان را طلب می کند، این است که چه می شود کرد، تا از تکرار روند مشابهی برای 30 سال آینده جلوگیری نمود و یا چگونه میشود که در بهترین صورت، به چنین شرایطی پایان بخشید؟ از این دیدگاه، گزینش ها کاملاٌ روشن و آشکارند. بسیار ضروری است که نیروهای معتدل، اهل مدارا و روشنگر، در منزوی ساختن وخنثی کردن نیروهای سیاهی و تباهی که هیچگونه رحم و ندامتی در توسل به ترورهای انبوه، برای پیشبرد هدف های نفرت انگیزخود ندارند، موفق شوند. دراین «نبرد سراسری میان طرز تفکرهاست» که پشتیبانی محکم و تزلزل ناپذیرجهان غرب و ارزش های لبیرال- دموکرات، را برای تعیین برآیند نهایی، ضروری و واجب می نماید.

من باور راسخ دارم که مردم ایران، نقش عظیمی را در این نبرد بزرگ بر عهده خواهند داشت. به عنوان یک ملت، ما بطور مستقیم و بردبارانه، پیآمدهای یک حکومت ناشایست، فاسد و ستمگر را تجربه کرده ایم که در برآوردن نیازمندی های روزانۀ مردمش درمانده است، مردمی که تشنه ایفای نقش به حق خود، با توجه به شرایط و توقعات در قرن بیست و یکم هستند. من تردیدی ندارم که با استقرار یک دموکراسی سکولاردرایران، امری که همساز و همخوان با آرزوهای اکثریت ایرانیان است و با پایان گرفتن حمایت های رژیم از تروریسم، منطقه شانس خود را برای آغازی نو، به دست خواهد آورد. یک ایران دموکراتیک، طلیعۀ عصرنوینی خواهد بود که می تواند در طی یک نسل، چهرۀ خاورمیانه و ماورای آن را به نحو مثبتی، دگرگون نماید.

لذا اجازه دهید با این عبارت سخنانم را پایان دهم: امروز هم میهنان من در نبرد برای آزادی و حقوق بشر، نیازمند به پشتیبانی معنوی شما می باشند. برای ما ضروری است، اطمینان داشته باشیم که جهان آزاد، هرگز از مسیر اصول عالیۀ خود منحرف نخواهد شد.


به ما یاری کنید تا ما نیز در پیکار بزرگی که باید درآن پیروزشویم، شما را یاری رسانیم و بتوانیم در پیاده کردن، آن چشم انداز مثبت و مشترکمان موفق شویم و به تنش ها، خشونت ها و بی ثباتی ها پایان دهیم و صلح و تفاهم و آرامش را درخاورمیانه ترویج نمائیم.

 

   لینک به تارنمای ملوکانه اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

بیست و هشتم دی دو هزار و پانصد و شصت و شش شاهنشاهی

    اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی 

   حال و هوایی که در میان مبارزین از مهرماه امسال و پس از شنیدن سخنان ملوکانه پادشاه ایران٬ شهریار خوبان اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی٬ در شبکه تلویزیونی صدای امریکا پیش آمد٬ قطعن فضایی ستودنی و حاکی از ارادت عاشقان و دلدادگان ایران نسبت به ابرپادشاه و معبود ایران است.در این میان پتیشنی نیز٬ به حمایت از پرچمدار و مشعل دارمبارزه یعنی ذات همایونی اعلاحضرت -آنچنانچه خود حضرتش اراده فرموده اند تا پرچمدار پیغام آزادی ایران باشند-در بین وبلاگ ها پخش و منتشر شد. لازم است بگوییم٬ این پتیشن درعرض مدت کوتاهی رقم بسیار بالایی از امضا در حمایت از میراث دار فره ایزدی را تصاحب کرد و این رقم درحال افزون شدن است.

    شاید برای برخی از هم میهنان این تصور پیش آمده باشد که جمع آوری امضا برای حمایت از پرچمدار پیغام آزادی(رضاشاه دوم پهلوی) ابتکاری بوده از جانب دبیرخانه معظم له و یا به هر شکل و صورتی از سوی آن دبیرخانه ملوکانه ٬طراحی و اجرا شده باشد اما چنین مساله یی واقعیت ندارد و دبیرخانه ذات اقدس همایونی رضاشاه دوم در بیانیه یی صریح گفتند که دخالتی در جمع آوری امضاهای اینترنتی ندارند و البته آنطور که از متن بیانیه برمی آید٬ آن حضرت خرده یی نیز بر این اقدام میهن دوستانه عزیزان مبارز نگرفته اند اما صراحتن ارتباط وجود مبارک شان را با این اقدام اینترنتی٬ تکذیب فرموده اند.

  متن بیانیه را به شرح زیر می خوانید:

بیانیه دبیرخانه شاهزاده رضاپهلوی درموردنظرسنجی های اینترنتی 

۲۷دی ماه۱۳۸۶

هم میهنان عزیز٬

درجهان سرشارازامکانات اینترنتی٬امروزه هرفردی امکان آن راداردکه براساس ذوق٬مهارت وسلیقه ابتکار ویاایده ای راارائه نماید.دراین راستااخیراملاحظه شده است که زمینه هایی برای جمع آوری امضا و یا رای گیری برای پشتیبانی ازشاهزاده رضاپهلوی فراهم آمده است.

این دبیرخانه لازم میداندکه به آگاهی هم میهنان برساندکه این پدیده هاحاصل ابتکارات فردی فعالین سیاسی است وارتباطی باشاهزاده رضاپهلوی ودبیرخانه ایشان ندارد.

پاینده ایران

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

هشتم دی ماه دو هزار و پانصد و شصت و شش شاهنشاهی

     اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

   بی نظیربوتو نخست وزیر سابق پاکستان، رهبرحزب خلق(یاحزب مردم) کشور پاکستان و تنها بانویی که تا امروز توانسته بود در این کشور به مقام نخست وزیری دست یابد، حوالی عصر روز پنجشنبه ششم دی ماه امسال دقایقی پس از سخنرانی اش در پی یک عملیات تروریستی و انتحاری درشهر راولپندی واقع دراستان پنجاب جان باخت. شایان گفتن است، روانشاد بوتو رقیب سرسخت پرویزمشرف، برای دور بعدی انتخابات محسوب شده و از بدو حضورش در پاکستان در بیست و ششم مهرماه و پس از طی کردن سال ها تبعید، مورد تهدیدجدی گروهک های تروریست قرارداشت و البته از یک عملیات تروریستی پرتلفات نیز جان به در برده بود. گفتنی است، خانم بوتو از ناحیه گردن و سینه مورد اصابت گلوله قرار گرفته و دقایقی پس از انتقال به بیمارستان به علت شدت جراحات وارده درگذشت.لازم به گفتن است که در پاکستان تا امروز نیزعزای عمومی برقرار بوده و حالت فوق العاده کمابیش ادامه دارد. گفتنی ها حاکی است هواداران نوازشریف(نخست وزیرپیشین دولت پاکستان)ترور بی نظیربوتو را به پرویزمشرف نسبت می دهند٬ هرچند آقای مشرف صراحتن چنین اتهامی را رد کرده است.

   شکی نیست ریشه تمام این مشکلات یا بهتر بگوییم فجایع را بایستی در باورهای دینی و مذهبی تحمیل شده در سیاست جستجو کرد و یا اگر به صورتی واضح تر بخواهیم بگوییم کودتا یا انقلاب شوم سال57 در ایران سبب ساز رخدادهای غم انگیز بی شماری درسراسر دنیا شد که ترور این سیاستمدار فقید پاکستان تنها یکی از این موارد است .

   درست هم زمان با پخش و تاییدخبر درگذشت بی نظیربوتو، صاحب میهن مان٬پادشاه و خدایگان ایران ،ذات همایونی اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی اراده فرمودند تا پیامی را در این خصوص به ملت پاکستان که در غم کشته شدن این زن فقید به سرمی برند، ابلاغ کنند.معظم له این اقدام تروریستی را بی رحمانه خواندند و تصریح فرمودند که از دریافت این خبر متاثرشده اند.حاشا که همین سخنان همایونی شاه شاهان رضاشاه دوم ٬خود بیان کننده عمق رافت و همچنین توجه آن حضرت به رخدادهایی است که در گوشه و کنار دنیا در حال وقوع هستند. روح و جانمایه پیام ملوکانه پادشاه مان همواره و چون همیشه بر محور"دفاع از دموکراسی"،"طرفداری ازسکولاریسم" و "مبارزه باافراط گرایی دینی" استوار است. پیام شاهانه را در زیر می خوانید:

 پنجشنبه 6 دي 1386

از دریافت خبر تـرور بی رحمانۀ نخست وزیـر اسبق و رهبرحزب مـردم پاکستـان خانـم بی نظیر بوتو بسیار متاثر شدم.

او در دفاع از دموکراسی و طرفداری از سکولاریسم و مبارزه با افراط گرایی دینی جان خود را از دست داد.

شجاعت او در راه رسیدن به باورهایش قابل ستایش است.

من این مصیبت را به مـردم شریف پاکستــان، تمام مدافعــان دموکـراسی و سکولاریسم در جهان اسلام و بویــژه به مادر و همسر آن شادروان سرکارخانم نصرت بوتـو و جناب آقای آصف علی زرداری تسلیت می گویم.

رضا پهلوی

لینک به تارنمای ملوکانه اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  پیشاپیش فرا رسیدن سال نو میلادی را به تمام هم میهنان عزیزمسیحی ٬شادباش فراوان عرض می کنیم. بااین امید که سال ۲۰۰۸میلادی سالی سرشار از پیروزی و نیک بختی برای تمام مردم جهان ٬خصوصن هم وطنان مان باشد.

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

چهارم دی دو هزار و پانصد و شصت و شش شاهنشاهی        

      اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم

ز جام وصل می نوشم ٬ ز باغ عیش گل چینم

 

شراب تلخ صوفی سوز٬ بنیادم نخواهد برد

لبم بر لب نه ای ساقی و بستان جان شیرینم

 

لبت شکر به مستان داد و چشمت می به میخواران

منم  کز غایت حرمان نه با آنم نه با اینم

 

     پیرامون نشستی که شاه شاهان٬ پادشاه خوبان٬ شهریاردلیرایران٬ معبود ملت و آفتاب بی کرانه عالمتاب ٬ذات ملوکانه اعلاحضرت همایونی رضاشاه دوم پهلوی٬ در هفتم ژوئن امسال با چهل تن از نمایندگان مجلس فرانسه داشتند٬دیدگاه های همایونی را در ارتباط با"سرمایه گذاری دموکراسی در ایران" و"بی حاصل بودن هرگونه چانه زنی با رژیم اسلامی" خاطرنشان فرمودند. دریا کیان پور٬گزارشگر رادیو بین المللی فرانسه که ساعاتی چند را درخدمت ابرپادشاه سرزمین مان شاه شاهان رضاشاه دوم سپری کرد٬ پرسش هایی از محضر ایشان در ارتباط با نشست آن وجود مبارک با نمایندگان مجلس فرانسه مطرح کرد. در این گفتگو٬ذات اقدس همایونی بار دیگر تصریح فرمودند:" این نظام تنها در پی بدست آوردن تضمین های امنیتی برای بقای خود نیست. این نظام آمده است تا دیگر نظام ها را از میان بردارد" و همچنین متذکر شدند:" تنها راهی که پیش پای جهان است، سرمایه گذاری بر دموکراسی در ایران است" آن حضرت در پاسخ به پرسش خانم کیان پور که عرض کرد: نقش خودشما چیست؟پاسخ فرمودند:" نقش من همواره این بوده است تا از جایگاهی ملی و در راه هدف مشترکی که شرح دادم به نزدیکی و همسویی خانواده ها و نیروهای فکری و سیاسی ایران کمک کنم".در زیر متن کامل پیاده شده این گفتگو را به زبان فارسی ملاحظه می کنید(شایان توجه بازدیدکننده های عزیز٬اگرچه دیدار پادشاه ایران با نمایندگان مردم فرانسه در صحن مجلس پاریس ٬مربوط به بیش ازیکسال پیش می باشد٬اما سخنان کلیدی معظم له در گفتگوی زیر٬بسیار مهم و به نوعی بحث روز می باشد و حقیر آن را به روز رسانی کردم تا تامل و دقت کافی بر سخنان ملوکانه صورت گیرد):

رادیو بین المللی فرانسه: چهارشنبۀ گذشته، هفتم ژوئن، به دعوت گروهی از نمایندگان مجلس فرانسه، در نشستی با حدود چهل تن از آنان، مسئلۀ هسته ای ایران را مورد بحث قراردادید. نگرانی عمدۀ آنها دراین زمینه چه بود؟

اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی: این تنها موضوع گفتگوی ما نبود، گرچه یکی از نکات مهم مورد بحث بود. در این زمینه من به نمایندگان فرانسوی یادآوری کردم که چرا، بویژه دررابطه با آخرین بستۀ پیشنهادی گروه5+1، حکومت اسلامی در برابر دو گزینۀ بازنده - بازنده قرارگرفته است. از یک سو، با توجه به اتکای این نظام به جناح بنیادگرای خود، هرگونه عقب نشینی به معنای تضعیف و سرانجام شکست آن خواهد بود و، از سوی دیگر، رد بستۀ پیشنهادی نیز، با درنظرگرفتن ضعف اقتصادی کشور، منجر به اعمال تحریم هایی خواهد شد که از تحمل اقتصاد ایران خارج است. در هر دو صورت، نظام با گزینه ای بازنده روبرو است. من همچنین متذکرشدم که رویکرد به نظام فعلی ایران به عنوان دولتی متعارف، کارعبثی است. دراین جا با یک دیکتاتوری کلاسیک روبرو نیستیم، بلکه با استبدادی دینی روبرو هستیم که هدفی جز صادرکردن انقلاب بنیادگرای اسلامی خود به چهارگوشۀ جهان و اسلامی کردن دنیا ندارد. به تعبیرآنها، دنیای کنونی آنتی تز جهان آمالی شان است. هرگونه همزیستی با این نظام توهمی بیش نیست. این نظام تنها در پی بدست آوردن تضمین های امنیتی برای بقای خود نیست. این نظام آمده است تا دیگر نظام ها را از میان بردارد. اساس راهبردی این نظام برهمین بنیان استوار است و تنها مسئله زمان بندی آن است. در این راستا، به هردری می زنند تا به اهداف خود برسند: از بنیادگرایی اسلامی گرفته تا تروریزم و سلاح هسته ای. این آخرین حربه به آنها این امکان را خواهد داد تا در پناه آن تقابل و برخورد با قدرت های بزرگ را، بدون آن که به مرز غیرقابل بازگشت درگیری متعارف بیانجامد، ادامه دهند. ازاین طریق می خواهند، با اتکار به گروه های بنیادگرای کشورهای حوزۀ خلیج فارس، منطقه را در احاطۀ خود درآورده، برشریان حیاتی نفتی اقتصاد جهان سیطره افکنند. این تنها هدف آنها نیست. هدف نهایی، صدور انقلاب شان و برقراری حکومت الهی برزمین است.

رادیو بین المللی فرانسه: پیشنهاد شما به مخاطبین تان چه بود؟

اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی: همان نکته ای را متذکرایشان شدم که تا کنون بارها و بارها گفته ام تنها راهی که به راستی به حل عمده ترین مشکلات جهانی و منطقه ای خواهد انجامید، از بنیادگرایی اسلامی و گسترش تسلیحات تخریب دست جمعی و تروریزم گرفته تا بی ثباتی سیاسی و مناقشۀ بین اسرائیل و فلسطین، از حذف این نظام می گذرد. تنها راهی که پیش پای جهان است، سرمایه گذاری بردموکراسی درایران است. این نظام باید برود. والسلام! این را هم اضافه کنم که تغییر نظام در ایران خواست اکثریت مردم ایران نیزهست. این مردم خواستی جز پیوستن به جلگۀ کشورهای آزاد جهان ندارند. تنها مانع برسرراه شان همین نظام است. پس، به جای وقت کشی و اتلاف نیرو در چانه زنی های بی پایان و بی ثمر با این نظام که نتیجه ای جز تثبیت وضع کنونی نخواهد داشت، باید روی متحدین طبیعی دنیای آزاد در منطقه، یعنی جنبش دموکراتیک مردم ایران، سرمایه گذاری شود تا این نظام از میان برود. با این وجود، یک نکتۀ کلیدی را می بایست همواره به خاطر داشت: آیا ایران زودتر به دمکراسی دست خواهد یافت یا این نظام به نسلیحات هسته ای؟

رادیو بین المللی فرانسه: ولی، در شرایط کنونی، جامعۀ جهانی بیشتر به دنبال ادامۀ چانه زنی های دیپلماتیک با این نظام است تا، همانطور که شما گوشزد می کنید، راه یابی برای حذف و از میان بردن آن. آیا فکرنمی کنید گوش شنوایی برای سخنان شما وجود ندارد؟

اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی: فکرمی کنم که دنیا درحال دریافتن این موضوع است که دروغ گویی ها و دو دوزه بازی های این نظام ثمره ای جز وقت کشی و خریدن زمان برای آن در پی نداشته است. هسته ای شدن برای جمهوری اسلامی یک امرحیاتی است: این راه تنها طریق بقای این نظام در شکل کنونی اش و صدورانقلاب آن است. این انقلاب در ایران به شکست انجامیده است. تنها راه برای بقای اش سلطه یافتن برسرزمین های جدید است. این نظام به هیچوجه به دنبال همزیستی با دنیا نیست. محرکین اصلی آن را علمداران بنیادگرایی اسلامی تشکیل می دهند. عناصری که دنیای آزاد برایشان دشمن شمارۀ یک محسوب میشود. گول نخوریم و چشمان خود را برابعاد گستردۀ تخریب و ویرانی حاصل از اعمال این جماعت بازکنیم.

رادیو بین المللی فرانسه: پرزیدنت بوش متذکرشده است که تمامی گزینه ها برای حل مشکل هسته ای ایران روی میز قراردارند. آیا، به عقیدۀ شما، حملۀ نظامی برعلیه ایران قابل تصوراست؟

اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی: همواره گفته ام و باز هم تکرارمی کنم: حملۀ نظامی به ایران نه تنها غیرقابل قبول است که کاری را نیزاز پیش نخواهد برد. برای بوجود آوردن تغییردرایران، چنین سناریویی لازم نیست. کافی ست از مخالفین درون مرز و از نیروهای دموکراتیک برون مرز حمایت لازم به عمل آید تا دست دردست یکدیگر نافرمانی مدنی وسیعی را در سطح ملی سازمان داده، نظام را ساقط کنند. منظورمن دراینجا این نیست که دولت های خارجی نظام کنونی ایران را تغییردهند، خیر! این بخود ما ایرانیان برمیگردد. اکثریت ایرانیان خواستار تغییر این نظام اند و دنیا باید از این خواست مردم ایران پشتیبانی کند. مثالی می زنم: تبعیض نژادی درآفریقای جنوبی زمانی پایان گرفت که نقطۀ پایانی به نظام سیاسی حاکم برآن کشورگذاشته شد. ماندلا و یاران او ساز- و- کارآن نظام را درست ارزیابی کرده بودند و از همین رو از دنیا خواستار اعمال مجازات هایی علیه آن شدند. همان ساز- و- کارها در مورد کمونیزم و فاشیزم نیزکارکرد داشتند. آنچه ما ازدنیا می طلبیم، حمایت جدی جامعۀ بین المللی برای پایان نهادن بربنیادگرایی و شیوع بیمارگونۀ آن است.

رادیو بین المللی فرانسه: این روزها از نزدیکی محتمل دولت های ایران و آمریکا صحبت به میان می آید. آیا اعتقادی به این قضیه دارید؟

اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی: از همان روزنخست، حکومت ایران برحول یک شعارمحوری می چرخید و آن "مرگ برآمریکا" بود، کشوری که "شیطان بزرگ" خطاب اش می کنند. پرچم آن را لگدمال می کنند و می سوزانند. این تنها تبلیغ سیاسی نیست. اصل اساس اعتقاد آنهاست. آمریکا نماد برجستۀ جهانی است که برعلیه آن اعلام جنگ کرده اند. چگونه انتظاردارید که این نظام با دشمن اصلی خود باب آشتی و همزیستی را بازکند؟ به اعتقاد من، ازمحالات است.

رادیو بین المللی فرانسه: به عقیدۀ شما آیا ایران حق دستیابی به فنآوری هسته ای، چه صلح آمیز و چه نظامی، را دارد یا خیر؟

اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی: تا آنجا که به فنآوری مربوط می شود، این از بدیهیات است. فراموش نکنید که ایران پیش از انقلاب این حق را داشت و امروز، نظامی که ادعای دفاع از این حق را دارد، همان نظامی است که مقصراصلی درازمیان بردن این حق بوده و هست. پیش از انقلاب، همین کشورهایی که امروز درپی اعمال مجازات هایی برعلیه ایران هستند، یعنی آمریکا، فرانسه و آلمان، با یکدیگردررقابت بودند تا بهترین فنآوری هسته ای را به نازل ترین قیمت در اختیارایران قراردهند. بدون این انقلاب، ایران امروز صاحب حدود سی نیروگاه هسته ای می بود. با این حال، حق فنآوری هسته ای را با حق شلیک هسته ای یکی نگیریم: این نظام برای بقا و به انجام رساندن اهداف خود نیتی جز مسلح شدن به سلاح هسته ای ندارد.


رادیو بین المللی فرانسه: بنابراین، شما از کشورهای غربی می خواهید که از اپوزیسیون دموکراتیک ایران پشتیبانی به عمل آورند؟

اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی: یک نکته را فراموش نکنیم: دنیای آزاد نه تنها وظیفه دارد از اصول اساسی آزادی و برابری دفاع کند، که موظف است در بسط این اصول اساسی به کشورهایی که از نبود آنها در رنج هستند نیزکوشا باشد. ایرانیان از خود می پرسند که آیا کشورهای غربی این اصول و مزایای آنها را تنها برای خودشان می خواهند یا دیگران، از جمله ما ایرانیان، نیزشایستگی برخورداری از این اصول اساسی را داریم؟ به غربی ها می گویم: اگرتوان و وقت خود را همراه با ما در نبرد برای دموکراسی صرف نکنید، معنایی جزاین نخواهد داشت که در بیانات خود در زمینۀ آزادی و حقوق بشرحسن نیت ندارید. وقتی از جانب دولت های غربی می شنوم که از دوستی با ایران سخن می گویند این انتظار را از آنها دارم که در عمل به حمایت شفاف از ارادۀ مردم ایران برای تحقق دموکراسی در کشورخود همت گمارند. امروزه، حفظ وضع کنونی دلیل اصلی ادامۀ روند اختناق، ضرب و جرح، زندان و شکنجه ای است که هم میهنان من را در زیر ستم نگهداشته است. راه حل دموکراتیک نه تنها برای مردم ایران که برای جهان آزاد نیز مفید واقع خواهد شد.

رادیو بین المللی فرانسه: منظورشما از " اپوزیسیون دموکراتیک " چیست و نقش خود شما در این جنبش کدام است؟

اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی: هرگروهی که به اصل دفاع از آزادی، دموکراسی و حقوق بشر پای بند است می تواند به آن بپیوندد. هرفردی که پای بندی خود به یک دموکراسی لائیک، متکی بر اعلامیۀ جهانی حقوق بشر، را اعلام می دارد، می تواند به اپوزیسیون دموکراتیک ایران بپیوندد. فکرمی کنم که امروز تمام حرکت ها و خانواده های فکری و سیاسی می توانند دست به دست یکدیگرداده، در راه این هدف مشترک کوشا باشند. در به روی تمامی آنهایی که به این اصول اعتقاد دارند و از قبل به دنبال تحمیل پیش شرطی نیستند و قوانین بازی را قبول کرده و نهایتا حاضر به قبول ارادۀ ملت اند، بازاست.

رادیو بین المللی فرانسه: و نقش خود شما؟

اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی: نقش من فدراتیو است. نقش من همواره این بوده است تا از جایگاهی ملی و در راه هدف مشترکی که شرح دادم به نزدیکی و همسویی خانواده ها و نیروهای فکری و سیاسی ایران کمک کنم. فکرمی کنم پیش از آنکه ایران به آزادی دست یابد و مردم آن در موقعیتی قرارگیرند که بتوانند حاکمیت خود را اعمال کنند، هیچ موضوع دیگری نباید درالویت قرارداده شود. تنها الویت کنونی ما می بایست آزادسازی میهنمان، نهادینه کردن دموکراسی و جدایی دین از دولت و پایان دادن به نظام دین سالار کنونی باشد. این هدف مشترک ماست و هم- رایی ملی می باید بر مرزبندهای ایدئولوژیک و سیاسی غلبه کند. آنتی تز جمهوری اسلامی دموکراسی و مشارکت تمام نیروهایی است که به اصول و ارزش هایی که به آنها اشاره کردم پای بند هستند. ایمان دارم که این پیام حرف دل اکثریت قاطع ملت ایران است. از طرف دیگر، احساس می کنم که شمارروزافزونی از دولتمردان غربی به عمق مشکل و ریشۀ آن پی برده، درپی بازنگری جدی در رویکرد خود به مسئله و نظام کنونی ایران اند. آنها در پی راه حل مناسبی می گردند. این راه حل، از دیدگاه ما، از گفتگو با اپوزیسیون دموکراتیک ایران می گذرد. دنیا می تواند به دنبال راه حل هایی باشد که از دیدگاه ما غیرقابل قبول خواهند بود، از جمله دخالت نظامی در ایران. چنین گفتگویی به ما این اجازه را خواهد داد که برای آنها مواضع و دیدگاه خود را تشریح کنیم و به صورت مستدل ثابت کنیم که چرا و چگونه یک جایگزین واقعی در سطحی گسترده و با ابعادی عینی درحال شکل گیری است. این جایگزین شامل مخالفین درون مرز و اپوزیسیون دموکراتیک برون مرز می شود و در پی آن است تا حرکت هایی عینی و کارآمد در راه برقراری دموکراسی در ایران ترتیب دهد. از این طریق خواهد بود که ما دوستان ایران را شناسایی خواهیم کرد.

از سایت ایران ب ب ب به خاطر قرار دادن این گفتگوی ارزشمند سپاسگزاریم.

لینک به تارنمای ملوکانه اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

یکم دی ماه دو هزار و پانصد و شصت و شش شاهنشاهی  
 
       اعلاحضرت رضا شاه دوم پهلوي
 
    ماجرای پیچیده و مبهمی امروز٬ ذهن ملت ایران و همینطور دنیا را مشغول ساخته است و همواره دو راه به شکل ادواری از سوی دنیا مطرح می شوند:
 
۱- سازش و پای میز مذاکره نشستن با رژیم واپسگرایان اسلامی.
۲- گزینه نظامی و حمله به خاک ایران.
   بی شک هر دو راه برای ملت ایران زیان آور هستند و صدالبته اگر کمی عمیق تر به این دو راه بنگریم٬ برای رژیم اسلامی سودمندند. در میانه غوغای مردان دنیای سیاست برای مطرح نمودن این دو راه و به نوعی سیر پینگ پونگی احمقانه٬ جهت فرصت بخشیدن به حکومت دستاربندان تا بتوانند به سلاح اتمی نزدیک تر شوند٬ شاه شاهان و فرزانه ترین انسان٬ همان بزرگ پادشاهی که بهای یک گوشه چشم او تمام خلقت خداوندی ست٬ ذات ملوکانه اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی - که جان ناقابلم فدای نام ایشان باد- همواره و در هر مقاله و یا پیامی بر"راه سوم "تاکید می فرمایند. معظم له بر این جمله گهربارشان بارها و به عناوین وشکل های گوناگون پای فشردند: "تجهــیز و پشتگرمی دادن به ملت ایران، بجای جنگ و یا مذاکرات بیهوده و بی انتها".
   کمی منصفانه و بادید بازتر نگاه کنیم  آنچه می تواند به سود ملت ایران و تمامیت ارضی ما قرار گیرد٬پذیرفتن این نظر و گردن نهادن بر امر همایونی است. وگرنه شل کن- سفت کن  همچنان ادامه خواهد یافت تا هم ج.ا را به مقاصد شوم خود نزدیک ترکند و هم اینکه بنیادگرایان و اسلام پناهان با بهره جستن از مظلوم نمایی٬ خود را در صحنه جهان طور دیگری جلوه دهند.
   سه شنبه بیست و هفتم آذرماه امسال٬ذات همایونی ابرپادشاه ایران اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی اراده فرمودند تا مقاله یی را در نشریه نیوزویک بین المللی newsweek به قلم ملوکانه نگارش کنند. مقاله همایونی با این عنوان آغاز می شود:«ایران و ایرانیان را نباید هرگز با دیکتاتوری مذهبی حاکم برکشور اشتباه گرفت». ذات اقدس همایونی شهریار ایران در این مقاله به مقوله "روحیه شهادت طلبی مرگ و خرافات"و شکست چنین روحیه یی درغلبه بر روح ملت ایران می پردازند و ضمن بیان مخالفت آشکار با حمله نظامی به میهن شان ایران٬ تصریح می فرمایند باید فرصت داد تا مذاکره و دیپلماسی نیز زمان لازم خود را طی کند. رضاشاه دوم در ادامه خاطرنشان می کنند:"آنــان که "روش" را با "هدف" اشتباه می گیرنــد و می اندیشنـــد که می شـود از طریق مذاکره با جمهوری اسلامی به راه حل نهایی رسید، موجب تاسف هستند".
   معظم له ضمن فرمایشات شان بحث انتخابات در حکومت الله را٬ قدرتمندانه به چالش کشیده و فرمودند:"علیرغم آن که حکومت اسلامی همواره به انجام انتخابات متعددی که برگزار نمـوده است، مباهات می کند، حقیقت این است که هیچ  یک از این به اصطلاح انتخابات نه آزاد بوده اند و نه بی طرفانـــه". این جمله اعلاحضرت نیز باز گواه بر این حقیقت انکارنشدنی است که رژیمی تا این اندازه شیاد و دون پایه٬ در هیچ فرمولی قابل اصلاح نبوده و تنها راه نجات ایران٬ جایگزینی آن با یک آلترناتیو مردمی و سکولار است. 
  برگردان فارسی مقاله منتشره اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی شاهنشاه ایران زمین را در زیر ملاحظه کنید:

«ایران و ایرانیان را نباید هرگز با دیکتاتوری مذهبی حاکم برکشور اشتباه گرفت»
اززمان گروگـان گیــری سال ۱۹۷۹، اوضاع میان ایــران و آمریکـا در یک حالت جنگ اعلام نشده ای قـرار دارد که با تحریکات ملایــان آغـاز گردیــده و با مرور زمــان رو به وخامت فزاینده ای نهاده است. از آن زمان تا کنــون «آمریکا ستیـزی» علنا نقش غیرقابل انکاری را بعنـــوان اساس و پایــۀ اصلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایفـــا نمـوده و مذهبیون حاکم بر ایران همــــواره سیاست مقابله با منافع آمریکا و متحدانش را در سراسر جهان و بویژه در خاورمیانه و جهان اسلام دنبال نموده اند.

امروز، نتایج حاصلــه از تقریبا سه دهــه، تبلیغـــات ماجراجویانــه و وحشت آفرین، بدلیل نگرانی جدی دربـــارۀ اهداف اتمی ایـــران، همراه با ایجاد تشنج در مناطقی بمانند عراق، لبنان، فلسطین و افغانستان، به نحوی تشدید یافتــه که شایعۀ خطرناک یک درگیــری مهیب را در منطقه رواج داده است.

در طی سالیان متمادی، مردم ایران، هزینه پرداز سیاست های خصمانه و ناخوشایند رژیم بوده اند که موجب انزوای کشور در جهان، و سرکوب و فقر ایرانیان در داخل شده است.

علیرغم آن که حکومت اسلامی همواره به انجام انتخابات متعددی که برگزار نمـوده است، مباهات می کند، حقیقت این است که هیچ یک از این به اصطلاح انتخابات نه آزاد بوده اند و نه بی طرفانـــه و یا براساس ضوابطی که مانـــع از شرکت کاندیداهــای حقیقی مردم در پروسه انتخابات نگردد. انتخاب شخص احمدی نژاد چنان شرم آور بود که حتی بعضی از رقبـــای دست چیـــن شـــدۀ او ماننــد، رئیس جمهور سابــق و رئیس پیشیـــن مجلس، او و طرفدارانش را علنا به «تقلب و دست کاری» در صندوق های رای متهم کردند.

بنابراین، حقیقت توام با واقعیت آنست که ایران را نباید هرگز با دیکتاتوری مذهبی حاکم برکشور اشتباه گرفت و حسابشان را از هم جدا ننمود. حقیقت دیگری که باید به آن توجه نمــود آن است کـــه روحیــۀ «شهادت طلبی، مرگ و خــرافات» آنچنان که در جمهوری اسلامی نهادینه شده است، از ابتدا در غلبــه بر روح ملت مـــا، شکست خــورده است که بهترین شاهد آن دفاع شجاعانۀ بانــوان و جوانــان است که حدود هفتاد درصد از جمعیت کشور ما را تشکیل میدهند.

جمهوری اسلامی در ضمن از دست دادن پشتیبانــی ملت ایران، اینک علاوه بـر روبرو بودن با جدی ترین بحران بین المللــی در طول حیات خود، هم زمــان و همچنان درگیــر چندین مسئلۀ بحرانی داخلی نیـــز می باشد که در اصل حاصـل، اقتصاد بیمار و متزلزل متاثر از فساد و رشوه خواری است. در این شرایط تنها امیـــد رژیم برای باقی ماندن در مسند قـــدرت، تهدید دنیــای خارج به منظور جلوگیـــری از هر عکس العمل جـدی و یا هرگونه مداخلــه درجهت کمک رسانی به مــردم ایران، هم زمان با پـــرداختــن و تشدید سیاست سرکوب و ارعاب مردم در درون کشور، می باشد.

من به دفعــات مخالفت خود را با حملــۀ نظامی به میهنم ابـــراز کرده ام. ضمنـا تردیدی نیست که باید فرصت داد تا مــذاکره و دیپلماسی نیز زمان لازمـۀ خود را طی کند. ولی آنــان که "روش" را با "هدف" اشتباه می گیرنــد و می اندیشنـــد که می شـود از طریق مذاکره با جمهوری اسلامی به راه حل نهایی رسید، موجب تاسف هستند.

در تحلیل نهایی، راه مقابله با تهدید ناشی از کسانی که نام اسلام را به بهای نابـود کردن آرامش و رفاه ملت ایران سیاه کرده اند، تنها می تواند با آنچه که من آن را بعنوان «راه سوم» نام می برم، به مبارزه و رویارویی خوانده شونـــد. یعنی: «تجهــیز و پشتگرمی دادن به ملت ایران، بجای جنگ و یا مذاکرات بیهوده و بی انتها».

درحالی که درگیری کنونی کلا بر روی اهداف اتمی ایران تمرکز دارد، اغلب ایـرانیان امیدوارهستنــد که این مقابل فرصتی را فراهم کند، تا بــا پشتیبانی معنوی جهانــی، آنان بتوانند با موفقیت، حاکمیت مستبـــــد و مذهبــی را با یک حکومت دموکـــرات سکولار جایگزین نمایند.

تا آن زمان که آزادی، دموکراسی و حقوق بشر، مورد اجرا و احترام کامل یک حکومت مسئول در تهران که به رفاه ملتش متعهد باشد، قرارگیرد، صلح و امنیت در خاورمیانه و دیگر نقاط جهان همواره در خطردائمی خواهد بود.
 
لینک به تارنمای ملوکانه پادشاه ایران رضاشاه دوم پهلوی
 
.....................
   پیشاپیش فرا رسیدن سال نو میلادی رابه تمام هم میهنان عزیزمسیحی ٬شادباش فراوان عرض می کنیم. با این امید که سال ۲۰۰۸میلادی سالی سرشار از پیروزی و نیک بختی برای تمام مردم جهان خصوصن هم وطنان مان باشد.
+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

بیست و دوم آذر دو هزار و پانصد و شصت و شش شاهنشاهی  

       اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

   نوزدهم آذرماه خورشیدی برابر با دهم دسامبر میلادی ٬"روزجهانی حقوق بشر" بار دیگر گذشت . حقوق بشر که برای ملت ستم دیده ایران دیگر واژه دور از تصوری است. از آن روز تاریک و غمباری که شاهنشاه فقیدآریامهر٬ میهن خویش را ترک گفتند و آن خاندان عظیم الشان تبعیدی طولانی را آغاز کردند٬ حقوق انسانی مردم ایران لگدکوب تازه واردانی جاهل و غاصب شد که هرگز برخاسته از مردم و یا جزیی از مردم نبودند که بیگانگانی بیش نبوده و نیستند. هر روز و ماه و سالی٬ از سلطه دستاربندان اهریمن گذشت "حقوق طبیعی و اولیه هم میهنان"بیشتر آماج تفکرات پوسیده و اقدامات ماجراجویانه و نابخردانه حکومت الله شد.

   یگانه منجی ایران و برترین سرور فرزانگان و محبوب قلب عاشقان وطن٬ شهریارخوبان٬ شاه شاهان٬مهربان ترین مهربانان و معبود ملت ایران اعلاحضرت همایونی رضاشاه دوم پهلوی برای خاطر این روز٬اراده فرمودند تا پیامی صادر کنند. پیامی که از جانب نگار است و روح فزا. پیامی تازه از سوی ابر انسانی وصف ناشدنی که یاد و نام "او" آرامش بخش دل هاست:

ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار

ببر اندوه دل و مژده دلدار بیار

 

نکته روح فزا از دهن دوست بگو

نامه خوش خبر از عالم اسرار بیار

 

تا معطر کنم از لطف نسیم تو مشام

شمه یی از نفحات نفس یار بیار.

 

  متن کامل پیام معظم له به شرح زیر است:

هم میهنان عزیزم،

امروز در سالروز جهانی حقوق بشر و در آستانـۀ شصتمین سالگــرد صدور اعلامیۀ جهانی حقوق بشر و بهنگامی که سازمـان ملل متحد آمادۀ برپــایی برنامۀ یک سالـه برای بزرگداشت این منشور تاریخی است، تمام مواد این اعلامیه در سرزمین ما زیرپا نهاده میشود.

مضحک است، در حالـی که میـراث اخلاقی و فرهنگی ملت ما، یکــی از مهمتریــن عوامل الهام بخش حقوق بشر بشمار میرود، شهروندان ایرانی، از بیشتر آزادی های اولیه محروم هستند.

امروز سازمان عفــو بین الملل و دیگر سازمان های ناظــر، ایــران را تقریبا در ردۀ بالای لیست کشورهای ناقض حقوق بشر قرار میدهند.

طی ۲۸ سال گذشته، هیچ بخشی از جامعــۀ ایران، از ستم ها مصون نبــوده است. زنان، جوانان، کارگــران، روزنامه نــگاران، روحانیــان مستقل، کشاورزان، دانشگاهیان، اقلیــت های مذهبی و قومی، همه به نوعی، هدف خشونت های آشکار قرار گرفته اند.

رهبران جمهوری اسلامی، نهایت تلاش خود را برای خدشه دار کردن تصویر شکوهمند کشور ما انجام داده اند و مردمان ما را به عنوان مُبلغان تروریسم، افــراد متعصب و ناسازگار و سرشار از تنفرمعرفی کرده اند. آنان برای حفظ و بقای قدرت سیاسی نامشروع خود، حقوق فردی شهروندان ایرانی را، در مسلخ ایدئولوژی واپسگرا قربانی کرده اند.

برای من کاملا روشن است که ملت ما به زودی خود را از کابــوس کنونی رها ساختــه و میراث راستین خویش را بعنوان دژ محکم حقوق بشر و نگاهبانان آزادی و کرامت بازپس خواهد گرفت.

من با پشتیبــانی کامل از فعالیت های سازمان ملل در پیشبــرد حقوق بشــر از هم میهنانم و نیز از جامعۀ جهانی می خواهم که یک صدا و باتفاق، با تمامی شیوه های نقض حقوق انسانی شهروندان ایرانی که توسط دیکتاتوری ملایان اِعمال میشود، مخالفت ورزند.

خداوند نگهدار ایران باد
رضا پهلوی
 
لینک به سایت همایونی رضاشاه دوم پهلوی
+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

نوزدهم آذر دو هزار و پانصد و شصت و شش شاهنشاهی

         اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

ای که برماه از رخ مشکین نقاب انداختی

لطف کردی سایه یی بر آفتاب انداختی

 

گنج عشق خود نهادی بر دل ویران ما

سایه دولت برین کنج خراب انداختی

 

باده نوش از جام عالم بین که بر اورنگ جم

شاهد مقصود را از رخ نقاب انداختی

 

   روزهای نخستین آذر امسال "احمدزکریا"٬ گزارشگر نشریه پرتیراژ الوطن چاپ کویت، موفق شد به محضر همایونی شاه شاهان اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی شرف یاب شود و کسب اجازه از آن حضرت داشت، تا مصاحبه یی را با معظم له انجام دهد.این مصاحبه با توجه به وضعیت بحرانی منطقه و همچنین لگداندازی های حکومت جور و جنایت اسلامی و دیدگاه های چندگونه یی که نسبت به موقعیت و سیاست کشورهای عربی وجود دارند، بسیار استراتژیک و شایان اهمیت بود.

   آنچه در زیر مشاهده می کنید٬ حاصل پرسش های احمد زکریا و پاسخ های ملوکانه اعلاحضرت رضاشاه دوم می باشد. پیش از آنکه گفت و گو را بخوانید ذکر این نکته را لازم می دانم ، گزارشگر عرب زبان نشریه الوطن، با نوع و شیوه سخن گفتن با پادشاهان چندان آشنا نبوده و در ضمن سوالات خود٬ از آن حضرت ٬رعایت القاب و شئونات صحبت را نکرده است و گاهی حتا اعلاحضرت را تنها با نام "رضا پهلوی" خطاب کرده که به علت رعایت در امانت نوشتاری، تغییری در آن ندادم و پیشاپیش از هم میهنان عزیز و میهن پرست٬ به خاطر شیوه صحبت گزارشگر عرب و بی تجربگی وی پوزش می خواهم:

الوطن: چاپ کویت
احمد زكريا
سه شنبه 6 آذر 1386

برگردان فارسی مطابق با متن عربی است.

تیتر(جمله یی از فرمایشات ذات کبریایی اعلاحضرت):

تلاش میکنم تا نظامی دموکراتیک و لائیک برپا شود، و (خود) ملت ایران مسئلۀ بازگشتنم را به قدرت تصمیم خواهد گرفت...

 

و اینک جزییات این گفتگو:

احمدزکریا: بطورکلی، نظرتان دربارۀ سیاست های رژیم ایران، چیست؟

 اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی: باید طبیعت بنیادگرایی رژیم مذهبی در ایران را مد نظر قرارداد، تا بتوانیم نیت های او را درک کنیم. از سال 1979 میلادی، سران رژیم، از خود خمینی گرفته، شروع به صادرکردن ایدئولوژی تندرویانۀ (خود) کردند. هدف اساسی رژیم ایران، همانا قراردادن دیگر رژیم ها (ی منطقه) در همان چارچوب نظام خود بود. آنهم به هدف تاسیس خلافت اسلامی جدید شیعه، که در قانون اساسی (خودشان) هم اشاره شده است. برای برآورده شدن این هدف، رژیم تلاش میکند، تا فشارهای داخلی اش (برمردم ایران) ادامه داشته باشد، و در عین حال در خارج ایران، دست به اختلافات منطقه ای و جهانی میزند، تا کسی متوجۀ معایبش (درداخل) نشود.

ا.ز: آیا خواهان دوباره بازگرفتن سلطنت ایران هستید؟

 اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی:من به جوهر آیندۀ ایران، و نه به شکلش اهمیت میدهم. هدف سیاسی من درحال حاضر، رهبری حمله ای قوی، علیه رژیم مذهبی و خلع آن، و تبدیل کردن آن به رژیمی مدرن، لائیک، دموکراتیک و پارلمانی. هنگامی که این هدف برآورده شد، ملت ایران به صندوق های رای میرود، و با آزادی تمام، کسی را که بر آنها حکومت کند، انتخاب می کند. آیندۀ من را خود ایرانیان، تعیین می کنند. و من آمادۀ خدمت به آنها هستم، در هرجایی که مناسب می دانند.

ا.ز:ارزیابی شما نسبت به اعدام هایی که از سوی رژیم ایران صورت میگیرد، چیست؟

اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی: رژیم ایران با مشت خفه کننده، و با نیروی وحشی گری خود، و سرکوب هرآنکس برعلیه او قیام کند، هم چنان ادامه می دهد. (رژیم حاکم برایران، تحمل هیچ نوع مخالفتی را از سوی مردم ندارد. او از آغاز با بکارگیری وحشی گری در سرکوب مخالفانش، تا حال حاضر، این سیاست را ادامه داده است). رفتارها و اعمال نادرست (غیرانسانی) همانند، اعدام های علنی، سنگسار زنان، و اعدام جوانان خردسال، شیوه های وحشیانه ای است، که رژیم آن را بکار می برد، تا به کسانی که از او جدا میشوند، (مخالف او هستند) هشدار دهد. (درواقع) این شیوه ها با زندگی شرافتمندانۀ انسانی (کاملا) مغایرت دارد.

ا.ز: دیدگاه تان نسبت به روابط ایران با کشورهای عربی چیست؟

اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی: قبل از هرچیز، بایستی در پی دولتی دموکرات و مسئول در برابر شهروندانش باشیم، این دولت سعی خواهد کرد، فضایی از اخلاص و گرمی با همسایگانش داشته باشد. برآن دولت لازم است که نیرویش را بهدرندهد، چون منطقۀ ما، عرصۀ تاخت وتاز میان شرق و غرب، و شمال و جنوب بوده، همانند دوران جنگ سرد. امروز همان کشمکش ها را داریم، ولی بصورت های مختلف تجلی می کند، از جملۀ آنها خطرتسلیحات، و افزایش مسابقۀ تسلیحاتی درآن.

درآینده، ما از طریق دوباره بازسازی پیمان ها و تقویت روابط فرهنگی و حل اختلافات قدیمی و سرمایه گذاری با کشورهای منطقه، تلاش خواهیم کرد. زمان هم تمام زخم ها را خوب می کند، تاریخ و آیندۀ ما، بهیچ وجه از هم جدا نمی شوند. به این نسل امیدوارم، و از طریق دوستانی که در منطقه دارم، (میتوانم بگویم) که امکان تحقق آن در آینده نزدیک بسیاراست.

ا.ز: شما چگونه تهدیدهای رژیم ایران به کشورهای حوزۀ خلیج (فارس)، مبنی بر استفاده از سلول های خوابیده (عواملش در این کشورها)، جهت تخریب را ارزیابی می کنید؟

اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی: این همان طبیعت (چهرۀ واقعی) رژیم نظامی ایران است. پای بندی اش به صادرکردن ایدئولوژی خود، شکل های گوناگونی دارد، شدیدترین آنها، استفاده از ابزار تروریسم و مهمات نظامی است، (که خود اینها) ابزار او در سیاست خارجی اش می باشند. رژیم ایران در بکارگیری هر شیوه ای برای تحقق این ایدئولوژی تردید نخواهد کرد، حتی اگر (رسیدن به این هدف) منجر به بهم ریختن ثبات و امنیت کشورهای همسایه شود.

ا.ز:رضا پهلوی را درکجای لیست اپوزیسیون ایران قرارمی دهید؟

اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی: نقشی حیاتی در متحد کردن تمام گرایش های اپوزیسیون انجام میدهم، تا اینکه، بنا براصولی یگانه، گرد هم آیند، تا در برابر دشمن مشترک قرارگیرند.

ا.ز: آیا یک اقدام نظامی آمریکا علیه ایران را پیش بینی می کنید؟

اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی: قبلا مخالفت خود را با هرنوع حملۀ نظامی برعلیه کشورم را اعلام کرده ام. راه بهتری هست با هزینه ای کمتر و قانونی، که همان کمک به ملت ایران است، تا اینکه خودش، و با دست خویش، خود را از این رژیم نجات دهد. فشارهای مردم بر رژیم، بهمراه فشارهای اقتصادی، و سیاسی جهانی، به ملت ایران، کمک خواهد کرد، تا این رژیم را سرنگون کند.

ا.ز: موضع شما نسبت به فعالیت های اتمی ایران چیست؟

اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی: آنچه که واضح است، کشورهایی که در قبل از انقلاب اسلامی، تکنولوژی هسته ای را در اختیار ایران، قرارمی دادند، امروز با هم متحد شده اند، تا تحریم هایی را علیه رژیم (فعلی درایران) اتخاذ کنند، تا مانع شوند، این رژیم دارای آن تکنولوژی باشد (که بتواند از آن استفادۀ نظامی کند). این مسئله به شفافیت و مسئولیت برمی گردد. (حدود) سه دهه از نظام مذهبی درایران (می گذرد)، شاهد چهرۀ سرکوبگرانۀ این رژیم، و پشتیبانی اش از تروریسم و به خطر انداختن (ثبات) منطقه و عدم شفافیتش را دیده ایم. رژیم (در داخل) بر برگ ملی گرایی متعلق به حاکمیت ایران و حقش در داشتن این تکنولوژی بازی می کند. این رژیم باید بداند که ایران، و قبل از اینکه او بقدرت برسد، این حق را قبلا هم داشت، و در نتیجه باید بداند که رفتار و اعمالش باعث شده، که این حق ایران در داشتن تکنولوژی هسته ای، بدلیل اینکه خود او اعراف و قوانین جهانی را محترم نمی شمارد، نادیده گرفته می شود.

دراینجا لازم است، اشاره کنم، که رژیم ایران، براین باوراست که داشتن بمب (اتمی) راز بقایش خواهد بود، چون به اعتقاد او این بمب از او وزنه ای خواهد ساخت، آنهم در شرایط وخیم نیروی نظامی معمولی اش، درمقایسه با غرب. ( به باور رهبران رژیم) زیرچتربمب اتم، این رژیم می تواند به تروریست پروری اش ادامه دهد. در اینجا پرسشی مطرح است، که آیا جهان تحمل آنرا خواهد داشت؟ به اعتقاد من خیر.

ا.ز: موضع شما نسبت به ایرانیانی که ریشه های عرب دارند، چیست؟

اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی: ایران یک کشوری است که دارای 70 میلیون جمعیت، و قرن ها اقوام و فرهنگ ها و ادیان (ومذاهب) مختلفی را همچون یک موزائیک دربرگرفته، غنی بودن تمدن ایران، بعلت ذوب شدن همۀ این هویت ها بوده است. به اعتقاد من، کرد، عرب، بلوچ، (لُر، آذری) و شیعه و سنی و مسیحی و کلیمی، باید چنین حس کنند، که دربرابر قانون مساوی هستند (و از حقوق مساوی برخوردارهستند). یگانه راه تضمین این مساوات برقراری رژیم دموکراتیک و لائیک، مبتنی بر اعلامیۀ جهانی حقوق بشر. و این چیزی است که جهت تحقق آن تلاش می کنم.

ا.ز: آیا آرزو میکنی که پادشاه ایران شوی؟ اگرشدی رفتار شما با کشورهای حوزه خلیج (فارس) و بویژه کویت چگونه خواهد بود؟

اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی:(تمام) تلاشم این است که میهنم را (ازچنگ) رژیم فعلی آزاد کنم. اما مسئلۀ آرزویم، این خود ملت است که نوع و شکل نظام حکومت آینده را تعیین می کند. با در نظرگرفتن تاریخ کشورم، من مطمئن هستم که نظام پادشاهی مشروطه، همانند آنچه که در ژاپن، و اسپانیا، و انگلستان، و سوئد هست، مناسب خواهد بود (بهترین گزینه خواهد بود)، تا دموکراسی در کشورمستقرشود، و به رشد و توسعه کمک کند.

من مطمئنم که منطقۀ ما شاهد دوره ای تازه از دوستی و امنیت و رفاه خواهد شد. برای برقراری روابطی دوستانه با کشورهای همسایه، نسل من یک روز را، و یا فرصتی را، از دست نخواهد داد، تا به این هدف برسد. اعتماد و دوستی را پایه گذاری، و از کشمکش ها دوری خواهیم کرد. من به روابط میان دو ملت ایران و کویت افتخارمیکنم. بسیاری از خانواده ها، و در طول سالهای متمادی، روابط محکم (ی میان دو ملت) از طریق ازدواج ها، بوجود آورده اند.

ا.ز: نظرشما نسبت به جزایراماراتی (ایرانی)، مورد اختلاف با ایران، چیست؟

اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی: بسیار (بین ما) مسایل مشترک هست که میتوان برپایۀ آنها با برادران در امارات، روابط سازنده داشته باشیم. دورۀ کشمکش و رویارویی به دورۀ اعتماد و دوستی تبدیل خواهد شد.

ا.ز: آیا اعتقاد دارید، که ایران در مسئلۀ عراق دخالت منفی دارد؟

اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی: بسیاری از دلایل مادی هست که نشان میدهد ایران بطورمنفی در امور (داخلی) عراق دخالت میکند. و این دو دلیل دارد، اولی، اینکه رژیم ایران نمی تواند در برابر یکی از همسایگانش که در حال برقرارساختن ثبات داخلی اش، و تشکیل دولت لائیک و مدرن می باشد، ساکت بماند (بی تفاوت باشد). دوم اینکه، کمک به نا آرامی ها در عراق، به جمهوری اسلامی این فرصت را میدهد، تا درکشوری که دو شهر مقدس شیعیان، یعنی نجف و کربلا، وجود دارد، نقشی داشته باشد.

 

از سایت محترم ایران ب ب ب برای قراردادن این مصاحبه ارزشمند سپاسگزاریم.

سی و یکم اردیبهشت سال هشتاد و هفت خورشیدی٬ تجمع میدان بیست و چهار اسفند(میدان انقلاب)را فراموش نکنیم.

پس از نگارش:
   یک ساعت پس از به روز رسانی پست حاضر ، نخستین فردی که پیام گذاشت- و پیام او را در بالای نظرات با نام مریم ملاحظه می کنید-پافشاری می کرد، مصاحبه بالا متعلق به ذات ملوکانه اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی نیست٬ بلکه جعلی است و ایشان چنین مصاحبه یی انجام نداده اند. البته این خانم -که آدرس وبلاگی هم از خود نگذاشته و به نظرمی آید از حرفه یی های اخبار سیاسی هم نباشند-دلیلی برای سخن شان نیاوردند، جز اینکه گویا محتوای سخنان همایونی به مذاق وی خوش نیامده و عجبی نیست وقتی که انسان های معمولی مطلبی را، فرای درک و حیطه شعور خود بشنوند، آسان ترین راه پیش پای آنها انکار است و به نوعی پاک کردن صورت مساله. بنده به این عزیزخوش طینت و تازه وارد توضیح دادم و حتا لینک مربوطه را در سایت ذات اقدس همایونی رضاشاه دوم  در پاسخ به او درج کردم والبته این هم وطن، دقت نکرده و بار دیگر اعتراض خود را با یک نام دیگر و به صورت خصوصی ثبت کرد، بر آن شدم تا لینک مصاحبه آن حضرت را با نشریه عرب زبان الوطن قرار دهم تا جای شک وشبهه یی باقی نماند. شایان توجه است غیر از بنده بسیاری از وبلاگ ها و سایت های مبارز و میهنی "گفتگوی اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی با نشریه الوطن"را بازتاب دادند، از جمله سایت ایران ب ب ب – که لینک آن را در پایین مصاحبه می بینید- و خوب این هم وطن ساده و صادق مان اگرچه می توانند، با تمام سایت های نامبرده گلاویز شوند و به آنان اعتراض کنند اما عقل سلیم فرمان می دهد که ما در برابرواژه واژه درج شده در سایت پادشاه ایران ،سر تعظیم و کرنش آورده و زبان به کام بگیریم .

   یک فرد ایرانی٬ اگر آگاه اجتماعی باشد قاعدتن رهبری و سروری پادشاه ایران را پذیرفته و بر هیچ فرمایشی ازسوی ایشان خرده نمی گیرد و باور دارد:"چه فرمان یزدان چه فرمان شاه..."و آن کسی که خودش را خارج از سیطره فرمانروای ایران" رضاشاه دوم "دانسته و تعلقات دیگری(!!!)دارد، نمی فهمد و بر "نفهمیده "حرجی نیست برود و به تعلقات خودش بپردازد. حقیر ادعا و افتخاری جز خدمتگزاری و چاکری دربار رضاشاه دوم پهلوی شهریار ایران وشاه خوبان ندارم و جز ارادت به خاندان بزرگ سلطنت پهلوی٬ بضاعتی در چنته نیست. به قولی:

سعدی افتاده یی ست آزاده

کس نیاید به جنگ افتاده.

لینک مصاحبه اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی باالوطن 

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

بیست و ششم مهرماه دو هزار و پانصد و شصت و شش شاهنشاهی  

           اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر

بازا که ریخت٬ بی گل رویت بهار عمر

 

از دیده گر سرشک چو باران چکد رواست

کاندر غمت چو برق بشد روزگار عمر

 

این یکدو دم که مهلت دیدار ممکن است

دریاب کار ما که نه پیداست کار عمر

    بحثی که از آغاز استقرار و به دنبالش استبداد رژیم خون و خشونت اسلامی، در تمام محافل روشن اندیشان ایران و خارج از ایران مطرح بوده و هست مقوله " نقض آشکار حقوق بشر"در زیر سلطه این خون آشامان است.

   فجایع دلخراش این سال ها خصوصن: اعدام های بی محاکمه در سال های آغازین انقلاب پنجاه و هفت، قتل های زنجیره یی، اجرای حکم وحشیانه سنگسار، اعدام خردسالان و نوجوانان و...همچنین محدودیت های بی پایه یی که برای زنان در تمامی عرصه ها به وجود آورده شده و اعمال خشونت بر جوانان تنها به جرم جوانی، سرکوب وحشیانه روزنامه نگاران و ایجاد محدودیت برای هنرمندان در شکلی وسیع و...همه نشان از این دارند که حکومت جمهوری اسلامی در صدر ناقضین تمام مفاد حقوق بشر در جهان است. همین مساله همیشه دغدغه سازمان های مربوط به کنترل بر اجرای حقوق بشر بوده و همواره  ارگان های مزبور کوشیدند تا این شرایط مهلک را در ایران بهبود بخشند اما همیشه با سرکشی مقامات رژیم وقت روبه رو شده و این تلاش ها ثمری نبخشید. مسوولین وقت ایران، آشکارا مخالفت خود را با قوانین حقوق بشر اعلام کرده اند و هر صدایی را در داخل مرزها که به نفع حقوق حقه ملت ایران سخن می گفت در "بند دویست و نه زندان اوین " خاموش ساخته اند.

   این وضعیت، حاکی از نیاز و ضرورت برای یک اقدام فوری و قاطعانه است. به خصوص پس از اعدام هایی که این چند وقت اخیر و در ملاعام صورت گرفت به شکل کم مانندی احساسات مردم را در ایران و سراسر جهان جریحه دار ساخت و نیاز به یک قانون فوری٬ برای لغو اعدام در ایران را بسیار حتمی و ضروری نشان داد. اما روی ملت بی پناه و سرکوب شده ایران، همیشه به جانب خدایگان و پادشاه غربت نشین است و حتا در اوج ناکامی و محنت٬ همواره نام و کلام حضرتش آرامش بخش دل های زخمی مردم ایران است . بنابراین چهارشنبه هجدهم مهرماه٬ابرپادشاه ایران٬ وارث اورنگ کیانی٬ بزرگ خردمند ایران وسرور دانایان٬شاهنشاه عادل٬ وجود مبارک و ملوکانه اعلاحضرت همایونی رضا شاه دوم پهلوی اراده کردند٬ تا پیامی را با این مضمون به ملت ایران ابلاغ فرمایند.

   متن پیام معظم له را در پایین ملاحظه می کنید:

  رضاپهلوی

چهارشنبه18مهر1386

امروز هرگونه تاکید بر فوریت و ضرورت اقدام عاجل در زمینۀ نقض فاحش حقوق بشر در ایران نمی تواند اغراق آمیز باشد. رویارویی روزافزون اقشار گوناگون جامعه با حاکمیت، دیکتاتوری مذهبی را برآن داشته است تا برای حفظ ارکان قدرت خود سخت تر و با قساوتی هرچه بیشتر با مخالفان برخورد کند. در این شرایط بحرانی من یک تلاش جمعی قاطعانه در مورد مبارزه با پایمال کردن حقوق بشر در کشورمان را ضروری می بینم.

امروز، دهم اکتبر که بعنوان روز جهانی برعلیه مجازات اعدام شناخته شده است، من تیمی از هم میهنانمان را برگزیده ام تا درارتباط با حقوق بشربخش جدیدی را به تارنمای من بیافزایند. تلاش برای پایان دادن به اعدام، شکنجه و دیگر مجازات های وحشیانه بخشی از مبارزه برای استقرار دموکراسی در کشور عزیزمان است. این مقوله نمیتواند ازکوشش در راه سرنگونی رژیمی که برای بقای خود ملت را سرکوب و جهان را وحشت زده میکند مجزا باشد.

نقض حقوق بشر نگرانی مشترک تمامی ایرانیان صرف نظر از گرایشات سیاسی آنان است. من از همکاری تمامی گروه های سیاسی و سازمان های حقوق بشر که صادقانه در زمینۀ استقرار آزادی و دموکراسی و برعلیه پایمال کردن حقوق بشردر ایران فعالیت میکنند به گرمی استقبال میکنم.

من باوردارم که تبادل اطلاعات، راهکارها و تخصص ها میتواند به میزان قابل ملاحظه ای به بالا بردن آگاهی عمومی جامعه یاری رسانده و همبستگی لازم برای مبارزۀ همه جانبه برعلیه نقض مستمر حقوق بشر را فراهم آورد.

افزون بر جمع آوری مدارک، اسناد و آمارها در مورد خشونت های بی رحمانۀ رژیم جمهوری اسلامی، تیم مذکور نیروی خود را وقف هشیارکردن وجدان جمعی جامعۀ بین المللی کرده برآن خواهد بود تا پلی از اعتماد و تفاهم میان نیروهای مختلف مخالف نقض حقوق بشر در ایران بوجود آورد. امروزبرای اکثریت ما ایرانیان کاملا روشن شده است که یا باید با تقویت همبستگی ملی در مقابل خشونت و بی عدالتی های رژیم دست در دست یکدیگر به گونه ای یکپارچه ایستادگی کنیم و یا محکوم خواهیم بود که فرد فرد و در انزوا توسط نیروهای رژیم واپسگرا سرکوب شویم.

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

بیست و چهارم مهر دو هزار و پانصد و شصت و شش شاهنشاهی 

            اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی

می خواند دوش درس مقامات معنوی

مرغان قافیه بسخند و بذله گوی

تا خواجه مِی خورد به غزل های پهلوی

    چنانچه می دانید ولادیمیر پوتین ریاست جمهوری روسیه٬ در سفری رسمی عازم تهران شده تا در کنار سران کشورهای حوزه دریای مازندران٬ جلسه یی را پیرامون حل و فصل مساله تقسیم مرز آب های این دریا به انجام برساند و از آنجایی که طرف حساب تمام کشورهای حوزه دریاچه و شوربختانه نماینده ایران اکنون٬ سران پلید رژیم اسلامی هستند٬ حاشا انتظار نمی رود نتیجه یی درخور منافع ملی به دست آید. از آنجا که وجود اقدس و همایونی اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی پادشاه و ابرمرد ایران و سرور بی چون و چرای ملت٬ همواره دغدغه یی جز آسایش مردم و حفظ منافع میهن شان ندارند٬ اراده فرمودند تا پیامی را به ملت شریف ایران ابلاغ فرمایند حالیا:

بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست

بگشای لب که قند فراوانم آرزوست

 

متن پیام معظم له به شرح زیر می باشد: 


دوشنبه ۲۳ مهرماه  ۱۳۸۶

هم میهنان عزیزم،

همچنان که می دانید، رئیس جمهوری روسیـه، ولادیمیر پوتین، روز سه شنبه ۲۴ مهر ماه جاری، برای شرکت در اجـلاس ســران کشــورهای حــوزۀ دریــای مازندران، در سفـــری رسمی راهی تهران خواهدشد. بــر اساس آنچه رسانه هــا و مقامات جمهوری اسلامی اعلام داشته اند، هدف از برگـــذاری چنین گـــردهمایـی در پایتخت میهن مان، رسیــدگی، و در صورت توافــق طرف های مذاکره، حــل و فصل"مسئله ی مرزهــا" و تقسیم آبهــا و منــابع زیست محیطی و معــدنی دریای مازندران است. در این زمینــه لازم دیـــدم نکاتـی چند را با شما هم میهنــان عزیــزم و خطاب به حاکمان کنونی ایران و همچنین جامعه جهانی و دولت روسیه، بیان دارم.

حکومتگران اسلامی بــرای بقای نظام سیاسی خــود از هیچ ابــزاری رویگـردان نبـوده، و تا روز سرنگونی شان، نخواهنــد بود. اینان، که با شعار توخالــی "نه شرقی نه غربی" به قدرت رسیدند، برای خروج ازانزوای خود ساختــه، نه از حراج منابــع انــرژتیک ایران، به غربی و به شرقی، فروگذار کرده اند و نه در به باد دادن بهترین فرصت های تاریخـی بـرای رشــد اقتصادی ایران و گسترش نفوذ فرهنگی و سیاسی میهن مان، درنگ کرده اند. هم اینان میروند تا بار دیگر با قربانی کـــردن منافع ملی ایــران در شمال میهن عزیزمان، شاید چند صباحی به عمر نظام فرتــوت خود بیفزایند. دیگر کیست که نداند که بــرخی قدرتها، چه در غرب و چه در شرق، با "ورق ایران" پای میز معامله و چانه زنی با یکدیگر نشسته اند؟

از اینرو، خطاب به جامعۀ جهانی و دولت هـای ذینفـع اعــلام میدارم کــه دولت ملـی آیندۀ  ایران، برخاستــه ازارادۀ دمکراتیک ملت ایران، تـَن به هیچ قـرارداد و یا معاهده ای که منافع ملی ما را، در هر زمینه ای که باشد، نادیده گرفته و یا زیر پا گذاشته باشد، نخواهد داد.

خداوند نگهدار ایران باد

رضا پهلوی

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

هفتم مهرماه دو هزار و پانصد و شصت و شش شاهنشاهی

      

   اعلاحضرت رضا شاه دوم پهلوي

  

   مصاحبه یی را که ذات مبارک اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی با صدای امریکا(میزگردی با شما)در بیست و چهارم سپتامبر امسال٬ برابر با دوم مهرماه داشتند شنیده اید. گفت و گویی با احمدرضابهارلو٬در همان گیر و داری که محموداحمدی نژاد سرگرم خوش رقصیدن برای مقامات امریکابود٬ تا سخنان پوچ خود را توسط رسانه های مقتدر دنیای آزاد٬ به گوش همه برساند. در صورت تمایل می توانید متن کامل گفت و گوی معظم له را در وبلاگ نسل من نسل آتش وخون بخوانید و یا در سایت voa news صدای امریکا به صورت آنلاین تماشا کنید.

 

   یکی از نکات قابل توجهی که در فرمایشات آن حضرت دیده می شد این بود که ایشان پیرامون سفر احمدی نژاد به امریکا گفتند:"سوال من این است که فرض کنیم اگر از خود من مثلن می خواستند بروم در دانشگاه تهران سخنرانی بکنم٬ یا مطلبی را عنوان بکنم که با آن جمهوری اسلامی را زیر سوال ببرم٬ آیا این فرصت را کسی مثل من می توانست در کشوری مثل ایران داشته باشد؟ و بروم حرفم را بزنم و بعد صحیح و سالم بتوانم از آن محیط بیایم بیرون؟ سوال اینجاست"

 

  بله نکته دقیقن همین است که اعلاحضرت به آن اشاره کردند و مانند تمام جمله های شان٬ چنان با صداقت و شفاف بیان فرمودند که جایی برای ابهام یا توجیه  کسی باقی نمی گذارد.

   این احمدی نژادی که با ادعاهای رنگارنگ به دوره گردی و سالوسی در کشورهای متعدد جهان مشغول است به عنوان یکی از مقامات مسوول این رژیم حتا در ذهن خودش٬ پاسخی برای این پرسش نمی یابد.

 

   آقای احمدی نژاد! شما که می خواستید با خانواده های داغدار یازدهم سپتامبر٬ دیدار و همدردی کنید و از اینکه جلوی تان را گرفتند خشمگین شدید٬ تکلیف آن همه زندانیان سیاسی که هموطن شما هستند و تنها به جرم اندیشه خود٬ زیرداغ و درفش این خون آشامان - که شما هم یکی از آنان بوده و هستید-قرار دارند چیست؟ آیا بهتر نیست جای این همدلی های فرمایشی٬ لحظه یی به پیشینه و حال خودتان بنگرید؟

   آقای محمود احمدی نژاد! مگر شما نبودید که در کره شمالی٬ سال ها آموزش تک تیراندازی و روش های ترور مسلحانه را آموختید؟ مگر تمام ایران شما را به عنوان "زننده تیرخلاص" در اعدام های سیاسی نمی شناسند؟ مگر حضور شما در واقعه شوم "گروگانگیری در سفارت امریکا"- که ضربه یی سنگین به حیثیت ایران بود- از خاطره دنیا پاک می شود؟ شما را با تسلای بازماندگان یک واقعه تروریستی چه کار!!!

   آقای احمدی نژاد که می گوید:"وقتی امریکا و اسراییل بمب اتمی دارند٬ چرا ما نباید داشته باشیم؟"شایان گفتن است او بارها و به شکل های گوناگون همین موضوع را طرح کرده است. تنها باید در پاسخ وی گفت: تمام این کشورها٬ درعصرحاضر حتا یکبار هم از این سلاح ها به عنوان تهدید در جهان استفاده نکردند٬ حال آن که حکومت اسلامی بدون بمب اتم و با راه انداختن و تقویت گروهک های تروریستی به شکل های رسمی و غیر رسمی٬ آتش جنگ را در تمام دنیا برافروخته و حتا جوانان خودش را به باد داده است. وای برحال شان زمانی که مجهز به سلاح اتمی هم بگردند.

   

  هیهات تا کی باید دغل کاری این دلقکان را در عرصه سیاست جهان ببینیم و خاموش بمانیم؟ تا کی؟

در زمانه یی که وارث و معبود ایران و محبوب قلب های عاشق میهن، رضاشاه دوم پهلوی دارند آرام آرام وارد دهه چهارم حضورشان در تبعید و غربت می شوند٬ عده یی ایرانی نما لب به تحسین یک "تروریست عقب مانده" گشوده اند که دارد با ملت امریکا همدردی می کند. شک ندارم آن هایی که احمدی نژادها را باور می کنند، به دو دسته تقسیم می شوند:

   دسته نخست که شیوه هنرنمایی سران ج.ا را بلدند و همین بازی را دوست دارند تا به تعبیر اعلاحضرت (زمان بخرند)و دسته دوم که با کمال تاسف یا نمی فهمند و یا منصفانه تر قصد ندارند از شعورشان استفاده کنند.

   جالب این جاست که رییس دانشگاه کلمبیا "پالینگر" نیز با صراحت احمدی نژاد را یک دروغ گو خواند و به گونه یی با وی حرف زد که از حضور در محیط دانشگاه احساس شرم بکند٬ اما...

   اعلاحضرت در یکی از گفت و گوهای شان با یک رسانه اروپایی در ارتباط با بازگشت به ایران فرمودند: "این برای من٬ نه یک رویا ٬که یک یقین است".

   من و توی ایرانی چرا نمی خواهیم نقشی ساده و کوچک٬ حتا با کلام و رفتارمان برای تجلی هرچه زودتر این مهم در ایران داشته باشیم؟؟

   هم میهن عزیز! امثال احمدی نژادها که امروز در جمع مردم امریکا حاضر می شوند و با آن ها دست می دهند و خوش و بش می کنند٬ یقین داشته باش که به خون تمام ملت ها از جمله ایران تشنه اند. احمدی نژاد و یارانش بنا به فرموده اعلاحضرت٬ دغدغه یی جز صدور این انقلاب و پیوستن به دنیای آخرت ندارند و به خون غلتیدن ملت و نابودی ایران٬ برابر چشم های شان کوچک ترین اهمیتی ندارد.

این ها دارند از ذهن های کوتاه بعضی ایرانی ها، سکوی پرش برای بلند پروازی های خود٬ درسیاست جهان می سازند. وای بر من و توی ایرانی اگر هنوز بخواهیم ساکت بمانیم.

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

دوم مهر دو هزار و پانصد و شصت و شش شاهنشاهی

       اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی 

 

ای فروغ حسن ماه از روی رخشان شما

آبروی خوبی از چاه  زنخدان شما

 

عزم دیدار تو دارد جان برلب آمده

بازگردد یا برآید٬ چیست فرمان شما؟

 

کی دهد دست این غرض؟ یا رب که همدستان شوند

خاطرمجموع ما٬ زلف پریشان شما

   باز هم سال تحصیلی دیگری آغازشد. بازهم نوجوانان ایران این گل های تازه شکفته٬ قدم به مدرسه خواهند گذاشت. قدم به مدرسه یی که با وجود تلاش و کوشش خود و معلمان شان، آینده روشنی را برای شان رقم نخواهد زد. زیرا پایه های علم و تربیت در ایران کنونی ما٬ همانند سایر ارگان های فرهنگی، لرزان و متزلزل است. امسال ظاهرن ابتکار جدیدی هم به شیرین کاری های رژیم افزوده شده تمرین قرائت قرآن امری اجباری شده است و دانش آموزان مجبور به خواندن قرآن با لهجه کامل عربی هستند. امری که بی شک تحمیلی سنگین برای معلم و دانش آموز است. شوربختانه آن چه درحیطه آموزش و پرورش امروز٬ بی قدر و اعتبارترین است همانا علم است و مسایل حاشیه یی ٬مثل لهجه عربی و حفظ حجاب و...مهم ترین!! تلقی می شوند. این نیز یکی از محاسن حکومت الله است و شاید اگر وضعیت چندسال دیگر ادامه یابد- که البته امیدواریم این گونه نباشد-دیگر مدارس کشور ما، رسمن به حوضه های علمیه تبدیل شوند.

    مانند هرسال، پدر ملت و صاحب بی چون و چرای ایران، ذات مبارک اعلاحضرت همایونی رضاشاه دوم پهلوی اراده کردند٬ تا پیامی به دانش آموزان عزیز ایران ابلاغ فرمایند. قابل توجه تمام محصلین عزیز ایران باید گفت٬ شهریار خوبان اعلاحضرت رضا شاه دوم - که امروز هست و نیست مان در دستان ایشان است- مانند شما و پشت همین میز و نیمکت ها درس خواندند. آن مهر فروزان نیز چون شما زمانی سرگرم مشق نوشتن٬ دغدغه امتحان و...بودند. بی تردید اعلاحضرت با توجه به پیگیری وضع تحصیل در ایران امروز٬ درک و تحلیل کافی و مناسبی نسبت به بحران مدارس در شرایط کنونی دارند و شما دانش آموزان عزیز و آینده ساز ایران٬ در زوایای ذهن مبارک آن حضرت جایگاهی ویژه دارید.
   آنچه در پایین می خوانید٬ متن کامل پیام معظم له به مناسبت آغاز سال تحصیلی۲۵۶۶-۲۵۶۷ شاهنشاهی برابر با ۸۶-۸۷ خورشیدی است. لازم به گفتن است پیام ایشان از سایت ایران ب ب ب برداشته شده و از مدیریت این سایت سپاسگزاریم:

دبيرخانه رضا پهلوي

هم میهنان عزیزم،

ســال جدید تحصیلی رابـه شمـا وبویژه به دانشجــویان و دانش آموزان که آینده سـازان ایران فــردایند تبــریک می گویم. سال جدید تحصیلی رادر حالی شــروع می کنیم که کشورما باز هم بدلیل ناکارآمدی و کارنادانی سردمداران نالایق رژیم درشرایطـی بــس بحرانــی وبغرنج بسرمی برد. متاسفانه کشور ما درحالی بســوی انزوای نزدیک به مطلق پیش می رود کــه شایـد در تاریخ انسانی هیچـگاه مانند امروز، مرز میان ملتها برداشته نشده است. جهان کنـونی که به مـدد تکنولـوژی پیشرفته واینترنت به واقع بـه یک "دهکده جهانی" تبدیل شده است.

در این دهکده ی جهانی همگان در تلاش اند که با دانشهـا، فنّاوریها، اختراعـات و اطلاعات هرچه بیشتر، گـوی سبقت را ازیکدیگر بربایند. این فرآیند تکاملی که کلیه ی بشریت را دربرگرفته است، متاسفانه درست همزمان است با حاکمیت نزدیک به سه دهه ی تاریک اندیشی، جهل پــروری، جـزمیت مذهبی و حتا اشاعه ی خـرافات و جهان نگریهـای آرکائیک ماقبل تاریخ و جادویی برکشورما.

با سلب حق حاکمیت از ملت و به انحصـار درآوردن آن توسط ولی فقیه و اشرافیت مافیایـی او، جامعـه ی ایـرانی که باید در ردای یـک جامعه ی عقلانی در گسـتره ی جهانی شدن جای ویژه و مناسبت خود را می یافت، به جامعه ای خرافی و جادویی مبدل گشته است که در آن از گردش آزاد اطلاعات خبری نیست و نتیجـه ی آن عقب ماندگی فاجعه آمیز در سطح جهانی است. بارکمرشکن این عقب ماندگی بیش از همه بردوش جوانان ما سنگینــی می کند که ازآزادیهـای اجتماعــی، دانشها، فنّاوریهـا، هنــرها، زیبایی ها، شادیهـا و یک زندگی شغلــی و خانوادگــی مناسب، محـــروم و بی بهــره مانده اند. طبیعــی است که این محرومیتها و فشــارها و زورگوییها واکنش بحــق جوانان را برمی انگیــزد. پاسخ استبـداد مذهبی حاکــم به این واکنشــها، طالبانـــی کـــردن فرهنگ و میلیتاریزه کــردن جامعــه و سیاسـت بوده است. ولـی این دور و تسلسل خرافه و خشونت دیـری نمی پاید و ملت ایران در فراینـد تطـور علمی و پیشرفت جهانــی شـدن سرانجام جامعه ی جهـل و جنون و جزمیت را از میان بـرخواهــد داشــت و راه را بـرای جامعــه ی عقلانــی و اعتـلای آزاد آن با اعــاده ی حق حاکمیت به ملت هموارخواهد ساخت!

ما باید برای فرارسیـدن آن روز با عزمی راسخ هریک به سهــم خود تلاش کنیـم. من اعتقاد دارم بـا مقـاومت و پایداری می توان این خواسته را ممکن ساخت.

خداوند نگهدار ایران باد
رضا پهلوی

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

هفدهم تیر دو هزار و پانصد و شصت و شش شاهنشاهی

    18تیر

    هجدهم تیر از دیرسال روزی مهم و البته تلخ و غمناک برای ملت بوده و هست. گمان می رود این روز به صورت یک سمبل برای آزادی خواهان درآمده باشد. روزی که با وقایع ناگواری نیز عجین بوده و می تواند طلیعه ی خوشبختی هم باشد. درباره سالگرد این رویداد مهم٬ ذات همایونی اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی نیز بیاناتی داشتند٬ که جمله به جمله اش قابل توجه و درخور تامل است و حقیر آنچه را مهم تر و به نوعی گل کلام ایشان می دانستم در زیرمی آورم(قابل توجه دوستداران که متن کامل این پیام را می توانید در وبلاگ ایران آزاد بخوانید):

   "آن روز که جنبش دانشجویی پرافتخار ایران با خیل عظیم بی  کاران و رنج بران شهر و روستاپیوند برادری زند نظم مردمی نظام ضدمردمی اصول گرایان و مهرورزان و اصلاح طلبان و دلالان دین فروش را به سوی فروپاشی خواهدکشاند".

    اگر به این جمله دقیق تر شویم درمی یابیم محرک و سازنده ی یک اتفاق مهم در ایران یقین می توانند دانشجویان عزیز ایرانی باشند. نظام های جور و خشونت همیشه از نام دانشجو می ترسند و پر واضح است دانشجویان می توانند عامل موثر برای به میدان آمدن اقشار عادی و عامی جامعه نیز باشند که زیر چتری به نام وحدت کلمه رو به سوی پیروزی حرکت کنند. (لازم به گفتن است عکس بالا از وب سایت مشروطه خواهان سلطنتی برداشت شده است و از حجت عزیز سپاسگزارم).

+ نوشته شده در  ساعت  به دست مریم   |  مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin

 
<